Le prime 200 righe.
خوش برگشتین آمادهاین تا دوباره بریم سراغ داستانمون؟
همونطور که یادتون میاد، جین به صورت تصادفی باردار شد
و دکتری که مسئول این قضیه بود... خب
خواهر رافائل، یعنی لوئیسا بود
دیوونهکنندهتر از این مسئله این که جین بچهدار شد
اما حالا توی یه مثلث عشقیه بزرگ گیر کرده
از یک طرف... رافائل، پدر بچهاش
و از طرف دیگه... مایکل، نامزد سابقش
و دیشب هم این اتفاق افتاد
اوه، پترا، همسر قبلیـه راف رو یادتونه؟
خب، اونم آخرین اسپرم رافائل رو دزدید
و به خودش تزریق کرد
و حالا توی یه وضعیت دشوار گیر کرده
ببینید، اون به میلوش بدهکاره
دوست پسر سابقم خیلی عوضیه
و حالا برگشته تا طلبشو پس بگیره
باید با من ازدواج کنی
!میدونم
درست مثل سریالای لاتین شده، مگه نه؟
پس بیاین شروع کنیم
توی زندگیمون روزایی هست که همیشه توی خاطرمون میمونه
...برای من روز
ربطی نداشت، ببخشید
داستان راجب من نیست
توی زندگی زنان ویلنووا روزایی هست که همیشه توی خاطرشون میمونه
دوازدهم ژوئن یکی از همون روزاس
اما اول از همه، اجازه بدین یه پیشزمینه بهتون بدم
اینجا جین رو داریم که فقط 14 ماهشه جین... 14 ماهه
!مامان
و سیومارا تازه 18 سالش شده سیومارا... 18 ساله
مامان، میخوای امشب بریم رستوران لاروزا، باشه؟
یالا، مامان. میدونم صدامو میشنوی
امشب بیخیالم شو، سیومارا
منم
بالاخره معلوم شد که امشب میتونم بیام پاساژ
لعنتی! باید برم
!جین، چیکار داری میکنی؟
ترجمه: دارم روی دیوار نقاشی میکشم
نه، نه، جینی! آخ، آخرین چیزی که واسه امروز لازم دارم همینه
...اگه مادربزرگت ببینه
اشکالی نداره، عزیزم. باید تمیزش کنیم
اما افسوس، باز هم اثرش باقی موند
زمان حال چیزای مهم همینطور هستن
توی اون لحظه همه چیز برای جین مشخص شد
بالاخره تونست نوشتهی روی دیوار رو بخونه
دلت میخواد که با مایکل باشی
اوه، خدای من. انگار امروز یه نفر
خیلی حالش خوبه
واو! مایکل؟
!آره، مایکل
به خودشم گفتی؟
نه، هنوز نه
اول باید به رافائل بگم
حتی نمیدونم چطوری بهش بگم
جین میخواد مایکل رو انتخاب کنه؟ - از کجا میدونی؟ -
دیشب از دستگاه کنترل بچه شنیدم
ظاهراً "یه بوسهی حماسهای" با هم داشتن کلماته خودشه، نه من
واقعاً هم حماسهای بود
جین خبر داره که همه چی رو شنیدی؟ - نه، مانیتور رو خاموش کردم. نمیخواستم راجبش صحبت کنم -
حرکت خوبی بود. اگه منم بودم همین کارو میکردم
خیلهخب، حالا گوش کن هنوز میتونی درستش کنی
فقط نذار باهات بهم بزنه
واقعاً چی تو وجود اون آدم مسخره دیده؟
واقعاً شوکه میشه
مایکل؟
آره، کلی هیجانزده میشه
رافائلو میگم - میدونم -
خیلی وحشتناکه
به خاطر همین باید اول از همه و به بهترین نحو ممکن
همه چیزو بهش بگم
باید کارت سرطانت رو رو کنی - !چی؟ -
فقط بگو که سرطانت برگشته. جدی میگم
تا یه کم زمان بخری و برش گردونی پیش خودت
راف، مسئله خانوادهی توئه
فکر میکنی خودم نمیدونم؟
داره بیخیال همه چیز میشه
متئو چی میشه؟
متئو هم درگیر این ماجرا میشه پس باید هر کاری از دستم برمیاد، انجام بدم
تا بتونیم در کنار هم زندگی کنیم
چون قراره تا آخر عمرمون، توی زندگی همدیگه باشیم
خیلهخب، همین الان از کلمهی "تا آخر عمرمون" استفاده کردیم
آره، میبینی؟
...دلم همینو میخواد
تا آخر عمر... با مایکل باشم
فقط امیدوارم به رافائل صدمه نزنم
اوه، خدای من. رسماً
نمیدونم الان باید بخندم یا گریه کنم
واو، حرف زدن راجب احساسات، حس خوبی به آدم میده
بهتون گفتم که روز مهمیه
قسمت بیست و هفتم
آره
مامان برو یه چیز آستیندار روی لباست بپوش
!مامانبزرگ، من دارم میرم
بعداً توی دفتر وکیل میبینمتون
دوستت دارم، خدافظ
صبر کنین
قبل از اینکه بری
آیا لباسم نشون میده
که یه آدم مسئولیتپذیر
و مطیع قانونم؟
...و اینکه میدونم مرکز ایالت داکوتای جنوبی
صبر کنین
پیر هست
یادتونه که آلبا تصمیم گرفت
دنبال گرین کارتش بره
آره، اما میدونی که این جلسه برای
پر کردن برگهی حق تکفل هست، درسته؟
قرار نیست امروز شهروند آمریکا بشی، مادربزرگ
!آره اما بازم
دلم میخواد تاثیر خوبی روی وکیل مهاجرتم بذارم
عالی شدی - موافقم -
کیه که زیاد حالش عالی نیست؟
بالاخره اومد
عروس خوشگل من
میدونین چیه؟ باید چندتا از جاهای خالی رو واستون پر کنم
دیشب، پترا هر کاری که میتونست کرد
تا از زیر ازدواج با میلوش در بره - اما من که عاشقت نیستم -
الان نیستی. کسی از آینده خبر نداره
پانزده دقیقه بعد من حاملهام
بچهی رافائلـه
اون حرومزاده رو درست مثل بچهی خودم بزرگ میکنم
بیست دقیقه بعد
...باشه فقط یک سال
با این تفکر که این کار فقط
به خاطر موضوع مالیاتی هست و نباید فکر کنی
بهت احساسات دارم
الان نداری - هیچوقت ندارم. از سکس هم خبری نیست -
مگر اینکه نظرت عوض بشه - نمیشه -
حالا میشه
!میلوش - باشه. باشه -
از سکس خبری نیست، خوشگل خانومه کوچولو
اما باید یه کاری کنی تا ازدواجمون واقعی به نظر برسه
"مطمئنم فیلم "گرین کارت
از "ژرژ دپاردیو" رو دیدی
نباید اون اتفاق واسه من بیافته
با سالن شهر قرار گذاشتم - لازم نبود -
میخوام توی هتل خودم ازدواج کنم
پس سالن رقص ماربلا رو رزرو کردم
میلوش، توافق کرده بودیم که عروسیمون کوچیک باشه
میبینی؟ مقدمات عروسی رو فراهم کردم
از الانشم مثل یه شوهر مدرن و خوب شدم
حالا، بیا کمکم تا گروه موسیقی رو انتخاب کنیم
گروه موسیقی لازم نداریم - پس افتتاحیهی اجرای اصلی رو چیکار کنیم؟ -
کی اجرای اصلی رو انجام میده؟
اوه، اوه، اوه، اوه
اوه، خدای من اوه، خدای من
تو نمیشناسیش اما واقعاً آدم معروفیه، متئو
سلام. اسمت چیه؟ - جین -
جین، احساس میکنم یه چیزی توی وجودته
میتونم بگم تو وجودت ریتم داری دوست داری برقصی؟
آره
!یالا - باشه -
خودتون که حدس زدید همچین اتفاقی واقعاً نیافتاد
اتفاقی که افتاد این بود
آه. اوه. اوه. آوه، اوه
اوه، خدای من
!آه
اوه، خدای من جین، بریتنی اسپیرز رو دیده
!که توی ماربلا اتاق رزرو کرده
ببخشید؟
همین الان پیام داد
فکر کنم آرنج خودش باشه
بریتنی اتاق رزرو کرده؟
آها - خوبه -
پس بالاخره قراره باهام روبرو بشه
بریتنی اسپیرز؟
اتفاقاً ما دو تا یه کوچولو با هم دشمنیم
!در واقع خیلی با هم دشمنیم نمیدونم چرا مسئله رو کوچیک کردم
!دیگه از محافظت از بریتنی خسته شدم
صبر کن
انگار شوخی نمیکنی
معلومه که نمیکنم
خیلهخب، پس چرا قبلاً راجبش حرفی نزده بودی؟
منظورم اینه که خدا میدونه تا حالا چند بار به گلوریا استفان اشاره کردی
بهش اشاره نکردم
من از گلوریا استفان، الخاندرو هرناندز
و اپرا وینفری به این خاطر یاد میکنم
چون دوستان عزیز منن
چطوری با بریتنی آشنا شدی؟
خیلی سال پیش بود
به یه مراسم رفته بودم و یه لباس پوشیدم که بریتنی خوشش اومد
و اظهار کرد که لباسمو دوست داره
منم خیلی سخاوتمندانه برگشتم خونه و لباسمو عوض کردم
و بهش اجازه دادم از اون لباس !توی ویدیوی خودش استفاده کنه
تحت تاثیر قرار گرفت
دوستای عزیز همدیگه شدیم
چه نوع دوستی...؟ - دوست یعنی دوست همینطوری -
بهم یاد میدادیم چطور از کانسیلر استفاده کنیم نصیحت شغلی میکردیم
یادته توی مراسم امتیوی، مدونا رو بوسید؟
!ایدهی من بود
اینو به انریکه ایگلسیاس پیشنهاد داده بودم
اما زیاد حالش خوب نبود و نمیخواست منو مریض کنه
مسئله اینه که... بهم نزدیک بودیم
تا اینکه بهم خیانت کرد
اما حالا بریتنی اینجاست
و دیگه نمیتونه ازم دوری کنه
جدی میگم
اینجاهاس. دقیقهی آخر یه عروسی بزرگ رو
توی سالن رقص اینجا رزرو کردن و قراره اجرا کنن
...نمیدونم عروس و و دوماد کیا هستن
No comments yet. Be the first to leave one.