Riverdale

Riverdale

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Stagione 7

Informazioni sulla release

Riverdale US S07E04 WEBRip x264-ION10
Riverdale US S07E04 WEBRip x264-ELANOR
Riverdale US S07E04 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Riverdale US S07E04 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Riverdale S07E04 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Riverdale S07E04 1080p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Un commento di AMIRX79X
🔲⫸ امـیـر دلـپـسـنـد ⣿ DigiMoviez.com

Tag

webrip
web
x264
BRip
720p
720
1080
x265
HEVC
2CH
Pubblicato il: 2023-04-20
Download: 35
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

‫اوضاع خیلی وخیم بود.

‫پدر و مادر دوستم ‫یعنی اتل

‫شب مراسم به‌طرز فجیعی کشته شده بودن.

‫و چشم باز کردیم دیدیم من و اتل ‫مظنون‌های اصلی هستیم.

‫این نقاشی رو تو کشیدی

‫مگه نه اتل؟

‫و اینا هم پدر و مادرت هستن.

‫آره، اما فقط برای شوخی بود.

‫پس چرا آقای جونز مثل یه مدرک ‫زیر تشک خوابش قایمش کرده بود؟

‫و داستان غیرقابل باور و دور از ذهنت

‫راجع‌به پیک شیرفروش قاتل از ‫اینجا نشأت گرفته؟ یه کتاب کمیک؟

‫نه، نه ‫من دیدم که یه شیرفروش از خونه‌مون رفت...

‫هیچی نگو تا وقتی که وکیل بگیریم.

‫می‌دونی آقای جونز، ‫یه تصویر، هزاران کلمه می‌ارزه.

‫و اینا...اینا داستان خیلی ‫نگران‌کننده‌ای رو شرح میدن.

‫خب...

‫شاید توی پاسگاه زبونشون باز شد.

‫جاگهد، چی شده؟

‫- دارن ما رو به ناحق متهم می‌کنن. ‫- بریم جاگهد.

‫سوءاستفاده کردن از خواهرم ‫رو کِی تموم می‌کنی اندروز؟

‫وسط مهمونی بوسه‌ی ورانیکا ‫باهاش سکس داشتی.

‫خیلی‌خب، اولاً که خودت شیرم کردی ‫برم با شرل دوست بشم.

‫و دوماً، نداشتم.

‫با هم سکس نداشتیم.

‫شرل که همچین چیزی نگفت.

‫شرل، چرا به داداشت گفتی سکس داشتیم؟

‫نداشتیم، ما فقط هم‌دیگه رو بوسیدیم ‫همین.

‫بیشتر از اینا بود آرچی.

‫بلا لوگوسی که این کبودی ‫رو روی گردنم نذاشته.

‫عجب، خیلی‌خب ببین ‫ما حتی به مرحله‌ی دوم هم نرسیدیم.

‫چرا به جولیان گفتی سکس داشتیم؟

‫نمی‌تونم توضیح بدم.

‫اما این رو که گفتم ‫اینطوری...

‫به یه مشکلی که دارم کمک میشه.

‫فقط بدون که با تأیید کردن داستان من...

‫از من مراقبت می‌کنی.

‫مراقبت؟ ‫چطوری؟ از کی؟

‫از خونواده‌‍م.

‫آرچی تو رو خدا دیگه ازم سؤالی نپرس.

‫بگذریم، فکر کن یه دروغ کوچیک و مصلحتیه، نه؟

‫آخه...کسی رو که آزرده نمی‌کنه، می‌کنه؟

‫بیا این رو برات پس آوردم بتی.

‫چه سریع خوندی.

‫چیزی هم ازش یاد گرفتی یا نه؟

‫آره فکر کنم.

‫فکر کنم بدونم چی می‌خوای.

‫خب...؟

‫می...می‌خوام تا ازدواج صبر کنیم.

‫صحیح...

‫خب، ببین این که میگم چطوره.

‫من اصلاً راضی نیستم

‫که تمام تصمیمات مهم این ‫رابطه رو تو می‌گیری کوین.

‫برای همین تا اونجایی که به من مربوطه

‫دیگه رابطه‌مون پایدار نیست.

‫چی شده بتی؟ ‫چرا گریه می‌کنی؟

‫من و کوین به‌هم زدیم.

‫پسرها همیشه به همه چیز گند می‌زنن.

‫چیکار کرده؟

‫بحث سر بیشتر کردن رابطه‌ی فیزیکی بود.

‫و یه اتمام حجت کار رو خراب کرد.

‫می‌خواستی تا ازدواج صبر کنید؟

‫نه، اون گفت می‌خواد تا ازدواج صبر کنه.

‫برای همین باهاش به‌هم زدم.

‫از میل و علایقت خجالت نکش بتی.

‫اتفاقاً بیشتر دخترها باید از تو یاد بگیرن.

‫از دوست پسرشون چیزی ‫که واقعاً می‌خوان رو بخوان.

‫حالا چیکار کنم؟

‫خب، نظرت چیه با هم بریم اتاق تاریک

‫و یه قهوه بخوریم؟

‫و اینکه...

‫شاید این جدایی به صلاحت بوده.

‫حال اتل بیچاره چطوره؟

‫فکر کنم شوک شده.

‫تصورش هم سخته. ‫به تو چی گفتن؟

‫چیز خاصی نگفتن. فقط گفتن قانوناً ‫می‌تونن ۲۴ ساعت ما رو نگه دارن.

‫بعد از اون یا باید آزادمون کنن ‫یا متهم‌مون کنن.

‫اما تو که توی مراسم بودی.

‫همه اونجا بودیم.

‫شاید اگه راهی باشه که بشه زمان قتل

‫پدر و مادر اتل رو مشخص کنیم، ‫شاید من هم تبرئه بشم.

‫بعدش هم من یه راهی برای ‫تبرئه کردن اتل پیدا می‌کنم.

‫حالا که مثل نورا چارلز فکر می‌کنم ‫(زوج فیلم «مرد لاغر» که پرونده قتل حل می‌کردن)

‫مگه ریوردیل پزشک قانونی نداره؟

‫باید قطعاً کالبد شکافی‌شون کرده باشن.

‫هر شهری پزشک قانونی داره.

‫اما نمی‌دونم کیه.

‫بذار برم ببینم پیداش می‌کنم.

‫برمی‌گردم.

‫ورانیکا...نورا چارلز؟

‫فیلم «مرد لاغر» یکی از ‫فیلم‌هاییه که دوست دارم.

‫حس می‌کردم همینطور باشه.

‫چی شده مامان؟

‫خانم بلاسم الان اینجا بود.

‫راست میگه تو و شرل با هم چیز کردید؟

‫چطوری اینطوری شد؟!

‫واقعاً حس معذب بودن می‌کنم ‫اگه بخوام راجع‌بهش باهاتون صحبت کنم مامان.

‫فکر کردی من معذب نیستم؟

‫بیخیال.

‫برو بالا کت و شلوارت رو بپوش.

‫چرا؟

‫چون قراره بریم خونه‌شون شام دعوتیم

‫تا ببینیم این گندی که بالا ‫آوردید رو چیکار میشه کرد؟

‫«ریوردیل» ‫«فصل: ۷ قسمت: ۴»

‫دیجی‌موویز در شبکه‌های اجتماعی: ‫DigiMoviez@

‫مترجم: «امـیـر دلـپـسـنـد» @AMIRX79X

‫سفرتون به واشنگتن چطور بود جناب شهردار؟

‫بیخیال مری، من رو همون کلیفورد صدا کن.

‫و سفرم هم...خب...ثمربخش بود.

‫اما...

‫اینکه بیای خونه ببینی شهر قشنگت ‫به آشوب کشیده شده...

‫دوتا قتل و جَوون‌هامون ‫هم که توی بحران هستن.

‫واقعاً دنیا زده به جاده خاکی. ‫جو درست می‌گفت.

‫سناتور مک‌کارتی رو میگه.

‫خب آرچی‌جان بگو ببینم...

‫به‌نظرت روسیه مشکلش چیه؟

‫مشکل روسیه، آقا؟

‫روس‌ها، که علیه ما کمر بستن

‫بهمون نفوذ می‌کنن ‫روش زندگی‌مون رو زیر سؤال می‌برن.

‫خب...

‫روسیه خودش...

‫خودش یه مشکل عظیمه آقا.

‫واضحه که...

‫مرد جوان و باهوشی هستی آرچی.

‫من رو یاد پدرت میندازی.

‫فِرد مرد باشرف و سخت‌کوش ‫و آمریکایی با اراده‌ای بود.

‫ممنون آقا.

‫مری یادت باشه بعد از شام ‫بریم اتاق مطالعه‌ی من.

‫کلی حرف نگفته داریم.

‫حیف که نتونستم با بابات آشنا بشم.

‫حتماً خیلی دلت براش تنگ میشه.

‫آره، اون...

‫بهترین دوستم بود.

‫آخی...

‫تقریباً هر آخر هفته می‌رفتیم سینما.

‫فیلم‌های وسترن رو خیلی دوست داشت.

‫من هم خیلی دوست داشتم.

‫بعدش می‌رفتیم پاپز برگر می‌خوردیم.

‫راجع‌به رفتن به کالیفرنیا ‫و زندگی توی مزرعه شوخی می‌کردیم.

‫می‌گفتیم میریم گاوچرون می‌شیم.

‫واقعاً بامزه‌ست. ‫خیلی به همچین کاری فکر می‌کنم.

‫خیلی‌خب...

‫اول از همه یه قهوه‌ی ‫بدون کافئین برات می‌گیریم.

‫اصلاً یه‌چیزی... ‫بیخیال بتی، بریم.

‫دلت نمی‌خواد همچین چیزی ببینی.

‫چی رو؟

‫وای خدا...

‫خدا...

‫طبق زمان مرگ که توی گواهی ثبت شده

‫وقتی آقا و خانم ماگز کشته شدن ‫جاگهد توی مراسم بوده.

‫اما برای اتل صدق نمی‌کنه.

‫شاید حق با شما باشه

‫اما حداقل می‌تونید جاگهد رو آزاد کنید ‫نمی‌تونید؟

‫ببخشید، اون سلول درش اتوماتیک ‫باز میشه یا شما باید باز کنید؟

‫چون من خیلی کار دارم باید برم کلانتر.

‫فکر کنم می‌خواستن با گشنگی دادنم ‫ازم حرف بکشن.

‫خوشبختانه تونستم کاری کنم ‫بالأخره اتل به حرف بیاد.

‫گفت وقتی مامان باباش رو کشتن ‫کجا بوده؟

‫آره، بی‌میل بودنش به حرف زدن هم منطقیه.

‫معلوم شد داشته توی ماشین شیطونی می‌کرده. ‫حدس بزن با کی؟

‫جولیان بلاسم.

‫اتل توی ایستگاه اتوبوس منتظر اتوبوس بوده ‫تا بیاد مراسم رقص

‫که جولیان جلوش سبز میشه ‫و پیشنهاد میده برسونتش.

‫میری مراسم؟

‫سوار شو خودم می‌رسونمت.

‫اما عوضش اون رو برده لاورز لین

‫و خواسته روش حرکت بزنه.

‫اینطور که اتل گفت ‫انگار اول خودش هم خوشش اومده.

‫اما جولیان سعی کرده با دست یه‌کارهایی بکنه.

‫جولیان تهدیدش کرده که به کسی چیزی نگه

‫وگرنه توی مدرسه پخش می‌کنه ‫که اتل یه دختر روانی سکسه.

‫کاری می‌کنه مضحکه‌ی شهر شه.

‫و خب بعدش هم که می‌دونیم چی شده.

‫به‌جای مراسم ‫تصمیم می‌گیره بره خونه.

‫واقعاً وحشتناکه.

‫من میگم فردا با جولیان توی مدرسه حرف بزنیم.

‫اتل فکر می‌کنه لو دادن جولیان ‫شرایط رو برای خودش بدتر می‌کنه.

‫و شاید هم درست میگه.

‫برای همین دیگه جولیان می‌دونه و شرافتش.

‫خدا به دادمون برسه.

‫شما تا این موقع شب ‫کجا بودی خانم جوان؟

‫با دوستم تونی ‫داشتیم قهوه می‌خوردیم.

‫که اینطور. ‫وقتی نبودی خانم کلر زنگ زد.

‫امروز با کوین به‌هم زدی؟

‫چرا همچین کاری کردی بتی؟

‫خیلی ناراحته. ‫خیلی داغونه.

‫مامانش نمی‌دونه کجاست.

‫از دلواپسی داره دق می‌کنه.

‫کوین حالش خوبه.

‫همین یه‌کم پیش توی کافه دیدمش.

‫و خیالتون راحت ‫یکی پیشش هست که قشنگ دلداریش بده.

‫یه دلداری مرد و مردونه.

‫خب...؟

‫و حالا که می‌بینم ‫تمام مشکلمون این مدت همین بوده مامان.

‫کوین از پسرها خوشش میاد.

‫الیزابت...

‫بیا عزیزم ‫بیا بشین.

‫حتی اگه اینطور باشه هم گذراست.

‫یه همچین هوس‌هایی هیچوقت همیشگی نیستن.

‫آروم آروم تموم میشن.

More Farsi Persian subtitles for Riverdale

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left