Le prime 200 righe.
آنچه گذشت
میشه دو دقیقه درباره اینکه پدر برودی
رئیس محفله، صحبت کنیم؟
دارم چیزهای غیرقابل وصفی رو تجربه میکنم
بیهوش میشم و جاهایی بههوش میام
که اصلا یادم نمیاد رفته باشم
جریان هرچی که هست باعث و بانیش من نیستم
سلام هارو - چرا اینجایی دقیقا؟ -
تا ازت محافظت کنم - در برابر چی؟ -
در برابر چیزهایی که از پسش برنمیای
دوباره داری با استفانی سرد رفتار میکنی
ظاهرا داری به توصیهم عمل میکنی
و عاشق دخترهای دگرجنسگرا نمیشی
کسی عاشقِ کسی نشده
با خودم گفتم اگه این اتفاق بیفته
حداقل یه چیزی حس میکنم
اصلا با نشانه های اجتماعی آشنایی نداری
بهم برنخورد - فقط وقتی پای منفعتت وسط باشه -
به بقیه اهمیت میدی
باز هم بهم برنخورد
فکرکنم تولد هشت سالگیم بود
مادرم به نحوی، خدمه آرکهام رو قانع کرده بود
که یه کیک فنجونی برام بیاره
نمیدونم، شاید تاثیر ...دوپامین شکر بوده
...یا بهخاطر حماقتِ بچگیم، ولی
یه چیزی قانعم کرد که اون روز یه کاری بکنم
میخواستم ببینمش
برام مهم نبود که توی انفرادیه
یا اینکه مادرم میگفت
خطرناکترین فرد در گاتهامه
درهرصورت بابام بود
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
و راستش، هیچوقت واسه من ...اونقدر
خطرناک نبود
بهخصوص چون یادش بود که برای تولدم، بهم کادو بده
ببخشیدها، ولی آرکهام
به یه بچه 8 ساله اجازه داده بود که تنهایی توی راهرو پرسه بزنه؟
چرا دارم برات تعریفش میکنم اصلا؟
چون امروز تولدته
از کجا فهمیدی؟
توی عکسهای زندانت هست
توی آرکهام بهدنیا اومدی
تموم تولدهات رو یا تنها بودی
یا پیش خدمهها
و برای اولینبار توی عمرت
میتونی توی تولدت، پیش کسی باشی که از ته دل دوستش داری
وای خدا
خب، آرزوت چیه؟
« شوالیههای گاتهام »
ممنون
مطبوعات با وجود تهدیدات بمبگذاری خوشخوشونشونه. خبری نشد؟
یکی یه جعبه آورد که بهنظر میاومد باروت باشه
کاشف به عمل اومد که پر از اینا بوده
مگه دارودسته رویال فلاش
به 30 سال زندان توی بلکگیت محکوم نشده بودن؟
چیزی که زیاده مقلد
سابقه نداشته دادستان ناحیه احضارم کنه
آره، خب قضیه فوری بود
کاملا مطمئنی که آمادهای؟
مطمئنم
کمیسر سوتو
استفانی براون
حاضره سوگند بخوره و شهادت بده
که لینکلن مارچ، رئیسِ یک محفل سرّیه
که مسئولِ مرگ شهردار هیل
کرسیدا کلارک
و بروس وین هست
جون افراد بیشماری رو گرفتن
باید باز هم قند به خونم اضافه کنم
« مترجمان: علیرضا نورزاده و عاطفه بدوی » ::. @Mr_Lightborn11 :توییتر & Atefeh Badavi .::
ببینید کی بالاخره یادش اومده که تحت تعقیبه
عجیب بود
این عجیبتر هم بود
خب، دوئلا بهنظر سرحال میاومد - خب؟ -
و با لباسهای دیروزتون اومدین
به کسی ربطی نداره
حدس بزن کی سوارِ آلت خفاشی شد؟
من
یا خدا
و آره، لاشی خفاشی خیلی خوب میبوسه
میدونم برات سوال شده بود
برام سوال نشده بود
وایسا
کجا بودی؟
دور و بر - دور و بر؟ -
خب، ما فراریهای تحت تعقیب هستیم
.نمیتونیم دور و بر بپلکیم حالا دور و بر کجا؟
کتابخونه
ظاهرا کتابخونهها باب سکسن
بیچاره اونی که باید قفسه فانتزی بزرگسالان رو مرتب کنه
میدونی، من اون کتابها رو میخونم
میخوای یه چیز باحال بهت بگم؟
چرا میخوای سر دربیاری؟
دوازده ساعت، بیخبر غیبت زد
تو که قیمم نیستی - نمیدونستیم کجایی ترنر -
...اگه گیرِ پلیس میافتادی
داداش آروم باش، حالا که چیزی نشده
.چندین دفعه به کرات
راستش از یه جایی به بعد حسابش از دستم در رفت
چند دفعه توی بخشِ کتابهای موردعلاقهت انجامش دادیم
بعدش رفتیم اون سرِ کتابخونه
و بعدش هم رفتیم سراغ قسمت تاریخی
.نزدیک بود بمیری ترنر بعدش حتی تشکر هم نکردی
یادت رفت بگی که همه توی صورتم بهم دروغ گفتن
چی میگی؟ - متوجه نیستی کولن؟ -
دیگه از حرف زدن درباره بابام
کرسیدا و تبرئه کردنم خسته شدم
این حرفها چه دردی ازم دوا کرده؟
دارم با یه مشت خلافکار توی یه برج ناقوس، زندگی میکنم
کری - کری -
.کری خونهنشین شده شما؟
مامانش جواب داد
چرا؟ - نمیدونم -
.بهنظر بودار میاد الان برمیگردم
وایسا
میخوای با دوتا حشری تنهام بذاری؟
چه میدونم! هدفون بذار گوشت
عَی
لعنتی
آره، کمک لازم دارم
ممنون
بعد از اینکه بابام از آرکهام خارج شد
به خودم قول دادم که اگه یه روز دیدمش
این گلوله رو بزنم به قلبش
و بابت اینکه ولم کرد بفرستمش جهنم
ولی بتمن ترتیبش رو برات داد
وایسا، باحال شد
بتمن سهچهارمِ والدینمون رو کشته؟
هی
من میگم بیا حال کنیم
عملیات جستجومون بهخاطر تولدت
قرار نیست وقفه بخوره
...خب
اگه گوشمون به اسکنر باشه
میفهمیم کی قراره بیان بریزن سرمون
هارپر میدونه این دستته؟ - بیخیال -
قراره با یکی از بزرگترین بدخواههای بتمن دیدار کنیم
و خبر کشتنِ والدین یه بچه 8 ساله به دست این فرد
اون موقعها حسابی توی خیابونها خبرساز میشد، نه؟
پس شاید رابطم بدونه که چی شده
این رابطت کی هست؟
باهام بیا و خودت متوجه شو
یا اینجا خودت رو محبوس کن
...و
و مثل بابایی عزیزت دارک و عبوس باش
اون هم توی جایی که باعث شد
واقعیتِ عزیزانت رو نبینی
تصمیمت چیه لاشیِ خفاشی؟
نمیذارم بلایی سرت بیاد
ربکا همچنان جواب نمیده
برودی نگفت قراره کجا برن؟
.گفت قراره برن یه جای امن بعدش گوشیش رو انداخت دور
باید حلش کنم
ربکا؟ - نه، مسئله کاریه -
بیست دقیقهای برمیگردم
تا من نیومدم، با کسی صحبت نکن
صبح بهخیر دکتر
نمیتونم به این کار ادامه بدم، آقای براون
هفته پیش، یه نسخه برای زنت نوشتم
...اگه کسی بفهمه
قول میدم که این دفعه آخر باشه
دفعه قبل هم همین رو گفتی
بیخیال دکتر
امشب توی برنامهمون قراره چهره مشهور بیاریم
میخوای بیای سر ضبط؟
امشب کشیک دارم - پس دفعه بعد بیا -
به عنوان شرکتکننده هم بیا
واقعا یه ناجی حقیقی هستی، دکتر
واقعا متاسفم
آرتور براون، لطفا از ماشین پیاده شو
کمیسر
فکرکنم رفته ناهار بخوره
شاید هم خریدتت
شاید هم اومدی بهم بگی
که رئیسِ یه محفل سرّی که نمادش یه مرد پرندهای بیدیاسامه نیستی
جالب گفتی
مدرکت چیه اصلا؟
اگه بتونی ثابت کنی
من باید دستگیر بشم
نه پدرت
پدرم؟
به گوشت نرسیده؟
همین تازه به جرم حمل مواد مخدر دستگیر شد
براش پاپوش درست کردی؟
من؟ نه بابا
من عاشق کوئیز بالم
.طرفدار پروپاقرص برنامهشم ولی تجویز شیادانه نسخه، امروزه مشکل بزرگی شده
با توجه به دکترهایی که آرتور توی این سالها ازش خرید کرده
شنیدم 20 سال تا ابد ممکنه حبس بخوره
تو یه هیولایی
برات خبر خوب هم دارم
پلیس، خبر دستگیریش رو جایی افشا نکرده
این یعنی، جلوه عمومیِ سالم خانوادهت
که بابات سخت برای ساختنش زحمت کشیده
هنوز سر جاشه
پدرت تا امشب میتونه برگرده سر اجراش
اتهاماتش برطرف و سوابقش پاک میشه
ملت هم چیزی نمیفهمن
از من چی میخوای؟
کولن، نباید الان اینجا باشی
No comments yet. Be the first to leave one.