Le prime 200 righe.
قسمت 25
آقای کونگ
شما به تناسخ اعتقاد دارین ؟
یک محکوم به اعدام که قصد ... داشت به عشقش اعتراف کنه
به شکل یک قاتل روانی که اعتقادی به عشق نداره متولد شده
این میتونست یه موضوع جذاب برای یک رمان باشه
این طور نیست ؟
چرا میگی که اون مرد جی چول هستش ؟
... چشمانی که من دیروز دیدم
چشمای چون جونگ بوم نبودن
چشمای چون جونگ بوم مثل یخ سردن
اما چشمایی که من ... دیروز دیدم به نظر میومد
در حال گریه ان حتی باوجود خشمی که داشت
... اون
به طور واضح اتفاقات سی سال پیش رو بخاطر میاورد
... مطمئنم
دو نفر تو وجودش بودن
... مطمئنم ، من اونجا بودم
وقتی کونگ این وو پدرخوانده تو بقتل رسوند
... دنیا باید می فهمید که
جانگ هی می کسی بوده که به کونگ این وو در قتل کمک کرده
اون اومد که چیزای زیادی رو بفهمه
به دلایل مختلفی برای من خیلی خاص بود
چرا این قدر سخته ؟
خدایا ، عجب روزی
من میرم ، تو ترتیب بقیه کارو بده
همزیستی
گالری یو اون
چون جونگ بوم
ساعت یازده گالری یو اون
اگه میخوای بدونی کونگ این وو واقعا کیه ، بیا
خیلی وقت گذشته آقای کونگ
می بینم که از نقاشیهای گرانبهای من به خوبی محافظت کردی
قشنگ نیستن ؟
نقاشیها توسط کسی با خونریزی کامل شدن
هر اثر هنری با فداکاری همراهه
هنر و قربانی شدن
این یه بهانه است برای یه قتل کثیف
! تو
تو جی چول هستی ؟
مزاحم نشو ، این آخرین ملاقات پدر و پسره
چرا میگی که پدر من هستی ؟
هه می حق داشت
اون چشمای ضعیف
اون خشم مضحک
اصلا فرقی نکردی
هوانگ سه یون
چو این یونگ
لی جونگ سون و یون اون جونگ
... توکسی هستی که
اون ده تا زنو کشتی کونگ این وو
از زمانی که من هفده سالم بود ... مردم منو نابغه صدا میکردن
من نمایشگاه برگزار میکردم
تمام زندگیمو نقاشی میکردم
واقعا فکر میکنی فقط اونا رو کشتم ؟
ازت یه سوال دارم
تو میتونستی بعنوان ... یه شیطان زندگی کنی
پس چرا میخواستی من رو وارد این ماجرا کنی ؟
تو میدونستی که من عاشق جونگ ها اون هستم
با این حال سعی کردی بکشیش
درسته
اون زنی که تو تا حد مرگ دوست داشتی
جونگ ها اون
اون مقدر نبود به هیچ وجه با تو باشه
تو سعی کردی بی پروا کسی رو دوست داشته باشی
مگه خود عشق بمعنای بی پروایی نیست ؟
... پس نقشه ات این بود
... که بمحض اینکه بتونی
جونگ ها اون رو بکشی ؟
من تا زمان مرگ اون زنها
به چشماشون خیره میشدم
... لحظه بین زندگی و مرگ
وقتی نور زندگی چشماشونو .... ترک میکنه
... خیلی
زیباست
... من فقط میخواستم
اون نور رو به جونگ ها اون هم تقدیم کنم
... تمام عمرم ، فکر میکردم
زندگی به من خیلی ظلم کرده
... اما امروز متوجه شدم
که زندگی به من یه فرصت داده
تو میتونی بجنگی
با هیولای درونت بجنگی
صورت من رو بالای ... نقاشی کسی که
میخوای بکشی نقاشی کن
تصور کن با دستای خونی به من چاقو میزنی
تصور کن داری به من چاقو میزنی
اگه هنوز فکر میکردی ... میخوای کسی رو بکشی
فکر کنم وقتشه صحبت پدر و پسر رو تموم کنیم
مهمون داریم
جی چول
جونگ بوم
! نه
! نه
از زمانی که هفده سالم بود ... مردم منو نابغه صدا میکردن
و نمایشگاه برگزار میکردم
تمام زندگیم نقاشی می کشیدم
فکر میکنی فقط اونا رو کشتم ؟
بخش اورژانس
توی امضای نقاشی کونگ که تو انبار موزه پیدا شد
یه واکنش لومینول پیدا کردن
... امضای چشم شیب دار
... سمت چپ پایین نقاشی
با خون کشیده شده
با خون امضا کرده ؟
خون کونگ این وو بوده
با خون خودش امضا کرده
این نوار اعترافات کونگ این وو هستش
بررسیش کن
و قاتلی رو که سی سال پیش ... از دست دادیش ، این دفعه
بگیرش
کاراگاه چا هیونگ بین
ظاهرا من تنها کسی نبودم که میدونستم شما کارآگاه چا هستین
یه لحظه صبر کن
تو واقعا کی هستی ؟
سی سال پیش چه اتفاقی برات افتاد ؟
من تو رو بخاطر میارم
پس چطور تو من رو بخاطر نمیاری ؟
کونگ جی چول
تا لحظه ای که اون زنها میمردند
من به چشماشون خیره میشدم
... اون لحظه بین زندگی و مرگ
وقتی نور چشمات ... خاموش میشه
خیلی زیباست
... من فقط میخواستم
اون نور رو به جونگ ها اون هم تقدیم کنم
من با تو فرق دارم
تو هیچوقت عاشق زنی نبودی
حتی اگه تو نکشیش اون به زودی می میره
اگه بخوای من می تونم اینکارو برات انجام بدم
تو می دونستی که من جونگ ها اون رو دوست داشتم و باز هم سعی کردی بکشیش
تو سعی کردی با بی پروایی عاشق یه نفر باشی
عشق خودش بی پروا نیست؟
از اونجایی که الان یه خانواده ایم بیا یه نوشیدنی بزنیم
...نگران
من بودی؟
اگه محکوم به اعدام بود
...چرا تو دریا
مرد؟
...این بخاطر اینه که مجبور بود کسی که
عاشقش بود رو ببینه
یه اتفاق بزرگ افتاده
این هیاهو برای چیه؟
بالاخره بعد از صرف کردن یه تن زمان روی این درستش کرم
بیا اینجا- الان؟-
زود باش این فوق العاده ست
من استخوانهای مجرم رو بازسای کردم ببین
اینو دیدی؟
اون دقیقاً شکل استاکرت جونگ بومه
مسخره بازی رو تموم کن حوصله ندارم
مشکل چیه؟ حالت خوبه؟
شوکه شدی که اون دقیقاً شکل دانشجوی مورد علاقه اته؟
منظورت چیه که اونها شبیه همن؟
...تو فقط بعد از این که بخاطر زیاد بیدار
موندن تنبل شدی صورتی که ازش بدت میاد رو گذاشتی
نه اونطوری نیست
من اینکارو نکردم برنامه کرد
اونها یجورایی شبیه هم به نظر میان
...صورتهاشون
و زندگی های بدشگونشون
من یه کابوس دیگه از تیر خوردنت دیدم
تو حالت خوبه درسته؟
من نمی تونم به خانواده ات اعتماد کنم) (اینها همه بخاطر من اتفاق افتاد
هنوز هم می تونم صدات رو بشنوم) (دلتنگتم تو کره هستی؟
الو جونگ بوم
جونگ بوم
همه چی خوبه؟
...می تونی همین الان
بیای اینجا؟
اینجا؟ تو کجایی؟
من تو راه خونه ام
ولی سردرد خیلی بدی دارم
نمی دونم چی کار کنم
سرت درد می کنه؟
دقیقاً کجاش درد می کنه؟ واضح بگو
داری باهام شوخی می کنی؟
یجوری بهم زنگ زدی که ...انگار تو بستر مرگتی
و الان همینطوری نشستی اونجا؟
هی
سرم درد می کرد
ولی بعد از دیدن تو خوب شد
تو واقعاً حالت خوبه؟
یه سوال دارم
...می تونی متن پیامی که روز
...تیر خوردن من گرفتی
بهم نشون بدی؟
اگه جونگ بوم یه نفرو ...برای اولین بار بکشه
هدفش کی خواهد بود؟
...به محض اینکه از زخم گلوله بیدار شدم
می خواستم یه چیزی بهت بگم
...فکر کردم اگه بمیرم همه چیز
تموم می شه
من بعد از مرگ دوباره متولد شدم
بعد از تیر خوردن دوباره متولد شدم
و نمی دونستم چی باعث بازگشت من شده
ولی الان می دونم
این بخاطر اینه که می خواستم یه چیزی بهت بگم
چی رو؟
...من
...من
No comments yet. Be the first to leave one.