Informazioni sulla release

🏠Sell Your Haunted House E13 HDTV 👻(@SISIMOVIES)👻
Un commento di SisiMovieTeaM
💙ترجمه اختصاصی سایت سی سی مووی💙

Tag

HDTV
hdtv
HD
Pubblicato il: 2021-05-27
Download: 22
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

املاک دئه باک

...وقتی که یه آدم مرده، بدون جسم

و فقط با روحش توی این دنیا بمونه

... مثل اینه که توی کولاک زمستون

فقط با یه لباس زیر بیرون باشی

لطفا کمکم کنید

هر صدایی هم که شنیدی به هیچ وجه نباید بیای طبقه پایین

فهمیدی ؟

هوا جونگ، خوب گوش کن ببین چی می گم

یه بچه که توسط روح تخم مرغی تسخیر شده اومده اینجا

ولی نمیشه روح تخم مرغی رو جنگیری کرد

... فقط با کشتن کسی که تسخیر شده

میشه از بین بردتش

این بوم، بیا بریم

شنیدم چی می گفتی

برو کنار

اگه این بچه رو همین جوری ول کنیم آدمای های بیشتری میمیرن

برای جلوگیری از این فاجعه

باید این بچه رو قربانی کنیم

چی داری میگی ؟

چه فاجعه باشه یا نه نمیتونی این بوم رو بکشی

تو نمی تونی درک کنی

نه

منو نکش

اشتباه کردم

بمیر ، بمیر

فقط بمیر

عمو

لطفا منو نکش

مامان

مامان ؟

سوزن

... باید فقط یه بار به قلبش ضربه بزنی

... دقیقا

فقط یه بار به قلبش

مامان

اونی

مامان

... مامان

... مامان

سوابق جنگیری

... مامانم

به فتل رسید

خانم هونگ

نه

خانم هونگ ، بیدارشو

هونگ جی آه

= Elmira. Zhr. Zeinabigot7. Diana_ag. Shaqayeq. Mobina. Ph مترجمین =

Editor : Asra

ساعت ملاقات تموم شده ، باید بریم

نه

من باید دستش رو بگیرم

هر کاری از دستت بر می اومد انجام دادی

... فکر می کنی

داشت چی کار می کرد ؟

فکر کنم چند بار مامانش تسخیرش کرده

مگه نگفته بودی تسخیر شدن یه جنگیر خطرناکه ؟

نه تنها یه بار

بلکه چند بار

... معمولا یه جنگیر

وقتی تسخیر میشه دچار توهم میشه

... ولی جی آه هر وقت تسخیر میشه

خاطرات روزی که مادرش مرد رو می بینه

... ولی

اون دفعه که روح آب تسخیرش کرد

گفت خاطراتی رو که فراموش کرده بوده دوباره به یاد اورده

... پس نکنه

می خواسته خاطرات 20 سال پیش رو به یاد بیاره

... فکر کنم

می خواسته حقیقت رو بدونه

حتی اگه به بهای جونش باشه

هنوز کیم ته جین رو پیدا نکردی ؟

متاسفم در حال جست و جو هستیم

... کسی که قرار بود توافق نامه رو بیاره ناپدید شده

اون وقت شما هنوز پیداش نکردید ؟

به نظر میاد اخیرا با آژانس کاریابی در ارتباط بوده

برای همین چند نفر رو فرستادم اونجا

روباه حیله گر

... تو که داشتی غذا سفارش میدادی

گوشت خوک ترش و شیرین هم سفارش می دادی دیگه

کد ملی

چی ؟

آژانس کاریابی مورچه

یانگ چانگ هوا ؟

هی ، تو چانگ هوایی ؟

پسر خانمی که رستوران چانگهوا رو داره ؟ - بله -

از دیدنت خوشحالم

چه تصادفی

تو کی هستی ؟

اینش دیگه به تو ربطی نداره

این عوضی رو ببین

مامانت با نا امیدی منتظرته، سریعتر برو خونه

اگه به من بود که تا اونجا می کشوندمت

ولی نمی تونم این کارو بکنم

نمیخواد، اصلا گوشیت رو بده زنگ بزنیم

گوشی نداری ؟

اصلا شمارش رو یادت میاد ؟

هی ، یه کاغذ و خودکار بیار

بیا

اگرچه با این کارا گناه هام از بین نمیره

بگیر

این عوضی

اگه قلب پدر و مادرت و بشکنی به شدت مجازات میشی

از روی تجربه این رو میگم

بهتره که باهاش تماس بگیری،باشه؟

چی میخوای؟

هی- بله-

کیم ته جین اینجاست،مگه نه؟

نه قربان ما خیلی وقته باهم در تماس نیستیم

!هی کیم ته جین همون جا که هستی وایسا

فکر میکنی به حرفت گوش میدم؟- وایسا-

هی جاجانگمیونگ الان خمیر میشه سریع بخورش

هی

هی- آشغال-

روباه حیله گر- همونجا که هستی وایسا-

!آهای- وایسا-

تا جایی که میتونی فرار کن

بیمارستان عمومی هه سین

نام بیمار: هونگ

بیدار شدی؟

رنگت پریده

هنوزم سردته؟

اوه این بوم

برو بیرون

عمدا گذاشتی تسخیرت کنه؟

چرا همچین کار خطرناکی کردی؟

ممکن بود تو بد خطری بیوفتی

من همه چیزو دیدم

نمیدونم چی دیدی

ولی همش توهمه. هیچکدوم درست نیست

همه چیز یادم اومد

...همه چیزایی که

اون روز اتفاق افتاد

...اونی

...مامان

تو هم دیدیش

...که چطور

به مادرم خنجر زدم و کشتمش

...تو فقط

جنگیری رو انجام دادی

دهنت رو ببند

چطور میتونی انقدر گستاخ باشی؟

فکر میکنی خدایی؟

به اندازه 20سال

راهی که نشونم دادی رو دنبال کردم

بهت خوش میگذشت وقتی منو اینطور میدیدی؟

...من- ...برام بهونه نیار که-

که اینکارو بخاطر من کردی

...حتی دلم نمیخواد صدات رو بشنوم

یا حتی نگاهت کنم

وحشتناکه

برو بیرون

!برو بیرون

چیشده؟

خانوم جو ،شما هنوز غذا نخوردید،مگه نه؟ ...بیاید

یه چیزی اینجا اذیتم میکنه

اتفاقی افتاده؟

یکم امتحان کن

صاحب این رستوران این رو برای شما درست کرده

یه چیزی این وسط عجیبه

منظورت چیه؟

این عجیبه که بعد از بیدار شدنش با خانوم جو دعوا کرده

دعوا کردن؟

فک میکردم هیچ وقت دعوا نمیکنن چه اتفاقی براشون افتاده؟

اونجور که خانوم هونگ به من نگاه میکرد هم عجیب بود

آدم وقتی مریض میشه خیلی حساسه و زود عصبی میشه

یکم بهش زمان بده

نام بیمار: هونگ

خانوم هونگ دارم میام داخل

اینجاست که امنیت و ایمنی آغاز میشود

جو هوا جونگ

از اونجایی که همه چیز رو میدونید

پنهان کاری فایده ای نداره

مدیر تیم سو جه هوان

2001 پرونده قتل عام بانگسو

باز کردن اون کشو تنها کاری بود که باید انجام میدادم

پس همه باهم تلاش کردید تا از من یه احمق بسازید

متاسفم

2001 پرونده قتل عام بانگسو

گزارش پرونده

مرحوم هونگ می جین، با یک گیره موی تیز مورد اصابت قرار گرفته بود

بعد از تماس تلفنی، وقتی که سر صحنه رسیدم

مادرت فوت کرده بود

تو،این بوم و اوه سونگ شیک

بیهوش شده بودید

...علت مرگ مادرت

خونریزی بیش از حد بعد از اصابت گیره مو بود

و اثر انگشت پیدا شده روی اون گیره ی مو

متلعق به تو و مادرت یود

...بعد از تجزیه و تحلیل زاویه و عمق زخم

کسی که به قربانی چاقو زده بود

تو بودی، جی آ

این نتیجه ای بود که بهش رسیدم

تصاویر صحنه جرم

بخاطر همینه که به من چسبیده

مادری که با چاقو توسط دخترش کشته شده

البته که کینه ازش داره

پس،من باید چیکار کنم مامان؟

برای پایان دادن بهش باید ناپدید بشم، درسته؟

درسته؟

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left