Informazioni sulla release

Vanitas no carte 04
Un commento di Parsa_Hadiyan
تیم ترجمهٔ اختصاصی دنیای انیمه تقدیم می‌کند t.me/AWSub

Tag

other
Pubblicato il: 2021-07-23
Download: 19
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 135 righe.

.تئوری فرمول دنیا

.اولین بار کیمیاگر بزرگ پاراکلوس این تئوری رو مطرح کرد

،می‌گفت فراتر از دنیای انسان‌ها

قلمرویی قرار داره که تمام دنیای فانی داخلش .با فرمول‌ها جایگزین شده

پاراکلوس باور داشت اگه کسی بتونه فرمول ،تشکیل‌دهنده‌ی این دنیا رو بازنویسی کنه

.می‌شه تمام مریضی‌های دنیا رو از بین برد

.و بشریت رو به سمت خوشحالی سوق داد

،اون خودش رو وقف این کار کرد

و بعد از مدت کمی، آزمایشی انجام داد .تا توی فرمول جهان دست ببره

.و بعدش... آزمایش درنهایت به حادثه‌ی بابل ختم شد

،بابل روی تمام بلاهای انسانیت تاثیر گذاشت

.و چیزهایی به این دنیا آورد که قبلا وجود نداشتن

،اونا گل‌هایی بودن که با نور خودشون می‌درخشیدن

،کانی‌هایی بودن با درخشش آبی رنگ

و انسان‌هایی با چشمای قرمز .که برای اولین بار به این دنیا اومده بودن

،اونا همه‌شون نتیجه‌ی بازنویسی فرمول تشکیل‌دهنده‌ی قبلی‌شون بودن

.و درست بعد از این اتفاق به وجود اومدن

به بیان دیگه... الان سوخت کشتی‌های پرنده‌ای ،که توی هوا شناور می‌شن

.لوکوموتیوهای بخار، چراغ‌های خیابون و اختراعات دیگه

.آسترمایته‌ست

.کانی‌ای که بازنویسی فرمول تشکیل‌دهنده‌ی زغال‌سنگ به وجود آورد

،خون‌آشام‌ها

.وقتی به وجود اومدن که بابل فرمول تشکیل‌دهنده‌ی انسان‌ها رو بازنویسی کرد

.کاملا برای خودشون یه گونه‌ی جدید هستن

من و شما هم همین‌طور؟

.درسته

اما شک دارم بچه‌های انسان‌ها حقیقت .این موضوع رو بدونن

.ولی ما هیچ‌وقت نباید فراموش کنیم

سنسی، از چیزی خوشحالی؟

.آره، خوشحالم. خیلی خوشحالم

.و مطمئنم با گذر زمان این خوشی خیلی خیلی بیشتر هم می‌شه

،همه‌ش به‌خاطر اینه که تو اومدی پیشم

.گربه‌ی ناز و کوچولوی من، مون شاتون

داری خیلی روی چیزای ساده فکر می‌کنی: احساسات آدما و عشق؟

امیدوارم یه روز متوجه بشی

زخم‌های زیادی تو رو متصل نگه داشته، دیدگاه کوچیکی

که حتی معنی «زنده بودن» رو هم نمی‌دونه

نیازی نیست بگی «فقط خودمون دو تا» یا هر چیز دیگه‌ای

یه احساسی دارم که می‌تونیم همدیگه رو درک کنیم، به همین راضیم

این دنیا رو دوست دارم، نوری که بهم دادی

دنیایی که از توی این چشم‌های شکسته می‌بینم رو

درخشان و براق می‌کنه

هیچ چیزی حتمی نیست

ولی تو می‌تونی منو ببینی! مگه نه؟

وقتی آسمون و مه به همدیگه می‌رسن، عقبو نگاه کن چون رویاها بعدا بر می‌گردن

این گاری یه‌کم زیادی بزرگ نیست؟

.گفته بودم داریم می‌ریم بالماسکه

نگو که قصد داشتی با این لباسات بیای؟

.حداقل حالا که داری لباساتو عوض می‌کنی این قلاده رو باز کن

.می‌رم پیش وانیتاس منتظر می‌مونم

دومی، از چیزی ناراحتی؟

پس واقعا آوردن وانیتاس کار درستی نبود؟

،از اونجایی که می‌خوایم درباره‌ی حامل‌های نفرین تحقیق کنیم

،فکر کردم شاید بهتر باشه اونم باهامون بیاد

.ولی نتونستم به قضیه از دید تو نگاه کنم

.ببخشید، دومی

.من فقط نگرانتم

،متوجهم به‌خاطر درخواست پدربزرگم

.باید با صاحب کتاب وانیتاس همراه بشی

ولی درباره‌ی مسائل شخصیت با حامل‌های نفرین؟

گمون می‌کنم هنوز باور داری .اتفاقی که اون موقع افتاد تقصیر توئه

.دومی، چه بوی خوبی می‌دی

.خیلی وقت بود این حرفو نزده بودی

.ولی این‌جوری نمی‌شه .باید درست بهم بگی چی می‌خوای

می‌گم، نوئه؟ می‌خوای خونمو بخوری؟

.می‌خوام... خون دومی رو

.خیلی خب

...من تمام خونمو بهت می‌دم

.مون شری...

همم؟

چی شده؟ حالت خوب نیست؟

.نه

...نقاب‌ها... دلقک‌ها

چرا هر کاری می‌کنم بازم یادش میفتم؟

.گل برای شما

!ممنون

!ببین، ببین، مادر

!خوش به حالت، کاترین

!چه قشنگه، خواهر

فکر کردی داری چیکار می‌کنی؟

چی می‌گی؟ خودتونم وقتی من پشت در .بودم داشتید با هم لاس می‌زدید

لاس؟ درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟

.دومی برای من دوست ارزشمندیه

.حرفی نزن که باعث سوءتفاهم بشه .لطفا دردسر تراشیدن برای اون دختر رو تموم کن

.نمی‌دونم شما خون‌آشاما واژه‌ی دوست رو چطور توصیف می‌کنید

منظورت مبادله‌ایه که اون موقع انجام دادیم؟

دفعه‌ی اول نیست که نوئه خون منو .فقط از سر عطش می‌خوره

،یه آرشیویسته مجبوره دفعه‌ی اولی که خون یه نفرو می‌خوره

.خاطراتشو ببینه

ولی نوئه دوست نداره خاطرات یه نفر دیگه رو .بدون اجازه‌ش ببینه

...برای همین

نوئه کجا رفت؟

.فکر کنم نباید قلاده‌شو باز می‌کردی

.خب، مهم نیست. بیا تو

.جهت اطلاعت، اینجا هر چقدرم جیغ بکشی و گریه کنی فایده نداره

.خارق‌العاده‌ست. انتظار نداشتم اینجا از اینا ببینم

.شنیده بودم خون‌آشام‌ها از فناوری انسان‌ها متنفرن

...دومی، میزبان مهمونی امشب

!دو تاشون گم شدن؟ چقدر سربه‌هوان

عمو هنوز نرسیده؟

خبری ازش نرسیده؟

.نه

.امیدوارم اتفاق بدی نیفتاده باشه

.محض احتیاط شما برید به جناب ماکینا درباره‌ی عموم گزارش بدید

.منم می‌رم دنبال اون دختر بگردم

تو اینجا چیکار می‌کنی؟ نگو که دنبالمون کردی؟

...اشتباه می‌کنید! من

لوکیوس ساما، ایشون کی هستن؟

لوکیوس؟

...این

!این یکی از دوستامه

!یه لحظه-

ها؟- !یه لحظه-

!مسئله‌ی مهمی هست که باید درباره‌ش صحبت کنیم !ا... از این‌طرف

چرا؟ همچین موقعی؟

.جواب بده، انسان

قصد داری با نوئه چیکار کنی؟

...نمی‌دونم

.من جلوی نوئه رو به‌خاطر کار کردن باهات نمی‌گیرم

.حتی اگه نوئه بخواد هر کمکی از دستم بر میاد برای کمک انجام می‌دم

...ولی اگه بخوای از قدرتش برای اهداف خودت استفاده کنی

.دوست دیگه چیه؟ منو نخندون

.مردا فقط هر موقع راه‌دستشون باشه به زنایی مثل تو توجه نشون می‌دن

.من وجود خون‌آشام ماه آبی رو انکار نمی‌کنم

،اگه نوئه به این باور داره

،منم فرض رو بر این می‌گیرم که قدرتت و اون کتاب وانیتاسی که داری

.طبق صحبتایی که شده واقعیه

،ولی درک نمی‌کنم چرا کسی که قدرت ماه آبی رو داره

.باید بخواد خون‌آشام‌های ماه خونین رو نجات بده

.نمی‌شه به این راحتی باورش کرد

.وانیتاس از ما کینه‌ی خیلی بدی داره

از کجا معلوم یه قاتل نیستی که به دستور اون اومده باشی؟

،فقط همینی که روی خودت اسم وانیتاس رو گذاشتی

ثابت نمی‌کنه خون‌آشام ماه آبی رو می‌پرستی؟

بپرستم؟

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left