La battaglia di Algeri
Le prime 200 righe.
برنده شير طلايي جشنواره فيلم ونيز سال 1966
برنده جايزه فيلم بين الملل از نگاه منتقدان سال 1966
برنده جايزه شهر ونيز سال 1966
نمي تونستي زودتر حرف بزني؟
اين کار رو واست ساده تر ميکرد
آخرش اون اعتراف کرد
يک قهوه بهش بدين
نگران نباش
اينو بخور حالت بهتر ميشه
رفيق، اينقدر سخت نگير
خبر دار
درسته؟ همينطوره .خيابان سوم آبدراميس
لباس تنش کنين
شجاع باش
حالا همه چي تمومه فقط يک چيز کوچيک ديگه
مي توني بايستي؟
ولش کنين
بيا، اينو بپوش
اين لباس مناسب توست
حالا ميخوايم که به قصبه (محله بومي هاي شمالي آفريقا) بريم اونا تو رو در اين حالت شناسايي نمي کنند
مخفيگاه علي لاپوينت رو به ما نشون بده
بعدش تو آزاد ميشي
يک کلاه بهش بدين و لباس تنش کنين
تو نظامي شدي
لاگلوي، مسخره بازي درنيار
بياين بريم
ديگه اين کار رو نکن ميخواي طور ديگه حاليت کنم؟
احمق نباش خودت رو جمع کن
نبرد الجزيره
فیلمی از: جیلو پونته کوروو
موسیقی: اِنیو موریکونه و جیلو پونته کوروو
شايد اونا نمي دونن که ما اينجاييم
علي لاپوينت، خونه محاصره شده. فايده اي نداره
خودتون رو تسليم کنين بذار اول پسره و زنه بيرون بيان
بعدش اون مردي که همراهته بعد از اونا، تو بيرون بيا
اسلحه ات رو بنداز
حقه اي در کار نباشه. تو شکست خوردي
ما تو رو تحت نظر داريم تو هيچ شانسي نداري. فهميدي؟
علي، صدامو مي شنوي؟
خوب گوش کن. تو آخرين نفري همه چي تمومه
کار سازمان تمومه
همه يا مردن يا در زندان هستن
اگه همين الان بيرون بياي، دادگاه عادلانه اي خواهي داشت
فکرهاتو بکن
منطقه اروپا نشين
THE CASBAH
:بيانيه شماره 1 جبهه آزادي ملي
مردم الجزاير مبارزه ما عليه سياست استعمار گرايي است
هدف ما: استقلال و استقرار مجدد منطقه الجزايري
مطابق قواعد اسلامي و بر طبق اصول بنيادي آزادي
بدون توجه به نژاد يا مذهب خاصي است
براي جلوگيري از هر گونه خونريزي، ما پيشنهاد ميکنيم که مقامات فرانسوي
درباره حق خودمختاري ما با ما وارد مذاکره شوند
مردم الجزاير، اين وظيفه شماست که کشورتان را نجات دهيد و آزاديش را به آن بازگردانيد
پيروزي کشور در دستان شماست
برادران، پيش به سوي اتحاد جبهه آزادي ملي شما را به خمدت ارتش فرا مي خواند
خانم ها و آقايان، شرط بندي کنين
...اين ميبازه، اين ميبازه
تک خال ميبره
پانصد فرانک
خانم، نوبت شماست
تک خال ميبره، اين ميبازه
اون هميشه اونجاست
عجله اش واسه چي؟ جلوشو بگيرين
بزنين توي سر اون حرومزاده
عمر، علي
الياس علي لاپوينت، در 15 ژانويه 1930 در ميليانا به دنيا آمده
بيسواد
شغل: کارگر، بنا، بوکسور، در حال حاضر بيکار
وضعيت خدمتي: فراري
در سال 1942 دادگاه اطفال الجزاير
بخاطر خرابکاري يک سال را در کانون اصلاح و تربيت جوانان بوده
(در سال 1944 دادگاه جوانان اوران( شهري در شمال غربي الجزاير
بخاطر رفتار غير قانوني دو سال محکوم شده
در سال 1949 دادگاه الجزاير او را
بخاطر توهين به يک مامور پليس به هشت ماه زندان محکوم کرده
الله اکبر
پاينده باد الجزاير
پاينده باد الجزاير
پاينده باد الجزاير
خفه شين
ساکت باشين
پنج ماه بعد
برو گمشو
مردان دو چهره دارن، يکي ميخنده و يکي گريه ميکنه
اونا تو رو فرستادن؟
بله، اونا منو فرستادن
بيا
صبر کن
برگرد اينجا
بلدي بخوني؟ حتماً
اينو واسم بخون
يک کافه موريش (وابسته به اهالي شمال آفريقا) در راندون در قصبه هست
صاحب اونجا، فردي به نام مرابي، خبرچين پليسه
هر روز عصر ساعت 5 يک پليس فرانسوي مياد اونجا
اون يک چند دقيقه اي اونجا ميمونه، اين زمان به حدي هست که بتونه يک قهوه بخوره و اطلاعات بدست بياره
بعدش اون پليس فرانسوي ميره تو بايد اون پليس رو بکشي
مرابي رو نه؟ نه، فقط پليس
باشه
نمي توني اشتباه کني
درست کنار کافه يک دختر با سبد رو مي بيني
هر دوي شما اون پليس فرانسوي رو تعقيب مي کنين
درست در لحظه مناسب، اون دختر يک هفت تير بهت ميده
تو فقط بايد ماشه رو بکشي
برين اونطرف
برادران، منو نگاه کنين
پس، حالا ترسيدي
ببين سازمان چطور با خيانتکاران رفتار مي کنه
حرومزاده. تو منو فروختي مراقب باش، پليس
حالا توضيح بده اگه اونا اول ما رو دستگير نکنن چي
چه کسي تو رو فرستاده؟ منو ببر پيشش
اون منتظره کجا؟
اگه دستگير نشيم، خودت مي بيني
تو جلو برو من درست پشت سرت دارم ميام
اگه تو خائن بودي چي؟ بايد که مطمئن ميشديم
اسلحه خالي بود ميگن که تو جاسوس پليس بودي
جبهه آزادي ملي در زندان با تو تماس ميگيره، تو وانمود مي کني که هدف داري
و فرانسوي ها ميذارن که فرار کني
بعد اونا به من تيراندازي کنن؟
خاليه
تو فرار مي کني و به اون آدرسي که جبهه آزادي ملي در زندان بهت داده ميري
و وارد گروه ما ميشي
تو کي هستي؟
جعفر. الهادي جعفر
واسه ملحق شدن به ما بايد يک کاري ميکردي
اگه من بهت ميگفتم که صاحب کافه، يک الجزايري رو بکشي
پليس ها ميذاشتن که تو اونو بکشي چون اون فقط يک جاسوسه
اين وفاداري تو رو ثابت نميکرد
اگه من بهت گفتم که يک پليس رو بکشي
فرانسوي ها هرگز اجازه اين کار رو نميدادن
اگه تو يکي از اونا بودي، تو هم اين کار رو نميکردي
اما من اونو نکشتم
نه، اما تلاشت رو کردي اينه که مهمه
تو به من اعتماد نداشتي
بي خيال، هيجان زده نشو
بهت گفتم که از پشت بهش شليک کني
هرگز
هنوز هم نمي فهمي
بيشتر توضيح بده
باشه، توضيح ميدم
اول از همه لازمه که ما
سازمان يافته عمل کنيم و مخفيگاه مون امن باشه
بعدش ما شروع به کار مي کنيم
سازمان داره قويتر ميشه
اما هنوز هم مست ها و فاحشه ها و معتادان زيادي هستند
مردمي که زياد حرف ميزنن و مردمي که حاضرن ما رو بفروشند
ما بايد اونا رو به طرف خودمون بکشيم يا اينکه اونا رو نابود کنيم
لازمه که ما اول خونه رو تميز و کشور رو سازماندهي کنيم
فقط در اون موقع است که مي تونيم با دشمن واقعي خودمون کنار بيايم. مي فهمي، علي؟
آوريل 1956
جبهه آزادي ملي
بيانيه شماره 24
مردم الجزاير، مديريت استعماري
نه فقط مسئول فقير کردن مردم ماست
بلکه همچنين مسئول فاسد کردن و پست کردن برادران و خواهران ما
کساني که حس بزرگي و شکوه خود را از دست داده اند، نيز مي باشد
جبهه آزادي ملي در تدارک حمله اي براي از ريشه برکندن اين بلا و مصيبت است
و براي اين کار نيازمند کمک و همکاري مردم است
اين اولين قدم ما به سوي استقلال است
از امروز به بعد، جبهه آزادي ملي مسئوليت
بهتر شدن مادي و معنوي مردم الجزاير را به عهده خود مي گيرد
و بنابراين تصميم گرفته است تا
فروش و استعمال تمام مواد مخدر و مشروبات الکلي را ممنوع کند
و فساد و فحشا را ممنوع اعلام ميکند
متخلفان از اين قانون مجازات خواهند شد. تکرار مي کنم متخلفان به مرگ محکوم خواهند شد
مست. مست
نمي دوني که مواد مخدر ممنوع شده؟
چرا؟ ديگه اين کار رو نکن
حسن البليدي رو ديدي؟
حسن البليدي رو ديدي؟ بهش بگو که من دنبالش ميگردم
حسن رو ديدي؟
اگه حسن البليدي رو ديدي، بهش بگو که من دنبالش ميگردم
علي، کجا بودي؟
حسن اينجاست؟ صبح خيلي زود رفت. چيزي ميخواي؟
اگه ديديش، بهش بگو که من دنبالش ميگردم
علي. چيکار مي کني؟
همونجا بمون. تکون نخور
آروم باش، بي خيال بهت گفتم که تکون نخور
از چي مي ترسي؟
فقط از خدا مي ترسم
موضوع چيه؟
هيچي بين ما نيست
ما با هم دوستيم يادت رفته؟
ما با هم دوست بوديم
چه اتفاقي واست افتاده؟
تو به مرگ محکوم شدي
حالا مي فهمم
تو منو به مرگ محکوم کردي
اونا واسه چي بهت پول ميدن؟
فقط يک چيز ميتونه جونت رو نجات بده
دوبار بهت اخطار داده شده اين آخرين اخطاره
منظورت چيه؟
واسه جبهه آزادي ملي کار کن
گمشو
امتحانش نکن. خوب نگاه کن اوضاع در قصبه در حال عوض شدنه
خوب نگاه کن ما اينجا رو درست مي کنيم
حالا بزنين به چاک
مراقب خودتون باشين
روز 10 ژوئن سال 1956
بيرون بمون و مراقب باش
No comments yet. Be the first to leave one.