Le prime 200 righe.
اولین زندگی من
تشریف آوردین، استاد چئون اون
اوضاع چطور پیش میره؟
مواد از کوهستان روحانی به اینجا آورده شدن تا این رنگ ها ساخته بشن
این پارچه ها برای ساخت گره های زنگوله های شمن مقدس استفاده میشن
مطمئن شو که هیچ عیب و ایرادی نداشته باشن چون که قراره برای مراسم ازشون استفاده بشن
من تمام توجهم رو برای مراقبت از اونها به کار میگیرم
تا پانزده روز دیگه، حاضر میشن
بریم
چقدر غر میزنه
قابل انتظاره، وظیفه خیلی مهمیه
سعی کن آروم باشی
باید یکم عصبانی بشم خب
چون تو زیادی مهربونی
از دست تو
گفتم استراحت کن، حالت خوبه؟
خوبم
نه نیستی، بیا کمکت کنم بری داخل
سول
سول، بیا بریم داخل
زود باش دیگه
سول
سول خیلی ضعیف شده
این آخرین راه حلیه که براش دارم
!سو
!سو
آقا؟
سو
دارویی که تو کاخ سارابل برای خاندان سلطنتی نگهداری میشه
ممکنه بتونه زندگی سول رو نجات بده
واقعا میگید؟
ممنونم
ازتون ممنونم
...ولی
به دست آوردنش، کار ساده ای نیست
پولش اصلا مهم نیست
موضوع پول نیست
پس موضوع چیه؟
باید نجاتش بدم
باید نجاتش بدم
دنبالم بیا
من پارچه های رنگ شده برای گره زنگوله شمن مقدس رو آوردم
چرا تحویلشون نمیدی؟
همینجا هستن، قربان
رنگها خیلی زیبا هستن
کارت خوب بود
قبل از اینکه پارچه ها رو به زنگوله ببندم باید مراسم مذهبی رو اجرا کنم
باید تنها باشم
معبد رو خالی کنین
و اجازه ندید کسی وارد بشه
گفتی زنگوله شمن معبد؟
الان ساروبل از خشکسالی شدید رنج میبره
برای همین کاخ داره وسایل معنوی که ممکنه باران به همراه بیاره، جمع میکنه
اون زنگوله ها شمن
میشه اونا رو با داروهای کمیاب، عوض کرد
مطمئنین
که میشه با اونا، سول رو نجات داد؟
...ولی، سو
این کار خیلی خطرناکه
اگه اینقدر جسارت کنی که از معبد دزدی کنی
ممکنه خدایان رو عصبانی کنی
سو، داریم کجا میریم؟
فقط یکم صبر کن به من اعتماد کن
!همونجا بمونین
!بدو، سول
این کارا برای چیه، قربان؟
زنگوله های شمن رو بده
زنگوله شمن؟
منظورتون چیه؟
!سو
من مرتکب گناه بزرگی شدم
ولی خواهرم داره می میره
واسه من، چی میتونه از این مهم تر باشه؟
استاد چئون اون
اگه اینا رو به ساروبل ببرم میتونم نجاتش بدم
لطفا بهمون رحم کنین و بزارید بریم
ممکنه از طبقه پست جامعه باشم
ولی بقیه عمرمو برای خدمت به خدایان، وقف میکنم
زندگی یه انسان، حداکثر صد سال طول بکشه
در حالی که خدایان، صدها و هزاران ساله هستن
چطور میتونی به اندازه کافی بهشون خدمت کنی؟
!سول
!لطفا، التماستون میکنم
...این زنگوله ها
خیلی راحت میشه دوباره اینا رو ساخت
ولی اگه خواهرم به موقع درمان نشه، می میره
پس التماستون میکنم، قربان
...من با خوشحالی خشم خدایان رو پذیرا میشم
!واسه برگزاری مراسم مذهبی هم، وقت کافی هست
یه نفر داره جلو چشمتون می میره
چطور خدایان و یا مراسم مذهبی میتونه مهم تر باشه؟
شما به چه جور خدایی خدمت می کنین؟
اونا نمیتونن به ما انسانهای درمانده، رحم کنن؟
فایده وجود بهشت و خدایان چیه
اگه کسی نباشه اونا رو بپرسته؟
جی اوم -❤@moonriverteam_sns ❤-
حالت خوبه؟
...سول
سول، منو ببین
لطفا، صبر کن
درست میشه
مشکلی نیست
لطفا صبر کن
لطفا
...سو
بابت همه چیز ممنونم
سول
سول
سول- سول-
سول
!وای، نه، سول
!سول
سول
...چیکار کنم- آروم باش-
آروم باش، جی اوم- ...نه-
!سول
!سول
میکشمت
میکشمت
میکشمت
میکشمت
میکشمت
میکشمت
میکشمت
میکشمت
میکشمت
میکشمت
میکشمت
میکشمت
میکشمت
میکشمت- لطفا-
میکشمت- جی اوم-
میکشمت
جی اوم
منم، جی اوم
منم سوها
...سو
سوها
چی شد؟
جی اوم
چی شد؟
اولین زندگیمو دیدم
خواهرم مرد
خواهرم مرد
خواهرم مرد
خواهرم مرد
اون کشتش
خواهرم مرد
آروم باش- ...سول-
جی اوم
هان یا
هان یا
تو کشتیش
تو خواهرمو کشتی
جی اوم
من سوها ام
من سوها ام
منو ببین
من سوها ام
چیکار کنم؟
...داشتم خفه ات کردم
...چطور تونستم
نه، مشکلی نیست
مشکلی نیست
مشکلی نیست
مشکلی نیست
مشکلی نیست
خیلی معذرت میخوام
...من
حس میکنم الان باید تنها باشم
نزدیکم نشو
چطوری میتونم همینطوری ولت کنم؟
لطفا
میخوام تنها باشم
جی اوم
معذرت میخوام
خواهش میکنم برو
بهم زنگ بزن
من منتظرم
الو؟
بر اساس وبتون تو نوزدهمین زندگیم می بینمت نوشته لی هی
گفتم شاید نیای
توام زندگی های قبلیت رو یادته؟
...منم مثل خانم بان
زندگی های قبلیم رو یادمه
...من تو اولین زندگی خانم بان
که اون روز دیدش، بودم
خودت هم بودی
جی اوم تو موقعیت بدیه
...من هرکاری میکنم
هیچ کاری از دستت بر نمیاد
...اصلا نمیدونی
به یاد آوردن زندگی های گذشته چه حسی داره
میدونم چیزی ورای داشتن خاطرات گذشته ست
...تو
خاطرات دردناکی داری که بهشون فکر کنی؟
آره
...اون نوزده تا
از این خاطرات داره
هرگز نمیتونه فراموششون کنه
No comments yet. Be the first to leave one.