Never Twice

Never Twice (두 번은 없다)

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Informazioni sulla release

Never Twice E71-E72 END KOreanDream
Un commento di shahlaz
@KOreanDreamترجمه و زیر نویس شهلاز

Tag

other
Pubblicato il: 2020-03-08
Download: 19
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

فکرشم نمی کردم مدیر سون همچین کاری بکنه

واقعا شرمنده ام

بعد از درمان خوب میشم

خدارو شکر که به هوش اومدی

وگرنه

به هر حال

...اینقدر منشی مون برات مهم بود

که خودت بندازی جلو ماشین؟

دقیقا همون چیزی بود که وقتی خودم انداختم جلو ماشین

"...خدارو شکر"

"ماشین به جای اون به من خورد"

بخاطر همین میگن پسر به درد نمی خوره

متاسفم

آیگو یول مومون اومد

سلام

سلام یول مو

ممنون

سردردت چطوره؟

چیزی نیست قابل تحمل

یول مو جونم حالت چطوره؟

فوت کن به سرش زودتر خوب بشه

فوت کن

با دیدن یول مو سرم دیگه درد نمی گیره

مرسی

یول مو رو بده من جواب گوشی تو بده

هه جون خودم بزرگ کردم نگران نباش بدش من

مرسی - بیا یول مو جونم -

سلام یول مو

ما قبلا همو دیدیم ، یادت هست؟

منو یادته؟

الو

بله خودم هستم

دبیرخونه گوسونگ هتل؟

الو کیم ووجه ام

چرا مدیر عامل خواسته منو ببینه؟

چقدره؟

127دلار

خدارو شکر

دیگه نمی خواد نگران این ماه باشیم

واقعا که

اگه کارتو از دست نداده بودی

مجبور نبودیم قلک خالی کنیم

بس کن دیگه به زودی کار پیدا می کنم

دیوونه ام کردی

اگه فقط یک تکه طلای اون کیف برداشته بودیم

الان واسه خودمون زندگی داشتیم

قبل از اینکه کیف بدیم به پلیس

بایک یکی از اون شمشهارو برمیداشتیم

واقعا که خجالت آوره

الو

چی؟

می خواین همین الان با همسرم بیام هتل؟

چی؟

خانم یانگ امروز خیلی سرده

...چرا با ما نمیای - یانگ گوم هی هستم -

بله خانم یانگ گوم هی

امروز خیلی سرده

شما فامیل شونی؟

بله من شوهرشم

یوبو در قفل ، کلید داری؟

یوبو

بهت گفتم که دیگه اینجا زندگی نمی کنیم

چرا دوباره اومدی اینجا؟

معذرت میخوام

همسرم آلزایمر داره

یک لحظه حواسم پرت شد دیدم نیست ، واقعا معذرت می خوام

.متاسفم

به نظر میاد وضعیتش خیلی بد

...یادتون باشه اثر انگشتش رو ثبت کنید

و از کلانتری دستگاه ردیابی بگیرین

باشه حتما - متاسفم -

- .متاسفم - .متاسفم

واقعا معذرت میخوام

- .خیلی ممنون - .خیلی ممنون

.یوبو

این خونه رو ما تو حراجی فروختیم

دیگه نیا اینجا

چی داری میگی؟

واسه چی باید اینجارو بفروشیم؟

... یادت رفته ده سال چقدر گشنگی تنشنگی کشیدیم

تا پول جمع کنیم اینجارو بخریم

کلید بده میخوام برم تو

صبر کن یوبو ، وایسا

یک لحظه وایسا

کلید بده

آیگو بذار ببینم

الو

بله چوی مان هو هستم

کلیدهارو بده

مدیر عامل واسه چی میخواد منو ببینه؟

وو جه

نکنه با تو هم از دبیرخونه تماس گرفتن

آره ، با شماهم؟

آره...موضوع چیه؟

بیاین اول بریم تو

باشه بریم

مان هو ، گوم هی هم که اینجان

تمام خانواده مون اینجان

همینو بگو

واسه چی مدیر عامل هوسونگ می خواد مارو ببینه

یعنی چی شده

ایوای

از همگی ممنونم که تشریف آوردید

من اندی روبین هستم و مدیر عامل هتل گوسونگم

ممنون که تشریف آوردین

من اندی روبین هستم و مدیر عامل هتل گوسونگم

از آشنایی تون خوشبختم

باشه

...زنگ زدم بیاین اینجا تا باهاتون کار کنم

به عنوان شروع فصل جدیدی از هتل گوسون

... ازتون خواستم بیاین

چون می خوام درشروع جدیدی از هتل گوسنگ باهاتون کار کنم

با ما ؟ - با ما ؟ -

چرا؟

...امیدوارم با این درخواست موافقت کنید

چون این یک سفارش مستقیم بوده

از طرف رئیس

...امیدوارم این پیشنهاد رو بپذیرید

زیرا یک سفارش مستقیم از طرف رئیس بوده

رئیس؟ - رئیس کیه؟ -

آقای چوی

سلام

بشینین

باشه چشم

شما اینجا چیکار میکنی؟

به شما هم زنگ زدن بیاین؟

ایشون رئیس من هستند، آقای ادوارد چوی

ایشون رئیس من آقای ادوارد چوی هستند

ادوارد چوی؟

...من

...رئیس هیئت مدیره

نورتسکای هستم

چوی گو بوک

چی؟ - چی؟ -

امکان نداره

...منظورم اینه که

ووجه ، تو چرا جا نخوردی؟

هه ری قبلا بهم گفته بود

آقایچوی رئیس نورتسکای هستند

پس الکی نیست؟

نه نیست

...چطوری

باورم نمی شه

خدای من

...من قصد نداشتم

هویتم رو مخفی کنم

هیچ وقت فرصتش پیش نیومد که بگم

بیشتر از همه

نمی دونستم چه اتفاقی قراره برا نا وانگ سام بیفته

بخاطر همین سکوت کردم

در طول این مدت

... این فرصت رو داشتم

...بدون هیچ تعصبی

شماهارو زیر نظر بگیرم

...ازتون نمی خوام

...با من کار کنین

چون ما خانواده ایم

...این تصمیمی بود که بر حسب

شایستگی و شخصیت شما گرفتم

....این پیشنهاد رسمی من

برای اشتغال شماست

...پس لطفا تقاضای

این پیر مرد رد نکنین

واااای یعنی دارم خواب می بینم؟

یوبو من وشگون بگیر

دردگرفت پس یعنی خواب نمی بینم

...من گام پونگ کی الان مدیر و رئیس مربی هام

تو زمین گلف گوسونگ

نمی تونم باور کنم

تو سن من واقعا نمی دونستم باید چیکار کنم

چون دیگه بدنم کشش نداشت

اما الان کارم مشخص شد واقعا خوشحالم

...هرگز تصور نمی کردم تو خوابم دوباره

سر آشپز هتل گوسونگ بشم

تبریک می گم یوبو

...فالگیرم گفته بود

امسال با یک نجیب زاده ملاقات می کنم

معلوم شد اون آقای چوی بوده

تبریک میگم ووجه

این روزها همش داشتی رزومه می نوشتی

می دونم

باک ها

پس دیگه تو هم نمیری جزیره آنیمون؟

- جزیره آنیمون؟ - جزیره آنیمون؟

نه ، نه دیگه نگران نباشید

از پدر بزرگ شنیدم

آقای چوی رئیس نورتسکایه

من روحمم خبر نداشت

...حتی روزی

بیست دلار بهش دستمزد میدادم یول مو رو نگه میداشت

پس خوشحالی تو هتل کار می کنی؟

...تو هتل کلی کار یاد گرفتم

وقتی منشی خانم دو بودم

دوست داشتم به صورت مهمونها نگاه کنم وقتی وارد هتل می شن

به نظر همه شون هیجان زده میومدن

و از کنجکاوی شون خوشم میومد

حالا که فکرش می کنم

هتل شبیه خونه های شاد می مونه

خانه ای بزرگ و پر از شادی

خونه؟

Never Twice subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Never Twice

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left