Le prime 200 righe.
و حالا، خانمها و آقایان لحظهای که همهی شما منتظرش بودید.
شورانگیزترین نمایش قرن.
تفریحی، احساسی،
اکشن، تاریخی.
مخلوقی ۱۰۰ برابر باشکوهتر از...
...هر حیوانی در دامگاهمان.
یک هیولای تشنه به خون ...با چشمان یک فرشته
قلب های ویران شده بختهای بربادرفته
رقص های عشاق اقتدار سلطنتی
پادشاهی، یک انقلاب حقیقی.
پیروزی و سقوط.
لولا مونتس
کنتس ماریا دولورس از لندسفلد.
با اقتدار.
اینجا، خانمها و آقایان حقیقت، و هیچ چیز بجز حقیقت...
از زندگی شگفت انگیز لولا مونتس
بازسازی بوسیلهی تمام اعضای...
پانتومیم، آکروباتیک، یک گروه آراسته
با موسیقی و رقص و با یک گروه ارکست کامل.
مشکلی پیش نمیاد.
بخش اول نمایش! سؤالات.
سؤالاتتون رو بپرسید خانمها و آقایان
لولا مونتس تکان دهندهترین سؤالات رو پاسخ میده
خصوصیترین سوالات
بیملاحظهترین سوالات
در مورد سابقهی ننگ آورش به عنوان زن فریبنده
خجالت نکشید. خانمها و آقایان. ۲۵سنت برای هر سوال
حالا خانمها و آقایان باعث افتخار من هست تا کنتس رو بهتون معرفی کنم
در یک روح فروتن و ریاضت کشیده...
سخاوتمند...
نیکوکار...
که درآمد حاصل از نمایشش رو...
برای آسایش فاحشهها بهشون اهدا میکنه.
به جلو بیاید خانمها و آقایان این کار ریاکارانه نیست
اون همه چیز رو میگه.
صبر کنید خانم الان میام
سوالاتتون رو بپرسید.
یک بار میره.
دوبار میره.
سه بار میره.
کجا بدون لباسش رقصیده؟
در پاریس.
بلندتر بگو!
در پاریس.
دکتر بهت چیزی داده؟
موریس به داروخونه رفت.
حقیقت داره که... در مونیخ مردانی هستن که...
در یک لحظه ۶، ۷ لیتر آبجو می خورن؟
متأسفانه سوال شما هیچ ربطی به برنامهی ما نداره
ناراحت نشید دوست من.
بچه هات کجا هستن لولا؟
کنتس بچهای ندارن.
مادرش هم مثل خودش بوده؟
اعتراض دارم شما میتونید در مورد خود لولا سوال کنید، نه مادرش.
دوباره
کدوم رو بیشتر دوست داره عشق یا پول؟
هر دو!
اندازه های لولا چنده؟
بعدا
لولا سوتین بسته؟
بعدا
- چند تا معشوقه داره؟ - اوه! اونجا یه سوال خوب پرسیدن. تکرار کن
لولا چند تا معشوقه داری؟
سوال خوبی بود.
همه با هم میشموریم.
پس، جدیه؟
اون گفت دیگه نباید مشروب بخورم و سیگار بکشم
گفتنش راحته
نمایش معشوقه ها
معشوقه ها رو بیارید
یک، دو، سه، چهار
پنج، شش، هفت، هشت، نه...
14 , 13 , 12 , 11 , 10
ادامه بدید خانمها و آقایان. بپرسید.
فقط سوالی ۲۵ سنت.
برای زنان فاحشه. تعداد اونها خیلی زیاده.
چرا هیچوقت پیش معشوقه هاتون نموندید، کنتس؟
چون یک زن افسونگر هیچوقت نمیمونه.
اون هیچ کجا نمی مونه.
کنتس هنوز گذشته رو یادشه؟
گذشته رو یادشه؟ گذشته رو یادشه؟
بیست و پنج متر دیگه، آقای لیزت.
ادامه بده، من عجله دارم.
بسیار خب، قربان.
زود باش
یک ساعت دیگه.
بنظر خیلی طولانی میاد؟
تو چی فکر می کنی؟
فردا صبح زود به طرف رم حرکت میکنیم
اوه اونجا! صبر کن
در مورد این ریتم...
اینو باید سریع تر بزنی.
نمی تونم انقدر روی پاهام بایستم.
تا الان...
رقاصها طبق موسیقی من رقصیدن...
نه خودشون.
من مثلاً فرانز لیزت هستم، عزیزم.
مشتاقی که به رم برسی؟
تو چطور؟
اوضاع بینمون خیلی بد داره میگذره
میدونم چطوریه
وقتی...
وقتی یه مرد جذاب باشه
و تو هم خیلی جذاب هستی
راحت میشه تسلیم شد، تحمل کرد.
راه های دور رفت.
حالا از تمام اون حماقتها خجالت میکشیم
همدیگه رو نگاه میکنیم...
سعی میکنیم دوباره همدیگه رو پیدا کنیم
که خودمون رو بشناسیم...
اما تازه جواب هامون تبدیل به سوالاتمون شدن
وقتی می پرسی...
دیگه منو دوست نداری؟
من جواب میدم، "تو چطور؟"
این که جواب نیست.
اون کالسکه... یه جوابه
کالسکهی توئه... درسته؟
آره.
حقیقت داره که وقتی با یه معشوقه سفر میکنی اون کالسکه همیشه دنبالت میاد؟
دوست دارم همیشه نزدیکم باشه.
هیچوقت این رو رویا نداشتی که یه رابطهی بی پایان داشته باشی؟
اوه! رویا!
رویاها یه چیز خصوصی هستن. نمیتونیم اونا رو با دیگران شریک بشیم
گاهی وقتا خیلی خجالت آورن.
خجالت آور! چرا؟ چون دوام نمیارن؟
- شاید - چون آخر رویا همیشه بیداری هست؟
باید بهشون نزدیک بمونی و قبل از اینکه دیر بشه اونا رو به زندگی بیاری، درسته؟
زندگی برای من یه... تحرکه.
تو از سفر خسته شدی.
نه، فقط یکم غمگینم.
اما اگه مسافر خونهش قشنگ باشه...
و شام خوبی هم داشته باشه. بهتر میشم
حالتون چطوره؟
خوب.
لولا چطور؟
- دیر یا زود میرسه چه بهتر -
خوراک اینجا زیاد خوب نیست.
دژ رومی رو در ورونا دیدی؟
آه، اونا توی همه چیز نفت می ریزن چه کشوری
کالسکهتون رو برای فردا روغن بزنم، خانم؟
شاید.
شنیدی چی گفت؟ گفت شاید
ممنون بخاطر دروغتون
ممنون که بهم اجازه دادید فکر کنم خودمم که دارم میرم
نه شما
بیا عزیزم.
صدامو می شنوی؟
نمی خوای صدامو بشنوی؟
حداقل یه خداحافظی بکن. مودبانهتره
نمی خواستم بیدارت کنم.
دیگه نمیخواد انقدر مودب باشی.
فکر کنم قبول داشته باشی...
که این برای هردومون بهتره.
بعد از مدتها، برای اولین بار یه نقطهی اشتراک پیدا کردیم
بیا ببوسم.
یه بوس بهتر.
یه بوس خداحافظی خیلی مهمه.
چیز با ارزشیه.
بیا... تموم شد.
تموم شد... میدونی... زندگی... عشق.
میدونم.
بازم همدیگه رو می بینیم.
من زیاد سفر میکنم
منم همینطور.
اگه همدیگه رو ببینیم، تصادف بزرگی میشه
تمام زندگی خودش یه تصادفه. خواهی دید
یه شب توی یه شهر خواهیم بود.
من می رقصم و تو هم کنسرت اجرا میکنی
باید شهر خیلی بزرگی باشه.
اما یه جمعیت مشترک رو شریک میشیم
من به موقع تئاترم رو ترک میکنم تا موسیقی تو رو بشنوم
بهت تبریک میگم و برمیگردم پشت صحنه
خوشحال میشی؟
آره.
تو با یه زن دیگه قرار میذاری
و منم با یه مرد دیگه اما سر قرار نمی ریم
نه ، نمی ریم.
برای یه شب با هم قایم میشیم.
مثل الان با هم میمونیم.
- فوق العاده نمیشه؟ - چرا.
من چمدونها رو میارم
بله
همه چیز آمادهست، خانم.
اومدم.
فریبنده.
خب لولا...
خدانگهدار... خدانگهدار فرانز
میبینم که با موسیقیم... یکی شدی!
خدانگهدار
- همین انتظار هم میرفت - آره. شاید اینطوری بهتر باشه
- پس واقعا تموم شد؟ منو دوست داری؟ -
البته.
"لولا" حلقه رو برای پردهی بعد ترک میکنه
یک تغییر صحنه یک تغییر لباس
ما به روزهای آغازین اون بازمیگردیم
شغل بی نظیر اون در...
خاک زیبا و سخاوتمند یک زندگی خانوادگی شاد شکل گرفت.
خانمها و آقایان ...ما جوانیِ شاد
...و نوجوانیِ تابناک اون رو بازسازی می کنیم
یه دستمال بهم بده.
No comments yet. Be the first to leave one.