Le prime 200 righe.
پدر اگه به هوش نیای
من باهات می میرم
.پـدر
.دائه هون
پدر منو می بینی؟
.دائه هون - بله من دائه هونم -
!پـدر
.دائه هون
!پـدر
!پـدر !پـدر !پـدر !پـدر
!دکتـر !دکتـر
-= قسمت 49 =- به سلامتی و تبریک برای رئیس وینوس گروه شدنت
خیلی ممنون ولی فعلا جای رئیسم
درسته ولی اینم همونه
بالاخره که مال تو میشه
و تو خودت میدونی که از کی باید ممنون باشی، درسته؟
البته که میدونم همش به لطف شا بوده
بهتره تعارف بذاریم کنار ولی ممنونم که میدونی
بنا بر این از حالا به خاطر کارهای اشتباهت باید بیشتر با هی دنگ خوب باشی
این تنها چیزیه که میخوام
با مادر من همیشه به عنوان یک همسر هی دونگ خوشبخت میکنم
بعد ها دیگه حق نداری پسر ساده منو دور بزنی
به هیچ عنوان حق نداری شناسنامه یوجین به اسم هی دونگ بگیری
بهتر سر قولت وایسی
باشه مادر نگران نباشید
اما مادر اگه هی دونگ بازم لجبازی کنه و برنگرده خونه
و برای طلاق پافشاری کنه چی؟
حتما خیلی ناراحته که این کارهارو میکنه
خودتو بذار جای اون
اگه هی دونگ یواشکی بچه داشت تو چیکار میکردی؟ آسمون به زمین نمی دوختی؟
متاسفم مادر
اگه واقعا بهش صادقانه احساس داری خودش مطمئن باش بر میگرده
بهش بگو به هیچ عنوان طلاق نمی گیری
مادر شما لطفا برید دیدنش و قانعش کنید
باشه
خیلی ممنون مادر لطفا اینم بخورین
امیدوارم آقای کیم همینطور بیهوش بمونه تا کارهای ثبت خانوادگی تو انجام بشه
بعدش اون احمق میفرستیم یه تیمارستان اونور دنیا
یه جای اطراف آمریکا که دیگه نزدیک ما نباشه
وای استیکش خیلی خوشمزه است
خودتم بخور - شما بفرمایید -
جواب بده
برای چی به من زنگ میزنه؟
بله بابا
چی گفتی؟
پدر بزرگ بهوش اومده؟
چی داری میگی؟
هنوز بیهوش هستند
این حقیقت داره که به هوش اومدن؟
اگه واقعا بیدار شده باشه یعنی شانس به هوش اومدنشون بالاست
و نشانه خوبیه
بذارین یه کم دیگه صبر کنیم
خیلی ممنون دکتر - متشکرم -
.متشکرم
!هی
راست میگی آقای کیم بیدار شده؟ مطمئنی اشتباه نکردی؟
عجب وضعیه؟
نه من اشتباه نکردم
راست میگم
پدرم بیدار شد
حتی اسم منم صدا زد
اینقدر دروغ نگو اگه بهوش اومده بود چرا هنوز اینطوریه؟
ببین ...نگاه کن مثل همیشه است
بخاطر دروغ تو تا اینجا دویدیم
استیک نازنینی رو که سفارش داده بودیم نتونستم بخورم
ای خدا چرا اینقدر این بشر مزاحم ماست
نخیرم دارم راست میگم
واقعا بیدار شد ...دارم جدی میگم
به چه جراتی سر من داد میکشی
دائه هون - دال هو ! هی دونگ -
مگه نگفته بودی آقای کیم به هوش اومده؟
پدر بزرگ
فایده نداره هنوز همونطوره
دکتر چند دقیقه پیش اینجا بود گفت آقای کیم هنوز بی هوشه
چی گفتی؟
همینو گفت پدر
دائه هون منظورت چی بود وقتی گفتی آقای کیم بیدار شده؟
خوب میدونی واقعا بیدار شد
بیدار شد و اسم منم آورد
هر وقت حرف میزنی یه سری دروغ میگی
نگاش کن شده چوپان دروغگو
می فهمم که دلش میخواد اقای کیم به هوش بیاد
اما نمی فهمم برای چی اینطوری شلوغش میکنه
نخیرم
واقعا بیدار شده بود
واقعا اسم منم صدا زد
ببین چطوری الکی اشک میریزه
همیشه گریه میکنی فکر کردی گریه چیزی رو حل میکنه؟
ساکت باش زن
من بهت گفتم بمونی چون خودم کار داشتم
اونوقت دائه هون اینجا تنها گذاشتی رفتی؟
خب برای یک لحظه رفته بودم بیرون
دارم راستشو میگم دال هو هی دونگ راست میگم
اگه شما داری میگی پس حقیقت داره
نگران نباشید پدر بزرگ به زودی به هوش میاد
باشه
هی دونگ باید با هم حرف بزنیم
هی دونگ ازت میخوام منو ببخشی
اما بعد از اینکه پدر بزرگ سکته کرد
بابا هر روز توی بیمارستان خوابیده
و خونه خیلی خالی و ترسناک شده
به غیر از طلاق هر کاری که بخوای برات میکنم
نمی شه برگردی خونه؟
اگه از منم متنفری بخاطر مادرت اینکارو بکن
...یا
به خاطر یوجین
باشه
اگه بهم بی حیا هم بگی بهت خرده نمی گیرم
اما تو بودی که یوجین با خودت آوردی
من که بهت نگفته بودم یوجین پیدا کنی
با این حال تو خودت اونو آوردی خونه
من نمی خوام در این مورد باهات حرف بزنم
قبلا بهت گفتم این صحبت باشه برای وقتی که پدر بزرگ به هوش اومد
اگه پدر بزرگ بهوش نیاد چی؟
میخوای از هم طلاق بگیریم؟
میخوای وقتی پدر بزرگ بهوش بیاد طلاق نامه رو به عنوان هدیه بهش بدی؟
بله آجوما
منظورت چیه؟
یوجین یه نامه گذاشته و رفته؟
...یو
یوجین گم شده؟
چی شده آجوما؟
آقای جو هی دونگ
من تصمیم گرفتم برگردم یتیم خونه
پس لطفا با مادرم زندگی شادی داشته باشین
این آرزوی منه
از طرف یوجین
وای نه حالا چیکار کنم
...وای نه
شما خونه بمونید ممکنه یوجین برگرده خونه - باشه فهمیدم -
هی بچه جایی میخوای بری؟
تنهایی؟
!یو جین
بله شین یه
بهت زنگ زدن؟
کجاست؟
من نزدیک ترم من زودتر بهش میرسم
سنگ کاغد قیچی
!یو جین
!آقای جو
کجا رفته بودی؟
.متشکرم
از آشنایی تون خوشبختم
خیلی ممنونم - خداحافظ کوچولو -
یو جین چرا اینکارو کردی ؟
میدونی چقدر منو نگران کردی؟
اگه من میرفتم شما با مادرم با خوشحالی زندگی میکردین
.یوجین
منو ببرید یتیم خونه
من مشکلی ندارم
یوجین من که بهت گفت بخاطر تو نیست
پس یعنی نمی تونی با مادرم با شادی زندگی کنین؟
من واقعا دلم میخواد شما و مادرم با هم خوشبخت شین
خیلی خوب
من بر میگردم خونه
به شرطی که دیگه هیچ وقت از خونه جایی نری
فهمیدی؟
راست میگین؟
آره راست میگم
باشه
هیچ وقت دیگه اینکارو نمی کنم
شمام بهم قول بده
مامان اینجا از همه ارزونتره
البته خیلی کهنه است
اشکالی نداره باید یه جای خواب داشته باشیم
باشه
مادر بزرگ الان باید اینجا زندگی کنیم؟
فعلا باید اینجا بمونیم
من اینجارو دوست ندارم اینجا دستشویی نداره
البته که داره ولی بیرونه
دستشویی اینجا بد بو و ترسناکه
من باهات میام
پسر خوبم
فکر کنم یو سونگ طب کرده
مامان شماو یوسونگ می تونین اینجا بمونین؟
چرا؟ جایی میری؟
باید برم دنبال کار
باید بدهی بانک و قرض و قوله هامونو بدیم
باید سریع دنبال یه کار باشم
متاسفم می پونگ
همه اینها بخاطر بی کفایتی من بوده
این چه حرفیه؟ ناراحتم می کنید
من نباید موافقت میکردم برای شرکت توی اون برنامه
فکر کردم اینطوری میتونیم باباتو پیدا کنیم
خدای من چرا اینطوری شد؟
هم پول پیش از دست دادیم هم رستوران به اون عالی ورشکست شد
چطوری می خوایم اون همه بدهی رو بپردازیم
مامان می تونیم از اول شروع کنیم
اگه دوباره سر پا بشیم موفق میشیم
پدر و پیدا کنیم و روزهای خوبی داشته باشیم
من سخت کار میکنم لطفا نگران نباش
باشه
بله ما باید دوباره قوی شیم و از اول شروع کنیم
باید پدرتم پیدا کنیم
منم باید برم دنبال کار
یادتون نره در قفل کنید
تو هم مراقب باش
.خداحافظ - .خداحافظ -
مادر بزرگ گریه نکن من باید برم دستشویی
باشه
No comments yet. Be the first to leave one.