Le prime 56 righe.
گناه سوزان اسلید
تنظیم و ارائه زیرنویس حمید نورییان مهر ماه 1404
من حریص نیستم
نگذاشت اون کارُ بکنه
...گفت باید ماجرا فراتر از این حرفها باشه
وگرنه هیچ نقشی توش نداره
خدا به دادش برسه اگه یه جوونی پیدا کنه که بخواد واقعاً عاشقش بشه
خیلی چیزها برای بخشیدن تو دلش نگه داشته
زیبا نیست؟
و میدونیم که تو سوزان هستی...
یه چیزی بگو
چطور صبر کنم تا از آلاسکا برگردی، هان؟
بهم بگو
با یادِ هر لحظهای که باور کنی بیشتر از هرچیزی دوستت دارم
حتی بیشتر از کوه مککینلی، هان؟
...حالا، یادت باشه برام قسم خوردی
که حتی بعداز ازدواجمون هرگز بهخاطر یه کوه حسودی نمیکنی
...هرچی اینجا میبینی
میدونست چقدر عاشق چیزهای شرقی هستی
اوه، این همون کانیایه که اسم منُ روش گذاشتی
آقای کوربت - هویت -
فکر میکردم بهتر از هر کسی میدونی که پدرم دزد نبود
...هویت مردان دیگهای
برمیگرده به اصطبل
قوزکهای زیباتُ نمایش بده با ولز هم تماس بگیر
اون شیفتهٔ توئه
خوشوقتم - صبح بخیر -
اومدم ببینم آقای و خانم وایت از سفر برگشتن یا نه؟
نه خانم، ولی تا آخر هفته برمیگردن
خبری از جان دارید؟ هنوز آلاسکاست؟
بله خانم
دیشب یه تماس راهدور داشت تا ببینه خانوادهش کی میرسن
آیا قلهش رو فتح کرده؟ - نه -
میگه هوا خیلی نامساعده کاری جز صبر کردن نمیشه کرد
اون هنوز در انکریجه
بگم کی آمده بود، خانم؟
فقط یه دوست، ممنون
ممنون که به کمکم آمدی
اگر متقابل باشه، باید همینطوری باشه
چندتا نامه براش نوشتی؟
هر روز مینویسم
ادامه بده
لطفاً همین کارُ بکن
...یه نوشیدنی
میخواست بهش ملحق بشه
اوه خدای من، میتونی ما رو پیش اون ببری؟
اون خوابه
دیدم توی شوک و هیستریه برای همین بهش مورفین دادم
حداقل تا دمِ صبح بیدار نمیشه
بردمش توی تخت لباسهای خیسشم آویزون کردم تا خشک بشن
برای یه تجربۀ تلخ خیلی جوونه
وسط زندگی، مرگ همراهمونه
فکر نمیکردم اینقدر براش مهم باشه
تا صبح کاری از دستت برنمیاد
اگه جای تو بودم میرفتم پیش دوستانم و صبحزود برمیگشتم
...اما ممکنه بیدار شه و منُ بخواد، من
No comments yet. Be the first to leave one.