Le prime 200 righe.
آقای بدشانس؟
.نه. همین جا هم می تونیم انجامش بدیم
می خوای با من شام بخوری؟
.من نمی خوام بعد از فقط خوردن شام باهاتون خداحافظی کنم
.باید یه مدت فقط روی این تمرکز کنی
.من لباس لازم دارم
.ترس هامُ با امید جایگزین می کنم
یو جی نا بعد از اینکه فهمیده اون دکتر دانه است
.افتاده دنبال آقای بد شانس
قسمت هشتم
!اوه نه
خوبی؟
خانم جی نا، صدمه ندیدی؟
.من خوبم
.باشه
.سلام
.چه جالب که اینجا همدیگه رو دیدیم
.شما دو تا خیلی بهم میایید
موافق نیستید نائب رییس؟
...پس
.ما هم باید بریم داخل
اون نائب رییس "آی اِم" نیست؟
.سلام
...دختر سناتور جونگ اینجاست
حالتون خوبه؟- .بله-
.همین الانش شایعاتی هست که شما رییس بعدی آی اِم خواهید بود
.نه. من هنوز خیلی کمبودها دارم
.سلام
.نائب رییس کانگ سلام کنید
.ایشون سناتور نا هستند
.سلام. من نائب رییس کانگ هی چول از آی اِم هستم
.از سناتور جونگ خیلی در مورد شما شنیدم
.خوشحالم که تو رو با هایمی زیبا می بینم
.یه نوشیدنی بخورید
.من باید برم دستشویی
.باشه
پس در مورد من چی فکر می کنی؟
.باشه. بهت زنگ می زنم
.بیا بعدا حرف بزنیم
.فعلا
.پس همونجا بمون
...من
.بعدا بهت زنگ می زنم
چه خبره؟
.حدس می زنم اون سکه انداختن این نتیجه رو به بار آورد
این خنده دار نیست؟
.هر فکری می خوای بکن
تو که از من متنفر نیستی، آره؟
ازت متنفر باشم؟
چرا باید اینُ بگی؟
.مطمئنم نمی خواستی اینطوری گیر بیوفتی
نمی خواستم گیر بیوفتم؟
مگه من چی کار کردم؟
.آره، خوبه
.لطفا منُ ببخشید
.البته
.ممنونم
.سلام دکتر دانه
...پس
رابطه ات با اون مرد درست همونطوریه که من امروز دیدم، درسته؟
تو هم می تونی رابطه ی من و نائب رییس .رو همینطور که امروز دیدی در نظر بگیری
.نمی خوام بیرون از کار باهات رقیب باشم
.از دیدن پارک برج سنگی لذت بردم
.تو خیلی با استعدادی
.ممنونم
...وقتی اونقدر بااستعدادی
چرا همش پنهان می شی؟
پنهان می شم؟
.نمی خواید هویتتون رو فاش کنید یا مردم رو ببینید
به این نمی گید پنهان کردن؟
.من که اینطور فکر می کنم
.من پنهان نمی شدم
...شما پنهان نمی شدید
پس دارید چیزی رو پنهان می کنید؟
فرقش چیه؟
...اگه بخوام توضیح بدم
...اگه پنهان شدن بزدلانه باشه
.مخفی کردن یه مساله نفرت انگیزه
کدوم یکی از اینهاست؟
.نه
.هیچ کدومش
...من نه پنهان می شم
نه چیزی رو پنهان می کنم
.فقط تصمیم گرفتم پا پیش نذارم
پس دارید می گید که الان آمده اید خودتون رو نشون بدید؟
...اگه لازم باشه
.حتما بهتون نشون می دم
.افتتاحیه قراره یه قطعه پیانو باشه
چطور ممکنه پیانیست نیاد؟- .متاسفم. ما داریم باهاش تماس می گیریم-
.گفت به زودی می رسه اما من بازم زنگ می زنم
.عجله کنید- .من بازم زنگ می زنم-
بلدی پیانو بزنی؟
.خوبه پس
قطعه ی افتتاحیه ی امروز توسط نائب .رییس کانگ از آی اِم نواخته می شه
.لطفا تشویقشون کنید
...مامان
...بابا
.دلم براتون تنگ شده
...اونها به خاطر اون مردن
...اونها به خاطر اون مردن
.خانم جی نا
.بیا بریم
.صبر کن
.صبر کن آقای ته وون
.متاسفم
...من
.خیلی احساس خفگی داشتم
.عیبی نداره
.منم می خواستم فرار کنم
.پس مایه ی آرامشه
.بیا بریم
.باید برقصی
.چه زوج زیبا و خوش قیافه ای
.برید
.باید فکر کردن بهش رو تموم کنی
...هر کسی که هست
.امروز، به نفعته همه ی حواست به من باشه
خانم جی نا، چی کار کنیم؟
.بیایید یه کم دیگه راه بریم
اشکالی نداره؟
داری چی کار می کنی؟
.اگه این کارو بکنم، می تونیم رو در روی همدیگه قدم بزنیم
.تو واقعا متفاوتی
.خانم جی نا
می شه برقصیم؟
برقصیم؟
.اوپا
.به من نگاه کن
.اوپا
.بله
نشنیدی صدات کردم؟
متاسفم. چی شده؟
.فقط همینطوری
.چه لوس. بیا بریم
نمی خوای بیشتر پیشم باشی؟
.البته که می خوام پیشت بمونم
.فقط دارم جلوی خودمُ می گیرم
.بابات نگران می شه
.بیا بریم
این با عقل جور در میاد؟
اگه یه نفر رو دوست داشته باشی چطور می تونی جلوی خودتُ بگیری؟
این ممکنه؟
.هایمی
...دختره ی لعنتی
جواب نمی ده؟
.برداشت اما قطع شد
.بدش به من- .نه تو باید خسته باشی
.برو استراحت کن
.خوش اومدید
.ما تعطیلیم
.عزیزم. درها رو قفل کن
.متاسفم
.متاسفم که بدون خبر اومدم
...اگه هنوز چیزی نخوردید- .نه-
.یه روز دیگه میام
.دیگه نیایید اینجا
.اون هیچ وقت کمکتون رو نمی پذیره
.منم همینطور
.احساس بدی دارم که می بینم این سفر بیهوده رو میایید
.دیگه نیایید. متاسفم
.حداقل این بار روم آب نریخت
.من دوباره میام
دوباره درُ کوبیدن توی صورتتون؟
.نه
پس آخر قبولتون کرد؟
.نه
پس چی؟
نصف، نصف
نصف، نصف؟
نصف نصف دیگه چیه؟
.ماشینُ بیار
.بیا
.ممنونم
...هی
چی؟
می خوایید برم تیم بی؟- .بله-
.از این ماموریت لطفا این کارُ بکن
.هرچی باشه من مدیر کلم
چطور می تونم با کارمندهای معمولی کار کنم؟
.و اونجا حتی یه کارآموزم هست- .واسه همین باید براشون یه الگو باشی-
.بله
.هر چیزی مربوط به تیم بی رو مستقیما به من گزارش بده
.هیچ چیزی رو جا ننداز
.و این بین خودمون دو تا بمونه
می دونستم باید یه دلیل خاصی داشته .باشه که منُ می فرستید اون طرف
.این چیزیه که توی ذهنتون بوده
.نگران نباشید. من توی اکتشافات عالیم
.این روزها بوی ریاست می دید
...بوی خوبیه
.می تونی بری
.بله
خانم جونگ هایمی؟
چی کشوندتتون اینجا توی اتاق نائب رییس؟
.من ازش خواستم بیاد
.بشینید
.مشکوکه
...یه چیزی هست
اون چیه؟
اون چیه؟
.شنیدم یکی از کارآموزها دختر یکی از سهامدارهای اصلیه
No comments yet. Be the first to leave one.