Hannibal

Hannibal

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Stagione 1

Informazioni sulla release

Hannibal(Complete Season 1)720 & 1080 BluRay
Un commento di SepehrRed90
مترجمین : عرفان ، امیرحسین ، پوریا ، سعیده ، محمدرضا و هرمز 9movie ، TvCenter و PersianTrans : ارائه‌ای مشترک از تيم‌هاي ترجمه SepehrRed90 : هماهنگی زیرنویس

Tag

BluRay
720
1080
Pubblicato il: 2015-11-15
Download: 222
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

"Hannibal" فصل 1 قسمت 1 : پیش‌غذا

من 2بار به آقاي " مارلو " تيراندازي مي‌کنم

به‌طوري که شريان‌هاي اصلي و کاروتيدها رو قطع مي‌کنه و قابل جراحي هست

اون درحاليکه مي‌بينه من چه چيزي رو ازش مي‌گيرم مي‌ميره

اين طرح منه

من به طرز حرفه‌اي به گردن خانم مارلو " شليک مي‌کنم "

اين يه زخم کشنده نيست گلوله شريان‌هاي اصلي رو قطع نمي‌کنه

اون قبل از اينکه بميره فلج ميشه

که به اين معني نيست که اون نمي‌تونه درد رو احساس بکنه

اين فقط يعني اينکه

کاري از دستش برنمياد

اين طرح منه

شرکت امنيتي : با چه کسي صحبت مي‌کنم ؟

گزارش حادثه که به شرکت امنيتي مربوط ميشه رو مي‌خوام

اين گزارشات به عنوان فعال شدن اشتباه سيستم هشدار ثبت شدن

هفته گذشته سيستم هشدار به اشتباه فعال شد

اون روي تلفن‌هاي اونا شُنود گذاشته بوده

درسته . شُنود گذاشته شده بوده

" اون صحبت‌هاي خانم " مارلو با شرکت امنيتي رو ضبط مي‌کرده

شرکت امنيتي : با چه کسي صحبت مي‌کنم ؟

" تريسا مارلو "

ميشه لطفاً به منظور اهداف امنيتي رمز خودتون رو تأييد کنيد ؟

" تي کِتِل "

" ممنون خانم " مارلو ما سيستم هشدار دَرب جلو رو شناسايي کرديم

درسته . بابت اون متأسفم

خانم " مارلو " ، در حال حاضر شخص ديگه‌اي با شما توي خونه هستن ؟

فقط من و شوهرم هستيم - درخواست کمک -

بيشتر نداريد ؟ - نه . به‌خاطر تماستون ممنون -

و همين لحظه هست که به

لحظه وحشتناکي براي خانم "مارلو" تبديل ميشه

هر کسي که به کشتن يه نفر فکر کرده

از اين روش يا روش ديگه

" آکادمی اف.بی.آی - کوانتیکو ، ویرجینیا "

با توکل به خودش يا توکل به خدا

حالا به کشتن خانم " مارلو " فکر مي‌کنه

براي چي اون لايق همچين چيزيه ؟

ايده‌ي خودتون رو به من بگين

بهم بگين که چه کسي هستين

" آقاي " گراهام

مأمور ويژه

جَک کرافورد " هستم " رئيس مرکز تحقيقات علوم رفتاري هستم

قبلاً ملاقات داشتيم - درسته -

زماني که موزه رو افتتاح کرديم سَر يه موضوع اختلاف داشتيم

من با اسمي که شما براش گذاشتين مخالف بودم

" موزه تحقيقات ذهن‌هاي مريض "

" اسم مسخره‌اي هست " جَک

مي‌بينم که ذهنت

درگير مسائل پيچيده‌اي شده

و درک مي‌کنم که اين برات سخته که گروهي کار بکني

خب ، من فقط باهاشون صحبت مي‌کنم

من به حرف‌هاشون گوش نميدم اين کار گروهي نيست

مي‌فهمم

...ميشه يه لحظه

با اين تصوراتت

به کجا رسيدي ؟

ذهنم بيشتر به اين سمت ميره که

طرف از بيماري خود درماندگي رنج مي‌بره

تا اينکه يه خودشيفته باشه يا اختلال شخصيتي داشته باشه

اما تو مي‌توني با کساني که بيماري خودشيفتگي دارن همدردي کني

و همينطور افراد دچار اختلال شخصيتي - من با هر کسي مي‌تونم همدردي کنم -

همدردي با کساني که اختلال شخصيتي دارن راحت‌تر از کساني هست که

تصورات فعالي دارن

مي‌تونم تصوارتت رو قرض بگيرم ؟

8تا دختر

از هشت جاي مختلف دانشگاه مينِسوتا " ربوده شدن "

همش توي اين 8 ماه اخير اتفاق افتاده - فکر مي‌کردم 7 نفر بودن -

7تا بودن - نفر هشتم رو از کجا آوردي ؟ -

حدود 3 دقيقه قبل از اينکه بيام به سالن کنفرانس تو

" تو به اونا ميگي " ربوده شده چون هيچ جسدي پيدا نکردي ؟

نَه جسد ، نَه قسمتي از بدنشون

نَه چيزي که از بدن خارج بشه . هيچي

پس اون دخترها از اونجايي که تو فکر مي‌کني ربوده نشدن

پس از کجا ربوده شدن ؟

نميدونم . يه جاي ديگه

همشون روز جمعه ربوده شدن

در نتيجه اونا نمي‌تونستن تا روز دوشنبه گزارش ربوده شدن بدن

هر چند که اون رَد خودش رو مي‌پوشونه و براي اين‌کار به تعطيلي آخر هفته نياز داره

اين نفر هشتم هست ؟

اِليس نيکولز " دانشجوي دانشگاه " کلاود استِيت " تو " ميسي‌سيپي " ـه "

روز جمعه ناپديد شده قرار بوده تعطيلات آخر هفته رو

پيش خانواده ـش بره به گربه ـش غذا بده

اون هيچ‌وقت به خونه نرسيده

درسته . يه نفر از اون هفت نفر مُرده تو اينطور فکر نمي‌کني ؟

اونا رو نگه نميداره . اون براي خودش

آدم‌هاي جديد انتخاب مي‌کنه - پس ما روي مورد "اِليس نيکولز" متمرکز ميشيم -

اونا همشون خيلي شبيه هم هستن

خيلي ويژگي‌هاي مشترکي دارن

رنگ موي مشابه ، رنگ چشم مشابه

و تقريبا همسن و سال قَدهاي مشابه ، وزن‌هاي مشابه

پس موضوع اين دخترها چيه ؟

موضوع سَر همه‌ي اين دخترها نيست موضوع فقط سَر يکيشون هست

اون مثل " ويلي وُنکا " ـه هر دختري که اون انتخاب مي‌کنه شبيه همديگه هستن

و نکته پنهان بين همه اونا

اينه که يه قرباني وجود داره

که اگه ما بر طبق تعاريفمون جلو بريم

اون همون برگ برنده هستش - پس اون -

داره با اين‌کار برگ برنده‌ي خودش رو سرگرم مي‌کنه

يا مي‌خواد کارهايي که با اون کرده رو دوباره زنده کنه ؟

برگ برنده اون جزو دو نفر

اول و آخري نيست که اون دزديده

اون مي‌خواسته با اين‌کار نفهميم که اون برگ برنده چقدر براش باارزشه

منظورم اينه که منم بودم اين‌کار رو مي‌کردم تو چي ؟

ازت مي‌خوام که بيشتر روي اين موضوع تمرکز کني

نه . تو افرادي مثل " هايمليک " و " بلوم " رو توی دانشگاه "هاوارد" و "جورج تاون" داري

اونا دقيقاً همون کاري رو مي‌کنن که من مي‌کنم - اين حرف حقيقت نداره . اينطور نيست ؟ -

تو شيوه‌ي خيلي خاصي تو فکر کردن به همه چيز داري

قبلاً درباره اين روش خاص فکر کردن خيلي مذاکرات انجام شده

اگه اشتباه نکنم - "داري خودت رو به اون راه ميزني "ويل -

نه ، نه . شواهد همه چيز رو توضيح ميدن

پس کمک کن که اين شواهد رو پيدا کنم

شايد لازم باشه که آدم با معاشرتي باشم

" دولوت ، مینِسوتا "

اون خودش مي‌تونست به اونجا بره

اون يه زن جوون و شهروند داخلي بود

اون دوست نداشت توي خوابگاه زندگي کنه

تصور مي‌کنم که فشار درس و مدرسه

اونو خسته کرده بوده

اون قطار رو دوست داره

ممکنه اون سوار قطار شده بوده

اونم شبيه دختراي ديگه ـس

درسته . همينطوره

يعني ممکنه که "اِليس" هنوز زنده باشه ؟

خيلي راحت بگم که راهي براي فهميدنش نداريم

حال گربه چطوره ؟ - جان ؟ -

حال گربه چطوره ؟

اِليس" قرار بوده بهش غذا بده"

زماني که شما به خونه اومدين رفتار گربه عجيب نبود ؟

احتمالاً بايد گرسنه باشه اون تموم آخر هفته رو چيزي نخورده

من از اين موضوع خبر نداشتم

امکانش هست يه چند لحظه تنها باشيم ؟

اون دختره رو از اينجا دزديده

اون سوار قطار شده . اومده خونه

اون به گربه غذا داده

و بعدش ربوده شده

خونه‌ي خانواده " نيکولز " صحنه جُرمه

به يه تماس اضطراري نياز دارم

" مي‌خوام با " زِلِر " ، " کَتز و " جيمي پرايس " حرف بزنم

درسته و همينطور هم عکاس صحنه

چرا اينجا صحنه جُرمه ؟

مي‌تونم اتاق دخترتون رو ببينم ؟

پلیس امروز صبح اونجا رو بررسی کرده

من باز مي‌کنم

آقاي " نيکولز " ، لطفاً دست‌هاتون رو بکنيد توي جيبتون

و از دست زدن به هر چيزي خودداري کنيد

اما ما تمام روز رو اينجا بوديم

شما مي‌تونيد گربه رو نگه داريد البته اگر اين‌کار رو آسون‌تر مي‌کنه

" اِليس " - ازتون مي‌خوام که -

اتاق رو ترک کنين

هر چقدر که بخوای زمان داری

هر وقت آماده‌ي حرف زدن بودي حرف بزن

اگه حسش رو نداري حرف نزن

ما طبقه‌ي پايين هستيم

هر وقت آمادگي داشتي که ما بيايم داخل بهم خبر بده

تو " ويل گراهام " هستي - قرار نبود شما بياين اينجا -

شما مقاله تحقيقاتي " زمان مرگ به وسيله فعاليت حشرات " رو نوشتين

توي 2تا از زخم‌ها شاخ گوزن پيدا کردم

تو مأمور "اف.بي.آي" نيستي ؟

من يه بازپرس ويژه هستم

هيچ‌وقت مأمور " اف.بي.آي " نبودي ؟

تو بخش

بررسي روش‌هاي غربالگري" بودم" - کشف بي‌ثباتي -

تو آدم بي‌ثباتي هستي ؟

خودتم ميدوني که قرار نبود الان اينجا باشي

توي 2تا از زخم‌ها شاخ گوزن پيدا کردم انگار که بهش شاخ زدن

داشتم دنبال يکي ديگه مي‌گشتم که

تو کارم وقفه ايجاد شد - صبرکن ، ببخشيد . نگاه کن -

آهو و گوزن شکار خودشون رو محبوس مي‌کنن . فهميدي ؟

اونا تمام وزن خودشون رو روي شاخ‌هاشون قرار ميدن

و سعي مي‌کنن قرباني رو خفه کنن اونا به اين روش

شکار مي‌کنن مثل روباه يا گرگ صحرايي

خيلي خب ، " اِليس نيکولز " خفه شده بود

دنده‌هاش هم شکسته شده - شاخ گوزن توي -

مواد مغذي استفاده ميشه در واقع يه‌جور داروي شفابخش هستش

ممکنه اونا رو به يه هدف ديگه اونجا گذاشته باشه

فکر مي‌کني مي‌خواسته دختره رو شفا بده ؟

مي‌خواسته تا جايي که مي‌تونه چيزي که به اون دختر داده

تا بکشتش رو خنثي بکنه

اون دختره رو برگردونده به همونجايي که پيداش کرده

هر کاري که اون با بقيه کرده نتونسته با اين دختر بکنه

اين همون برگ برنده هست ؟

نه

اين‌کار يه‌جور عذرخواهي هستش

کسي قرص آسپرين نداره ؟

" ولف تِرَپ ، ویرجینیا "

سلام

هي

هي ، هي ، هي . بيا ، بيا

هي

هي ، بيا اينجا

هي

وينستون" ، اينا بقيه بچه‌ها هستن"

بچه‌ها ، اين "وينستون" ـه

خودشه

اينجا چي‌کار مي‌کني ؟

از بوي ادرار خوشم مياد

منم همينطور . بايد حرف بزنيم

از دستشويي خانم‌ها استفاده کن

تو به قضاوت من احترام ميذاري "ويل" ؟

آره

خوبه چون با همکاري تو

More Farsi Persian subtitles for Hannibal

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left