Le prime 200 righe.
..:.:: قسمت هفتم ::.:...
آن اوه جو - آن اوه جو -
مردم شريف گيسانگ
اين انتخابات يه پيروزي براي شماست
...به عنوان شهردارتون
بهتون قول ميدم تا آرزوهاتون رو عملي کنم
...من، آن اوه جو، شادي و اميد رو
کل گيسانگو تو مشتش گرفته
لي يونگ سو هم عضو انجمن هفت بود
اينکه لي يونگ سو شهردار باشه يا آن اوه جو فرقي داره؟
لي يونگ سو وقتي دور و بر قاضي چا بود خيلي بااحتياط رفتار ميکرد
ولي هميشه ـَم ازش اطاعت نميکرد
يعني آن اوه جو با اون فرق داره؟
آره، اون گيسانگو دو دستي تقديم ميکنه به چا مون سوک
پس در اصل چا مون سوکه که گيسانگو تو مشتش گرفته
نه آن اوه جو
الان تنها راهي که براي نفوذ بينشون داريم وو هيونگ منه
واسه همين گفتي وو هيونگ من کليده؟
...شرط ميبندم وو هيونگ من يه چيزي داره
که بيني آن اوه جو رو به خاک ميماله
... پس اگه بخاطر همين چيز باشه که
آن اوه جو تا حالا وو هيونگ منُ نکشته
...پس وقتي اون چيزُ بدست بياره
وو هيونگ منُ زنده نميذاره
وکيل بونگ
بايد همين الان بريم پيش وو هيونگ من
باشه ها جه يي
شما دوتام محض احتياط آماده باشين
منظورتون ما سه تاست؟
آره، شما سه تا، برين
اين چيه؟
واقعا مجبوري اين کارو بکني؟
هي، هيونگ من
از روي همکارام خجالت ميکشم
ببخشين
مواظب خودت باش
...شهردار آن اوه جو کارشان را
با بازديد از دادگاه محلي گيسانگ آغاز نمودند
از يه آشغالدوني بالاخره به عرش رسيدي
يه کاري ميکنم با سر بخوري زمين
به محض انتخاب شدنتون تصميم گرفتين از دادگاه گيسانگ بازديد کنين
اين کارتون دليل خاصي داشته؟
اگه ميخواين جوابو بدونين
لطفا دنبالم بياين
پيش قاضي چا مون سوک بهتون ميگم
نيوزم TVG من يو کيونگ جين از
شما قول دادين که سهام اوه جو گروپُ به بلايند تراست تغيير مالکيت بدين
سر اين قولتون مي مونين؟
اکثر مردم وقتي به چيزي که ميخوان ميرسن حرفشونو عوض ميکنن
ولي اين اخلاق در شان يه شهردار نيست
من ديگه فقط يه شهروند ساده نيستم، شهردار اين شهرم
من قبلا به مردم قولام رو داده ـم
و همين الانم که داريم با هم حرف ميزنيم دارن عملي ميشن
منظورم اينه که اقدامات قانونيش انجام شده
مثل خيلي از مقامات بلندپايه ي اسبق و فعلي
شمام ممکنه بخواين بازيمون بدين
...يه فرد لايق و بااخلاق
مسئوليت اوه جو گروپُ به عهده ميگيره
جواب سوالتونو گرفتين؟
يه سوال ديگه ـم داشتم - کافيه ديگه -
جناب شهردار
جناب شهردار
اين زنيکه ي پررو کيه ديگه؟
زنگ بزن دفترش
بگو چقدر رفتارش باهام بي ادبانه بود
بله قربان - زود زنگ بزن -
جناب شهردار - جناب شهردار -
خداي من
قاضي چا
تبريک ميگم شهردار آن اوه جو
خداي من - اينطرفو نگاه کنين خانوم -
سمت دوربين قربان - تبريک ميگم -
باورم نميشه قاضي چا تشريف آوردن پايين تا باهام سلام احوالپرسي کنن
خيلي افتخار دادين
قصد دارين در آينده گيسانگُ چطوري اداره کنين؟
...من اينو
...در مقابل شما قاضي چا
و همينطور تنديس بانوي عدالت
و تنديس قاضي چا بيونگ هو بهتون قول ميدم
که شهرداري در خور
شهر قانونمندِ گيسانگ ميشم
...بهتون قول ميدم شهرداري بشم که
در چارچوب قانون عمل ميکنه
عاليه قربان - اينجا رو نگاه کنيد -
شنيدن اين حرفا از دهنتون خيالمو راحت ميکنه
...با همه ي توانم بهتون کمک ميکنم
تا سر اين قولتون بمونين
منم همه ي سعميو ميکنم، ممنونم
اينجا رو نگاه کنين - سمت دوربين لطفا -
اين طرف - قربان -
اون سخنراني رو از قبل آماده کرده بودي؟
از اين به بعد دستورات شما رو رو تخم چشام ميذارم
جدي ميگم
همين انتظارم ازت دارم شهردار آن
...خب
...در مورد بلايند تراستِ اوه جو گروپ
همه چي بدون مشکل داره پيش ميره، نه؟
همونطور که توصيه کردين
رئيس بانک، سون سونگ شيک
...سهامشو ميفروشه
و به عنوان مديرعامل اوه جو گروپ شروع به کار ميکنه
باشه
عزيزم
...من دست به هر کار نادرستي زدم
تا بتونم تو رو زنده نگه دارم
ميخواستم از اين به بعد آدم بهتري شم
ولي حالا ديگه تو پيشم نيستي
بذار يه چيزي ازت بپرسم بونگ سانگ پيل
تو تو اين هيجده سال چطوري دووم آوردي؟
اون موقعها که فقط ده سالت بود
داييم کمکم کرد
...داييت
پس حتما همه چي رم ميدونه
دنبالم نياين
ممکنه جون جفتتون به خطر بيفته
...اوني که الان
جونش تو خطره تويي
آن اوه جو دنبالته
ممنونم
وکيل ها جه يي
که نگرانمي
ميخواد چيکار کنه؟
زنش مرده و کارشم که گذشته کنار
حالا ديگه هيچ کاري نميتونه بکنه
نه، دقيقا برعکس
حالا ديگه هر کاري ميتونه بکنه چون ديگه چيزي واسه از دست دادن نداره
آن اوه جوئم خيلي خوب اينو ميدونه
دارن تعقيبمون ميکنن؟
چند ساعته
يه کاري کن وو هيونگ من بتونه فرار کنه بونگ سانگ پيل
چشم خانوم، هر چي شما امر کنين
اي بابا، بونگ سانگ پيل...ازشون جلو بزن
اي احمق، چرا گذاشتي در بره؟
هي، سوک گان دونگ - ...بونگ سانگ پيل -
وکيل بونگ، بگيرش
ماشينو وردار، نميخواي ورش داري؟
بپيچ از اونور برو نکبت - سوک گان دونگ -
عوضي
واسه يه همچين وقتايي يه نقشه ي دومي ـَم داري مگه نه؟
اووه، ها جه يي. حتما اين روزا خيلي به من فکر ميکني
ديگه حسابي اخلاقم دستت اومده
خودم تا حالا صد دفعه تو اينجور شرايطا بودم
هي، موقعيت فعليش کجاست؟
وو هيونگ من الان تو حومه ي گيسانگه
از گيسانگ خارج شده؟ - آره، موقعيتشو واستون ميفرستم -
گمش نکنين - چشم داداش -
کِي رو ماشين وو هيونگ من ردياب کار گذاشتين؟
هيچوقت پيامکهايي که نوشتن يه چيز مجاني ميدن
رو وا نکن
چيزايي مثل اسپم و هک منو وحشتناک ميترسونه
دلم نميخواد هيشکي گوشيمو هک کنه
دقيقا
خب حواسا جمع، اگه گمش کنيم، خيليا صدمه ميبينن
چشم قربان
...حالا ميفهمي که چرا رئيس انقدر تلاش کرد
تا وو هيونگ منُ دربياره
بله
اينجاست، الان اينجاست
چون ميخواي پول منو ندي داري درميري؟
معلومه که نه
تو جونمو نجات دادي واسه چي بايد اينکارو بکنم؟
خوبه، حتما يادت باشه پولمو کامل بدي
وو هيونگ من
خودتو گول نزن و فکر نکن ديگه به بونگ سانگ پيل مديون نيستي
خودمو گول نزنم؟
همونجا وايسا
تو رو خدا منو نکش
من يه دختر دارم
فقط هشت سالشه
تو رو خدا بذار منو نکش
تو رو خدا...تو رو خدا منو نکش
من بايد برم خونه
نبايد اينجوري بميرم
تو بايد بميري که من زنده بمونم
تو رو خدا بازرس
تو رو خدا
تو رو خدا
پا شو
پا شو وايسا
از اينجا برو
برو، واسه هميشه
...منظورت چيه
اگه دوباره سر و کله ـت اينجا پيدا شه
اول دخترتو ميکشم
درست جلوي چشمات
ترتيبشو ميدم که با قايق بتوني از اينجا بري
همين امشب از اينجا برو
اگه کاري که گفتمو نکني، کل خانواده ـتو ميکشم
اينو يادت نره
عين يه مرده ساکت و بي سر و صدا زندگي کن
اين تنها راهيه که ميشه خونواده ـتو زنده نگه داري
من يتيم به دنيا اومدم
خودم واسه خودم اسم گذاشتم
تو جوي فاضلاب بزرگ شدم
...بيست و هشت سال تموم تو بازار ماهي
جون کندم و پول جمع کردم
...بعدش، ده سال طول کشيد
تا بتونم اوه جو گروپ رو بسازم
و از فردام
شهردار گيسانگ ميشم
No comments yet. Be the first to leave one.