Le prime 200 righe.
!نه
!نه
بلند شو
!پاشو دیگه
حواست به رئیس کیم باشه
دیگه نمیخوام ریخت نحسشو ببینم
از شرش خلاص شو
نباید اینقدر موضوعو کشش میداد
وقتی کیم سونگ ریونگ از شرکت اومد بیرون تعقیبش کن
هرجا رفت بهم بگو
چی شده؟
دارم میگم چی شده؟؟
...اون عوضی که میخواست حلق آویزم کنه ...منظورم اینه که
کی بهش دستور داده؟
کدوم خری بهش دستور داده؟
واسه چی میپرسی؟
میخوای پیداش کنی و همینکارو باهاش بکنی؟
معلومه که آره
!با دستای خودم کارشو تموم میکنم
!به خودت بیا بابا !هیچ کاری نمیتونی بکنی
همین که زنده ای خدا رو شکر کن
بابت چی خدا رو شکر کنم؟
مگه من چه کار اشتباهی انجام دادم؟
بشین فکر کن ببین چیکار کردی
تا حالا میتونستن هزار دفعه بکشنت
...برملا کردن کارای کثیفتون
و آبروریزی مدیرکل رو میگی؟
این واسه کشتن یه آدم میشه دلیل؟
!اونی که میکشه اینو تشخیص میده نه تو
مدیر سو
هوی
جون یه نفر اینقدر بی ارزشه؟
دنیا اینجوریه
آدمی مثل تو رو میتونن بدون هیچ ردی بکشنش
توروخدا حد خودتو بشناس
...من
به اینجوری زندگی کردنم ادامه میدم
من همینم،میگی چیکار کنم؟
!باشه،هرجور میخوای زندگی کن
!خودتم مواظب جونت باش
چرا منو نجات دادی؟واسه چی نذاشتی بمیرم؟
من واست یه مزاحمم،مگه نه؟
نجاتت دادم چون آدم بیچاره ای هستی
بیچاره؟
واسه چی بیچاره ام من؟
نمیتونستم بزارم تو خیابون بمیری
همین فردا از شرکت برو،نه
!از سئول برو
واسه چی برم؟
...من اون
عوضی ای که میخواست منو بکشه ...پیدا میکنم و
اگه میخوای به این دیوونه بازیات ادامه بدی !برو یه جای دیگه اینکارا رو بکن
اینجا یه دونه اتوبوس و تاکسی هم نیست
!نمیتونی منو اینجا ولم کنی عوضی
!منو با خودت ببر
راستشو بهم بگو
رئیس لی واقعا خودکشی کرده بود؟
...نمیدونم دارین راجع به چی
آدم کشا حلق آویزش نکردن؟
نه
اون خودش خودکشی کرد
نمیتونم زنگ بزنم یه تاکسی بیاد و هوا هم که چقدر سرده
خیلی خسته شدم
!خدا جونم
چطور جرات کردن منو خفه کنن؟
دیگه خیلی از حدت گذشتی پارک هیون دو
پا رو دم شیر گذاشتی
اونم از نوع دیوونه اش
واسه چی اینقدر دیر اومدی؟
برو بگیر بخواب
رو میدیدما TWICE داشتم خواب گروه
برم بقیه خوابمو ببینم
هیونگ
امروز نزدیک بود بمیرم
باز چی شده؟
با ها گیونگ دعوات شده؟
نه بابا،جدی دارم میگم
...چندتا عوضی دزدیدنم
و میخواستن خفه ام کنن
چی؟
...اونا
طناب انداخته بودن دور گردنم
بزار ببینم
یا خدا
راست میگفتیا
کی اینکارو کرده؟
کی اینکارو کرده؟کی؟
فکر میکنی کی کرده؟
...کدوم آشغالی
آره
فقط اونایی که تو شرکت یه مقام بالایی دارن میتونن از این کارا بکنن
احتمالا بخاطر اون آبروریزی مدیر کل کینه به دل گرفتن
آره،فقط از اونا همچین کارایی بر میاد
ای خدا،احمق خل و چل
بهت گفته بودم سرت تو کار خودت باشه گفته بودم آخر عاقبتت میشه مثل اون سوک
گفتم که حواستو جمع کنی
آخه من که نمیدونستم تا این حد میخوان پیش برن،نمیدونستم که
واسه چی نمیدونستی؟واسه چی؟
اونا زندگی آدما به هیچ جاشون نیست
خودمونم اینو خوب میدونیم
...حتما یکاری میکنم که
تک تکشون جواب اینکارشونو بگیرن
این نترس بودنت یه جور بیماریه
به این شجاعت نمیگن، احمق جون
کی گفته من آدم نترسی ام؟
کی گفته من نمیترسم؟کی؟
...من امروز
تا سر حد مرگ ترسیده بودم
از پشت سرم اومدن و داشتن خفه ام میکردن
ولی من نمیتونستم هیچ کاری بکنم
...ذهنم داشت خالی میشد
و به یاد تو،دستیار یون
و بقیه بچه های اداره تجاری افتاده بودم
داشتم فکر میکردم "من الان دارم میمیرم،پس مردن اینجوریه"
...خیلی ترسیده بودم،خیلی
ای خدا،احمق دیوونه
توروخدا دیگه اینکارو نکن
لطفا دیگه اینکارو نکن- هیونگ نیم-
منم میترسم،منم از این کارا خیلی میترسم
ای وای! این دیگه چه وضعشه؟
ترسوندیم بابا
ای بابا،اینقدر هی نپر تو بغل من
من نیومدم که،تو منو بغل کرده بودی
یه نگاه به پوزیشن خودت بنداز خیلی چندشی
واقعا؟
پس بیخود نبود کمرم یخ کرده بود
برو دست و صورتتو بشور
واسه چی باز اون لباس زاغارتتو پوشیدی؟
میخوام برم جنگ،بایدم لباس رزم به تن کنم
جنگ؟ یجوری میگی انگار پیاده نظامی
پیاده نظام؟اینو خوب اومدی من رفتم
هی نرو،اول غذا بخور
از مرگ برگشتیا،باید غذا بخوری زودی درستش میکنم
اشکال نداره،درسته صبح زوده ولی من سرم خیلی شلوغه
ای وای،اگه همه چی خراب بشه هممون باید بزاریم بریم
همگی توجه کنین
دیروز بخاطر چند نفر که میخواستن خفه ام کنن نزدیک بود بمیرم
گردنمو ببینین
تا حالا آدم خفت گیر دیده بودین؟
والا منم تا قبل این ماجرا ندیده بودم
واقعا نزدیک بود بمیرم
معذرت میخوام
بیرون حرف میزنیم
!مدیر پارک
صبح عالی متعالی مدیر پارک
چیه؟- باید یه چیزی بهتون بگم-
کارمندای پاره وقت خوار و بار ...فروشی تی کیو
ازم خواستن از طرف اونا ...ازتون تشکر کنم و
...و اینم گفتن که
فرق سرتونم داره خیلی طاس میشه
فکر یکیشون میگفت رو کله اتون فقط دوتا حلقه مو هست
درست نمیگم؟
برو- فهمیدم-
میدونین چیه مدیر؟ دیروز کم مونده بود بمیرم
یکی میخواست منو بکشه
چون احساس ناامنی میکردم دوتا بادیگارد استخدام کردم
*این مورفوسه*،این یکی هم نئویه
مورفوس،نئو،بریم
باورم نمیشه
یعنی دیگه نمیتونی حواست به یه همچین چیزای پیش پا افتاده ای هم باشه؟
اگه نتونستی بکشیش
باید حداقل ساکتش میکردی
پس چیکار میکنی آخه؟
شرمنده ام،این دیگه خیلی غیر منتظره بود
باید این کارو بدون هیچ اشتباهی !انجام میدادی
...اگه بفهمه تو پشت این قضیه بودی
انگار که از یه چیزایی خبر داره
اون یارو رو همونطوری بیهوش ولش کرده
اگه نمیدونست ازش حرف میکشید
پس تو چیکار کردی آخه؟
برید کنار
داری چیکار میکنی؟؟
اینا بادیگاردامن،کل روز پیش منن
چه مسخره
من که بهت گفتم هرچه سریعتر از اینجا بری
دیروز چون خیلی عصبانی بودم نتونستم چیزی که میخواستمو بگم
چی بگی؟
بابت دیروز
از صمیم قلبم ازت ممنونم
لازم نکرده تشکر کنی،فقط زودتر از اینجا برو
تو ناجی زندگی منی
منم حتما یه بار تو رو نجات میدم
الانم یه بلیط جون اضافه بهت میدم
شوخیت گرفته؟ !به خودت بیا
هی مورفوس
خیلی وقته به خودم اومدم
بعد از اینکه یه وضعیت نزدیک به مرگو تجربه کردم
دیگه نمیترسم،باهاتم آشتی ام
حالا اونو بیخیال
به کسی نگی من دیروز نجاتت دادما،باشه؟
قرار بود به کسی چیزی نگم؟
ای وای بر من،تو گروه پیام دادم که
چی؟
دستتونو بکشین کنار
ای واییی،شوخی کردم بابا
دیگه اونقدرام بی احتیاط نیستم که
اگه راجع این موضوع حرف بزنم واسه خودمون بد میشه
حالا هرچی،چجوری دلت اومد همینجوری بزاری بری؟
چهل و هفت دلار پول یه تاکسی دادم من تازه اجرت آخر شبم ازم گرفت
اصلا نباید نجاتت میدادم یه روانی به تمام معنایی تو
No comments yet. Be the first to leave one.