Le prime 200 righe.
خیلی خب، تولدت مبارک مامان
ماله منه؟ ...عجیبه، اصلا شبیه 40 ساله ها نیستی
حالا 50 که جای خود
چارلی، لطفا
ولی ممنون، تشکر
میشه الان بازش کنم؟ چرا که نه، بازش کن، لطفا
خداا
عاشقشم خوشت اومد؟
خوبه خیلی قشنگه
اگه اندازت نیست میتونی عوضش کنی نه،نه، نه نیازی نیست
...خیلی خوشم اومد، همیشه واسم خوبه
ببخشید دیر کردم سلام اشکال نداره
سلام، لیسا...هم میادش؟ نه، به هم زدیم
دیدم که تو فیسبوک، قسمت "وضعیت رابطه"ت به مجرد تغییر کردش، البته واسه چندمین دفعه
هدیه ت...یادم رفت بیارم تو...کمد جا گذاشتمش
اشکال نداره، امیدوارم که زیاد خرج نکرده باشی
نه، نه، نگران نباش، زیاد خرج نکرده
کجا بودی؟
مثله بازار شام بود، یه یارویی اومد که 6 بار چاقو خورده بود
...خدایی یکیش خیلی نزدیک قلبش بود وگرنه بدجوری
نه، تام، وقته شامه، خواهشا نه، هنوز که نیست
داریم شروع میکنیم
حالا از چه انتی بیوتیکی استفاده کردین؟
مامان، با لیدیا صحبت کردی؟ آره
دلش میخواست امشب اینجا باشه ولی یه آزمون صدای خیلی مهم داشت
واسه چی؟ ...مهمون یه برنامه ی تلویزیونی
"دشمن چیزی"
شاید واسش شانس بزرگی باشه آره، ممکنه
نفستو نگه ندار
تموم کن
شماها حتما تو دوران کودکی از خجالت هم در اومدین
احتمالا یه عالمه عروسکهای بدون سر به جا گذاشتین
نه، راستش منو خواهرم خیلی با هم خوب بودیم
نه داشتم...ببخشید...داشتم در مورد انا و لیدیا حرف میزدم
وای خدااا، نمیدونم چرا این حرفو زدم
...خب، ما بخاطر جشن گرفتن واسه تو اینجاییم
پس بابا، نظرت راجع به نوشیدن چیه؟
!!بابا، میخوایم بنوشیم
...به سلامتی...زیباترین و باهوشترین زنی
که در طول عمرم شناختم ممنون
تولدت مبارک تولدت مبارک دوست داریم
به سلامتی، عزیزم
اسم من فدریک جانسن ـه
...بنده، استادیار علم شناختاری در اینجا، یعنی دانشگاه کالیفرنیا هستم
و اینجا اومدم تا به سخنرانمون که تازه از نیویورک تشریف آورن، خوشامد بگم
...بطور کلی، من حدود یک بخش و نیم در تز خودم رو
...به چگونگی رد گفتارهای مهمان امروزمون
و دلیل اینکه چرا فکر میکنم که ایشون اشتباه میکنن، اختصاص دادم
محض اطلاع باید بگم که، هر دفعه که با الیس بحث کردیم، حق با اون بوده
الیس هولند نسخه ی جوونتر استاد لیلیان در شاخه ی زبان شناسی در دانشگاه کلمبیا هستن
...ایشون درحالی که داشتن سه فرزند خودشونو بزرگ میکردن
کتاب درسی تاثیر گزار خودشون به اسم "از یاخته های عصبی تا اسمها"، رو نوشتن
مطمئنم بیشتر یافته های مهم رو هم از همونا به دست آورده
...و الان به عنوان یکی از مهمترین پایه های
آموزش زبانشناسی در سرتاسر جهان شناخته میشه
این شما و این دکتر الیس هولند
خیلی ممنونم
بیشتر بچه ها، قبل از سن 4 سالگی، زبان مادری خودشون رو بدون آموزش، تکلیف و یا بدون کوچکترین بازخوردی، حرف میزنند و میفهمند
...چگونه قادر به انجام چنین عمل برجسته ی بی نظیری هستن؟
...خب، این سوالی هست که مورد توجه دانشمندان زیادی، از زمان چارلز داروین
که دفترچه ی زبان اولیه ی پسر یتیم خودش رو، نگه میداشت، وجود داره
...وی متوجه شد که در انسان غریزه ای گرایشی
به مانند ناشمرده صحبت کردن کودکان، که شاهدش هستیم، وجود دارد
...از اون زمان، چیزهای زیادی یاد گرفتیم
ولی امروز، میخوام به مطالعات اخیر خودم که ... در آزمایشگاهم صورت گرفته، تمرکز کنم
...مطالعاتی درباره ی یادگیری صرف فعل گذشته ی بی قاعده
بین کودکان 18 ماهه و دوسال و نیمه
حالا، ممکنه بگین که این موضوع در نهایت به مبحث پایه ی این علم یعنی با فراگیری بیشتر و بیشتر متوجه میشیم که کمتر و کمتر میدونیم و تا جایی پیش میره که دیگه چیزی دربارش نمیدونیم، برمیگرده
...ولی امیدوارم بتونم متقاعدتون کنم که این فرایند یادگیری کودکان رو به عنوان
...به عنوان
میدونستم...نباید اون شامپاین رو میخوردم
...به عنوان زنجیره ای از کلمات زبان اول قلمداد کنید
کلماتی که آنها را از اطلاعات مهم که مربوط به ارتباط بین حافظه و برآورد که ماهیت اصلی راه ارتباطی هست، یاد گرفتیم
واژگان
سلام سلام
ببخشیداا، اومدی، جا خوردم
...بیا تو، یه خرده...قاطی پاتیه ولی ...یعنی داشتم
جمع و جور میکردم اشکال نداره عزیزم، نگران نباش
پسرا بدجور تنبل ن
...آشپزخونه دیگه خوده میدان جنگه
ولی فعلا دارم بهشون آموزش میدم تا ببینم چی میشه
خب، حالا کجا هستن؟ سر کار؟
...داگز تو یه کافه ست، مثیو هم تو رستوران غذا مذا میده
فکر کنم منظور از "بازیگر کاری" همینه، مگه نه؟
با کسی رفیق شدی؟ ...داگز گی و
...ملکوم، یه کمی باهم بودیم، ولی
تموم شد
اون منو وارد "اپن اسپیس" کرد
بهترین شرکت تئاتر ـه آره، شنیدم
ممنون، آره، تموم کردم
اگه "بدون خروج" رو میدیدی خیلی عالی میشد
بابا گفت که کارت حرف نداشت
همینطوره، یعنی بهترین اجرام نبود ولی حداقل میشد باهاش ارتباط برقرار کرد
اینکه متوجه شی که چیکار داره میکنه
یعنی، یه آدمی که به درد شرکت بخوره، باشی منظورت چیه؟
واقعا دستش درد نکنه که کمک کرد
چطوری به شرکت کمک میکنه؟
...وظیفه ی ما به عنوان اعضا اینه که
ارزش کار رو بالا ببریم تا هزینه ی ساخت نمایشی که بازی میکنیم رو، تامین کنیم
...و در نهایت هم یه مقدار سودی که از فروش بلیطها بدست میاد رو بگیریم و
درواقع یه جورایی سهام دار کار هستیم
یعنی درواقع باید پول بدین تا بازی کنین
نه، تئاتری گروهی همینه، شرایط کار همینطوره
روال کار اینجا اینطوری، لس انجلس ـه دیگه
لیدیا، فکر نمیکنی که الان وقت تجدیدنظر باشه؟
تو خیلی باهوشی، کارای خیلی زیادی هستن که میتونی واقعا توشون موفق بشی
مثل رفتن به دانشگاه؟ بله، آره، مثله دانشگاه
مگه قبلا بارها و بارها دربارش حرف نزدیم تک تک روزای زندگیم
متوجه هدفم شدم و الانم دارم انجامش میدم
پس فکر کنم چیز خوبی باشه ولی با پول کی؟
تو که داری واسه شهریه ی دانشکده ی پزشکی به تام کمک میکنی
واسه دانشکده ی حقوق هم داری به انا کمک میکنی ...عزیزم
اونا شغل های واقعی هستن، دلم نمیخواد که گزینه های پیش روتو محدود کنی
میخوای به جای من تصمیم بگیری نه، نمیخوام
الان، خیلی خوشحالم
ببخشید نمیخوام...نمیخوام درمورد این موضوع بحث کنیم
اصلا فراموش کن همچین حرفی زدم، باشه؟ فراموش شد
نمیخوای جواب بدی؟
...یه بازی ـه، منو خواهرت
داریم یه مشغله ی ذهنی با "کلمات و دوستان" به وجود میاریم
باحاله
نمیخوای باهاش بازی کنی؟ خیلی بدجنسه
تعجب نکردم
جان؟
جان؟
جان؟
کجایی؟
میخواین؟ نه
الی؟
داشتم فکر میکردم کجا میتونی رفته باشی نه، عرق کردم
چطور پیش رفت؟ چی؟
دانشگاه کالیفرنیا ...خوب... بود، خیلی
خیلی پذیرا بودن معلومه که باید پذیرا باشن
لیدیا چطور بود؟ ...خوب بود، میدونی دیگه
بحث کردین؟ ...راستش
کل عصر رو سعی کردم که نکنم
باید بگم که کمک مالیت به شرکت تئاترش، زیاد بهش کمکی نکرده
من که دربارش بهت گفتم
نگفتی فکر کردم گفتم
نگفتی ...راستش، اگه میگفتم هم خوشت نمیومد
...ولی هنوز باید یه کارایی واسه آزمایشگاه بکنم
پس شاید بتونی الان منو تا اونجا همراهی کنی
نه، دیگه نمیخوام به محیط دانشگاه برگردم
رفته بودم بدو م، الان فقط باید خونه بمونم
حالت خوبه؟ آره
آره خوبم، گفته بودی که عصر همدیگه رو میبینیم
...گفته بودم و خواهیم دید، الانم زودتر میرم
که زودتر برگردم تا بتونیم با هم یه فیلم ببینیم
معذرت میخوام، بخاطر خستگی ـه
یکم بخواب، استراحت کن
یه مدته که یه چیزایی یادم میره، یه چیزای کوچیک و آزاردهنده مثله کلمات و اسامی
و وقتی داشتم تو محوطه دانشگاه میدوییدم گم شدم، کاملا گم
...با دکترم دربارش صحبت کردم، گفتن که ممکنه بخاطر یائسگی باشه
...و اینکه آخرین باری که پریود شدم تو ماه فوریه بود
...ولی بعد اون دوباره تو سپتامبر دقیقا قبل از تولدم پریود شدم، بخاطر همین
قرص، دارو یا مکمل استفاده میکنین؟
... مولتی ویتامین، روغن دانه ی کتان
کلسیم و آهن استفاده میکنم بعضی اوقات هم بخاطر مسافرت قرص خواب میخورم
تا حالا سرتون ضربه دیده؟ نه
دچار افسردگی نشدین یا خودتونو زیر استرس بیش از حد حس نمیکنین؟
نه، زیاد کار میکنم ولی لذت میبرم
خوابتون چطوره؟
خوبه، شبی 7 ساعت
...الان ازتون میخوام که یه اسم و آدرس رو به یاد داشته باشین
و بعد دوباره ازتون میپرسمش، باشه؟
باشه
"جان بلک، خیابون 42 واشینگتون، هوبوکن"
میتونین واسم تکرارش کنین؟
"جان بلک، خیابون 42 واشینگتون، هوبوکن"
خوبه، چند سالتونه؟ 50
امروز چه روزیه؟ 26نوامبر
کجا هستیم؟
طبقه ی سوم ساختمان جنب کلیسای نیویورک
میتونین آب رو واسم هجی کنین؟ W.A.T.E.R
حالا میشه برعکس هجیش کنین؟ R.E.T.A.W
میتونین بگین رو این کارتها چی میبینین؟
...انبردست، نردبون، اسب آبی
پیچ گوشتی، فیل
یکم درباره ی والدینتون بگین
خب، هردوتاشون فوت کردن
...وقتی 18 سالم بود، خواهر و مادرم تو یه تصادف فوت کردن
و پدرم هم در سال 1999 بر اثر نارسایی کبد فوت کرد
التهاب کبد؟
تشمع کبدی، الکلی بود
اونوقت اواخر زندگیش چطوری بود؟
آشفته، دچار بی اختیاری
حقیقتشو بخواین، زیاد همدیگه رو نمیدیدم
تو "نیو همپشر" زندگی میکرد و از نظر مسافتی هم نزدیک نبودیم
متاسفم، خواهر برادر دیگه ای هم دارین؟
نه، فقط یکی داشتم
خب، حالا میتونین اون اسم و آدرسی که بهتون گفتم به یاد داشته باشین رو بگین؟
...جان بلک و آدرسش؟
لعنتی، یادم رفت
خیابون 42 آرگایل بود، خیابون کویل، یا خیابون واشینگتون یا خیابون جنوبی؟
وقتی داشتم درمورد والدینم حرف میزدم حواسم پرت شد میشه دوباره بگین؟
نه، دیگه نیازی نیست باشه
خیلی خب، میخوام ازتون یه "ام آر آی" بگیرم که یه سری احتمالات رو منتفی بدونم
مثل...چی، چون فکر کنم یه تومور مغزی دارم
فقط جهت احتیاطه ولی میتونیم مطمئن بشیم که آیا اثری از آسیب یا سکته ی مغزی هست یا نه
میتونیم متوجه شیم که داخلش چی میگذره
No comments yet. Be the first to leave one.