Xena: Warrior Princess

Xena: Warrior Princess

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Stagione 1

Informazioni sulla release

Xena : Warrior Princess - 1x12 - Beware Greeks Bearing Gifts
Un commento di highbury
تـرجمه و زیـرنویـس از سـجـاد و داوود | IMDb-Dl.Com

Tag

TS
Pubblicato il: 2013-08-19
Download: 34
Sottotitoli per non udenti: Yes

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

.بايد از "هلن" محافظت کنيم .ملکه رو نجات بديد

."هلن"! "هلن" ! "هلن"

دوباره کابوس؟

."خيلي واقعيه "پاريس

.بهت گفتم که چيزي براي نگراني وجود نداره

.منالوس" و ارتشش خيلي خسته‌اند"

.پيروزي براي تروي" در دسترس است

.اي کاش مي‌تونستم باور کنم

.يکم استراحت کن

...اين کابوسها زيبايي تو رو روبودند و بعد از اين

اين زيبايي نبوده که من براش جنگيدم؟

."مالتياديس"

سرورم همه چيز روبه‌راهه؟

مي‌خوام يک پيغام رو برام تحويل بدي. در مورد "زينا" شنيدي؟

.بله

.اينو براش ببر - .بله، سرورم -

يک نصف سيب... فقط همين؟

بايد وقتي از کوه "پوليس" پايين .مي‌آمديم آذوقه بيشتري برمي‌داشتم

.اما نگران نباش

.از تروي زياد دور نيستيم ...مي‌تونيم اونجا توقف کنيم، و

نه، در "تروي توقف .نمي‌کنيم، "گابريل" خيلي خطرناکه

...و به علاوه بعد از ده سال جنگ با يوناني‌ها

.شک دارم که "تروجانها" غذاي اضافي داشته باشند

.فقط يک نظر بود

..."منظورم اينه که تنها فرصتي براي ديدن "هلن

.صورتي که به خاطرش هزار کشتي فرستاده شدند

.هزار کشتي جنگي. فراموشش کن

.باشه. اگر تو غذا نخواي من به غذا نياز ندارم

!بذار من رد بشم - اون چيه؟ -

.بگيرينش

.الان مي‌گيريمش

.زود باشيد. زود باشيد

.عجله کنيد

حالش خوبه؟

تو "زينا" هستي؟ - ...بله -

تو رو مي‌شناسم؟ - .من "مالتياديس" هستم -

.ملکه "هلن" منو فرستاده که تا پيغامي رو به شما تحويل بدم

حالش خوبه؟ - ...بله -

.اما مي‌خواد که به تروي" بياي - هلن" رو مي‌شناسي؟" -

.قبل از جنگ خيلي وقت پيش همديگر رو در "اسپارت" ديديم

...لطفا

.قول بده که ميري. زندگي هزاران سرباز به تو بستگي داره

.باشه ميرم - .خوبه -

.مطمئن شو که کسي نفهمه که تو چرا اينجايي

.باشه

من...؟ - .بله -

.يک خاکسپاري مناسب براش برگزار مي‌کنيم و بعد ميريم

به تروي؟

به تروي

...در زمان خدايان باستان

...جنگ سالاران

...و پادشاهان

.با سرزميني در بدبختي، قهرماني را در خود پرورانده بودند.

...اون قهرمان، زينا بود

...شاهزاده خانوم جنگجويي که در گرماي جنگ جلو مي رفت

...قدرت

...تعصب

...خطر

.شجاعت او دنيا رو عوض خواهد کرد

IMDb-Dl proudly Presents

Translators : highbury & SAJAD_CANCEL

.اينجا ترويـه

.خيلي خب... بذار برم سراغ اصل مطلب

براي وارد شدن به "تروي نه ...تنها بايد از اين ديوار سنگي غول‌آسا رد بشيم بلکه

بايد از جلوي ارتش يونان بريم؟

."صدات رو پايين بيار "گابريل

.باشه

اما تو نقشه‌اي داري؟ - .روش حساب کن -

بند چکمه‌هات رو بستي؟

!زود باش

.دنبال من بيا. زود باش

."نزديکم بمون "گابريل

."زود باش "گابريل

گابريل"؟" - پرديکوس"؟ حالت خوبه؟" -

.دروازه‌ها رو باز کنيد .دروازه‌ها رو باز کنيد

دروازه‌ها رو باز کنيد؟ ديوانه شدي؟

فرار کن "گابريل". فرار کن. من مراقبت هستم

.درست پشت سرتم - .زود باش -

.به دروازه‌ها حمله کنيد

.به من کمک کن که دروازه‌ها رو بگيريم

.دروازه‌ها رو باز کنيد

.زود باش، عجله کن

.عجله کن

.برو داخل

برو داخل - !تو جلو شو -

.تيراندازها

.دروازه‌ها رو ببنديد

.براي کمکت ممنون

.بايد خودمون رو معرفي کنيم

..."اسم من "کابري - .مي‌دونم کي هستيد -

پرديکوس"؟" - ."گابريل" -

.شما دوتا همديگه رو مي‌شناسيد

.اين "پرديکوس" همشهري منه

.قرار بود با هم ازدواج کنيم

.فکر مي‌کردم که يک کشاورزي - ...بودم اما -

.ديگه نه

.اون دروازه‌ها رو تعمير کنيد - .بله قربان -

.دنبال من بياين - .دروازه‌ها رو تعمير کنيد -

.به "تروي خوش آمديد

.خب،اين نقشه‌ تو بهتره نتيجه بده

.روحيه نيروهاي من هر روز که مي‌گذره کمتر ميشه

،اگر "تروي بزودي سقوط نکنه .ممکنه ديگه هيچوقت رو "هلن" رو نبينيم

."پادشاه "منالوس

.منو ببخش، سرورم .قصد توهين کردن نداشتم

چي شده؟ - ...گزارشي از خط مقدم -

..."شاهزاده جنگجو "زينا

.با خطوط سپاه ما جنکيده و وارد تروي" شده

.زينا"؟ ما رو تنها بذار"

خب، مي‌تونم بهت اعتماد کنم .که اين مشکل کوچک پيش‌بيني نشده رو حل کني

به يک گرگ ميان گوسفندهايمان احتياجي نداريم، مگر نه؟

پس، چي باعث شده به تروي" بياي؟ - .جنگ -

اينجايي که بجنگي؟ - .اگر لازم بشه -

...با مهارتهاي جنگي تو

.مطمئنم که فرمانده "ديفوبوس" بهت خوش‌آمد ميگه

اون کيه؟

."فرمانده نيرورهاي امنيتي "تروي و برادر "پاريسه

...خب، اول مي‌خوام "هلن" و "پاريس" رو ببينم

چرا؟

مي‌خوام کسي که .براش مي‌جنگم رو ببينم

متاسفم...هيچکس بدون .اجازه اونا نمي‌بينه. خلاف مقرارته

.خب، مقرارت هيچوقت مزاحم من نشدند

نگران نباش، اگر کسي .پرسيد ميگم که سعي کردي جلوي منو بگيري

اينجا صبر کن. مطمئنم که .شما دوتا کلي با هم حرف داريد

.از ديدنت خوشحالم - .منم -

.پرديکوس" يوناني‌ها در حال حرکتند"

.ارتش دوم پيشتيباني رو خبر کن .مي‌خوام در جنوب ميدان نبرد قرار بگيرند

.بله قربان - .يه جاي امن پيدا کن... من بايد برم -

مي‌فهمم، تو دروازه رو .براي زن جنگجوي يوناني باز کردي

بله، فرمانده، اما .اون با يک گروه از هموطنان خودش جنکيد

فکر کردم شايد .بتونيم از مهارتهاي جنگي اون استفاده کنيم

شايد، اما حالا کجا بايد پيداش کنم؟

.بهش توصيه کردم که به شما گزارش بده قربان

پس چرا نمي‌بينمش؟

سعي کردم جلوي اونو بگيرم .اما اصرار کرد که اول بايد "هلن" و "پاريس" رو ببينه

اگر اتفاقي براي اونا بيافته .من تو رو مسئول مي‌دونم

دنبال من فرستاديد؟

.زينا" نگران بودم که نتوني بياي"

...خب، اختلافهايي در گذشته داشتيم اما

.هنوزم يک دوست هستي

.ممنون

مالتياديس" کجاست؟"

...مرده

با کساني که باهاش .حمله کردند جنگيدم ولي فرصتي براي نجات دادنش نبود

.متاسفم

مي‌دونم که بدون يک دليل .خوب اونو به خطر نمي‌انداختي

.درست ميگي

."در روياهايم چيزهاي وحشتناکي ديدم "زينا

.مي‌خوام که منو پيش "منالوس" ببري

چرا مي‌خواي پيش مردي برگردي که مجبوري به ازدواج باهاش شدي؟

تنها راهي که جلوي يونانيها رو .مي‌گيره و جنگ رو متوقف مي‌کنه

.اشتباه مي‌کني

...پاريس و سپاهش يک رود خون

.به دريا براي تعقيب تو درست مي‌کنند

.بهتره که در "تروي بموني

.حداقل "پاريس" عاشق توئه

.صبر کن

.زينا" صبر کن"

...بعد از ده سال جنگ

.تروي" تبديل به شهر بدبختي و مرگ شده"

...شايد "پاريس" زماني منو دوست داشت

.اما حالا فقط به فکر پيروزي ــه

.ما بيشتر از بيگانه‌ها اهميت نداريم

.فقط مي‌خوام جنگ تموم بشه

.اينجاست

اين چه معني ميده "ديفوبوس"؟ چطور جرات ميکني وارد اتاق من بشي؟

پوزش مرا بپذيريد، اما .امنيت شما نگراني اصلي منه

.پس بهتره امنيت رو سختگيرانه‌تر کني

بايد بهت بگم، براي يک شهر تحت حمله خيلي آسونه که به اينجا وارد شد

چي مي‎خواي؟ - ."ديدن "هلن -

.براي مردمي که نمي‌شناسم نمي‌جنگم

.يک جنگجوي يوناني مي‌خواد براي "تروي بجنگه

منو احمق فرض کردي؟ - .داره حقيقت رو ميگه -

.اگر باورش نمي‌کني بذار "پاريس" تصميم بگيره

...به هر وسيله ممکن

.نگهبانهاي من تا معبد تو رو همراهي مي‌کنند

.زمان زيادي ميگذره

...آره

آخرين باري که ديدمت .داشتي از شهر فرار مي‌کردي

...درسته

متاسفم که بدون .خداحافظي کردن رفتم

.کار اشتباهي بود - .همه چيز مرتبه -

.ديگه عصباني نيستم

در "تروي چه کار مي‌کني؟

.داستانهايي در مورد "هلن" و "پاريس" شنيدم ...مي‌‍خوام جايي باشم که

.افراد براي عشق مي‌جنگند

.من کسي هستم که به تو اون داستانها رو بگم

.براي همينه که همشون داستانه

."تو سرباز نيستي "پرديکوس .به اينجا تعلق نداري

.نه،نه

براي اولين بار در عمرم .وافعا احساس مي‌کنم که به جايي تعلق دارم

.برو خونه، قبل از اينکه برات اتفاقي بيافته

...متاسفم "گابريل" اما

.ديگه نمي‌توني به من بگي چي کار کنم

.ميگه مي‌خواد براي "تروي بجنگه

.اگر منو بخواي - .بهش اعتماد ندارم -

.يونانيه... يک خارجي - .هرگز يک شمشير هم به نفع يونان برنداشتم -

.هيچ فرقي نمي‌کنه - ...ببين، اون شجاعانه جنگيد -

تا وارد "تروي بشه .هيچ دليلي براي شک کردن بهش نميدونم

."ديفوبوس" - آنتس"؟" -

چه کار مي‌کني؟

More Farsi Persian subtitles for Xena: Warrior Princess

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left