Le prime 200 righe.
- دیر کردی. - طوفان گیرمون انداخت.
یه راهی هست که حالت رو بهتر کنه.
دکتر باید یه سوراخ ایجاد کنه، تا فشار کم بشه.
شما با هیچ نزاکت یا دلسوزی با من رفتار نمیکنید،
اگه میخواید ورودم رو رد کنید... رد کنید.
خوش اومدی به آمریکا.
- مقصد؟ - در نهایت، بوزمن.
مونتانا؟
حالا اون رو یه جای دیگه بذار.
همه جیببرهای ترمینال الان جای مخفیت رو دیدن.
هیچجای قسم ازدواجمون نگفته بود که باید توی این
جهنم یخزده زندگی کنیم.
اگه میخوای شوهرم باشی، بیا بوستون شوهرم باش.
اینجا خونه منه.
دو تا انتخاب داری.
یا با من پیاده میای تا ایستگاه قطار
یا شانست رو با این کامیون امتحان میکنی.
اونا خانواده منن.
ببین تو برای خانوادهت چیکار میکنی.
الان دنیا، دنیای پولداراست.
تنها چیزی که نمیتونی
از فروشگاه بخری حس سرخوشی خطره.
من میتونم اون رو با قیمت گزافی بفروشم.
ولی این؟ این تازه اولشه.
آمریکا غرق در ثروته.
همونطور که مردم از یکنواختی روستا فرار میکنن
و به دنبال فرصتهای شهر میرن،
جیبهاشون پر میشه
و جایگاه اجتماعیشون بالاتر میره.
وسایل مدرن
یکنواختی زندگی روزمره رو از بین بردن.
دیگه نیازی به بریدن چوب برای گرما نیست.
دیگه کسی برده مزرعه و دام نیست.
اگه گرما بخوای،
بخاری رو روشن میکنی.
اگه آب بخوای، شیر آب رو باز میکنی.
آمریکاییها دیگه برای پول درآوردن
به دستهاشون متکی نیستن.
اونا از ذهنشون استفاده میکنن،
از تخیلشون،
و از این راه پولدار میشن.
اما...
میخوان با این پول جدیدشون
و این همه وقت آزادشون چیکار کنن؟
تو اروپا چیکار میکنن؟
هوم؟
سفر میکنن.
سفر؟ کجا؟
هر جایی که بتونن دنیایی متضاد با دنیای خودشون رو تجربه کنن.
مونتانا نقطه مقابل
زندگی راحت اونها
و دنیای بتنیشونه. اینجا وحشیه.
اینجا رام نشدهست.
اوم، نقره منو پولدار کرده،
ولی معدنها خالی میشن، قیمتها بالا و پایین میره.
فروختن یه تجربه
یه منبع بیپایانه
که ساختنش هیچ هزینهای نداره
چون از قبل وجود داره.
دعوتنامهت
یه فرصت سرمایهگذاری پیشنهاد داده بود.
من فرصت رو میبینم،
ولی سرمایهگذاری رو نه.
سرمایهگذاری برای آوردن اونها
و سرگرم کردنشون وقتی که میان اینجاست.
سه مرحله هست که باید همزمان شروع بشن.
مرحله اول.
بهار گذشته،
اولین پرواز بین قارهای
از لانگ آیلند حرکت کرد و
27 ساعت بعد به سن دیگو رسید.
یه قرن پیش،
این سفر یه سال طول میکشید.
پروازها از نیویورک میتونن به بوزمن
تو کمتر از 12 ساعت برسن، و از شیکاگو
تو کمتر از 8 ساعت.
دوم...
ما ایالت رو تحت فشار میذاریم برای تامین بودجه
تا جاده رو از دره پارادایس آسفالت کنن،
که خودروها بتونن
راحت به پارک برسن.
و این...
...باعث میشه در تمام سال بیان.
این چیه؟
این یه تفرجگاه زمستونیه
که توش میشه اسکیت روی یخ کرد،
سورتمه سواری کرد
و اسکی کرد.
کی میخواد عذاب زمستون رو تحمل کنه
تا تو برف تعطیلات بگذرونه؟
تا حالا تو ساحل تعطیلات گذروندی، آلن؟
البته.
چرا؟ چرا این همه راه میری؟
دریاچههای ما هم ساحل دارن.
رودخونههامون هم لب آب دارن.
قابل قیاس نیستن.
قابل قیاس نیستن؟ چه فرقی داره؟
نمیتونم توضیح بدم. وقتی ببینیش، میفهمی.
هه.
این زیرساختهای جدید چقدر هزینه برمیداره
و دنبال چه جور سرمایهگذاریای هستی؟
ایالت هزینه زیرساختها رو میده
وقتی متقاعدشون کنیم چقدر مالیات
نصیب مونتانا میشه.
سرمایهگذاری ما
روی مجتمع تفریحی خواهد بود.
من برای هر سهم
صد هزار دلار پیشنهاد میدم.
من پنج تا برمیدارم.
- من پنج تا برمیدارم. - من چهار تا.
چهار تا.
اون تفرجگاه وسط یلواستون قرار داره.
اون زمین جیک داتونه.
وقتشه اون ارتشی که قولشو دادی بسازی.
پونزده دقیقه مونده به حرکت قطار 10:55 به مقصد بوستون.
پونزده دقیقه مونده
به قطار 10:55 به مقصد بوستون.
کجاست؟ پول لعنتی کجاست؟
نه.
فکرشو بکن،
میتونستیم یکم خوش بگذرونیم. خیلی لاغری.
رام کردنت خیلی دردسر داره.
ساعت چنده؟
ساعت چنده؟
11:02.
آخرین فراخوان برای بوستون.
همه سوار شن!
صبر کنید!
من بلیط دارم!
متأسفم خانم. دیگه نمیشه متوقفش کرد.
مگه دیوونه شدی خانم؟
تا حالا کسی رو ندیدم اینقدر مشتاق رسیدن به بیلینگز باشه.
کوپهت سه واگن عقبتره.
فکر کردم تنهام.
با من شریکی.
بیا پایین.
چرا لبت باد کرده؟
ازم دزدی شده.
چی ازت گرفت؟
همه چیز رو.
«امپایر بست تیوی در شبکههای اجتماعی» @EmpireBestTV
« 1923 » « قسمت چهارم: سفر از رودخانههای آهن »
ترجمه و زیرنویس از: Ali_Master
بهار حواس رو
با صبحهای گرم
و جوونههای سبز علف تازه
و امید به فراوانی تابستون، گول میزنه.
بعد اون امید رو زیر برف مدفون میکنه.
این چرخه ادامه پیدا میکنه،
اراده حیوون و انسان رو امتحان میکنه.
ضعیفها رو شکار میکنه.
از شر اونا خلاص میشه،
مبادا قوی بشن و بتونن
یه فصل دیگه دووم بیارن
و ضعفشون رو
به نسل بعد منتقل کنن.
اون گفت شش اینچ فاصله.
درسته. شش اینچ.
این چیه؟
بهتره ندونی.
فکر کنم بهتره زنت بیرون منتظر بمونه.
نه، میخوام پیشش باشم.
مطمئنم میخوای.
اشکالی نداره. بیرون منتظر بمون.
چقدر طول میکشه؟
نمیدونم. تا حالا انجامش ندادم.
اوه، چقدر دلگرمکننده.
آلیس.
با من بیا.
بیا تسمهها رو ببندیم.
محکم و خوب.
این تسمه باید درست بالای ابروهاش باشه.
حالا، خیلی مهمه که تکون نخوری.
با کلروفرم بیهوشت میکنم.
اینکه چقدر طول میکشه برای هر کسی فرق میکنه.
عمیق نفس بکش.
عمیق بازدم کن.
دوباره نفس بکش.
عمیق بازدم کن.
بیهوش شد.
بیا فشار بدیم
- و به سمتش. - باشه.
سرش باید کاملاً بیحرکت بمونه.
حالت خوبه؟
بریم سراغش.
فکر میکنم باید بریم کالیفرنیا.
شنیدم اونجا قانونی علیه ازدواج ما نیست.
اشتباه شنیدی.
متأسفانه هیچ جایی از تبعیض در امان نیست.
اتفاقی که برای تو اُفتاد فراتر از اینه.
به تو آسیب زدن تا به ما آسیب بزنن.
تا به ما حمله کنن.
و من واقعاً متأسفم که این کار رو کردن.
چرا باید این کار رو بکنن تا به شما آسیب بزنن؟
طمع.
که در اصل موتور محرک تبعیض هم هست.
طمع برای چی؟
زمین.
زمینی که زیر پای توئه.
زمینی که زیر پای منه.
No comments yet. Be the first to leave one.