Le prime 200 righe.
::تقــدیـــم به زنـــــــــان و مـــردان شجــاع ایـــران زمیــــن::
ارباب آرای
ارباب آرای ارباب آرای
ارباب آرای
ارباب آرای
ارباب آرای
ارباب آرای
از این طرف
زود اومدی
سر وقت اومدی
سامورایی هایی مثل تو باید زیاد باشن
به خانه ی آرای خوش آمدید
باعث خوشحالیه که بالاخره میبینمت
قبلا هرگز در حضور یه جادوگر نبودم
فهمیدم موقعیت ضروریه
از اونجا که آداب و رسوم 300 ساله رو شکستیم
ولی باید بگم اصلا انتظارنداشتم خونه آرای اینجا باشه
در دور دست ها از خونه
خوب برخلاف ظاهرش
بوداپست در تقاطع دو جاده ی شرق و غرب قرار داره
ترتیب یه ملاقات اینجا
غیر ضروریه؟
هیرانو زمونه تغییر کرده
هردو با بقا سازگار شدیم
دلیلش چیه؟
دلیل
برای اعتماد کردن
چه چیزی باعث اهمیتش میشه؟
یوری اینجاست و میخواد همه ی سامورایی ها رو نابود کنه
اما نمی شه
و می ترسم یکی از افراد خودمون بهمون خیانت کنه
به کمکت احتیاج دارم هیرانو
با چی؟ با شمشیر تنگو
چی؟
شمشیر تنگو شکسته شده
نه یه سامورایی و نه یه جادگر نمی تونه از قدرتش استفاده کنه
باید دوباره به هم متصلش کنیم
یوری می دونه اگه شمشیر کامل شه
تنها چیزیه که میتونه متوقفش کنه
اگه این درست باشه دنبالمون میفته
و دلایل زیادی وجود داره که ما نباید یه جا پیش هم باشیم
وصل کردن شمشیر جواب ما نیست
اگه نمی تونی از تیغه ی جنگنده ت محافظت کنی
اون رو به یکی از نواده گانت بده
چیزی که میگی دیگه امکان نداره
یوری همه ی نسل ها رو کشته
من آخرین نواده ی رونین 47 هستم
فرض کن باورت میکنم
داری میگی اگه شمشیر جادویی رو بهت بدم
سعی میکنی رسالتت رو به پایان برسونی؟
میتونیم شمشیر رو وصل کنیم و رسالت رو به اتمام برسونیم
با هم دیگه
اعتماد کن هیرانو
آینده ی مردمانمون از این اتاق میتونه شروع بشه
اگه با هم همکاری کنیم
عملکرد جادوی تو، چقدر خوبه؟
عملکرد شمشیر تو، چقدر خوبه؟
بیا بفهمیم
یوری
برای دوستت متاسفم
آخرین نواده
تحمل این غم باید برات سخت باشه
زندگی تو فقط به خاطر خونت از پیش تعیین شده بود
گمشو از جلوی چشمام
هنوز احساسش میکنم
یه نفر دیگه هم هست
اوه
متاسفم، توریست های لعنتی، متاسفم
اوه
بله که اسمش ریچارده
اونجا رو، گیاشاها کسی قهوه میخواد؟
اونامی
ارباب نیکو
ارباب اوکورو
ارباب مائیدا
ارباب شینشیرو
ارباب نیکو
همونطور که همتون میدونید خونه ی آرای ویران شده
ارباب آرای مثل برادر ما بود
باید تحقیق کنیم چه اتفاقی افتاده و قدم بعدیمون رو برنامه ریزی کنیم
در مورد چی باید تحقیق کنیم؟
آرای مرده
یوری و هیرانو از یک نسسل اجدادی هستن
آرای با اعتماد کردن به یه جادوگر اشتباه بزرگی مرتکب شد
مگر اینکه به هیرانو هم خیانت شده باشه
چرا یوری باید هم نوع خودش رو بکشه؟
شاید هیرانو شمشیر جادویی رو بهش نداده
هر اتفاقی که بین هیرانو و آرای افتاده
باید برای رسالت مبارزه کنیم
شمشیر رونین 47 با شجاعت و جادو مستحکم شده
توسط نواده ی حقیقی استفاده میشه تا شیطان زاده شده از گذشته رو شکست بده
آرای آخرین نواده بود
با مرگ اون، رسالت هم نابود شد
ضبط کننده تاریخ کسی دیگه رو دیده که میتونه انجامش بده
ارباب ایکدا، هنوز از پیشگوهای سست اراده
و شارلاتان ها مشاوره میگیرید؟
بیخیال
بعضی ها هنوز به رسومات قدیمی اعتقاد دارن
ضبط کننده تاریخ، تصویری از یه نواده دیگه رو دیده
یه خانم جوان آمریکایی اینجاست تا میراثش رو جمع آوری کنه
شمشیر جنگنده رو توی دستاش دیده
ارباب شینشیرو، شما به یه فرد غریبه اعتماد میکنید؟
اون هم به یه خانم
نژاد سامورایی قدرتمنده
ولی تقسیم نسل به این معنی نیست که دلایل ما رو بدونه
باید متقاعدش کنیم که به میراث ارباب آرای احترام بذاره
"احترام"
من یه دوست خوب رو از دست دادم ارباب شینشیرو
یه برادر، آره؟
از احترام صحبت میکنی من اینجام تا ازش انتقام بگیرم
انتقام
وقتی سرت شلوغ بود و داشتی طومار می خوندی
قبیله ی من روی سلاح های مدرن سرمایه گذاری کرد
میتونیم از خودمون محافظت کنیم
با پیدا کردن و نابود کردن شمشیر
ولی ما یه قسم خوردیم که باید پاش وایسیم
ارباب شینشیرو، محدوده رو رعایت کنید
معذرت میخوام
اما اگه حمله خشونت آمیز راه حل بود
عمر خودمون رو پای انجام این رسالت نمیذاشتیم
تفنگ ها جادو رو شکست نمیدن
بذارید امروز عصر در موردش فکر کنیم
میتونیم فردا رای گیری کنیم
امیدوارم همتون در اون شرکت کنید
سه، دو، یک، برو
داری صورت کی رو تصور میکنی؟ هیچکس
نیکوی لعنتی و شکم کوفتیش
برای همین خیلی حواس پرت شدی
حواسم پرت نیست
ببین موقعیت حساسه
موقعیت حساسه؟ آره، پس بیا این لعنتی رو بترکونیم
اونامی، این راهش نیست
تازه فهمیدم که من آخرین نواده هستم
نه، اون داره توطئه میچینه بهتره که نچینه
چون ارباب نیکو میخواد اون از این موضوع دور بمونه
درست مثل یه گیشا به مردها اون چیزی رو میدیم که میخوان
ما اون-بوگیشا هستیم ما بهتر از هر مردی میتونیم آدم بکشیم
انقدر تحریکش نکن وگرنه عاقبتش مثل ریو میشه
وظیفه ی ریو بود که از من محافظت کنه
شاید، اما او حالا یک رونینه
خدای من، مایی
میتونه بهم کمک کنه رد نواده رو بزنم
فکر میکنی ریو بعد از بیرون انداختنش هنوز کمکت میکنه؟
آره ریو بهترین تعقیب کننده ست و می خواد برگرده
آره، هر کاری برات میکنه
دختر پیشگوی خودمون رو مشخص کردم
تعقیب کردن غریبه ها به نظر کاملا غیرقانونی بیاد
اون نفهمید من انتخابش کردم پس این مشکل من نیست
به علاوه، ما در تقاطع جنایتکاری جهان ایستادیم
بوداپست شهرت بدی برای قاچاق داشت
اما قبیله های مشخصی داستان از درس تاریخ چشم پوشی میکنم
خدای من، تو هیچ وقت بامزه نبودی
و هیچ وقت گوش نمیدی
همش رو میدونم منحرف
حیوون خانگی معلم فلیک
در ساعات ممنوعه خروج بیرونی؟
بیا اینجا
اعتراف کن. دلت برام تنگ شده بود نه؟
خفه شو
نگاش کن، خیلی بزرگ شدی و کثافت
چه جوری پیداش می کنی؟ مستقیم به کار مشغول میشی؟
نه، "سلام ریو، خیلی خوبه که می بینمت دلم برات تنگ شده، خوشحالم که زنده ای"؟
خدا
این سامورایی حوصله سر بر کاملا روت تاثیر گذاشته
ازشون تقلید می کنی
و هنوز به طور مخفیانه توی نشست های اضطراریشون دنبالشون می کنی؟
ببین من فقط دنبال تو میگشتم
و اون پیرمرده
شینشیرو چطوره؟
دلش براش تنگ شده
آره، درسته
خوشبختانه به خاطر تو، من با داشتن اطلاعات اومده ام
هی راشل
یگانه خاص ریو و هر چیزی که داره
نیومدم اینجا چیزی بنوشم
دوتاش کن
حتما پس گوش کن
من و رکورددار، ما اینطوریم
خب، ما به غیر از این مورد هیچ وقت ملاقاتی باهاش نداشتیم
در مورد دختر پیشگو ازش پرسیدم
از قضا سابقه بازرسی داره
باید قبل از اینکه بره زندان دست به کار شیم
پیشگویی ما از یه جنایتکار تو دستمونه
هی، حالا بهش یه فرصت بدیم جنایتکار سابق
چه کسی با عجله سعی در هک کردن برخی از کالاهای مشکوک داره
میخواست یه میراث قدیمی رو برای چند دلار ناقابل بفروشه؟
بدهی دانش آموز هیچ اهمیتی نداره
چرا اینجا؟
میدونی این مردم برای مجموعه ها چقدر پول میدن؟
ضبط کننده ایمیلش رو هک کرده و یه معامله پیدا کرده
که یه خریدار آنلاین دنبال یه شیء قدیمی سامورایی مصنوعی میگشته
در حقیقت
معامله الان داره اتفاق میفته
نیرو در آتش؟
اون اشغال گم شده؟
تو دیگه من رو مثل قبل نمی شناسی
این تنها چیزیه که من قانونی بدستش آوردم
بعدا برمیگردم
هی، چه مرگته؟
لعنتی داره میاد
No comments yet. Be the first to leave one.