Le prime 200 righe.
من "کيلب ريورز" هستم
با اينکه تازه به "ريونزوود" اومدم
ولي در جريان مسائل زيادي قرار گرفتم
در سال 1917، بزرگان شهر ريونزوود يه معاهدهي مخفي رو امضا کردن
از اون زمان، هيچ سرباز ريونزوودي
در هيچ جنگ و مبارزهاي کشته نشد
همهي هم رزمهام کشته شدن
اين معجزه چه بهايي رو در پي داشت؟
پنج نوجوان بايد ميمردند
پنج نفر براي هر جنگ
"حداقل تا زمانيکه من و "ميرندا
به ريونزوود اومدين اينجوري بود
!مواظب باش
خبر خوب؟ چهارتامون زنده مونديم
خبر بد؟ ميرندا زنده نموند
حالا اينجا گير کرده، به صورت يه روح
و راهي واسه رهاييش وجود نداره
فقط هدفهاي نفرين هستن که
...هنوز ميتونن ببيننش
،"رمي"، لوک"
خواهرش "اليويا" و من
يه چيزي يا يه کسي عزمشو جذب کرده
تا زندگي مارو به جهنم تبديل کنه
و تا وقتي همهي ما نمرده باشيم، دست بردار نيست
هدفهاي اول... اجداد ما بودند
...کيلب و ميرنداي اصلي
تو يه سانحهي کشتي کشته شدن
با سه تا از دوستاشون
تا وقتي فرصتش هست از اينجا برو
ميرندا دليل گير افتادنش
تو عمارت "کالينز" رو متوجه شد
يک شيشه، يه دسته مو
از تمام قربانيان نفرين
وقتي زنده بودم اصلاً دلش نميخواست نزديکم بشه
ولي حالا که مُردم فکر کرده ميتونه يه چيزي از منو پيش خودش نگه داره؟
ميرندا اولين کسي بود که آزاد شده بود
الان کجاست؟ چيکارش کردي؟
ولي آزاديش تازه شروع ماجرا بود
اينجا بهشته؟
مکس" خوشش مياد قايم موشک بازي کنه"
نميدونيم چطوري سر از اينجا درآورده
ولي ازش مراقبت ميکنيم
ميرندا فکر ميکنه در امانه، ولي اينطور نيست
اون منتظرتونه... تو جهنم
سعي کردن واسه نجات ميرندا واسه من نزديک به پايانم بود
منظورم از پايان، مرگه
کيلب؟
ميتونم حست کنم
انگار کار درست اينه که پيش تو بمونم
الان وقتش نيست
نبض داره
از بعد تصادف تو خواب راه ميرفتي
و فکر نکردي که بايد اينو بهمون بگي؟
هميشه واسه کيلب و رمي ديلن" رو از خودت ميروني"
از خودم نميرونمش، دارم ازش محافظت ميکنم
هنوز نميدونم با چي يا کي طرف هستيم
ميخواي بازي کني؟
،بعد از همهي کارايي که کرديم چطوري اين اتفاق افتاد؟
ولي ممکنه يه نفر بتونه کمک کنه
اوه خداي من
.بچهها، يه چيزي اين تو راجب نفرين نوشته
يک نفر از گذشته
اسمشون "توماس" و "استر" بوده
فکر ميکردن اگه خودشون رو قرباني کنن
ميتونن کيلب و ميرندا رو زنده کنن
و کيلب و ميرندا ميتونن نفرين رو از بين ببرن
شنيدي؟
چي رو؟
گوش کن
بيا
چيه؟
اون اتومبيل پدر منه
هنري" هم همچين ماشيني داره"
اين اسب شما نيست؟
کلمات رو در صحفهي 36 پيدا خواهيد کرد
اين درست نيست
بشين سرجات استر
اصلاً نبايد اينجا باشي
اين يه کار مردونست
مربوط به بچههاست
مادر
و همين باعث ميشه يه کار زنونه باشه
قلب يه مادر خيلي لطيفه
اين مردان خوب دارن سعي ميکنن خيال
همهي مادران اين شهر رو راحت کنن
جنگ يک هيولاست - بله -
جوانان رو از بين ميبره
من براي فرزندان صالح
يک جان پناه پيشنهاد ميکنم
معاملهي زندگيها؟ بستن معاهدات؟
اين راه و رسم الهي نيست
اوه، تو سخنگوي خدايي
من سخنگوي بچههام
اين معاهده رو شما ميبنديد و تقاصشو اونا بايد پس بدن
اين مردها هستن که تصميم ميگيرن
واسه زنان و بچهها چي بهتر از همهست
اين راه و رسميِ که تو کتاب مقدس گفته شده
درسته کشيش؟
از آفرينش تا مکاشفه
توماس ريورز"، ميدوني که اين اشتباهست"
استر، ميدوني که اونجا چه اتفاقي ميوفته
اين يه قتلعام و کشتاره
حالا پسراي اين شهر دارن مستقيم به سمتش ميرن
ريونزوود به اندازه کافي بدبختي کشيده
بايد اين معاهده رو امضا کنيم
به صلاح هممونه
عزيزان زيادي رو از دست داديم خواهر
،همونطوري که داشتم ميگفتم
...کلمات رو در صحفهي 36 پيدا ميکنيد
مردان احمق سعي ميکردن بچههارو از جنگي
حفظ کنن که مردان ديگري آغازش کرده بودن
،اگه ميدونستم کيلب و ميرندا هم اونجا بودن
راضيشون ميکردم تا شهر رو ترک کنن
هرجوري شده اين قضيه رو درستش ميکنم
داره از شبي که عهد رو بستن صحبت ميکنه؟
به گمونم
پس تو هم اونجا بودي؟ اون يکي ديگه
اون يکي ديگه فقط جد من ـه
و استر هم مادر ميرنداي اصلي بوده
و مردي که پيداش کرديم و با استر فرار کرده
،پدر کيلب اصلي بوده
توماس ريورز
ولي اونا دو طرف مخالف معاهده بودن
چطور آخرش باهم همنظر شدن؟
بذار يه نگاهي به دفتر استر بندازم
،از زمانيکه تو توي ريونزوود بودي فقط همينو تونستيم بفهميم
اين کشيشِ حتماً پيشنهاد يجور
معالمه رو با بزرگاي شهر داده
شايد ميدونستن چيه، شايدم نميدونستن
ولي در نهايت، اين معاهده از سربازاي شهر محافظت ميکرده
درست مثل کاري که با مامان من کرد
بهاش هم مُردن پنج تا آدم بيگناه ـه
واسه هر جنگي پنج تا
نه کاملاً
چهارتاتون هنوز زندهاين
زنده هم ميمونيم
يه چيزي ديگه هم هست
چي؟
دوباره گير افتادم
منظورت چيه؟
نميتونم از اينجا بيرون برم
وقتي تو رفتي، برگشتم همينجا
فکر ميکنيم اين قضيه به اون شيشهها مربوط ميشه
...يکي دوروبر سنگ قبر ميرندا رو کنده بود
،شايد کالينز ميرندارو نبش قبر کرده
يه دسته ديگه از موهاي ميرندارو کرده تو اون شيشهها
اگه سه روز تو شهر نباشي
خيلي چيزارو از دست ميدي
پس کالينز ميدونه چه اتفاقي افتاده
اينکه ميرندا ميتونسته از اينجا خارج بشه
آره، به گمونم پيش من گير افتادي
...بايد بفهميم اين کشيشِ کي بوده
اين نفرين چه نفعي براش داشته
و قدرت اجراي اين نفرين رو از کجا آورده
،شايد بتونيم عمل معکوس معاهده رو انجام بديم
معاهده رو بشکنيم و نفرين رو باطل کنيم
اصلاً به اسمي اشاره کرده؟
اينجا
...نميدونم اينو درست ميگم يا نه
"گبريل ابدان"
فکر کنم درست گفتيش
کاري از : سميرا و سعيده S@eideH , Sorrow
قســمت ششم از فصـــل اول
چيزي مونده؟
خاکستر و دوده
صبرکنين، يه چيزي پيدا کردم
استر گفته بود مردها يه کتاب دعا داشتن
به صفحهي 36 اشاره کرده بود
شبيه يه آيه از سرودهاي مذهبي يا کتاب مقدس ـه
بايد اونقدي واسش مهم بوده باشه که نگهش داشته
هرچه قدر ميتونيم بايد ...در مورد گيب بفهميم
!هوي! هوي - دوباره نه -
!بسه، بسه
خيلي خب، باشه
هرچه قدر ميتونيم بايد ...در مورد کشيش بفهميم
خب اگه محلي بوده، پس احتمالاً
يه چيزي تو روزنامه در موردش هست
يه لحظه صبرکن
اين چيه؟
يه برجسته کاري ـه
وايسيد. اين يه گردنبنده
...نميدونم کدوم يکي بيشتر منو ميترسونه
بچهي توي گردنبند
يا فکر اينکه کالينز قبر ميرندارو نبش کرده
مامان، توئي؟
مادرتون درحال حاضر خونه نيست
رفته موادغذايي بخره
آقاي کالينز؟
تو اينجا چيکار ميکني؟
اينارو واسه مادرتون آوردم
هميشه از گلهاي ارکيده خوشش ميومد
و فکر کردي همينطوري بدون اجازه بياي تو
و بهش نشونشون بدي؟
ميخواستم رو ايوون بذارمشون
ولي از آب و هوا مطمئن نبودم
پس از کليد استفاده کردم
کليد داري؟
با مادرتون تماس گرفتم
بهم گفت کليد زاپاس رو کجا گذاشته
،زياد دلم نميخواست ازش استفاده کنم ولي مادرتون اصرار داشت
No comments yet. Be the first to leave one.