Le prime 200 righe.
.میخوام با صدای موزیک برقصم، چه ریتم خوبی داره
.امروز تیپ زدم و به تعطیلات آخر هفته امیدوارم
.گمونم نخوای به موبایلم زنگ بزنی
.پس خاموشش می کنم و با دوستام می زنم بیرون
.چه حس خوبی داره، کلوب رقص همینه دیگه
.خانوم خوشگله، بزار باهات برقصم
.بیا تموم شب رو برقصیم
.شاید دیگه برنگشتم،آره دیگه طاقت ندارم
.تموم شب می رونیمش
!تموم شب رو برونیم
!آره
!دارم از ته دل می خونم و می رقصم
!آره
.منو ببر هر جا که باد می وزه
!تموم شب رو برونیم
!آره
!دارم از ته دل میخونم و می رقصم
!آره
.نمیخوام تنها باشم، آه،شاید دیگه برنگردم
!دیگه بر نمی گرده
!آره...آره
!وقت عشق و حاله، باید ریتم رو برد بالا
هی، پاشو برقص، منتظر چی هستی؟
!این شب تابستونی، بر و بچه ها همه میخوان بترکونن، آره
!ولی دوست دخترت رو نپیچونی که کلاهت پس معرکه ست
!شاهزاده خانوم رو نباید تنها گذاشت !اگه بزنه به سیم آخر، جهنم به پا می کنه
.دانش آموزها با تمام وجود می جنگن
.تا آخرین قطره ی خون
.جنگ در "کانتو" بیداد می کند
...دبیرستان های معروف برای برتری با یکدیگر دست و پنجه نرم می کنند
.تا به هر قیمتی که شده، بر تمام مناطق چیره شوند
...هفت دبیرستان بزرگ عبارتند از
"دبیرستان راکیو"
"دبیرستان نانیو"
"دبیرستان کیوشو"
"دبیرستان خصوصی یوشیو"
"مدرسه ی یوشو"
"دبیرستان خصوصی سیتو"
"دبیرستان ریوشو"
دانش آموزان این مدارس، همگی مبارزین قدرتمندی هستند ...که سرنوشتی جاودانه را به ارث برده اند
.که از 1800 سال پیش نسل به نسل گشته است...
...مردم آنها را
.مبارز صدا می زنند...
"اپیزود 1"
...تاریخ پادشاهی سه گانه
.که از سال 180 میلادی شروع شد و تا صد سال بعد ادامه پیدا کرد
،آخرین سالهای دوره ی "گوکان"، وقتی خاندان سلطنتی "شین" در چین سر کار بود
.قهرمان های زیادی بودن که رویاهای بزرگی هم داشتن
.اونا جنگیدن و جنگیدن و در نهایت کشته شدن
بدبختا مردن؟
!ای وای بر من
...بچه ها نمیدونم اون بیرون چه خبره
!ولی انگار یه دختره اومده توی حیاط مدرسه، داره ملت رو لت و پار می کنه
!خیلی هم زورش زیاده ناکس
خوشگله؟ هیکلش چه جوریاست؟
،من که میگم یه چیزی بین آ منفی و بی مثبته
!چه شاسی بلندم هست
!ای ول
!وای، خودشه
!چه حالی میده
.من همین امروز منتقل شدم مدرسه ی نانیو
.سرگرمی های روزانه م تزیین گل و گیاه و مراسم چای خوریه
!لعنتی زور خر داره چی کارش کنیم؟
واسه احوالپرسی دخل سی تا از بچه ها رو آورده؟
این دیگه کیه بابا؟
!چه سرگرمی های خوبی داری، به به
.ولی اونا همه شون تفننی هستن، بشنو و باور نکن
به من چه!؟
سر کارم گذاشتی؟
!آخ
!وای ببخشید
.خدا ببخشه
.شصت و پنج سانت از پایین و نود و سه سانت از بالا
!واسه خودت خانمی شدی
زد تو خال! نکنه این لباس زیر میفروشه؟
شما لباس زیر میفروشی؟
...آخه درست
چی دارم میگم وسط دعوا!؟
.من اهل دعوا نیستم
نفر بعدی! نبود!؟
.من
خدا جونم...شما با هالک نسبتی نداری؟
.مهره ی مقدست رو نشونم بده خانوم
.اگه مبارز نباشی دلیلی نمی بینم باهات بجنگم
.مهره ی مقدس رو ببینم
.آها، اون مهره رو میگی
!دارم! دارم
فقط کسایی که از اون مهره ها داشته باشن اجازه دارن بجنگن، نه؟
.وقتی رسیدم اینجا، دیدم همه یکی ازش دارن
!خیلی کف کردم
!اجازه ی جنگیدن؟ چقدر احمقی
اصلا میدونی مهره ی مقدس چی هست؟
!آهای! گفتی احمق
!اونی که میگه احمق خودش احمقه
.هان؟ عجیبه
.ببخشید
.گمونم یه جا از جیبم افتاده
از جیبت افتاده؟
.غصه نخور. اسمم رو با ماژیک روش نوشته بودم
چی؟
.تازه ماژیکش اصل بود، از این جنسای بنجل چینی نبودش که
.عمرا اگه پاک بشه
جانم؟
یه حسی بهم میگه از دستم کفری شدی؟
.گفتم که غصه شو نخور
...بدون اون سنگریزه هم
.میتونیم بجنگیم -
سنگریزه!؟ -
!ببخشید! بزارین رد بشم
.یه لگد بهم بزن
چی؟
داره با "گاکشو" می جنگه؟
.اوضاع خرابه
.خجالت نکش
.ولی...من خوش ندارم آدم بی دفاع رو بزنم
ببخشیدا، ولی فکر کنم شما مازوخیست هستین، نه؟
.از اونایی که حال می کنن درد بکشن
.ولی من که نیومدم اینجا به کسی حال بدم
!در گاله رو ببند و جفتکت رو بنداز لعنتی
.عجیبه
.فکر می کردم تو همونی، ولی انگار اشتباه کردم
چی چی رو اشتباه کردی؟
اصلا تو چرا هیچیت نشد؟
دردت نگرفت؟
شوخیت گرفته؟
تو به این میگی لگد؟
!ای وای بر من
!آخ
.سعی کردم مراعاتت رو بکنم. شرمنده اگه زیاده روی کردم
!"هاکوفو"
..."گنپو ساجی"
.ندیده بودم دست رو جنس لطیف بلند کنی؟ ازت بعید بود گاکو - چان
.داشتم امتحانش می کردم
...گفتم شاید اون
همون مبارزی باشه که از غرب اومد؟
همونی که مرکز "هوانگ هو" رو تو چنگش داشت؟
همونی که بهش میگن "هائو"؟
...میدونم که فقط یه افسانه ست، ولی
ولی ته دلت لرزیده بود، نه؟
...راستی
چطور بدون اجازه ی "انجیوتسو" اقدام کردی؟
.اگه میخوای چغلی منو پیشش بکنی، واسم مهم نیست
.از وقتی یادم میاد واسه انجیوتسو دم تکون می دادی
الان داره روی زانوهام اثر می کنه؟
!امکان نداره
چی شده گاکو - چان؟
...این تکنیک "نایکو
!شوساشو" هستش
چرا؟
...چطور اون دختره
.عجب
.انگار اسم "سونساکو" رو به خوب کسی دادن
چی!؟
چی گفتی ساجی؟
.سونساکو
...سونساکو
هاکوفو!؟
!...امکان نداره
.گمونم دوباره جون گرفته
دنیای انیمه تقدیم می کند
.باید این خونه و این شهر رو ترک کنی
چی؟ منظورت چیه مامانی؟
.ناحیه ی کانتو این روزا جای بی در و پیکریه
...همه با هم سرشاخ میشن
.نسل جوون تلاش می کنه جامعه رو تصاحب کنه
بی در و پیکره؟
!باید کشور رو تحت کنترل بگیری
کشور رو چی کار کنم؟
.بازش کن
.چشم
.سرنوشت تو با همین سنگ عجین شده .هیچ وقت از خودت دورش نکن
.چشم
.هیچ وقت از خودت دورش نکن
فهمیدی؟
...هاکوفو
.هاکوفو
.هاکوفو
!هاکوفو
!شکر خوردم مامانی -
چی شد یهو!؟ -
!غلط کردم! ببخشید مامانی! ببخشید
!تو رو خدا با خط کش نزن پشتم
!تو رو خدا منو نفرست کوهستان توبه
!تو رو خدا توی جنگل تاریک منو نبند به درخت
!هاکوفو آروم باش
جونم؟
کوکین"؟"
چرا پرت و پلا میگی؟
مگه قرار نبود جلوی در منتظرم باشی؟
.ببخشید
...ولی مامانم گفت باید روز اول مدرسه لااقل سی نفر رو ناکار کنی
.تا بتونی کنترل مدرسه رو دست بگیری
.فکرشم نمی کردم نفر پنجم پوزم رو بزنه
.گفتم حالا که توی حیاط منتظرم، یه خودی نشون بدم
.میگن جنگ اول به از صلح آخر
.نه، این نبود
!آها یادم اومد
!خواستم با یه تیر دو نشون بزنم
!ای ول چقدر چیز بلد بودم خودم خبر نداشتم -
.انگار عمه جون یه ذره هم تغییر نکرده -
No comments yet. Be the first to leave one.