Presence

Presence

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Informazioni sulla release

Presence 2024 720p WEBRip x264 AAC-[YTS MX]
Presence 2024 1080p WEBRip 10Bit DDP5 1 x265-Asiimov
Presence 2024 WEB-DL x264 Pahe in
Presence 2024 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-FEELM
Un commento di Stef@n
🟨►► 𝙀𝙢𝙥𝙞𝙧𝙚𝘽𝙚𝙨𝙩𝙏𝙫.𝘾𝙤𝙢 | تورج پاکاری ◄◄🟨

Tag

webdl
Pubblicato il: 2025-02-25
Download: 138
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

« حضور »

‫«امپایر بست تی‌وی در شبکه‌های اجتماعی» ‫@EmpireBestTV

‫زیرنویس از تورج پاکاری

‫لعنتی. ‫شوخیت گرفته؟

‫ای گندش بزنن

‫سلام!

‫سلام. ببخشید. ‫خیلی وقته اومدین؟

‫من همیشه زود میام. ‫بفرمایین، می‌تونین یه نگاهی به این بندازین

‫مرسی. فقط می‌خوام مطمئن بشم که ‫منطقه زیر نظر آموزش و پرورش باشه

‫مدرسه نورث. ‫اگه نبود که بهتون نشونش نمی‌دادم

‫همچنین، ببخشید که خونه اینقدر خالیه...

‫ولی متاسفانه هنوز وقت نکردم ‫اثاثیه‌ بچینم

‫- چون اصلا برای فروش لیست نشده ‫- وای

‫پس شما اولین خانواده‌ای هستین که ‫خونه رو می‌بینین و تقاضا...

‫برای خونه در این منطقه سر به فلک کشیده، ‫پس...

‫یه نگاهی بندازین. ‫اگه سوالی داشتین ازم بپرسین

‫عالیه. ممنون

‫خواهش می‌کنم. ‫راحت باشین

‫اوه، قشنگه، مگه نه؟ ‫این صد سال قدمتشه

‫یعنی از همون اول همراه خونه بوده

‫شیشه نیترات نقره‌ست

‫اصلا دیگه ازش تولید نمیشه

‫کلا خصوصیت کاملا متفاوتی ‫نسبت به جذب نور داره

‫عتیقه‌ست. ‫یعنی، فوق‌العاده‌ست

‫به نظر من قلب خونه‌ست

‫- دیگه حرفی نمی‌مونه. درست نمیگم؟ ‫- هنوز مطمئن نیستم

‫ما اولین کسایی هستیم که خونه رو می‌بینیم

‫خانواده بعدی می‌خرنش

‫آخه پیدا کردن خونه توی این منطقه غیرممکنه

‫- آره، می‌دونم ‫- اون باید به مدرسه نورث بره

‫- خودم در جریانم ‫- می‌تونه شنای چهارجانبه انجام بده

‫صدر تمام برنامه‌های رقابتی قرار می‌گیره

‫فکر کنم اون طرف خیابون پاپلار میشه

‫اگه مسابقات ایالتی رو ببرن، ‫می‌تونه سرنوشتش رو رقم بزنه

‫آره، پاپلار یه ایستگاه آتش‌نشانی داره

‫واسه اون خونه حداقل 600تا گیرمون میاد

‫آتش‌نشانی هم یعنی صدای آژیر

‫سر نرخش اذیت می‌شیم، ‫ولی 12 ماهه شرایط‌ مالی‌مون روبراه میشه

‫هنوز زوده؟

‫چی، واسه تایلر؟

‫فصل مسابقات شنا تازه نوامبر شروع میشه

‫واسه کلویی

‫یعنی، زندگیه دیگه

‫- راستش، مرگه ‫- عزیزم، اون چیزیش نمیشه

‫تغییر خوبه

‫اوه، هی! پس، هشت و ربع، ‫تحویل سند مشروط 30 روزه...

‫25 هزار دلار هزینه تعمیر، ‫حق اختیار ما

‫- همسرتون خانم خیلی باهوشی هستن ‫- آره

‫یه وام اقتضایی 30 روزه، ‫ولی اگه مجبور باشم برش می‌دارم

‫اوه آره. ‫آره، دارم کاپیتانی رو ازت می‌گیرم

‫مطمئنم که می‌تونیم به توافق برسیم

‫- کس دیگه‌ای حق رأی نداره؟ ‫- ببین، بذار کارش رو بکنه

‫خودت که می‌دونی آخرش چطور میشه. ‫بیا، بیا

‫داداش، دیگه تمومه. ‫باهاش کنار بیا

‫ولی این ناحیه چیه؟ ‫یه جور سالن نشیمنـه؟

‫برو یه نگاهی تو خونه بنداز

‫من یه جورایی اینو به چشم یه خلوتگاه، ‫سالن نشیمن می‌بینم

‫ولی می‌تونه هرچی که بخوای باشه

‫خونه کلا پتانسیل زیادی داره

‫وای. آخه ببین چقدر نور تو خونه پخش میشه

‫کلی از جذبۀ اصیلش رو داره

‫حس می‌کنم خیلی تعمیرات جزئی‌ای بخواد

‫احتمالا می‌تونین بلافاصله بیاین ‫توش زندگی کنین

‫به نظرم نیازی به نوسازی نداره. ‫همینطوری بی‌نقصه

‫واقعا همینطوره

‫عمراً با داتن اتفاق می‌افتاد، پسر

‫- بهت قول میدم ‫- زر مفت می‌زنی

‫وای، خدای من. باشه. ‫بگو کِی. یه بار رو مثال بزن

‫بازی گرین بی. ‫اصلا تماشاش کردی؟

‫بازی گرین بی. ‫اینو باش...

‫هی، از طبقه بالا شروع کنین

‫بازی گرین بی.

‫- اون سه سال پیش بود ‫- بازم حسابه

‫وای، خدای من

‫رنگ آبیِ تیره برند شروین‌ویلیامزه. ‫جلوی محوطه ماشین‌رو می‌افته

‫باشه، باشه

‫هی ببین، اون یه بی‌عرضه‌ست!

‫آره، فهمیدم بابا

‫بی‌عرضه، بی‌عرضه، بی‌عرضه، ‫بی‌عرضه، بی‌عرضه

‫فکر می‌کردم تا الان اینجا رو تموم کرده باشی

‫منم فکر می‌کردم تا الان تموم میشه، ‫ولی اون واسه

‫قبل از این بود که خودم کلش رو انجام بدم

‫روبرتو کجاست؟

‫اتاق خواب اصلی رو بتونه‌کاری می‌کنه

‫چرا اینجا به تو کمک نمیده؟

‫حاضر نبود بیاد

‫یعنی چی که حاضر نبود بیاد؟

‫گفت، "من توی اون اتاق نمیرم". ‫همینو گفت

‫این مسخره‌ست

‫- سلام ‫- سلام، چطور پیش رفت؟

‫خوب بود

‫نمی‌خوام اینو بدونم

‫دیو، اصلش به اینه که اطلاعی ندارم

‫دو و نیم‌تای اول رو بدون دونستن

‫عالی پله‌ای خروج زدم. ‫آخه چرا...

‫به کارلوس بگو. بهش بگو. ‫به درک. من تو این قضیه

‫کلی پوشش دارم. ‫خب، من که شب تخت می‌خوابم، خب؟ آره

‫شب رو تخت می‌خوابم. ‫سطح حمله‌ی

‫اینو افزایش نده. ‫فکر بدیه

‫خب، من باید برم

‫آره، باید برم

‫چه‌جور دردسری؟

‫پیچیده‌ست. حلش می‌کنم. ‫همیشه همین کارو می‌کنم

‫اصلا چرا داری به من میگی؟

‫من نباید این چیزها رو بدونم

‫فقط می‌خوام بدونی هرکاری که من کردم،

‫تک تک‌شون بخاطر تو بوده

‫مامان، چی...

‫نه، نه. تا حالا هیچکس به اندازه‌ی تو ‫واسه من ارزشمند نبوده

‫خیلی‌خب

‫از همون لحظه‌ای که فهمیدم ‫تو رو حامله‌ام...

‫گوش کن، می‌دونستم هدفم توی زندگی چیه

‫- از این بچه باید محافظت بشه ‫- چی؟

‫نه، نه. نه، واقعا میگم

‫نه. تا حالا هرگز...

‫با یه انسان دیگه، اینقدر احساس صمیمیت نکردم

‫کلویی چی؟

‫آره. نه. یعنی، البته خب. ‫فقط...

‫فرق می‌کنه

‫گوش کن تای، فقط می‌خوام بدونی ‫که درنهایت

‫همش بخاطر تو بود

‫همه چه‌چیزی بخاطر منه؟

‫کل حرفم اینه که اشکالی نداره ‫بخاطر کسایی که دوستشون داری

‫از حد معمول فراتر عمل کنی. ‫همین

‫مامان

‫فقط کاری که به نظرت مجبوری ‫رو انجام بده

‫مهم نیست چقدر اشتباه بزرگی باشه. ‫اگه به دلیل درستی

‫انجامش بدی، می‌تونی با خودت کنار بیای. ‫همین

‫برو بخواب، مامان

‫نادیا؟

‫کلو، حالت خوبه؟ ‫ببخشید

‫- این... ‫- صدای جیغ اومد؟

‫فکر کردم یه چیزی دیدم. ‫یه موش

‫اوه. عالی شد

‫- ببخشید ‫- می‌خوای برم نگاه کنم؟

‫نه، نه. اشتباه می‌کردم

‫- باشه، مطمئنی؟ ‫- مطمئنم. ببخشید

‫آره. باشه

‫می‌بینی که چطور نسبت به

‫صداهای بلند توی خیابون ‫ترس ورش می‌داره؟

‫کیه که نترسه؟

‫این فرق می‌کنه

‫خب اون یه خرده اضطراب داره

‫کلویی همیشه بچۀ مضطربی بوده

‫شاید بهتره ازش آزمایش بگیریم

‫آره حتما، خودت بهش بگو

‫نه، لازم نیست بدونه

‫می‌تونیم یه تار مو از توی شونه‌اش برداریم

‫الکی داری شلوغش می‌کنی

‫ببین، اون همون آدم‌هایی که نادیا می‌شناخت ‫رو می‌شناسه...

‫اون مواد هنوزم هست

‫نادیا از چند سالگی ماری می‌کشید، ‫11 سالگی اینا؟

‫کلویی مثل اون نیست. ‫مخش بهتر از اینا کار می‌کنه

‫می‌دونی، فقط یه بار لازمه. ‫فقط یه بار

‫الان طی دو ماه، دوتا بچه مُردن، خب؟

‫من باید اینو تموم کنم

‫اون یهو نفسش قطع شد. ‫توی تخت خواب خودش مُرد

‫می‌تونی والدینش رو تصور کنی که ‫پیداش کردن؟

‫کریس، لطفا. باید اینو تحویل بدم. ‫ضرب الاجل دارم

‫کلویی دیگه با آدم حرف نمی‌زنه. ‫خیلی گوشه‌گیره

‫خیلی‌خب، می‌خوای داروی دیگه‌ای امتحان کنیم؟

‫شاید

‫یه روانکاو دیگه چطوره؟

‫آره. فقط می‌خوام اینو درستش کنم

‫عزیزم، اینو نمیشه درستش کرد

‫و اون نباید همه ما رو با خودش از بین ببره

‫خودت رو ببین. ‫خیلی بهم ریختی

‫زمان. ‫این تنها چیزیه که کمک می‌کنه

‫تا حالا متوجه شدی که توصیه‌ی تو ‫همیشه دقیقا برابره با اینکه

‫اصلا هیچ کاری نکنیم؟

‫- اصلا؟ ‫- من...

‫اصلا

‫فهمیدم

‫اصلا

‫سلام، هاوارد. ‫کریستوفر پین هستم

‫خیلی وقته باهم حرف نزدیم

‫من یه‌جور سوال حقوقی عجیبی دارم...

‫نمی‌دونم دیگه از کی بپرسم ‫عه...

‫پس دوست دارم از تو بپرسم. ‫هرموقع که وقت داشتی

‫ممنون. ‫امیدوارم حال و احوالت خوب باشه

‫خب، خواهرمم اینجاست، ‫ولی اون کلا طبقه‌ی بالا می‌مونه

‫- اوه، تو خواهر داری؟ ‫- آره. آره. اون آدم ردیفه

‫اوه، اون اتاقشه؟

‫آره. می‌خوای بهش سلام کنی؟

‫حتما

‫این رایانـه

‫سلام

‫سلام

‫پسر

‫اصلا چیزی نگو

‫نه، ولی جدا از شوخی

‫جدی میگم

‫باشه. دنبال دعوا نیستم، دنبال دعوا نیستم. ‫فقط خواستم گفته باشم

‫آره

‫گوش کن. پس هفته‌ی دیگه ‫می‌تونیم پارتی‌ای چیزی بگیریم

‫و بعد، تو فکر بودم که مکس می‌تونه بیاد، ‫همینطورم اریک

‫آره، پایه‌ام. ‫یه پارتی بزرگ یا خودمونی؟

‫فکر کنم یه پارتی خودمونی بگیریم

‫مخالفش چی میشه؟

‫یه پارتی همگانی

More Farsi Persian subtitles for Presence

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left