Le prime 200 righe.
عه.. سلام ریک!
آم... نمیخوای بریم ماجراجویی؟
ها؟
ماجراجوییهامون؟ یادت هست؟
الان نه، مورتی! ولی هفته بعد حتماً میریم
چندوقته داری همینو میگی، رفیق. واسه همین فکر کنم بد نباشه
با استفاده از چندتا از این خوشگلا، یه هُلی بهت بدم
وایسا ببینم، مگه هنوزم از سیستم ژتون مُهردار استفاده میکنیم؟
هیچوقت کنارش نذاشتیم. بوم! فشار بخور!
ژتونهای کامل مهر شده، که به ازای هرکدوم میتونم یه ماجراجویی به انتخاب خودم برم
- قانون رو من تعیین نکردم - بله من تعیین کردم، جن کوچولو
و صددرصد من تمام اینا رو مُهر نزدم
تو هیچوقت یادت نمیمونه ژتونها رو مهر بزنی، از بس همیشه مستی
نمیدونستم هنوز اینو انجام میدیم!
این قضیه بدجوری بو داره، مورتی! من اینا رو قبول نمیکنم
میدونستم دبّه میکنی! واسه همین رسید گرفتم، چاقال
نُت برداشتم
اینا چرندیاتـه
«جزیرۀ مورتیسورها»؟ «دیگ به دیگ میگه روت سیاه»؟
واسه هر ماجراجوییمون اسم گذاشتم
واسه ماراتون مطالعۀ اماسِ مدرسهتون هم همین کارو کردی، مورتی
و هیچی نخوندی
موقع مبارزه با تصلب پراکنده (بیماری اِماِس) دروغ مصلحتی جایزـه
یا موقعی که فکر میکنی قرار نیست مچتو بگیرن!
مثلاً چطوری میخوای مچمو بگیری؟
آها، ببین خودت خواستی کوچولو. دهنت سرویسـه
پیش غازی و معلقبازی، مورتی؟ من رفیقهای کیهانی دارم
بله، آهان. یه حسابرس میخوام
درسته! خودت داشتی نگاه میکردی
- الان میام دنبالت - قضیه چیه؟
من «ناظر» هستم!
بدجور مچتو میگیرم. قیافهشو نگاه کن، بد بگا رفتی
من بر همه نظارت میکنم!
اونا همهچیز رو میبینن، مورتی
- گونۀ کیهانی نظارهگر مطلق - خب که چی؟
خب اینکه اون حکم دوربین روی لباس پلیس رو داره، ولی
نمیتونی قبل از کتک زدن بچهها خاموشش کنی
یا درمورد تو، قبل اینکه دفتر ماجراجویی رو جعل کنی!
- من جعل نمیکنم! - حالا میفهمیم!
وای من برای همین اینجام!
« زیرنویس از ســروش و میثم موسویان » :. MeysaMUnicorN & SuRouSH_AbG .:
شرط میبندم راحت ۷۰ درصد اینا کسشعرن
انقدر ناله نکن و حسابرسیتـو انجام بده، من چیزی واسه پنهونکردن ندارم!
خب، ناظر! «جرئت یا حقیقت» رو نشونم بده
- امان از این اسمایی که گذاشتی، مورتی - اسمهای خلاصهان!
من بر آن ناظر بودم! حالا به من خیره شید و شما هم ببینید...
دو الگوی حمله و یه نقطهضعف درخشندۀ گنده.
- نبرد تمرینیِ کسشعر «افسانۀ زلدا» (اسم بازی) - بهنظر من که باحال بود
ایست! ماجراجویان ناشناس
ما نگهبانان این پناهگاه هستیم
یکیمون فقط راست میگه، و دیگری فقط دروغ
- تو تا حالا زنِ این رفیقتو کردی؟ - بله
باورنکردنیه، درست حدس زد
تو رو میبخشم!
- پشمام! - خب، بریم اتاق بعدی
نه میخوام نگاهشون کنم
دیدید یکیشون چه دروغی گفت؟
باشه! این یکی رو قبول دارم، نمیخوام مو رو از ماست بکشم،
میخوام کلاهبرداری واضح رو پیدا کنم
خیلهخب! «وسترن نصفهشبی» رو نشونم بده
مورتی مورتی! پاشو بریم.. منو ببر.. «وسترن بیکن» میخوام
مورتی زودباش، وسترن بیکن
- قبل اینکه چیزی بگی... - میدونستم! لو رفتی!
ورودت به اون فستفودی قدغن شده!
بازم باعث نمیشه خرید از فستفودی ماجراجویی حساب شه، مورتی. نامعتبر
بنظر مساوی شدید!
خب نه! شرطبندی نیست، حسابرسیـه
آقای ناظر، «تخت گاز با لباس» رو نشونمون بده
این حداقل از ماشینها بهتره، ماشین زیرت میگیره
باشه، نه، این بدتره
- بفرما ماجراجویی بود، بخورش - باشه، قبول
بریم سراغ «جنوبیِ سوتزن»
سوتزن! واسه تو گونیکردنِ این عوضیا چی توی دست و بالت داری؟
بعد از گرفتن اولین مُردهخواهام این خوشگله رو درست کردم
ماشۀ دوکاره که ۱۴۰۰ کیلو
آب مقدس شلیک میکنه
این دختر پیر، سیرِ سیسیلیایی خشکشده پرتاب میکنه با سرعت
۳۶۰۰ کیلومتر بر ساعت، بهعلاوهی ۵۲۰۰ ژول خورشیدی
اشعۀ ماورا بنفش خام داره. و این تازه اولشه،
جونم براتون بگه، تیغههای صلیبشکل
با چوبهای لبه شیشهای و...
چی؟ هی بچهها؟
مورتی، توی این یکی فقط یه پیرمرد داشت ور ور میکرد
کلی آدم مُردن!
پس طبق این منطق، واقعۀ یازده سپتامبر هم ماجراجویی بوده؟
توییتاش کن، ببینم کی باهات موافقه
- بسیارخب! یازده سپتامبر رو خواهیم دید! - چی؟
حاجی نکن، فقط ماجراجوییها رو نشونمون بده، باشه؟
بعدی چیه؟ «روز پا» دیگه چه کوفتیه؟
هی نگاه کن مورتی! من پا شدم!
پا، مورتی! من ریکِ پاییام!
باشه! این آخری رو حساب میکنم
- چی؟ خب قبوله ولی... - هی مورتی! اینو ببین
مشخصه حق نشر نداری
- حق نشر اینو بگیر! - وایسا چیکار میکنی؟
هی اسمیت، فکر کنم گشنهته مشت میخوری؟
ای خدا. ایمپلنتِ ریک
بیگ داگ... وانت رو بیار
تا حالا انقدر احساس سرزندگی نکرده بودم!
پسر...
- دوباره قایق شو! - دارم زورمـو میزنم!
- زورمو میزنم! - بیگ داگ!
بیگ داگ، نه
پسرم اینجایی که! پاشو بریم! همسترها علیهام شدن، مورتی
باید بریم
- بیگ داگ، روحت شاد! - من اصلاً توی این نبودم!
به درک، این اصلاً تو لیست من نبود این آقا خودجوش نشونش داد!
حالا که حرفش شد، نظرتون دربارۀ اون دفعاتی که
- حرف همدیگه رو بد فهمیدید، چیه؟ - چی شد؟
میخوای سریال پخش کنی؟
بهم اعتماد کن! رمز کار پخش فیلمهای مرتبط با مضمونـه
من یه صحبت خصوصی با مورتی دارم، درمورد یه مسئلهی کاملاً بیربط
آره، ما الان برمیگردیم
خب، شاید آوردنِ این یارو اشتباه بوده باشه
طرف خیلی بیرحمه
داره پدرمونو در میاره. یارو فکر کرده مجری برنامۀ پخش ویدیوئه
- از صداش هم خوشم نمیاد - من از صداش خوشم نمیاد،
از جوکهاش خوشم نمیاد،
و اینکه به تو مَتَلک میندازه
گل گفتی. خیلهخب، بیا تجدید نظر کنیم
من هنوز به اینا اعتماد ندارم، ولی ۷۰ درصد این ژتونها
- رو ازت قبول میکنم - حله. منصفانهس
چطوری از شرش خلاص شیم؟
میرم پولشو میدم و بهش میگم کارش عالی بود
یارو فکر کرده مجری برنامۀ پخش ویدیوئه
- از صداش هم خوشم نمیاد - من از صداش خوشم نمیاد،
از جوکهاش خوشم نمیاد،
- باشه، خب این... - و اینکه...
تقصیر خودمون شد. باید این لحظه رو میدیدم
دیدن بیشتر تو تخصص منه
خب پس میدونی که قراره پولتو بده
و بهم بگه «کارم عالی بود»؟
باشه! مچمونو گرفتی ما تو دلمون فکر میکنیم تو خیلی عنی!
عه!
این دوبرابرِ دستمزدت، یعنی انقدر دوست داریم
بدون هیچ حرف و حدیثی فقط بری
شما کونیترین آدمایی هستین که من دیدم!
- و تازه من تمام کونها رو دیدم! - پس لطفاً دمتو بذار رو کونت و برو
خدافظ...
خدایا
یاخدا! چقدر داغه، سوختم!
باید از وسطش شروع کنی، طبق آمار خنکترین قسمتشه
تو غذای من کربوهیدرات نمیبینی، مورتی
- عشقم رژیم کتوژنیکـه! - نه!
- این همون چیزیـه که فکرشو میکنم... - یه ویدئو؟
من عاشق چربیام. همه چربیها رو بدین من!
اون بوریتو بهنظر کلی کربوهیدرات داره!
- امان از این بشر - نقشهت اینه؟
متلک انداختن به رژیم بقیه؟ باخت رو قبول کن پسر! خجالت داره والا
آهان! الان خجالت رو نشونت میدم!
یالا مورتی! تنها راه نجات جهان هستی همینه!
چطور؟ آخه چهجوری این تنها راهشه؟
مورتی من دارم میمیرم! دیگه با خودته
- ریک! - داری چه غلطی میکنی؟
جهان رو نجات میدم! البته فکر کنم! مگه نه ریک؟
[شرطبندی روی مورتی: ۱.ازدواج مورتی با آقای پوپیباتهول ۲.تا ته کردن زبون تو دماغ اِیپبورگ]
- این داداشمون دیوونهس! - کون لق مورتی!
یعنی چی آخه؟ تو بهم گفتی منجی دنیا شدم
- اون شب بله - ببینم جریان چیه؟
اون سنگ خشمگین داره.. ویدئو پخش میکنه؟
یه موجود خلوچلـه که بابابزرگ استخدام کرده که ثابت کنه من آدم بدیام
کاشف به عمل اومد کسایی که همچین شغلی دارن خیلی رو مُخان
برو رد کارت بابا!
پیادهرو متعلق به عمومه، داشی! میتونم از اینجا هرچی خواستم رو نگاه کنم!
این مشکل ما نیستش، بابا! لطفاً این موجود پر سروصدا رو بفرستش بره
بله من داشتم برای امتحانم میخوندم
برو خالی نبند!
سنگ کونیِ عن
خستهام کردین!
حالا که اونا آبروی منو بردن، من هم آبروی شما رو خواهم برد!
مامان؟ داری تو دستشویی شراب میخوری؟
نهخیر! دارم میرینم!
زن، من صدای حرکتِ حلقۀ توالت فرنگی رو میشناسم
اوخ!
یک تیر و دو نشون
بیشتر برای مامان آبروریزی بود تا من
- والا دروغ هم نگفتم، واقعاً میخواستم برینم - برنامه چیه؟
یه موجود کیهانی داره از لجش ویدئوهای آبروبَر پخش میکنه؟
پشمام جری. زدی تو خال
راستش از پنجرۀ طبقه بالا داشتم نگاه میکردم
خب حالا اینو نگاه کن، پلشت!
مورتی، دارم یهسری خرتوپرت از ماجراجوییای قبلیمونو میندازم دور
- این الماسـه به دردت نمیخوره؟ - نه، دمت گرم
اتفاقی نمیفته
شرمندهام! شروع که میکنم دیگه بند نمیاد!
حالا که چی! همه میدونم من آبروبَرَم
- ضد ضربهام - خدای من، چقدر غمانگیزه
ولی به غمانگیزیِ تو بعد این ماجرا نمیرسه!
این به اصطلاح «سکسیرُباها» تا کانادا و مکزیک آمده اند،
و زیباترین ساکنین این مناطق رو برمیدارن و معلوم نیست کجا میبرن
به همهی آمریکاییها، حتی زیر ۷ ها، توصیه میکنیم در خانههایشان بمانند
تو که قطعاً در امان نیستی عزیزم
وای مایکل، روی آنتن زشته
الان برمیگردم، میرم دستشویی
باید بدونم!
نگران نباش، واقعی نیست! شانسی انتخاب میکنن!
همهچی مرتبه؟ یه صدای...
تو رو هم نبردن؟ وقتی بهش عادت کنی، میبینی خیلی بدم نیست
No comments yet. Be the first to leave one.