Le prime 200 righe.
اسمش گویای همه چیز هست
"کانون اصلاحی ونتورث"
این اسم روی تمام ساختمون نوشته شده
روی نشان اسممون
توی قردادهای استخدامیمون
به عنوان اعلامیهی ماموریتمون بهش نگاه کنید
جامعه این زنها رو معیوب تصور میکنه و شغل ما این هست که تعمیرشون کنیم
نه با بدرفتاری بلکه به صورت دوستانه
و با خوشحالی و تطبیق پیدا کردن با اونها
ما برای اصلاح کردن، بوجود اومدیم
حالا این زنها به مدت سه ماه، راحت زندگی کردند
بیثباتی شما به اونها فرصت داده
اونا سیستم و شبکه جدید ساختن
اعتمادبهنفسشون از همیشه بیشتر شده
امروز، این اعتمادبهنفس پایان میپذیره
امروز، این سیستم رو سرنگون میکنیم
فرصتهاشون رو خراب میکنیم شبکههاشون رو نابود میکنیم
هرکدوم از آدمها باید بدونن اینجا کجاست
اینجا زندانـه
و ما مسئول زندان هستیم
همونجا وایسا
از چرخدستی فاصله بگیر
خالیش کنین
بندازینش انفرادی
!تقصیر من نبود. قسم میخورم !من بهش نگفتم
!به خدا قسم من نگفتم
شما کی باشین؟
اسم من خانم فرگوسنـه
اما میتونی فرمانده صدام کنی
نه، زیاد چیزی ازش نمیدونم
جز اینکه زندان استون پارک ایالت کوئینزلند رو پاکسازی کرده
و همه بهش لقب "کارچاقکن" رو دادن
اما حدس میزنم کار ما بهتر از این حرفا باشه آخه کارچاقکن؟
خیلی احمقانس - گرفتیمشون -
کیارو؟ - اونا رو -
ولشون کنین
حرف بزنین
تقصیر من نبود - من همون کاری رو کردم که گفته بودی -
منم همینطور. حتماً کار اسکای بوده - وظیفه اسکای این بود که چرخدستی رو حرکت بده -
وظیفهی شماها این بود که موادو از راننده بگیرین و توی اون کیسه قایمش کنین
آه، مام همین کارو کردیم - چطوری؟ درست جلوی چشم فرمانده جدید؟ -
هیچکس مارو ندید، قسم میخورم - ندید؟ -
پس از کدوم گوری میدونست که مواد اونجا قایم شده؟
باشه
یکی از شماها گندکاری کرده
یکی از شما سیستم تخمی منو لو داده
باشه؟
حالا کی تخمشو داره که اعتراف کنه، هان؟
کدوم یکیتون میخواد مسئولیتشو گردن بگیره؟
اوه، فرانکی، بیخیال - کدوم یکیتون بود؟ -
باشه
میدونی رومیا همچین گوهکاریای رو چطوری حل میکنن؟
بومز
بندازشون تو سلول خودت - چی؟ چرا سلول من؟ -
کاری که گفتمو بکن
به ... به هیچی دست نمیزنین
باشه
حالا باید با هم بجنگین
اونی که برنده شد، میتونه بره - باشه، بهشون درس عبرت دادی، فرانکی -
!حالا بزار برن
حالا کی میخواد اولین مشتو حواله کنه؟
این کارو بکنین - مجبور نیستیم این کارو بکنیم -
...اگه هردومون بگیم نه، نمیتونه
!اوه
حالا کارشو تموم کن
نباید اونا رو مجبور به این کار بکنی. کارت حال بهمزنه
درو ببند. نمیخوام صداشونو بشنوم
فلچ - رفیق -
خب، سوغاتی من کجاس، رفیق؟
نکنه همشونو خوردی؟
نه، عرقخوری رو گذاشتم کنار، رفیق
با امروز چهار هفتهاس که پاکم
چی؟ یه ماه "بالی" بودی ولی یه قطره هم نخوردی؟ جزیرهای گردشگری در اندونزی
درسته. آره، یه قسمتی از برنامه مدیریت استرسمـه
خیلی خوبه - آره -
انگار فرگوسن تو اولین روز کاریش مواد قاچاقی پیدا کرده
آره، مطمئنم یه خبرچین براش خبر آورده
میدونی، مشخصه که یکی داره خایهمالیشو میکنه
خوش برگشتی
هی، ورا
میخواستم بعد از جلسه بهت سلام کنم اما انگار یه جورایی فرار کردی
باید به بیمارستان زنگ میزدم
شما دو تا رو تنها میزارم
من... بابت مادرت متاسفم. حالش چطوره؟
دکتر سرطانش گفته که فقط چند هفته وقت داره به خاطر همین میخوام برگردونمش به خونه
و میخوای بازم بیای سر کار؟ - آره، باید بیام -
...خب، میدونی، اگه کاری از دست من برمیاد
نه. نه، ممنون
هی، آم، یه چیزی برات گرفتم
از بالی
باشه
اونا اعتقاد دارن که از خودش انرژی مثبت بیرون میده
با خودم فکر کردم، میدونی ....شاید خوب باشه، میدونی
برای مامانت خوب باشه
پس اینجا قایم شدی
تو درمانگاه بهت نیاز دارم
البته
حرفی نمیزنن؟ - فکر نمیکنم بتونن حرف بزنن -
نظری نداری؟
ممکنه به خاطر موادی که امروز پیدا کردین ازشون انتقام گرفته شده باشه
این زندانیا از کنترل خارج شدن
مشخصه که اریکا دیویدسون اصلاً بلد نبوده باهاشون مقابله کنه
اوه، اون همهی تلاششو کرد
از وقتی از اینجا رفته، نیروی کاری کمی داشتیم و آقای چنینگ هم خیلی کم
... اینجا اومدن و
از وقتی جکس هولت کشته شده کی سرگروه زندانیا شده؟
همه بی اسمیت رو بیشتر دوست داشتن اما از وقتی این دور و اطراف نبوده
فرانکی دویل مسئولیتشو برعهده گرفته اون تو بخش اچ2 هس
میخوام ببینمش
همین حالا
ببخشید که منتظر نگهت داشتم - نه -
ممنونم، خانم مایلز
روز اول کاری همیشه مث کابوسه حتی هنوز غذامو نخوردم
اوه، باید واسه ناهار بیای پیش ما یه املت جانانه واست درست میکنم
درسته. توی اون برنامه تو بخش صبحونه برنده شدی
صبحونهای که باعث برنده شدنت شد، چی بود؟
...پیاز کاراملی و - سیبزمینی شیرین. آره، یادمه -
خب، با اینکه پیشنهاد وسوسهکنندهایه
ترجیح میدم تنهایی غذا بخورم بدردم میخوره
یه زمان برای فکر کردن دارم - اوهوم -
اینجارو دوباره دکوراسیون کردی درباره رنگی که انتخاب کردی، زیاد مطمئن نیستم
سلیقهی من و خانم دیویدسون فوقالعاده با هم تفاوت داره
خب، دپارتمان خیلی احمقه
اون فرمانده خوبی بود
گویا خیلی با هم دوست شده بودین
اوهوم، خوب همدیگه رو درک میکردیم
منم دوست دارم که درکت کنم، فرانکی
اوه، چه صادقانه گفتین
من به یکی نیاز دارم که باهوش باشه و بتونه روی بقیه تاثیر بزاره تا کمکم کنه زنها رو جمع و جور کنم
یکی که کمک کنه تا جلوی پخش مواد رو بگیرم
من در این مورد هیچ اطلاعی ندارم
اگه با هم کار کنیم
هر دو نفر سود میکنیم
چه سودی واسه من داره؟
حتماً خیلی فشار روت هست
اینکه تنهایی همه امور رو بچرخونی
خطرناک هم هس
فقط بهترینا میتونن تو راس امور باقی بمونن
باقی آدما، آخر و عاقبتشون مثل جکلین هولت میشه
باهام همکاری کن، منم مطمئن میشم جایگاهت همونجایی باشه که بهش تعلق داری
اگه جوابم منفی باشه چی؟
یکی دیگه رو پیدا میکنم
کلی متقاضی برای این کار داریم
خب، در عوض چی به من میرسه
باید مواظب دخترام باشم
خودت چی میخوای؟
خب، اول از همه کیم چنگ باید امتحان حسابداری بده
و منم بهش کمک کنم اما خودمم درس دارم و باید نگرانش باشم
میتونم راست و ریسش کنم
پس یه معامله کردیم
به زودی دوباره با هم صحبت میکنیم
اوه، نزدیک بود یادم بره
به نظرم اینا واسه توئه
اون چه کوفتیه
قرار بود پست بشن - به فرمانده قبلی؟ -
فکر کنم آقای چنینگ این کارو ناشایست میدونستن
همشونو خوندی؟
فرگوسن یه بازیکن لعنتیه
دوباره چیکار کرده؟
اونا چین؟ - اگه خبر خوبی نداری، گمشو بیرون -
خب، دخترای بند دی به خاطر کشف موادای امروز دارن شکایت میکنند
در واقع، بچههای بند سی هم خیلی عصبانین - بومز، گفتم خبر خوب -
اوه، اوه، هی، ممکنه این حالتو جا بیاره
وایسا
بهت گفته بودم که قایمش کن
آره، از دعوای زنونهاشون فیلم گرفتم - چرا همچین غلطی کردی؟ -
میفهمی بابا؟ چون دعوای زنونه بود
!گاییدمت
اون موبایل فقط برای معاملاتمون هس اگه بفهمم دوباره
...به دوستپسرت زنگ زدیا - نه. نه -
نه. چون نمیخواستم بزنم، نزدم، نمیخواستم بزنم
چندبار زدی؟ - یه بار -
اما گوش کن. نه، گوش کن. گوش کن
خواهرم فهمیده که یکی دیگه رو میکنه
چقدر از اون دعوا رو فیلم گرفتی؟
هان؟ - چقدر از اون دعوا رو فیلم گرفتی؟ -
اوه، فقط... قسمتای خوبشو وقتی روی زمین افتاده بودن
وقتی لیندزی موهای سارا رو میکشید و سارا هم قاطی کرده بود
هی - هی -
هی، ملاقات چطور بود؟ - اوه، عالی بود -
کایا داره قد میکشه
و برات یه نقاشی کشیده بود
افسرا گفتن که بعداً برات میارنش
اوه، چه خوب - آره -
..هی، آم
درباره دخترا شنیدم
خیلی سعی کردم ببینمشون اما هنوز تو درمانگاهن
اوه، خیلی وحشتناک بود فرانکی داره کنترلشو از دست میده
از وقتی دیویدسون رفته، بدتر شده
خب، ترسیده. میدونه که همه الان به سمتش نشونه گرفتن
مخصوصاً با اون موادی که امروز پیدا کردن - آره -
هی، فهمیدن که تانیا از بند سی میخواد به زودی یه حرکتی بزنه
لو کلی هم داره رازای بینمون رو لو میده
اوه، حالم از همه این قضایا بهم میخوره
به زودی از اینجا میری بیرون لازم نیست به این چیزا فکر کنی
آره
کی انقدر استعداد کشاورزی داره؟
آه، دورین اندرسون و لیز بردورث، راهنمای داوطلب هستن
سلام
کار خیلی خوبی داری میکنی - تنهایی این کارو نکردم -
No comments yet. Be the first to leave one.