Le prime 96 righe.
در آسمانها مقدر شده.
پنج خادم زنجیرهی زمان را خواهند شکست
و فرد پلید را آزاد خواهند کرد.
ما آن پنج خادم هستیم.
و ما ارباب را آزاد خواهیم کرد!
او را از اسارت نجات میدهیم.
باشد که ارباب هرجومرج را به این دنیای فانی بیاورد.
و حالا زمان آن رسیده است.
نابودی فرا رسیده
و امشب آغاز خواهد شد.
۱۴۰۱/۰۵/۰۶ ۲۰۲۲-۰۷-۲۸
«فصل: ۵ قسمت: ۵» «آغاز نابودی»
من پادشاه کل دنیام!
حداقل اینجا دیگه مثل تایتانیک کوه یخ نداره بهش بخوریم.
مگه نه تورا؟
فکر نکنم بتونم هیچوقت درکت کنم مایکیجان.
این بهترین کشتی تاریخه.
ببین جوی... بعد از اینکه همه چیز تموم شد
اگه راهت به نیویورک خورد یه سر بیا پیشمون.
اتفاقاً قصدش رو دارم.
اما اول بذار دنیا رو نجات بدیم.
قبوله، بزنبهادر؟
خادمان فرد پلید پیروزیمان را بدون تلافی باقی نخواهند گذاشت.
اما استاد شیکارا...
با امن نگه داشتن یادگاران شردر
باعث نشدیم که جلوی احیای شردر گرفته بشه؟
ما فقط یک مبارزه را برنده شدیم لئوناردو
تنها زمانی که هر سه یادگار بازگردانده شود
میتوانیم ذرهای احساس آرامش کنیم.
من رویای وحشتناکی دیدم شیکارا.
آغاز نابودی فرا رسیده.
استاد اسپلینتر چهخبر شده؟
برخلاف تلاشها و سختکوشیهاتون
شرایط بر ضد ما شده پسرم.
پنج مبارز سحرآمیز در راه خانقاه هستند.
خادمان شردر در شرف رسیدن به اینجا هستند.
اگر قصد نجات دنیا و زنده ماندن داشته باشیم باید نقشهای مؤثر بکشیم.
هیسومی، مُریدان رو به سوی یادگار سوم هدایت کن.
آنها آخرین سنگر دفاعیمان خواهند بود.
تابوت!
کان، مکان یادگار آنها نزدیکترین و امنترین راز ما هستند.
بهتر است از همینجا دفاع کنیم.
شیکارا، من آینده را دیدهام.
راز به ما هیچ کمکی نخواهد کرد.
زمان بسیار مهم است. باید در این مورد به من اعتماد کنی.
مُریدان، آماده و حاضر باشید.
این رفتارها کمی عجولانهست کان.
متوجه نمیشوم که چرا لازم است مُریدان
محل دقیق تابوت فرد پلید را بدانند.
اگر خادمان پی ببرند که مُریدان محل تابوت را میدانند
جانشان در معرض خطر قرار میگیرد.
ما همه موافقت کردیم که راز سردابه را
با خود به گور میبریم.
بله، و طور دیگری هم نباید باشد.
شیـ...شیکارا، فرار کن!
دیگر برای فرار دیر شده است!
نه، نه امکان ندارد!
خادمان شردر را بهدست آوردند!
بله، ما آمدیم!
و حالا شاهد آغاز نابودی خواهی بود.
نابودی همه چیز.
اگه یهروزی دادگاه کفگیرش بخوره تهِ دیگ
با گرفتن کرایهی این آسانسور کُلی پولدار میشه.
از اون همه مواد مذاب رسیدیم به قطب جنوب.
حالا خدا کنه سرما نخوریم.
آره مایکی، راست میگی بزرگترین نگرانیمون الان همینه.
حتماً همینجاست.
حالا نیاز نبود هیسومی بگه تابوت اینجاست.
همینجوریش داره پشمام میریزه.
تازه من پشم ندارم.
استاد اسپلینتر، فرد باستانی شما حالتون خوبه؟
نوکرهای شردرـن!
بله، خیلی ممنونیم که سخاوت به خرج دادید و ما را به تابوت اربابمان رساندید.
با استاد اسپلینتر و فرد باستانی چیکار کردید؟
حالا که به آن چیزی که میخواستیم رسیدیم
شما هم بهزودی به آنها ملحق میشوید.
تو هم حس میکنی برادر؟ یادگار سوم از آن ماست.
بله، من هم احساس میکنم.
حالا تمام قطعات احیای اربابمان را در اختیار داریم.
و با مرگ این موجودات اَبله
بیا تا به برادرانمان برای پیروزی ملحق شویم.
و در نهایت...
دوران قاضیان رو به پایان است.
برای اوروکو ساکی،
باشد که شردر حقیقی دوباره برخیزد!
از چیزهایی که یاد گرفتید استفاده کنید بچهها.
همه چیز به الان بستگی داره!
هیسومی!
باد بُرنده!
تحسن برانگیز بود. این خزندهها از آخرین بار ماهرتر شدهاند.
اما اهمیتی ندارد.
اینا دیگه چه حیوونی هستن؟
جوجو، هیولای آبهای سیاه.
و باکول، بلعندهی رویاها.
خواستههای اربابتان را برآورده کنید. هیچکس را زنده نگذارید.
از پسشون بر میایم! تمرکز کنید تا بتونیم از پا درشون بیاریم.
No comments yet. Be the first to leave one.