Le prime 200 righe.
نگران نباشین
من کنارتون میمونم
خدایا دارم دیوونه میشم
وای دیگه نمیتونم
ملکه چطوره؟ حالش خوبه؟
چرا انقدر سریع از بیمارستان مرخصش کردن؟
باید میذاشتیم توی بیمارستان بمونه تا خوب بشه
خودشون گفتن که نمیخوان توی بیمارستان بمونن
سرپرست چون توی اقامتگاهشون ازشون محافظت میکنن
چی؟
نمیتونم همینطوری دست رو دست بذارم باید خودم ببینمش
حضورم اونجا عصبی ترش نمیکنه؟
اگه وضعیتش بدتر شه چی؟
بیاین برگردیم
درسته میتونم آروم برم و فقط صورتشو ببینم
بیاین بریم
نه خودش بهم گفت اونورا پیدام نشه
خوشش نمیاد اگه برم دیدنش
بیاین برگردیم
نه من شوهرشم
اگه نرم حالشو بپرسم عجیبه
بریم
برگردیم
بریم
برگردیم
بریم برگردیم
بریم خدای من
بریم
توی عوضی
توی عوضی خیلی مزخرفی
ولم کن - برین عقب -
تو عجب عوضی ایی هستی
پدر شما اینجایین
با دختر من چیکار کردی
چطوری میتونی با خودت کنار بیای ؟
دیگه چقدر میخوای دخترم سانی رو ازار بدی ؟؟
توی عوضییی
دخترک بیچارم
من اونو با تمام عشقی که میتونستم بهش بدم بزرگ کردم
میدونی چقدر بزرگ کردنش برام سخت بود ؟
چرا داری دخترم رو عذاب میدی ؟ چــرا ؟
تو عوضی بی همه چیز
خدای من دخترک عزیزم
خواهش میکنم گریه کردن رو تموم کنین
بانوی من
بانوی من
ازت خیلی ممنونم
اگه به خاطر تو نبود
من نمیتونستم اینجا دووم بیارم
چون ووبین اون خیلی اب زیره کاهه
بانوی من شما باید همین الان به اتاقتون برگردین
چرا ؟
بس کن - تو نمیتونی اینکارو اینجا انجام بدی -
ولم کن - خواهشا تمومش کن -
ملکه ی مادر کجاست ؟
تو نمیتونی اینجا دردسر درست کنی - نمیتونی اینکارو بکنی -
خواهشا تمومش کن - نمیتونی به این رفتارت ادامه بدی -
اینجا چیکار میکنی ؟
اوه خدای من فکر کردم اینجا محل تخلیه ی زباله هاست
بوی گندش حتی تا خونه ی منم رسیده
اومدم اینجا تا اشغال هامو بزارم
خانم چویی از اینجا ببرش بیرون بندازش بیرون همــین الان
بله بانوی من
اوه خدای من !
چقدر وحشی هستــی - مگه خواهر من کیسه بکس توئه ؟ -
جرعت نکن بهش دست بزنی
با زندگی خواهر من بازی نکن
دهنتو ببند و فقط از اینجا برو
حتی اگه بهم التماسم میکردی قرار نبود اینجا بمونم
عفریته ی پیری که فقط پول داره
عفریته ؟
برو بیارش . همین الان برو بیارش
چشم - داری چیکار میکنی ؟ -
توی اشغال ولم کن - تکون نخور -
هی هــی - ولم کن -
گفتم دارم میرم عوضیا
هی هی ولم کنید هــی
بابا ! ولم کنــید
هی هی
با یه خانواده ی درب و داغون مثل شما
این یه امر طبیعی بوده که سانی هم غیر متمدن و بی ادب از اب در بیاد
من از اتفاق امروز به سادگی نمیگذرم
مواظب خودتون باشین
برو هر کار دلت میخواد بکنن ما هیچی برای از دست دادن نداریم
فک میکنم تو هنوز نشنیدی . ما دیواوهنه هستیم
چی ؟ دیواوهنه ؟
ما خانواده ی دیواوهنه هستیم
ما خیلی معروفیم تو اینو نمیدونستی ؟
ما بهت نشون میدیم که دیواوهنه ها چه کارای از دستش بر میاد
باید خودتو اماده کنی
اوه راستی بیا
این چیه ؟ - نامه ی استفعای من -
من دیگه از شما حقوقی دریافت نمیکنم
نامه ی استفعا ؟ هــی
افرین افرین راضیم ازت
مگه نه ؟
من با مهارتام به راحتی میتونم یه کار پیدا کنم
همتون دیوونه شدین ؟
هی اینجا چه بزرگ و خوبه
هی اینجا از خونه ی خودمون خیلی بهتره این عالــیه
موافقم بیا برای یه مدت اینجا بمونیم
ما حتی میتونیم کل زمستون و هم اینجا بگذرونیم
عجب ادم های دیوانه ایی
اون گوشه هم میتونیم بریم
هی بیا بشین
چی ؟ ازادشون کنم ؟
من به هیچ عنوان باهاش موافقت نمیکنم
مسئله ی سوء قصد به جون ملکه به کنار
اگه مردم بفهمن اونا هم توی قصر بازداشت شدن
رسانه ها قراره ازش نهایت استفاده رو ببرن
تو اجازه دادی اون پدر زن بی همه چیزت بهت مشت بزنه
نکنه اون مشت باعث شده عقلت رو از دست بدی ؟
همه کسایی که توی قصر بودن دیدن که اونا چه بلایی سر من و تو اوردن
چطور میتونی ازم بخوای که ولشون کنم ؟
من اونارو درس عبرت میکنم
من به همه نشون میدم وقتی به ما احترام نزارن چه اتفاقی می افته
اگه کاری رو که میگین بکنم خیالتون راحت میشه ؟
منظورت چیه ؟ - من هیچکاری -
در رابطه با ملکه انجام نمیدم
من به محافظت کردن ازش و یا حس داشتن بهش حتی فکر هم نمیکنم
من حتی بهش نگاه هم نمیکنم
پس خواهش میکنم بزار خانوادش برن
راست میگی ؟
میتونم بهت اعتماد کنم ؟
بله مادر
بهتون قول میدم
تو تصمیم درستی گرفتی
خواهشا یادت نره
من و تو هردومون توی یه قایقیم
خواهشا هیچوقت حتی به این موضوع که
به خاطر سانی مقابلم قرار بگیری هم فکر نکن
متوجه منظورم میشی ؟
خواهش میکنم اروم باش
شما هنوزم کاملا خوب نشدین من میرم و بهشون سر میزنم
پدرم و هل رو توی سیاه چال زندانی شدن
من میرم ملکه ی مادر رو ببینم - ...ولی بازم -
سانی سانــی
سانی - سانی -
چه اتفاقی افتاد ؟
چه اتفاقی افتاد ؟
من شنیدم شما زندانی شدین ؟ حالتون خوبه ؟
بشین تو توی وضعیتی نیستی که نگران ما باشی
حالت خوبه ؟
تو مارو ازاد نکردی ؟
نگهبانا گذاشتن بریم
چی ؟ کار من نبود
هی وسایلت رو جمع کن بیا بریم خونه
حتی نمیتونم برای یه لحظه ی دیگه هم تو رو توی این مکان نفرت انگیز تنها بزارم
بیا بریم خونه
بابا من واقعا حالم خوبه
ووبین بهم کمک کرد برای همین اصلا اسیبی ندیدم
بیابریم هل رو خواهرت رو بگیر
تو نمیدونی که مرغ اونی یه پا داره ؟ عمرا اگه همراهمون بیاد
من الان کاملا طرف توئم
نمیتونی بزاری به حال خودشون باشن
یکی باید یه درسی به این هیولاهای آدمنما بده
هل رو
چت شد تو یهو؟
اگه مریض باشی نمیتونی بجنگی
اگه توی این اتاق یخ زده مریض بشی چی ؟
یه ادم باید برای خوب کار کردن خوب هم بخوابه
این تشک گرمایی من نیست ؟
این یه تفنگ گازی و بقیه ی وسایل دفاع شخصیه
اینارو پیش خودت نگه دار
و اگه ملکه ی مادر و هیوک کاری کردن بهشون شلیک کن
همشونو بکش
من و بابا پشتتیم
پس نگران نباش
از هیچی نترس
بیا اینجا
بیاین اینجا دخترای من
خدای من اره نگران هیچی نباشین
بابا زندگیشو برای محافظت ازتون میده
پس اصلا نترسین
ما وقتی مامانت از این دنیا رفت تونستیم از پسش بر بیایم
الانم میتونیم
حالتون خوبه عالیجناب ؟
ملکه!
حال ملکه خوبه ؟
برو کــنارر
عالیجناب
حال ملکه چطوره ؟
حالشون خوبه
پدر و خواهرشون اومدن پس فکر میکنم که حالا اروم شدن
شما ازادشون کردین ؟
من به ملکه اینو میگم
خوش حالم که اروم شده این کافیه
اخ سوختم
اینجا چیکار داری ؟ من که تورو صدا نزدم
اومدم که بهتون سلام کنم
فکر کردم دلتون میخواد بدونین که زندم یا مرده
پس میخواستم صورتمو از نزدیک بهتون نشون بدم
تو طول شب حالت بهتر شده
من میدونستم که شما ادم ترسناکی هستین
ولی نمیدونستم که دیگه ترسو هم هستین
چی؟ - ..چطور جرئت کردین توی -
وسایل پسر خودتون بمب بزارین؟
اگه میخواستین منو بکشین
باید با افتخار و با اسم خودتون منو میکشتین
اینکه به عنوان یه مادر، پسرتون رو مقصر جلوه بدین
No comments yet. Be the first to leave one.