Hotel King

Hotel King (호텔킹)

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Informazioni sulla release

Hotel King E17 2014
Un commento di niloo1991
ترجمه و زیرنویس: نیلوفر

Tag

other
Pubblicato il: 2014-06-15
Download: 21
Sottotitoli per non udenti: Yes

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

همدیگه رو دیدید، درسته؟

.سلام کنید مدیر ارشد

.این پسرمه

گفتید مادر؟

.عمدا پنهانش نکردم

.متاسفم که نتونستم زودتر بهتون بگم

.به خاطر رییس سابق پنهانش کردیم

بابام؟

.رومان پدر نداره

توی کره تعصب خاصی روی مادرهای مجرد هست

واسه همین رییس سابق به خاطر ،من اینُ از بقیه پنهان کردن

.چون من مسئول آموزش کارکنان هستم

.درسته

...تا اونجایی که من می دونم

برای اولین بار رییس و رومان

.سه سال پیش توی نیویورک همدیگه رو دیدن

این یه اتفاق بود؟

.من توی کارهای اون دخالت نمی کنم

...مطمئن نیستم باید بگم اتفاقی بود یا نه

اما من به رییس آه سونگ وون علاقه مند شده بودم

...چون همیشه می خواستم بدونم

چرا مادرم که می تونه توی امریکا کار کنه

باید توی کره بمونه تا برای سیِل کار کنه؟

وقتی رییس آه سونگ وون رو دیدم مطمئن شدم که

سیل این قابلیت رو داره که توی 10 .سال آینده سود زیادی به دست بیاره

.مدیر بک هیچ وقت بهم نگفته بودن، واسه همین نمی دونستم

.اگه زودتر گفته بود بهتر باهاتون رفتار می کردم

.بودن با شما برام لذت بخش بود

فریب دادن ما لذت بخش بود؟

...اگه پز دادن در مورد پسرت تموم شد

حالا می تونیم برگردیم سر کار؟

من هنوز حتی حرفی از مساله ای که می خواستم بگم، نزدم

.بذارید اول ازتون یه چیزی بپرسم

مدیر ارشد شما طرف رییسید؟

.آره، می تونی بهش اعتماد کنی

.پس باید با هم یه جایی بریم

قسمت هفدهم

چه جور گنجیه که توی بانک نگهش می داری؟

کی اون دفتر خاطراتُ برداشته؟

من درست بعد از تصادف رفتم سراغ گاوصندوق اما

.خالی بود...

.باید قبل از هر کس دیگه ای پیداشون کنی

...آه سونگ وون توی این 20 سال گذشته

.12تا دفتر خاطرات نوشته

...تمام تاریخش اون تو نوشته شده

.همینطور اینکه چطور سیل رو ساخته...

...اینها یازده تا از دفتر خاطراتهای

.رییس آه سونگ وون مرحومند...

.به نظر می رسه مدیر ارشد در این مورد می دونند

.ایشونُ در حال خاطره نوشتن دیده بودم

اینها همه دفتر خاطرات های بابامند؟

.اینها فقط دفتر خاطرات نیستند

رییس آه سونگ وون مرحوم همه چیز .رو حین کار توی سیل، می نوشتند

اینها شامل فلسفه ی مدیریت، برنامه های غلبه بر ریسک

...روند ساخت سیل، اطلاعات کارکنان...

.و همینطور ضعف های سیله

شما این دفتر خاطرات ها رو خوندید مدیر بک؟

.نه

.هنوز نه

اینها تا زمانی که شما صاحب .مناسبی برای سیل بشید مال منند

.نمی تونید اونها رو داشته باشید یا بخونیدشون

پس اگه نمی تونه داشته باشدشون یا بخوندشون

پس چرا الان بهمون نشونشون دادید؟...

برای رییس آه مونه ای که هنوز توی احساساتش زندگی می کنه

.باید انگیزه ای وجود داشته باشه...

دلیلی که سیل حتی بعد از مرگ رییس هم دچار بحران نشد

این بود که معاون حتی از قبل از اون .هم کنترل سیل رو به دست گرفته بود

...از اونجایی که معاون دیگه توی سیل نیستند

...الان به شما بستگی داره...

که این گند رو تمیز کنید و سیل .رو از اول سازماندهی کنید رییس

.این خارج از وظیفه امه، پس من دیگه برمی گردم هتل

،شما کسی هستید که رییس بهش اعتماد دارن

.پس منم اعتماد می کنم که ازشون مراقبت می کنید...

رییس سابق کی خاطراتشونُ به شما دادن؟

من حتی تا روز مرگشون هم دیدم .که هنوز توی اونها می نوشتن

با همچین سوالات ضعیفی نمی تونید .چیزی از من به دست بیارید

اگه نمی تونید بهم اعتماد .کنید، به تعقیبم ادامه بدید

دنبال کردن تخصصتون نیست؟

.رییس روی هم رفته، 12 دفتر داشتن

اون یکیش کجاست؟

.من فقط 11 تا ازشون گرفتم

.کارآگاه لی از ایستگاه پلیس پونگ چانگ هستم

.اومدی

.دابه ی من حتما خیلی شوکه شده

اون مریض نیست؟

.جه وان

من نتونستم هیچ کدوم از داروهای

...فشار خون...

.و التهاب بینیم رو بیارم...

به خاطر نشستن روی زمین سرد

.پاهامم درد می کنن

..رییس پارک و رییس هاه

قبلا جوری رفتار می کردن که... ...انگار همه کاری برای من می کنن

.اما حالا حتی تلفن هاشونُ هم جواب نمی دن

!اون احمق ها

.این یعنی که تو تنها کسی هستی که من دارم

.حمایت از تو ارزشش رو داشت

حمایت؟

...آه من در موردش فکر کردم

که از کجا همچین فکر مسخره ای در .مورد رابطه امون به ذهنت خطور کرده

.مونه خانواده ی توئه نه من

.این مدرک حقیقتُ تائید می کنن

.هی تمومش کن

از این دروغ ها چی گیرت میاد؟

.باید بدونم

.تو پسر من نیستی

.پدر تو آه سونگ وون مرحومه

...اهمیتی نداره

...بابام هر کسی هم که باشه...

دو چیز هستن که من می خوام بدونم

از کی این حقیقت رو در موردمون می دونستی

و چرا این کارُ باهام کردی؟...

...بهم گفتی که

...رییس آه مادرمُ ازتون دزدید...

…و بهش تجاوز کرد…

…اما اون (مادرم) تا آخرش ردش کرد…

.و اون( رییس آه) هم کشتش...

...نقش اصلی این داستان

.رییس آه نیست...

توئی مگه نه؟

.جه وان

.جواب نده

.به هر حال، انتظار ندارم راستشُ بهم بگی

...من و تو

.بیا دیگه هیچ وقت همدیگه رو نبینیم

.تقصیر مامانت بود

.توی صورتم انکارش کرد

.حتی گفت ترجیح می ده بمیره تا بچه ی منُ داشته باشه

.من دوسش داشتم

...اما

.منُ نادیده می گرفت و تا آخرش ازم متنفر بود

.اون یه زن شیطان صفت بود

...درسته

...که من یه آشغال به دنیا اومدم…

.چون نباید به دنیا می اومدم...

...حتی مادرم که منُ به دنیا آورد هم

…از هر بار دیدنم رنج کشید…

.چون من اونُ یاد تو می انداختم...

...آآآآآآآآخ

.پام درد می کنه

.دستمُ بگیر میون

.اینطوری واقعا میمیری

!تو یه حشره ای

.ترجیح می دم بمیرم تا دست تو رو بگیرم

.خیلی باهوشی جونگ گو

.همه ی سوالایی که بهم دادی توی امتحان امروز اومد

.واسه همین نمره ی خوبی می گیرم...

.بیا اینُ بگیر

.کار زیادی برات از دستم برنمیاد

چرا همش بهم همچین چیزهایی می دی؟

ما با هم دوستیم مرد، مگه نه؟

.تو فقط پسر خدمتکار مایی

.بهت گفتم وانمود نکن دوست نوه ی منی

...اگه چیزی از نوه ی من می خوای

!پس زانو بزن و خواهش کن...

!تو مثل یه حشره ای

مادر بزرگ! چرا دوباره این کارُ می کنی؟

.جونگ گو، مامان بزرگ مریضه .واسه همین اینطوری می کنه

!برو، متاسفم

تو چته؟

.می گیرمش

.همه ی دارایی هاشُ می گیرم

اینها چیه؟

...شنیدم اخیرا تولدتون بوده

.واسه همین همسرم اینها رو براتون آماده کردن

!وای

!سلیقه ی خوبی دارن

...همه ی اینها رو بردار

.و از اون برای کارمندهای خوش روی ماه استفاده کن

.بله

.چی؟ اینها خیلی گرونن

راستی شماها چرا اینجایید؟

.شما دست راست و دست چپ لی جونگ گوئید

نباید شما هم با اربابتون دستگیر می شدید؟

...خب

!ما طرف اون نبودیم! هیچ وقت

.ما فقط کاری که مافوقمون می گفتُ انجام می دادیم

.مثل طنز می مونه

تامین کننده ها و فروشنده های سیل همگی

.با معاون ارتباط دارن...

.بهتون یه هفته وقت می دم

.هر ردی از اونُ پاک کنید

.این آخرین شانستون برای نجاتتونه

.آه بله

.نگران نباشد خانم رییس

.اصلا نگران نباشید

خطرناک نیست بهشون شانس دوباره بدید؟

به اونها برای پاک کردن همه ی کثیفی ها .و آلودگی ها از سیل نیاز داریم

.تا بتونیم همه چیز رو درست تر و تمیز کنیم

.شنیدم برای یه مساله ی فوری رفتی بیرون

.بله

می دونی مدیر بک وقتی اینقدر پولداره واسه چی هنوز کار میکنه؟

.شنیدم پدرم ازش خواسته که عنوان مدیر رو داشته باشه

.اون یه هتلدار واقعیه

...ممکنه

...دلیل خاصی داشته باشه

دلیل خاص؟

.فکرکنم باید بیشتر مراقبش باشید

می شه یه لحظه برگردی و همون چا جه وان من بشی؟

.باید یه چیزی بهت بگم

More Farsi Persian subtitles for Hotel King

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left