Le prime 190 righe.
خواهش ميکنم، اين کار رو نکن
اونجا چه اتفاقي افتاد؟
چرا بخواي همچين کاري بکني؟
بخاطرِ مريضيـت؟
...نه. فقط اون نيست
،ولي اگه بهت نرسيده بودم ميپريدي؟
بله
چيزي که يه لحظه ميگم و احساسي ...که بعدش بهم دست ميده
ديگه مثل هم نيست
خب، الان ديگه توجهـم رو کامل جلب کردي
"وقتي شنيدم تو و "استاينر ...چي مدنظر دارين، من
ميخواستم ازش حمايت کنم، جدي ميگم
ولي فکرِ اومدن "جون" به اينجا باعث شد حسابي راجع به چيزي که از دست دادم عصباني بشم
نميتونستم تمرکز کنم
اگه بخاطر تو نبود به هيچکدوم از اينها نرسيده بوديم
اينطوري " سنکتوم" رو ساختيم
با همديگه
،اينجوري ميتونيم به اين زنها کمک کنيم "و حالا، اين دختر جوون، "جون
اينجا داريم خانوادهي جديدي تشکيل ميديم، مگه نه، بن؟
درسته، عشق من
فريا " رو از دست داديم"
آمادگي ندارم تو رو هم از دست بدم. توانش رو ندارم
."اين آخر ماجرا نيست، " رونا اين تازه سرآغازشـه
و من دست به هر کاري که در توانم باشه ميزنم
هر کاري
ميدونم که همينطوره
زيرنويس از عرفان
"هري"
خيلي هيجانزده هستم
و بايد بنويسمش
تا براي آخرين روز تظاهر کنم همون دختر خوب هميشگي هستم
جون؟
...مدت خيلي زيادي انتظار کشيديم ،و حالا، بعد از تمامي نامههايمان
تمام رؤياهايي که هرگز شهامت اين باور که ممکنه روزي به واقعيت بدل بشه رو نداشتيم
فرار خواهيم کرد. آزاد خواهيم بود
!جون! صبحونه
،به دور از بابا و قوانينـش که بهم بگه چه کار کنم
و چه حسي داشته باشم
و اين فکر که ميتونه من رو به ...يه جزيرهي اسکاتلندي
جايي که هرگز بهم اجازه نميده بالغ بشم ببره
.خب، فراموشش کن من باهات ميام
،چون وقتي با تو هستم حس ميکنم هر چيزي ممکنه
هري؟ ميشه لوئيز رو بشوري؟
بعد از تمام سختيهايي که پشت سر گذاشتي، هنوز هم اميد داري
و شجاعت
و من رو همينجوري که هستم ميبيني
...و باعث ميشه حس
!جون
سرزندگي زيادي داشته باشم
.ميدونم همه چيز بزودي تغيير ميکنه و من براش آمادگي دارم
آب داره مياد. چشمهات رو ببند
دوست دارم، هري پولک
نميدونم امروز برم فروشگاه يا نه
من ميتونم برم. مشکلي نيست
خب، 20 پوند از قوطي بردار
آرون يه دقيقهي ديگه مياد - باشه. زودباش. بلند شو، بابا -
...مامان هميشه آرزو داشت دوباره شمال زندگي کنه
.اگه بود عاشق اسکاتلند ميشد ...يه جاي
سرد و تماشايي
خب، قرار نيست اونجا باشه، درسته؟
« بخشِ هوردالاند » « نروژ »
مشکل چيه؟
،سبزي کندن، هيزم خرد کردن لباس مرتب کردن
همهش کار ميکنيم
.اينجوري اينجا زنده ميمونيم همه وظايفي براي به انجام رسوندن داريم
استرس داري
هنوز نميخوابي؟
خواب نميبينم
فقط کابوس ميبينم
خيلي واقعي هستن
بعضي اوقات نميتونم تشخيص بدم خواب هستم يا بيدارم
امروز بايد يه آزمايش ديگه بدم
ميدوني، با تو حرف زدن برام آسونتره
هر چي نباشه، مثل هم هستيم - ...الينا -
،الان 4 ماهه اينجام و هيچي راجع بهت نميدونم
اهل کجايي، از پيش چه کسايي رفتي - !الينا -
.قبلاً بهت گفته شده رازهامون رو به هم نميگيم
رازهامون، محرکهامون رو در خودشون دارن
و تو بايد بهتر بدوني
...بهم گفت فردا تولد جونـه
ميتونم ببرمش
نه، بذار من ببرم
بايد دست از مبارزه باهاش برداره
باهاش حرف ميزنم
هنگامي که به حيواني ،توسط يه شکارگر حمله ميشه
.دو انتخاب داره فرار کنه يا پنهان بشه
در حالي که فرار ممکنه ...حيوان رو آشکارتر کنه
خيليخب، ببين بابا ميدونم به ...اين چيزا علاقه نداري، ولي
شگفتانگيزن، نه؟
اختاپوسِ مقلد احتمالاً بهترين ،تغييرشکلدهنده در بين تمام جانورانـه
،در يک آن شکل خودش رو تغيير ميده تا شبيه هر جانور اطرافـش بشه
ميتونه بازوهاش رو پشت خودش ...بکشه تا ته دريا شنا کنه مثل
من رو هم ميبري؟
يا خودش رو در شِن پنهان کنه
تا مهاجم خودش رو متقاعد کنه که اون يه مار دريايي مرگباره
ممنون
ميدونم قوانين سخت بوده
،وقتي به اونجا رسيديم ميتونيم يه مقدار استراحت کنيم
لازم نيست تظاهر کني
هنوز عصباني هستي و بايدم باشي
تغيير سخته
تغيير... ترسناکه
ولي همهي ما بايد انجامش بديم
مشکلي نيست
...داشتم راجع بهش فکر ميکردم و
براي يه شروع تازه آمادهام
يه جوري، هميشه من رو شگفتزده ميکني
يه دنياي بزرگتر اون بيرونـه
ميتونم باهاش کنار بيام
ممنون
خب، بعداً ميبينمت، بابا - بعداً ميبينمت -
،همينه
آخرين نامهاي که برات اينجا ميذارم
و ميدوني چيه؟ دلم براي اينکار تنگ ميشه
داشتم به اين فکر ميکردم چه حسي داره ،دستت رو تو دستم بگيرم
،ببوسمت
هيچوقت مجبور نباشيم مواظب پشت سرمون باشيم يا در خفا دور از چشم بابات زندگي کنيم
تو رو از تمام اينها دور ميکنم، جون
و هرگز بهت نميگم کي باشي
آره، پلاکها تميزه
سيصد و بيست هزار کيلومتر راه رفته
،ترمز دستي يه ذره گيرداره ولي مشکلي پيش نمياد
ميدونم دربارهي احمق ...بودن شوخي کردم، ولي
من يه ابله نيستم - خوبه -
باشه، برش ميدارم - خوبه -
اينم 90 تا
،بيخيال، هري، رفيق روي 200 تا توافق کرديم
آره
اين رو از کجا آوردي؟
پولـه ديگه، نه؟
زندگي کردن سخته
و به محض اينکه بريم، نميدونم هيچوقت ميتونيم برگرديم يا نه
ولي جدا بودن از تو بدتر از هر چيزيـه که اون بيرون ممکنه باهاش مواجه بشيم
احساس ميکم همه چيز در شرف آغازـه
ولي بايد مطمئن باشي
دو نفريم. باهات تماس ميگيرم
دو نفر، آره؟
دختره کيه، پس؟
نم پس نميديها، نه؟
فقط کليدها رو بهم بده - خيليخب. گوش کن، سفر به سلامت -
آره سلامت باشي - سلامم رو به "گو" برسون -
،پس اگه دو دل شدي
اگه زياد از حد و خيلي آزاردهندهست
درک ميکنم
ولي دوست دارم، جون مکدنيل
...و اگه تو هم من رو دوست داري پس ميدوني چيکار کني
با همه خداحافظي کردي؟
آره
هي. خورشيد دراومده - آره، حرفت سنده -
خب، چي برام داري
پس همه چي رو جمع کرده؟
آمادهس مثل فيلم ويکرمن بشه؟
چه خبره؟
نميدونم ميتونم از پسش بربيام يا نه - ...جون، تو -
هي
امروز وضع بده - آره -
...ببين
فردا، 16 سالـت ميشه
،و جان قراره ما رو ببره
و قراره تو رو حبس کنه
،بدون مدرسه
بدون دوست، کسي نباشه بپرسه تو کجا هستي
ميخواي آخر و عاقبتـت مثل من بشه؟ - نميتوني همه تقصيرها رو گردن بابا بندازي -
اون بابامون نيست
واقعاً دلم ميخواست اينجوري صداش نميکردي
ببين برون هراسي... قابل درمانـه
ميدوني، ميتوني از اينجا بياي بيرون اگه بذاري يه نفر بهت کمک کنه
...ميدونم بنظر ترسناک مياد، ولي - من نميترسم -
...اين
فقط کسي براي ديدن نيست و هيچ کاري براي انجام ندارم
،تو فقط من رو ميبيني، رايان و قرار نيست من اينجا باشم
گوش کن
فرار کن. تا جايي که ميتوني از اينجا دور شو
پشت سرت هم نگاه نکن
بيا، صبر کن
.هري دوست داره ازت مراقبت ميکنه
ولي پول زيادي نداره
ببين، اين... پيش پرداخته
اين... به قدري هست بتونين به راهتون ادامه بدين
...نه، اين پول توئه، نميتونم - شمارهي رمز تاريخ تولدته -
بگيرش
دلم برات تنگ ميشه
آماده باش - ساعت 10 -
ساعت 10
زودباش، بابا
اين تيشرت رو بپوش
دلت نميخواد سرما بخوري
حاضري؟ بفرما
بيا
يه خرده ميرم بيرون
No comments yet. Be the first to leave one.