The Golden Garden (Hwanggeumjungwon / 황금정원)

The Golden Garden (Hwanggeumjungwon / 황금정원)

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Informazioni sulla release

Golden Garden E55-E56 KOreanDream
Un commento di shahlaz
@KOreanDreamترجمه و زیر نویس شهلاز

Tag

other
Pubblicato il: 2019-10-20
Download: 8
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

چیزی شده؟

بشینید

حرف مهمی برای گفتن دارم

در مورد چی؟

قراره دو نفردیگه هم بیان

بعد از اومدن اونها صحبت می کنیم

کی قراره بیاد؟

به موقع رسیدین ، بشینید

...چرا

میخواستی چهار تای مارو ببینی؟

بخاطر لی سونگ ووک؟

درسته

فکر کردم به هر حال باید این موضوع بررسی بشه

ولی موضوع اصلی این نیست

پیل سونگ تو چیزی برای گفتن به جون کی داری درسته؟

بله ، درسته

به هر حال قصد داشتم خودم بیام دیدن جون کی

ممنون از شما که ترتیب شو دادین

جون کی

...نه به عنوان یک پلیس

بلکه به عنوان دوست دوران بچگی

اینو بهت میگم

خودتو تحویل بده

کاراگاه چا

...اتفاقی که جلوی گالری کالاس

شب مراسم ای و کی افتاد

من و تو هر دو ازش خبر داریم

همه افراد تو این اتاق می دونن

به جز قربانی

...مطمئن نیستم

لی سونگ ووک فراموشی گرفته یا رشوه

اما شهادت اون باعث نمیشه جنایتی که مرتکب شدی از بین بره

منم هرگز بیخیال این پرونده نمی شم

قبل از اینکه دستگیرت کنند

بهتره خودت بری خودتو معرفی کنی

این تنها راهیه که میتونی زندگی کنی

جون کی

چیزی برای گفتن نداری؟

...من - اگه اجازه بدید -

من میخوام جای اون چیزی بگم

می دونید تفاوت بین وقت کم و زیاد چیه؟

در مورد داوری

فرصت زیاد برای تسلیم شدن

و زمان کوناه برای پیدا کردن چیزای

که میدونند اشتباهه

من میخوام شما یک کاراگاه موفق باشی

...سابینا

یک کارگاه موفق؟

این با قانون من هم خونی نداره

...و به عقیده من یک کارآگاه موفق

...کسی که مجرم میگیره

...به هر وسیله ای

یا هر شرایط ضروری

حالا که شما میخوای من کاراگاه موفق باشم

بهت قول میدم مجرم بگیرم

کافیه دیگه

بهتره برید سر موضوع اصلی

موضوع چیه مادر؟

خیلی خب

متوجه حرف شماها می شم

...این باعث میشه درک کنم

من مادر خوب و بزرگتر شایسته ای برات نبودم

جون کی

بگذار یک چیزی ازت بپرسم

تو نمیخوای از سابینا جدا بشی ...درسته؟

مامان - فقط جواب منو بده -

مگه قبلا این موضوع داستانش تموم نشده؟

مهم نیست قبلا چکارا کرده من هر طور شده از خانواده ام محافظت میکنم

...پس یعنی داری میگی بخاطر نگه داشتن سابینا

میتونی از هر چیزی دست بکشی؟

البته

فهمیدم

می دونستم بخاطر همین شماهارو گفتم با هم بیاین

بیا

این سلب مسئولیت حق مدیریت توست

من نمی تونم شرکت به دست تو بسپارم

این یعنی چی؟

تا دیروز

می گفتی بعداز تمام شدن تفاهم نامه میخوای استعفا بدی و موقعیتت رو به من بسپاری

چرا یهو نظرت عوض شد؟

چون با سابینا مشکل داری ...یا اینکه

بخاطر حرفهایی که کارگاه چا زد؟

چی باعث شد یهویی نظرت رو عوض کنی؟

فکر شم نکن که من راحت نظرم عوض شده

...کدوم پدر و مادری نمی خوان

مالشون به بچه هاشون برسه؟

....و من

تمام زندگی مو گذاشتم تا تو وارث من بشی

...اما چازه ای نداشتم

جز گرفتن همچین تصمیمی

اصلا شنیدی من چی گفتم؟

منو می شناسی

تمام عمرم هر کاری کردم که شما رو راضی کنم

و الان تمام تلاشم برای به ثمر رسوندن اون کارهاست

چرا اینطوی منو نا امید میکنی؟

راست میگه

تو شرکت با تمام وجودش کار می کنه

و اعتماد تمام اعضای هیئت مدیره رو کاملا بدست آورده

تمامش بخاطر سخت کوشی خودش بوده

شما هم میدونی مادر

...اون واقعا سخت کار کرده

تا بتونه این ام او یو رو بدست بیاره

فقط یک کم دیگه مونده که همه چی درست بشه

اون تنها پسر شما تو این دنیاست

چرا میخواین اینطوری جلوش بایستید؟

چرا اینجوری میکنی مامان؟

چرا منو داری بین راه ول میکنی؟

نمی خوام ولت کنم

دارم سعی میکنم چیزی رو که خواستی بهت بدم

خودت گفتی

تا وقتی سابینارو داری به هیچی نیاز نداری

...اما من

...تا زمانی که سابینا و مادرش کنارت باشن

امکان نداره شرکت بهت بدم

...من میدونم

که تو مرد خوبی هستی

...اما خیلی سریع توسط اطرافیانت

تحت تاثیر قرار میگیری

مامان - ...تو -

از همه دنیا برای من با ارزش تری

اما این شرکت هم برام با ارزشه

نمی تونم اجازه بدم کسی خرابش کنه

...من هرگز

سهامم رو بهت نمیدم

من بنیاد حمایت از ام اس رو تاسیس میکنم

...سهامم رو به این بنیاد اهدا میکنم

به اضافه درصدی از سود شرکت

... این دو نفر

سهام خودشونو از قبل اهدا کردند

...بنابر این منم اونها رو به عنوان مدیر عامل تعیین میکنم

و یک تیم کاری تشکیل میدم

رئیس

مسخره است

مثل اینکه حکم اعدام منو صادر کرده باشی

چطوری می تونم بدون سهام شما اینجا دوام بیارم؟

به همین دلیل میگم از حق مدیریت کناره گیری کنی

اینکارو نمی کنم به هیچ عنوان

نمی دونم چطوری توسط این دو نفر تحت فشار قرار گرفتی

اما من امکان نداره کناره گیری کنم

این حق و تعهد منه

امکان نداره بذارم این اتفاق بیفته

مادر

می خواستم بهتون نشون بدم چقدر عوض شدم

حتی با مادرم قطع رابطه کردم

ولی شما هنوزم ازم متنفری؟

...بخاطر همین پشت پسرتونو خالی کردین

حتی با اینکه من بچه خانواده شمارو دارم حمل میکنم؟

واقعا خیلی سخت میگیرین مادر

رئیس

به قدر ناگهانی بود که نمیدونم چی بگم

...اما مدیر چوی

بالا تر از انتظارات در مورد ارتقاء شون نشون دادند

...لطفا تجدید نظر کنید

...در حقیقت

جون کی کار اشتباهی کرده ولی قربانی در امان هستش

بعد از پرداخت جرمش

مشکلی برای اداره شرکت نخواهد داشت

نه ، موضوع این نیست

...من خیلی بهش فکر کردم

تا وقتی که قراره گول این مادر دختر بخوره

بهتره در موردش باهام صحبت نکنید

منشی یون میدونم برای این کار وقت داری

تو چی پیل سونگ؟

کی میخوای به ما بپیوندی؟

نمی دونم

این همون چیزیه که پدرم میخواست پس باید خوب باشه

اما مطئن نیستم برا این کار مناسب باشم یا نه

باید وقت بدید در موردش فکر کنم

باشه ، فهمیدم

فقط باید سریع تصمیم بگیری

من زیاد وقت ندارم

جون کی

اینقدر سخت نگیر

باید یک راهی باشه

مادر منونمی شناسی

وقتی یک تصمیمی بگیره امکان نداره نظرشو عوض کنه

...فکرشم نمی کردم

یون دونگ جو اینطوری از پشت بهم خنجر بزنه

من خیلی تلاش کردم سهام شو برگردونم

بعد اون ازش استفاده کرد که مادر بکشه سمت خودش

حالا که فکرش میکنم

اون بهم گفت برم خودم تحویل بدم

نگران نباش جون کی

ما قبلا بدتر از اینم داشتیم

مادرت عاشقته

یک راهی براش پیدا میکنم

تو چکار میتونی بکنی؟

...مادرت

گول دونگ جو رو خورده

من چرا متوجه نشدم

تو هم شنیدی چی گفت

...میخواد یک بنیاد تاسیس کنه

... و دونگ جو رو به عنوان مدیر عامل بذاره اونم وقتی هیچ تجربه ای نداره

این به نظرت معنی میده؟

معنیش اینه که مادر فریب دونگ جو رو خورده

خواهش میکنم بس کن

الان هر چی بگی من نمی تونم بشنوم

فقط ولم کن بذار فکر کنم

رئیس جین تصمیم بزرگی گرفته

پول زیادی به بنیاد اهدا کرده

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left