Tiger King: Murder, Mayhem and Madness

Tiger King: Murder, Mayhem and Madness

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Stagione 1

Informazioni sulla release

Tiger King Murder Mayhem and Madness S01E03 NF WEB-DL DD5 1 x264-NTG Tiger King Murder Mayhem and Madness S01E03 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG Tiger King Murder Mayhem and Madness S01E03 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
Un commento di M.General
🌀 ترجمه و زیرنویس از مـمـد نـوبـری 🌀

Tag

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
720p
720
1080
Pubblicato il: 2020-04-10
Download: 40
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

ترجمه و زیرنویس از ممد نوبری

.عجب داستانیه

.انقد عجیب و پشم‌ریزونه حتما واقعی نیست

:این اولین چیزیه که مردم فک میکنن .اوه، بیخیال. این نمیتونه واقعیت داشته باشه"

.مال 20سال پیشه. پرونده‌های بسته‌نشده‌ی قتل 20ساله که حل نمیشن

...خب، همه‌ش از جایی شروع شد که، میدونی ،از کارول بسکین

که اون موقع اسمش کارول لوییس بود .و همسر "دان لوییس" بود

فک کنم حدود یک ماهی قبل از .ناپدید شدنش، دان لوییس رو دیدم

.و اون هم بهم گفت که حس میکنه زندگیش در خطره

این داستان انقد پیچ و خم عجیب داره که باید چند جلد کتاب .بنویسی درباره اتفاقای بدی که افتاد و دروغ‌هایی که گفته شده

.تمامِ شواهد فرعی نشون میدن که یکی یه بلایی سر دان آورده

یه عالمه داستان هست درباره اینکه ...کارول یه دستی توی این کار داشته

.ولی کسی نمیتونه اثباتش کنه

من واقعاً معتقدم که هر اتفاقی یه دلیلی داره

همه‌چیز جوری آشکار میشه که بهمون کمک میکنه

.که به بالاترین وضعیت نفسانی خودمون برسیم

من از هیچ چیزی که توی زندگیم تجربه کردم پشیمون نیستم

اگه بخاطر اون... اتفاقاتی که در طول زندگیم ...رخ داد نبود

.الان اینجا نبودم و این کارارو نمیکردم

:گلَدیس لوییس کراس، همسر سابقِ دان ،آخرین روزی که دان رو دیدم

،بهم گفت که دیگه طاقتش طاق شده

،که میخاد کارول رو طلاق بده

،و اینکه اون زن یکی از بدترین آدماییه که تو زندگیش دیده

.و اینکه کارول خیلی خطرناکه

:لیندا سانچز و گِیل رت‌بون، دخترهای دان .اومد پیش مامان و گفت که ما از کارول دور بمونیم

.دان از کارول میترسید .ما دقیقاً نمیدونستیم چرا

:وندل ویلیایمز، شریک دان .اون بهم گفت که قراره به کارول بگه که طلاق میخاد

.و ازون به بعد دیگه دان رو ندیدم

من سرپرست بخش قتل در دفتر کلانتریِ ،شهرستان هیلزبرو در شهر تمپای فلوریدا بودم

.که بخش در حوزه‌ی افراد بزرگسال گمشده هم فعالیت میکنه

در مورد پرونده‌ی دان لوییس، تماسی که باهامون داشتن مثه بقیه .تماس‌های افراد بزرگسال گمشده بود

،در وهله‌ی اولِ تجسس برای یه فرد گمشده

:با خودت فکر میکنی ،خب، اوضاع خود به خود درست میشه"

".شاید یارو رفته جایی و به کسی هم خبر نداد

،با این وجود، فکر میکنم بعد از یکی دو هفته بود

که کاراگاهان به احتمالِ قتل یا چیز دیگه‌ای .که اون موقع غیرقابل توجیه بود، فکر میکردن

.سطلی که توش کاه ریخته باشی خیلی بدرد میخوره .چون اونا نمیتونن ازش بیان بیرون

چهارتا بچه گربه داریم که میخایم بهشون غذا بدیم

،تو مال ژانویه سال 1981 با دان آشنا شدم

.پس اون موقع که دیدمش 20 سالم بود

و دان چند سالش بود؟

.اون 22 سال از من بزرگتر بود

.پس 42 سالش بود

.آره، اون حسودیش میشه

باید در نظر داشته باشید که ،دان لوییس متأهل بود و بچه داشت

ولی ظاهراً داشت میومد به... نبراسکا بود فک کنم

و یه شب یه دختر گریون که داره تو خیابون راه میره رو میبینه

.و دان لوییس وایساد که ببینه میتونه به دختره کمک کنه

.با شوهر اولم دعوا کرده بودم

برای بیرون رفتن از خونه عملاً مجبور شدم یه سیب‌زمینی .رو از توی آشپزخونه به اتاق پذیرایی پرت کنم

من فک کنم مثه گربه‌هام با استرس کنار میام

هی با سرعت راه میرم

و یادمه که دان ماشینو کنارم پارک کرد

،و ازم خواست که برم توی ماشین .و منم گفتم نه

دوباره اومد کنارم وایساد و فک کنم بار سوم بود که

.اومدم کنارم وایساد، و یه تفنگ روی صندلی جلوی ماشینش گذاشته بود

:و بهم گفت میتونی این تفنگو به سمت من نشونه بگیری"

".من فقط میخام با یکی صحبت کنم

،پس منم تفنگو برداشتم، گرفتم طرفش

.و توی شهر چرخ زدیم و اون صحبت میکرد

.و آخرش هم شب رو باهاش گذروندم

،دان لوییس عملاً زن و بچه‌هاشو ول کرد

.چون عاشق یه دختر بلوند جوونتر به اسم کارول شده بود

.بهم گفت که با کارول آشنا شده

.منم زبونم بند اومده بود. من عاشقش بودم

،به دان گفتم که تا روزی که بمیرم عاشقش خواهم بود

.ولی دیگه همچی بینمون تموم شده بود

،اون موقه به کارول میگفت فرشته

...و منم گفتم، "خب

،اون یه فرشته‌س که مستقیم از جهنم فرستاده شده ".و یه روزی، اینو میفهمی

:اَن مک‌کویین، دستیار اجراییِ(منشی هم میشه) دان .اولش، به نظر میومد که رابطه‌شون واقعاً قراره جواب بود

...از کارول خوشم میومد

...یعنی

...من واقعاً از کارول خوشم میومد

...ولی

.دان آدم راحتی نبود

،دان میلیونر بود مولتی میلیونر بود، خب؟

.و اون خوشش نمیومد کارول پولاشو خرج کنه

،کارول خیلی بلندپرواز بود

میخاست که بره جایی و برای خودش کسی بشه

و دلش نمیخاست که توی همون وضعیت بمونه .و شبا توی خیابون راه بره

دفترچه خاطرات کارول رو دارم

همچی اینجاس

!عصر بخیر، دنیا

،به فصل ششم از داستان کارول خوش آمدید

...خب، امشب

امروز اتفاقی توی صندوق نامه‌ها .دفترچه خاطرات کارول رو پیدا کردیم

،دان گفت که دوس داره بخاطر مَردی که واقعاً هست عاشقش باشن"

،و اگه زنا میدونستن اون پولداره

"هیچوقت نمیفهمید که اونو بخاطر خودش دوست دارن یا پولش

.دان از هیچی شروع کرد

امکان نداشت به دان نگاه کنی و حتی برای یه لحظه فکر کنی

.که همچین ثروتی داره

.هیچوقت دان رو نمیدیدی که تیپ رسمی و درست حسابی بزنه

...شلوار لی آبی و تی‌شرتش رو داشت

...ولی یه اسکناس 500 دلاری توی جیبش داشت

!فقط چون میتونست

،اون دست خیلی خوبی داشت اصطلاح به معنای کسی که کارش توی) (پرورش گیاهان خوبه

،استعداد توی پول درآوردن

.چون عملاً به هرچی که دست میزد براش پولساز میشد

،من حدود 10، 15 سالی برای دان کار میکردم

.ولی از خیلی قبلتر میشناختمش

و باید دان رو بشناسی که بتونی خونه‌هاش رو هم بشناسی

.خوشش میومد چیزاشو قایم کنه .مثلا پول قایم میکرد، پول زیر خاک دفن میکرد

.میدونی، شمش طلا قایم میکرد و دفن میکرد

دان لوییس نمیخاست که مردم بدونن اون چیا داره

و ثروتش چقدره

...ولی منکه میگم ثروت دان لوییس احتمالاً

.20میلیون دلاری بود؟ شاید یکم بیشتر

.وفک میکنم ثروتش چیزی حدودای 7 یا 7.5 میلیون دلار بود

:جوزف فریتز، وکیلِ دان ،فک نمیکنم کسی واقعاً میدونست

.ولی من میدونم حداقل 5، شاید حتی 10 میلیون داشت

به عنوان وکیلش میشناختمش

میدونستم که چیکار میکنه

خیلی کارایی که میکرد رو میدونستم

.دان وقتی با کارول آشنا شد پول داشت

.کارول تقریباً هیچی نداشت

دان چیزی داشت که کارول نداشت

بهت خوش گذشت؟ بهت خوش گذشت؟

وقتی بزرگ میشدم مامان بابام آدمای معمولی و ساده‌ای بودن

معمولاً تو خونه‌های سیار زندگی میکردیم

وقتی که نووجون شدم تازه فهمیدم چقدر فقیر بودیم

وقتی 14 سالم بود توسط سه مَرد که اونورِ خیابون .زندگی میکردن به زور چاقو بهم تجاوز کردن

خونواده‌ی من مسیحی بنیادگرا بود

که معتقد بودن اگه یه زنی در همچین عملی نقش داشته

حتماً یجورایی خودش خواسته و باعثش شده

.خب من در 15 سالگی خونه رو ترک کردم

وقتی 17 سالم بود با مایکل ازدواج کردم

،اون پدرِ جِیمی بود .و به شدت هم آدم پرخاشگر و سوءاستفاده‌گری بود

و فکر کردن به اینکه اون رو ترک کنم و تنهایی یه بچه رو بزرگ کنم وحشتناک بود

،وقتی دان رو دیدم 20 سالم بود

.و وقتی شوهرم رو ترک کردم 24

،دان شیفته‌ی حیوونا بود

.پس ما تیم خیلی خوبی بودیم

:جِمی مورداک، دخترِ کارول فک کنم بیشتر یه کلکسیونر حیوانات بود

.از داشتن چند گونه مختلف حیووان خوشش میومد

میبینی؟

با بقیه گربه‌ها خوب کنار میاد

فقط از آدما خوشش نمیاد

.اونا اولش کارشونو با رفتن به مزایده‌های حیوانات وحشی شروع کردن

ما اولش در سال 1992 تو یه مزایده با خرید یه گربه دم‌کوتاه .که قرار بود توسط تاکسیدرمی‌کارها کشته بشه شروع کردیم

.سال بعدش 56 عدد دُم‌کوتاه و سیاهگوش از یه مزرعه خز خریدیم

.سال بعدش، 28 تا دُم‌کوتاه و سیاهگوش

.سالِ بعدش 22 تای دیگه

و تا اون موقع که ما داشتیم این کارو میکردیم

.دیگه توی امریکا مزرعه خزی نبود که گربه‌های دم‌کوتاه و سیاهگوشارو بکشه

.اسمش "حیوانات وحشی در ناز و نعمت"ـه

،مهمان‌ها در منطقه‌ی حفاظت‌شده گشت و گذار می‌کنند .کلی عکس می‌گیرند

و حتی به گربه‌ها غذا میدن

...وقتی که اونا پروژه‌ی "حیوانات وحشی در ناز و نعمت" رو شروع کردن

.برای سالها، گربه‌های بزرگ رو میخریدن، میفروختن و پرورش میدادن

،دوست دارم بهت یادآوری کنم کارول

که تو کسی هستی که 94 هزار دلار خرج کردی

که حیوون بخری و اون به اصطلاح پناهگاه‌ـت رو پُر کنی

،تو هنوزم اونارو توی ساختمونت داریشون

هنوزم روشون برچسبِ "نجات‌داده‌شده" زدی و هنوزم داری سر مردم کلاه میذاری

.من توی سال 1995 به دان و کارول اولین ببرشون رو فروختم

،با هواپیمای شخصیشون اومدن توی شهر شلبی‌ویل

،و اینجوری با اونا آشنا شدم .به نظر آدمای خوبی میومدن

بهشون یه بجه ببر فوق‌العاده که اسمش "اسکرپی" بود رو فروختم

این ویدیوییه که کارول اون زمانا ساخت

آخرین باری که دیدمش احتمالاً 1996 بود

مطمئنم قراره باهاش حال کنید

.اسم‌هامون دان و کارول لوییس‌ـه

واقعاً از حیوانات وحشی که داریم لذت بردیم

در طول این ویدیو، بهتون نشون میدیم که چجوری ،اونارو از مادرشون میگیریم

...و اونارو به زندگی اجتماعی با آدما عادت میدیم

،کارول بهم زنگ زده بود و درباره بزرگ کردن توله‌ی حیوونا ازم میپرسید

.و گفت که میخاد یه ویدیوی "چگونه انجامش بدیم" بسازه

برای اینکه ازشون یه حیوون خونگی خیلی خوب بسازیم باید در سن خیلی کم از مادرشون گرفته بشن

خیلی از مردم فک نمیکنن که کار درستیه

.که حیوونای کمیاب وحشی رو به عنوان حیوون خونگی بزرگ کنیم

میدونی، اون موقه ها اوایلِ دهه 90 کارول گربه پرورش میداد و میفروخت

،و... این خیلی خنده‌داره

چون همون آدمایی که مخالف تولید و پرورش بیشتر این حیوونا هستن

.خودشون قبلاً همین کارو میکردن

...من فکر میکنم در طول این ویدیو شما متوجه خواهید شد

...که اینا خیلی خوشحالن

!و خیلی حیوونای باحالین

خیلی خب، حالا میریم جاهای دیگه رو هم بخونیم

چون مطمئنم دلتون نمیخاد درباره تک‌تکِ گربه‌هایی ،که خریدن و فروختن

و چنتاشون مُردن چون کارول اصلاً نمیدونست !داره چیکار میکنه بشنوین

من فک میکنم کارول بالاخره درباره فروختن و پرورش و .پیوند زدن بین حیوونا احساس گناه کرد

...کارول فقط میخاست که حیوونارو جمع‌آوری کنه و دوسشون داشته باشه

.و دان بیشتر به عنوان یه بیزنس بهش نگاه میکرد

من و دان احساس متفاوتی نسبت به حفاظت و پرورش حیوونا داشتیم

.اون عاشق بچه ببرها بود، عاشق پرورش دادن بیشتر گربه‌ها بود

...ماهی یبار میرفت کاستاریکا

و هر دفه که میرفت کاستاریکا

دامپزشک رو میاوردم اینجا

و سریع تا جایی که میتونستم هر چندتا گربه که میشد .رو عقیم و اخته میکردم

میدونی، چیزی که تو کاستاریکا، دان رو جذب خودش میکرد .نبودن قوانین درباره حیوانات بود

،اگه گربه‌هارو می‌برد اونجا .دیگه آزاد بود هرچقد میخاد تولید کنه

این با چیزی که کارول میخاست در یک راستا بود؟

.ظاهراً که نه .درباره‌ش با هم بحث میکردن

کارول نمیخاست که گربه‌هارو برداره و بره اونجا

اون موقع بود که فهمیدیم دان و کارول خوب با هم کنار نمیان

...دان یه دوس‌دختر هم توی کاستاریکا داشت

پس فک میکنم یکی از مشکلات اصلیشون این بود که .کارول نمیتونه تنها آدم توی زندگی دان باشه

فک میکنم که کارول فک میکرد میتونه دان رو عوض کنه

More Farsi Persian subtitles for Tiger King: Murder, Mayhem and Madness

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left