Le prime 200 righe.
...آنچه گذشت
خون رومي هاي کثافت رو !روي برفها ميريزيم
من مردمم رو به اون !دنيا نمي فرستم
منهم با خنجر رومي که از !پشت بهم خورده نميميرم
بهت هشدار داده بودم که از .آدمايي مثل من فاصله بگيري
.با رنج و فقدان آشنا شدي
سرنوشت شومي که از ماها .باهاشون آشنا هستيم
.زير نظر "تايبريوس" وظيفه تو انجام بده
پسر بچه ايکه عادت به گم کردن شمشيرش داره؟
.وضعيت هميني که هست .تو زير دست مني
ميخواي تو "سينوسا" بموني؟ - .توي همين ويلا ميموني -
"زير نظر "تايبريوس - .ميدونم که اون چقدر به تو داره -
اون بدجوري ميخواست با پدرت .صحبت کنه
چي باعث شده که انقدر نگران بشه؟ - .آه، اين يکم مرموزه -
برده من به "سينوسا" برگردونده شد؟
به احتمال زياد به شورشيان .ملحق شده
.شورشيها از ديوار گذشتن
!بايد عقب نشيني کنيم - !کراسوس قدرتمند داره از ما فرار ميکنه -
.اون برميگرده
"مسيرهاي جداگانه"
."اسپارتاکوس" .رومي ها دوباره دارن از پشت بهمون نزديک ميشن
!"کريکسوس"
امروز روم همينو داشت که !تقديم ما کنه؟
!من هنوز از خون سير نشدم
.کراسوس" روزي دو بار حمله ميکنه" - .درسته ولي با افراد کم -
داره سعي ميکنه براي کم کردن فاصله .بين ما و لژيونرهاش زمان بدست بياره
اون ميدونه ما براي مراقبت از .ضعيف ترها سرعتمون رو کم ميکنيم
.استراتژي که رفته رفته مستحکم تر ميشه
"به خدايانت بگو "کريکسوس .داره ميشاشه به هيکلشون
!"کريکسوس"
تا از دنيا نرفته ميخوام باهاش .حرف بزنم
کراسوس" چند روز فاصله داره تا" رو سر ما خراب بشه؟
!بيا بشين سرش، برده کثيف
.کاري کن زبونش درست کار کنه
!چهار روز !چهار روز
...چهار روز
.سلاح ها رو جمع کنين و به رفتن ادامه بديد
.چيزي که ميخواستيد گفتم .التماس ميکنم زندگيمو ببخشيد
.براي التماس طرفتو اشتباه گرفتي
با توجه به پوسيدگي و بويي که ميده .سه روز ازش گذشته
.يک روز ديگه به "اسپارتاکوس" نزديک شديم
!بايستيد - مگه خيلي تعجب داره؟ -
اونا بعد از جدايي از تپه مليا .تقريبا اصلا استراحت نکردن
.امشب هم نميتونن استراحت کنن
به لژيون دوم دستور بديد استراحت رو رها .کنن و با تمام قوا به تعقيب ادامه بدن
.زيادي به اونا فشار مياري - .الان وقت حرفاي لطيف و رفتار ملايم نيست -
.اين سختگيري رو براي نبرد آينده ميخوام
اصلا فکر خوبي نيست که يک لژيون در حال .فروپاشي رو بطرف "اسپارتاکوس" بفرستيم
هر کس با هر رتبه اي که نتونه ادامه بده .در جا کشته بشه
بنظرت قتلعام به اندازه کافي اونارو نترسونده؟ - !اجازه نميدم از چنگ لعنتيم فرار کنه -
.فرمانروا .سناتور "متلوس" طلب ملاقات کردن
متلوس"؟"
"براي اينکه خبر شکست قطعي "اسپارتاکوس ...رو برسونم
...منو به روم فرستادي...
،بعد با اخباري که اخيرا رسيد... .بعنوان يک احمق به اونجا رفتم
.از طرز حرف زدنت خوشنود نيستم
من هم از اتفاقات زيادي که در اطراف .ميدان جنگ ميافته خشنود نيستم
.اسپارتاکوس" فقط پايانشو به تعويق ميندازه"
.براي رسوندن اين خبر به روم برگرد - .من سناتور اين جمهوريت هستم -
نه پسر پيغام رسوني که خبرهاي .خيالي درباره پيروزي با حودش ببره
تو هر کاري که من واجب .دونستم انجام ميدي
يا نکنه قرارمون رو فراموش کردي؟
"قولي که در مورد ويلاي "سينوسا .و سهمي که از مالياتها بهم دادي براي خودت نگهدار
متحد شدن با "کراسوس" فقط .اسم خودمو لکه دار ميکنه
.هيچ چيزي تغيير نکرده
"همونطور که قول داده بودم "اسپارتاکوس .و شورش اونو زير پاهام له ميکنم
گفته ميشه امين ترين برده کسيکه ...اين حرفاي مغرورانه رو داره ميزنه
براي ملحق شدن به شاه شورشي... .فرار کرده
.خودتو قاطي نکن
!تو اون عقل لعنتي تو از دست دادي
بخاطر اينکه روي يکي از اعضاي شريف سنا --دست بلند کردي، کاري ميکنم از مجلس اخراجت
...من هر دستوري که بدم
!همونو انجام ميدي...
!"مارکوس"
به روم برگرد. اگر از اين حرفي بزني ...يا اينکه بر عليه من چيزي بگي
تمام ثروتم رو صرف ميکنم تا در... .تاريکي شب شاهد مرگت باشم
.ببريد سوار اسبش کنيد
و لژيون دوم رو براي پيشروي بطرف .اسپارتاکوس" آماده کنيد
به همه بگيد براي هشدار .آني آماده باشن
.نبايد به احساس راحتي عادت کنيم
من اصلا دوست ندارم احساس خرگوشي رو .داشته باشم که از شکارچيش فرار ميکنه
.منم دوست ندارم
اما تا وقتيکه نفراتمون رو تقويت .کنيم بايد از "کراسوس" جلوتر باشيم
راه عاقلانه ايه. اما راهي رو که با .کله هاي رومي ها پر کرده باشيم رو ترجيح ميدم
،اگه احتياط رو از دست بديم .کله هاي خودمون از دست ميره
.قديما با اين حرفا آشنا نبودي
اين حرفو ميزنم چون به کسنانيکه توانايي .محدودتري بين ما دارن فکر ميکنم
اما به اندازه شمشير بدستها و .نيزه بدستها غذا ميخورن
.حرف درستي ميزنه
.ارزاقمون تقريبا داره تموم ميشه .بزودي دوبار دچار قحطي ميشيم
."گانيکوس"
با "لوگو" به اکتشاف برو. ميخوام اگر شانسي براي .يافتن گوشت و غله داريم خبر داشته باشم
.تا ابد نميتونيم فرار کنيم
.يه روز مجبور ميشيم دوباره بجنگيم
.يه روز
.در اين مورد حق حرف با اونه
تو زمان جنگ هيچ حرفي .تضميني نداره
يعني اين ممکنه؟
"که يه بار ديگه تونستيم از دست "کراسوس فرار کنيم؟
.هيچوقت اجازه نميدم گرفتار اونا بشي
بيشتر از اندازه تلاشم گير آوردم .و دلم ميخواد تقسيم کنم
.البته اگه بخواي
!لعنتي
آتيش روشن کن و .بدون که حواصم بهت هست
.هنوزم با عصبانيت به من نگاه ميکنه
اگه خودتو جلوي رومي ثابت کني .نگاهش به تو نرم تر ميشه
.در اون مورد لزومي نداره نگران باشه
...اما در مورد دلش
.حق داره نگران باشه...
اين فکرا رو از ذهنت پاک کن و .ديگه هم اين موضوع رو تکرار نکن
...اگه به حرفام با بي اعتنايي ميخنديدي
ميفهميدم که احساساتم دارن... .اشتباه ميکنن
...اما بجاش عصباني شدي
و نشون دادي راهي براي... .احساسات متقابل وجود داره
.تو احساسات منو با مال خودت اشتباه گرفتي
...نگاه هايي که وقتي از کنارت رد ميشم
بهم ميندازي هم اشتباهه؟...
يا اينکه وقتي بهت نزديک ميشم بند اومدن نفست؟
قبلا ميترسيدم شب رو تو .هواي آزاد بگذرونم
.ازت متشکرم
.کار بزرگي نکردم - راست ميگي؟ -
همين چند وقت پيش بود .که از رنج کشيدنم لذت ميبردي
.فکر نکن فکرم زياد هم عوض شده باشه - پس چرا کمک ميکني؟ -
.اينکارو بخاطر "اسپارتاکوس" ميکنم
قبولش برام سخته ولي انگار نسبت به .تو احساساتي داره
.نميدونم چي بگم - .منم نميخوام چيزي بشنوم -
اسپاراکوس" تو زندگيش خيلي" .چيزا رو فدا کرد
اون لياقتش رو داره که در مقابلش .يکم مزه خوشبختي رو بچشه
.مثل خيلي هاي ديگه
.ببخشيد
.به کمک احتياج دارم
.بايد تا ميتوني بخودت خودت فشار بياري
.دوباره - .نميتونم -
.خودتو آروم کن .هرکاريکه ميگه بکن
...آورنده باران
.اگه ميخواي زنده بموني فشار بيار. الان
.چاقو. زود باشيد
.خدا بهت يه پسر داد
.دودولشو ببينين .عين مال "ژوپيتر" آويزونه
.اميدوارم بزور روي کسي استفاده نکنه
اون خيلي خوش شانسه که با دو دست .توانا به اين دنيا اومد
اينکارو قبلا هم کرده بودي؟ - .خيلي زياد -
.براي کسانيکه اموال صاحبم بودن
کنجکاو شدم، من اونو ميشناسم؟
اسمش چي بود؟
."پومپو" .تو نزديکياي "کامپانيا" حيوون پرورش ميده
اين دختر اسم "پومپو" رو مياره ولي داغي .که رو دستشه يه صاحب ديگه رو بياد مياره
برده "مارکوس کراسوس" بودي؟ - .آره -
يه جاسوس ديگه فرستاده که .بين ما نفوذ کنه
کدوم جاسوس مياد براي بچه زائوندن کمک کنه؟
جاسوسي که از طرف مردي فرستاده .شده که قصد جون ما رو داره
.منو اون نفرستاده .از چادرش در تپه "مليا" فرار کردم
براي زندگي توي سرما و طوفان چه دليلي داشتي که ازش فرار کردي؟
!حرف بزن !وگرنه ديگه نميتوني حرف بزني
اون، مثل خيلي از فراريهاي ديگه که بين شما .هستند فرار کرده و فرقي نميکنه از کي
.حقشه که ازش محافظت بشه
.نه اينکه مورد تهديداي نامعلوم قرار بگيره - .من پشت هيچ چيز نامعلومي مخفي نشدم -
و هرکسي هم که مهر دشمنم رو .حمل ميکنه نبايد مخفي بمونه
.کراسوس" هيچ آسيبي به من نزده"
.اما پسرش زخم بزرگي بهم وارد کرد
.و قصد داشت ادامه بده
زن منهم به همين شکل ،مورد رفتار بد قرار گرفت
بوسيله کسانيکه خودشونو .صاحب اونا ميدونستن
.مسئوليتش با توئه
.نيازهاشو برطرف کن
و اگر معلوم بشه که حرفاش ...حقيقت نداشته
.زندگيشو از دست ميده...
.سپاسگذارم
.در اين مورد نگرانم - .لايتا" حرف درستي ميزنه" -
ما نميتونيم به هيچکدوم از برده هايي .که دنبال آزاديشون هستن پشت کنيم
.پس بذار بهمراه ما طاقت گرسنگي رو بياره
.قبل از خواب همه چيزو آماده کنيد
با اولين نور آفتاب فردا دنبال .لژيون دوم حرکت ميکنيم
.يادم نمياد احظارت کرده باشم - .بخاطر حوادث اين اواخر اومدم -
.از جلوم دور شو
.نگراني هايي دارم
.در مورد پدرت
افکارت در مورد چي هستن؟
.چيزاي دمدمي مزاجي
...بعد از اينکه از تپه "مليا" برگشتيم رفتارش
.نظمشو بهم ريخته...- .داره سعي ميکنه سختگير باشه -
.به متحدش با مشت حمله ميکنه - .ملتوس" حرفاي نامربوطي بکار برد" -
،اون يارو احمقه .در اين مورد همفکريم
.ولي طرف سناتور جمهوريته - .پدر منهم همينطور -
کسيکه خيلي سنگينتر از رفتاري .که کرد باهاش برخورد شد
بخصوص اگه فکر کنيم از طرف کسي که .غرور حاکميت داره باهاش برخورد شده
.تايبريوس" ما تو جنگيم"
...با دشمني درحال جنگيم که از کوچکترين
ضعف ما استفاده ميکنه و هممون... .رو بطرف مرگ ميفرسته
انقدر حرفو نپيچون و .بيا سر اصل مطلب
پسر عزيزش، دوباره در مقابل .چشمان پدرش اوج گرفته
ممکنه توصيه هايي که از تو ميشنوه .باعث بشه فکرشو جمع و جور کنه
.و باعث فراموشي فرار "کره" بشه - !تو رو بايد گرفت و لاپات گذاشت -
.دليلي که پيش من اومدي اينه
قبل از اينکه خودت کله پا بشي .خشم اونو آروم کنم
--اشتباه فهميدي - ..."مگه تو نبودي که با بردن "کره" به تپه "مليا-
از دستورات سرپيچي کردي؟ کسيکه به... اون فرصت خيانت به پدرم رو داد؟
...با چشماي پر از اشکش
التماس ميکرد که با پدرت در مورد... .پسرش صحبت کنه
.کلکت خيلي ساده ست
No comments yet. Be the first to leave one.