Le prime 174 righe.
AnimWorld Presents
روستای پرت و دور افتاده : هاگ
هاگ به معنی باغ ، یکی از شهر های کوچیک شرق آلمان
... دوباره
خوب ، خوب ...
بفرما
این دوتا بلاخره آروم شدن
با هم برادرن ... یا شایدم دوقولو ؟
نه ، نیستن
این یکی آروم تره ، اما این یکی ...
به نظر بازیگوش تره
از اینا گذشته ، اصلا شبیه هم نیستن
هم ؟ یونو ...
بزار واسه این یکی رو هم ببینم ...
هی ! تو دیگه پیش از حد شیطونی
آستا ، ها ؟
خیلی خوب ! دیگه نیازی نیست نگران چیزی باشین
از امروز ، اینجا خونه ی شماست
آستا ، یونو
15 سال بعد
خوشبختانه امسال محصول خوبی داریم
آره
خواهر لیلی !
چی بود ...
حتما بازم اون شیطونه از کلیساست
یه روز پادشاه جادوگرا میشم و تو رو خوشحال می کنم !
! پس لطفا باهام ازدواج کن
ببخشید آستا ، اما من خواهر همه هستم
! هنوز نه
ام ... ببخشید
! من هنوز تسلیم نشدم
خوب ، ام ... اما ...
! من هنوز تسلیم نشدم
! من واقعا متاسفم
! یه بار دیگه ، خواهر لیلی
! اذیت نده
! جادوی خلق آب : مشت مقدس عشق
متاسفم ، آستا
بدون این که متوجه بشم از جادوی داخل گریمور استفاده کردم ...
گریمور : کتابی پر شده از عبارات جادویی و طلسم
کارت عالی بود ، خواهر
بدون هیچ رحمی
ف ... فقط یه اتفاق بود
! من هنوز تسلیم نشدم
چند بار تا حالا ردت کرده ؟
چرا بازم داری سر راهم قرار میگیری ، یونو ؟!
چرا ؟
بخاطر این که پر سر و صدایی ، کوتاهی
پر سر و صدا
کوتاه
نفرت انگیز و نابالغ هستی
نفرت انگیز
نا بالغ
به طور کل ، برای زنا اصلا جذاب نیستی
جذاب نبودن
هی ! این حرفو به کسی که 15 سال گذشته رو باهات
بزرگ شده میزنی ، عوضی خوش قیافه ؟!
بزار کمکت کنم
ممنون
! نادیدم نگیر ، لعنتی
آستا ، خواهر لیلی کسیه که لباس راهبگی پوشیده ، واسه همین نمیتونه با کسی ازدواج کنه
همچنین ، تو فقط 15 سالته بخاطر همین امکان نداره بتونی ازدواج کنی
خفه شو ! یونو ، عوضی ... به حسابــ ...
به مبارزه دعوتت می کنم ، یونو !
امکان نداره
چرا نه ؟
بخاطر اینکه وقت تلف کردنه
چی گفتی ؟!
خودتو خسته نکن ، آستا امکان نداره بتونی یونو رو شکست بدی
... اینو بگیر
... حرکت نهایی من
دست نگه دار ، آستا
! حمله
تو که اصلا نمی تونی از جادو استفاده کنی
! هیچی بیرون نیومد
! هنوز تسلیم نشدم
! خیلی خنده داری ، آستا
شانست صفره
باورش سخته کسی به سن تو نتونه از جادو استفاده کنه
مشکلت چیه ؟! چطور جرئت میکنی با بزرگترت اینطور حرف بزنی ؟!
خفه شو
تو این دنیا جادو همه چیزه
طبیعیه بتونیم از جادو استفاده کنیم
تو تنها کسی هستی که تا حالا دیدم نمی تونه ازش استفاده کنه ، آستا
... انگار چاره دیگه ای ندارم
... بهت نشون میدم واقعا تو چی بهترینم
واقعا تو چی بهترینی ؟
خوشت اومد ؟! امکان نداره بتونی با ! این سرعت دراز نشست بری
خوب که چی ، احمق ؟
! خنده داری آستا
! یونو خیلی باحاله
از یونو همچین انتظاری میرفت
خیلی کمک بزرگیه
پس ... تیکه کردن چوب رو ...
! به من بسپار
هنوزم نمی تونم باور کنم هر دوتاتون هم سنین
! یونو امید این کلیساست
اصلا تعجب نمی کنم اگه عضو شوالیه های جادوگر
! کسایی که به پادشاه جادوگرا خدمت میکنن بشی ، یونو
مراسم اعطا بزودی میرسه ، آستا
وقتی گریمور خودتو بگیری
حتما باعث میشه چیزی در درونت تغییر کنه و بتونی از جادو استفاده کنی
خواهر ...
احتمالا
... به زودی گریمور خودمو میگیرم
بالاخره ... بالاخره !
من گریموری میگیرم که از همه بهتر باشه
وارد شوالیه های جادوگر میشم قدم هاتو دنبال می کنم
! و تبدیل میشم به پادشاه جادوگرا
دوباره شروع کرد
! و این کلیسای درب و داغون زشتو درست می کنم
ببخشید دیگه خراب و زشته ، نفله !
مگه نه ، یونو ؟
مگه نه ؟
... فقط صبر کن
! فقط صبر کن ، لعنتی
! آستا ، وایستا
اون واقعا بزرگتر از منه ؟
میگم یونو ... نمی تونی با آستا یکم مهربون تر باشی ؟
درست مثل گذشته ، یادته وقتی بچه بودین همیشه با هم بودین ؟
یونو بچه گریه رویی بود
اما از وقتی که اون روز آستا رو با اون ضخم های وحشتناک آورد
یونو دیگه اصلا گریه نکرد
من نمیتونم باهاش مهربونتر باشم
حالا که بهش فکر می کنم ، از اون به بعد آستا خیلی کم میاد خونه
من موندم بیرون از اینجا داره چیکار میکنه ؟
994 ، 995 ، 996 ...
997، 998 ، 999 ... 1,000 !
و الان آب برگ موگورو رو که
برای افزایش قدرت جادوییم خوبه ، میخورم !
من قراره تبدیل به پادشاه جادوگرا بشم
! این تنها چیزیه که هیچ وقت ازش دست نمیکشم
! اما قبل از اون ، باید خودمو بسازم
ماه مارس ... وقتی قاصدک ها در آسمون شروع به رقصیدن می کنن
یک بار در سال از کل پادشاهی شبدر ، تمام کسانی که 15 سال سن دارن جمع میشن
برج گریمور
و مراسم اهدا برگزار میشود ، جایی که همه گریمور خودشون
رو دریافت می کنن که باعث افزایش قدرت جادویی شون میشه
! محشره
همه اینا گریمورن ؟
کدومش واسه منه ؟
وقتی گریمورم رو بگیرم اونوقت منم میتونم از جادو استفاده کنم
! سریع از یونو جلو میزنم
همم ، به گمونم امروز روزیه که تبدیل به یه جادوگر کامل میشم
هی ، اونجا رو
رقت انگیزن ، نه ؟ گریمور هارو نباید به کسایی مثل اینا بدن
واقعا
نگو که اونا هم
می خوان تو امتحان شوالیه های جادوگر شرکت کنن
فقط کسایی که با قدرت جادویی عظیم یا در خانواده سلطنتی به دنیا اومدن می تونن داخل شن
به علاوه ، شنیدم اون حتی نمی تونه از جادو استفاده کنه
پس ما باید خوب مراقبش باشیم
اون مثل یه گنج ملی ـه ، بخاطر اینکه
اون تنها کس تو کل پادشاهیه که نمیتونه از جادو استفاده کنه
خوش اومدین ، مردان و زنان جوان
امروز همه شما سفری جدید رو آغاز می کنید
برای همه ی شما آرزوی ایمان ، عشق و امید رو دارم
من استاد این برج گریمور هستم
ما هیچ پادشاه جادوگری از این ناحیه نداشتیم
کسی که در عالم سحر و جادو به کمال رسیده باشه
از صمیم قلب امیدوارم یکی از شما ها روزی تبدیل به پادشاه جادوگرا بشه
نه ، ناموسا !
حالا وقت
اعطای ... گریمور ـه !
این گریمور منه ؟
نگاش کن ! واسه من بزرگتره !
واسه من ضخیم تره
خیلی خوب ! حالا میتونم روستا رو ترک کنم برم شهر
من می خوام کسب و کار خانوادگی مونو ادامه بدم
این گریمور منه ؟
واسه من مثله ...
بعد از این که چند صفحه ی دیگه از گریمورم پر شد بیشتر درباره ی آینده ام فکر می کنم
ما قراره 6 ماه دیگه امتحان ورودی شوالیه های جادوگر رو بدیم
و مطمئنیم میتونیم قبول بشیم
No comments yet. Be the first to leave one.