The Blacklist

The Blacklist

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Stagione 8

Informazioni sulla release

The Blacklist S08E22 Konets 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Un commento di highbury

Tag

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
TS
1080
x264
webrip
BRip
x265
HEVC
Pubblicato il: 2022-03-12
Download: 38
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

‫بخواب

‫خودشه. تاونسند ـه

‫باید بریم. ممکنه بازم باشن

‫به ادوارد زنگ می‌زنم، میگم ‫یه تیم پزشکی حاضر کنه

‫می‌تونی راه بری؟

‫راه؟

‫تاونسند مُرده

‫می‌تونم پرواز کنم

‫گلوله رد شده

‫هیچ اندامی آسیب ندیده ‫باید حالش خوب بشه

‫ممنون. یه نوشیدنی بخور

‫دوبل بزن. لیاقتش رو داری

‫تو هم لیاقتش رو داری. بردی

‫ای کاش زمانی برای جشن گرفتن بود...

‫اما مادر طبیعت و ‫دنیای جرم و جنایت...

‫زود از جای خالی سوء استفاده می‌کنن

‫باید یه قرار ملاقات با هارولد بذاریم

‫و به دکتر کلمونز زنگ بزن ‫و از خدماتش تشکر کن...

‫و بهش بگو که دیگه نیازی بهش نیست

‫یه دکتر دیگه پیدا کردی؟

‫نه

‫داری تسلیم میشی

‫چرا؟ گفتی باید ‫یه جنگ دیگه رو برد

‫همینطوره

‫اما نمیشه بردش مگه اینکه ‫من مرده باشم

‫شاید بد نباشه اون نوشیدنی بخورم

‫به‌سلامتیِ روزهای بهتر

‫وقتی بفهمم تموم میشه؟

‫وقتی ردینگتون تا آخرش رو بهم بگه...

‫می‌تونم زندگی عادی داشته باشم؟

‫عادی یعنی چی؟

‫اینطوری نباشه

‫ما زندگی‌ای که قراره زندگی کنیم ‫رو زندگی می‌کنیم

‫درک می‌کنم ریموند رو...

مقصرِ این عاقبتت می‌دونی

‫منم گاهی اونو مقصر می‌دونم

‫اما سرنوشت در زندگی ما و اون...

‫کنترل رو بدست گرفته

‫سرنوشت و تقدیر

‫بیدار شدی. عالیه

‫- یه سورپرایز کوچولو دارم ‫- مامانی!

‫سلام! کدوی من! ‫اینجا چه کار می‌کنی؟

‫فکر پینکی بود

‫پینکی؟

‫میگه اسمش رده، ولی من پینکی رو ترجیح میدم

‫فکر کردم دقیقاً همینو نیاز داری...

‫و کاشف به عمل اومد، ‫خانم فرنچ و من...

‫حسابی عاشق ژاک تاتی هستیم، پس...

‫چطوری، عزیزم؟

‫الان بهترم. به لطف پینکی

‫آقای ردینگتون

‫آرام. خوشگله

شنیدم تاونسند چی شده

‫خیالمون راحت شد

‫جشن برای چیه؟ ‫کی داره خوب میشه؟

‫اینا برای مامور رسلره ‫از دستگاه تنفسی جداش کردن

‫دکترها میگن حالش ‫خیلی بهتر شده

‫خبر خوبیه

‫یه پُک می‌خوای؟

حاضرم هر کاری بکنم که شما

صداتون شبیه موش‌های کارتون مدرسۀ موش‌ها بشه

‫بیا تو

‫خیالم راحت شد که ‫فهمیدم تهدید برای مامور کین از بین رفته

‫بله، همگی خیلی خوشحال شدیم...

‫که اوضاع اینطوری پیش رفت، هارولد

‫و منو باش فکر می‌کردم ‫این اطراف آرام هنوز کودک درونش زنده‌س

‫لطفا بگو تو بهتر از این حرفایی

‫به‌نظر منم بچگانه‌س...

‫و کاملاً غیرحرفه‌ای

‫لطفا نقطه ضعف ما برای ‫لذت‌های ساده زندگی رو ببخش

‫خبرهای خیلی بدی آوردیم

‫می‌خوای بهم بگی؟ یا اول ‫می‌خواین با انگشت نقاشی بکشیم

‫دلم می‌خواد. بیشتر از ‫اونی که فکرشو بکنی

‫اما متاسفانه، مرگ تاونسند...

‫طوفان آتشی در ‫فعالیت مجرمانه راه میندازه

‫در غیاب یه جانشین واضح...

‫همه دلشون می‌خواد ‫کنترل امپراتوریش رو دست بگیرن

‫فکر کنم اینجایی بهم یه پرونده بدی...

‫نفر بعدی در لیست سیاه ‫بهت کمک می‌کنه...

‫از این وضعیت بهره ببری

‫چند تا گزینه احتمالی ‫برای جانشینی دارم...

‫و بله، اونا رو به تو میدم...

‫تا یکی بتونه از ‫این وضعیت بهره ببره

‫اما من نه. چقدر بزرگوار

‫شنیدم که رنگ شخصیت واقعی آدم ‫در پایان کار برملا میشه

‫دوست دارم فکر کنم که ‫بزرگواری یکی از خصلت‌های منه

،پایانِ کار؟ می‌دونستم مریضی ‫اما دقیقا چقدر بده؟

‫هارولد، بعد از این همه سال...

‫نقش یه مشاور عاقل ‫رو برای الیزابت داشتی

‫دوست دارم بدونم در غیاب من هم ‫این نقش ادامه پیدا می‌کنه

‫ریموند. چقدر مریضی؟

‫بهم قول میدی؟

‫البته

‫همیشه هر کار بتونم برای ‫الیزابت می‌کنم

‫ممنون. دوست خوبی هستی

‫این کار واقعا لازمه؟

‫بهترین راهیه که برای ‫محافظت ازش به ذهنم می‌رسه

‫نمونه خونت بهتر شده

‫درمان داره جواب میده

‫داری بهتر میشی، نه بدتر

‫من دارم می‌میرم

‫چه امسال ‫چه سال آینده فرقی نداره

‫چیزی که دارم از بین نمیره

‫فقط مکث می‌کنه، نیروشو جمع می‌کنه...

‫و دوباره قوی‌تر برمی‌گرده، مرگبارتر

‫اَگنس کو؟

‫خانم فرنچ بردش پارک

‫ممنون که آوردیش اینجا

‫خیلی لطف کردی

‫حرف‌هایی که زدیم

‫یا سعی کردیم بزنیم

‫در مورد اینکه کی هستم ‫و چرا وارد زندگیت شدم

‫چطور مادرم تو رو گذاشت ‫که مراقب من باشی

‫مادرت. بله

‫این لحظه رو از قبل پیش‌بینی کرد

‫جواب‌ها اینجان

‫در نامه‌ای که برات نوشته

‫چرا نامه‌ای که مادرم ‫برام نوشته دست توئه؟

‫چون وقتی زمان مناسبش برسه، ‫حقیقت رو بهت بگم

‫فکر کنم هر دو موافقیم که ‫خیلی وقته از زمانش گذشته

‫یه شرط باقی می‌مونه

‫نه. دیگه شرطی نداره

‫یه کار

‫بعدش تمومه

‫آخه دیگه چه کاری مونده که انجام بدم؟

‫جون منو بگیری

‫منظورت چیه؟

‫منظورم هم واقعی ‫و هم استعاره‌ایه

‫دارم می‌میرم

‫مدتی میشه می‌دونی مریضم

‫قبل از اینکه بمیرم...

‫باید مطمئن بشم ‫که ازت محافظت میشه

‫و چطور کُشتن تو ‫به این کار کمک می‌کنه؟

‫به دنیا نشون میدی که ‫نیروی قوی هستی که باید ازش حساب برد...

‫که کاری کردی ‫که هیچکس نتونسته...

‫هیچ سازمان قانونی نتونسته، ‫هیچ رقیب خلافکاری نتونسته...

‫ریموند ردینگتون رو پیدا کردی و کُشتیش

‫می‌دونی که نمی‌خوام ‫امپراتوریت رو به دست بگیرم

‫می‌دونم

‫و در شرایط دیگه ازت ‫چنین چیزی نمی‌خواستم

‫اما نویل تاونسند ‫یه چیزایی در موردم فهمید...

‫چیزهایی که باید فرض کنیم ‫بقیه هم ازش باخبر شدن

‫متاسفانه افرادی مثل تاونسند...

‫میان سراغت

‫جنگیدن با اون تمام ‫نیرومونو گرفت

‫برای جنگیدن با بقیه ‫به کمک نیاز داری

‫این یه راه برای رسیدن بهشه

داستانِ پُر و پیمونیـه

‫پر از...

‫جاه‌طلبی و امید

‫عشق و فقدان

‫پایانش چطوریـه؟

‫حالا متوجه میشی

:فصل هشتم، قسمت پایانی « پـایـان »

‫خیلی بانمکی!

‫می‌تونم تا ابد فشارت بدم

‫پینکی کو؟

‫نمی‌دونم پینکی کجاست

‫اصلا نمی‌دونم پینکی ‫کی پیداش میشه

‫بامزه‌س. برام ‫داستان تعریف می‌کنه

‫جدی؟ چه داستان‌هایی؟

‫از یه شاهزاده روسی

‫که نمی‌خواد شاهزاده باشه...

‫اما بقیه مدام بهش میگن ‫سرنوشتش همینه

‫به نظر تو باید چه کار کنه؟

‫مامان، اون شاهزاده‌ست دیگه!

‫برای ساعت چهار بلیت قطار گرفتم

‫توی ایستگاه می‌بینمت

‫باید از چند نفر خداحافظی کنم

‫زیاد طول نمی‌کشه آپارتمان ‫نیویورک رو خالی کنم...

‫و توی جت می‌خوابیم...

‫و فردا این موقع به اروپا می‌رسیم

‫برای شما دو تا ‫خیلی خوب میشه

‫تا از همه چی دور بشین

‫آره

‫امیدوارم

‫عجب زمانی داشتیم

‫آره

‫سوار شو

‫با ردینگتون حرف زدی؟

‫می‌دونستم مریضه، اما ‫خبر نداشتم اینقدر جدیه

‫ازم خواست من بکشمش

‫تعجب نمی‌کنم

‫گفتم نه

‫دارم میرم

‫داریم فرار می‌کنیم

‫می‌خواستم خودم بهت بگم...

‫و به خاطر هر کاری ‫که کردی تشکر کنم

‫پس تصمیمت رو گرفتی؟

‫در مورد گرفتن جای ردینگتون؟

‫خب، تصمیمی مونده که بگیرم؟

‫برات خیلی چیزها می‌خوام

‫بیشتر از همه، می‌خوام در امان باشی

‫الان یه مجرم فراری در لیست تحت‌تعقیب‌ها هستی

‫اگه جای ردینگتون رو بگیری...

‫و لیست سیاه رو به ارث ببری...

‫شاید بتونم پانابیکر رو ‫راضی کنم بهت مصونیت بده

‫محافظت میشی

‫دلیلی داری تا جاشو بگیری...

‫که حس خوبی هم بهت بده

More Farsi Persian subtitles for The Blacklist

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left