Le prime 200 righe.
ارائه شده توسط تیم زیرنویس WITH S2
لطفاً با این زیرنویس انگلیسی هاردساب یا استریم نکنید
پای سرنوشت این شهر وسطه. هیچ اشتباهی پذیرفته نیست
یعنی واقعاً همهمون میتونیم بریم؟
ساز که میتونی دستت بگیری، نه؟ دستات که سالمن؟
صدا هم که میتونی دربیاری، مگه نه؟ پس انجامش بده، باشه؟
من از موسیقی کلاسیک خوشم نمیآد
حتی از کسایی که موسیقی کلاسیک کار میکنن هم خوشم نمیآد
تراکتها رو دیدم و اومدم
جایگاههای ویولنسل پر شده؟
اسمم کیم گابیانگه. از دیدنتون خوشبختم
چرا؟ چرا نمیان؟
گفتی چند نفر کم دارید
باید برم؟
آه، صبر کن
اون معمولاً خارج از کشور کار میکنه
آقای کانگ گونوو؟
استاد کانگ؟
اصلاً پیر نشدی
با اینکه ده سال گذشته
چرا نصف شبی داریم تمرین میکنیم؟
این پروژه ارکستره، درسته؟
همه روزا سر کارن، خب که چی؟
من فردا میرم. برام یه بلیط هواپیما رزرو کن
میدونی خیلی آدم رو اعصابی به نظر میای؟
چیزی که از نظر من تو کل دنیا از همه بدتره، رهبری کردنِ یه تیکه آشغال مثل توئه
رهبر واقعی ما گونووئه
من نمیتونم نت بخونم
خیلی پیچیده و ایناست، خب؟
فقط اینکه گوش بدم و همهچی رو حفظ کنم سریعتره
استاد، اون یه نابغهست
هیچکس نمیتونه کل پارتیتور رو حفظ کنه، مگه اینکه کامپیوتر باشه
تو و پدربزرگ، اینو یادتون باشه
کنسرتت رو به یه خاطره فراموشنشدنی برای تمام عمرت تبدیل میکنم
ارکستر قلابیه؟
این آدمایی که اینجان، کنسرتمایستر و نوازندههای ارکستر منن
من اینجا وانمیستم تا بیاحترامی آشکار تو رو به اونا تحمل کنم
انقدر اعتمادبهنفس داری؟ مسئولیتش رو قبول میکنی؟
چون وقت نداریم، دیگه نمیتونیم فقط شبها تمرین کنیم
از الان به بعد، از کله سحر تا بوق سگ، کل روز رو تمرین میکنیم
خب، حالا میخوای چیکار کنی؟
نمیخوای توی کنسرت شرکت کنی؟
اصلاً راه نداره. هیچوقت اجازه نمیدم
۵ قسمت
سولو رو اون قراره اجرا کنه
متاسفم
با رئیس کلانتری حرف زدم و گفت: "به هیچ وجه"
کنسرت... فکر کنم مجبورم بیخیالش بشم
رپرتوار کنسرت طبق برنامه پیش میره
اگه کنسرت رو خراب کنیم، تقصیر توئه
تو داری زحمات تمام این آدمایی که اینجا تمرین کردن رو هدر میدی
اونم دو ماه تمام، بدون خواب و خوراک
روز کنسرت میبینمت. منتظرت میمونم
شروع کنیم
خیلی زیاد خریدم
واقعاً نمیخوای بخوریش؟
خیلی نگران نباش
همین الانش ۵ تا داوطلب برای جایگاه ترومپت داریم
فکر کنم با این پوسترهایی که زدیم و تبلیغاتی که شده، مردم فکر میکنن خبرهای مهمیه
قراره بر اساس نتایج تست انتخاب کنیم
پس، دیگه نمیخوای رهبری یاد بگیری؟
علاقهت رو از دست دادی؟
نه، منظورم این نیست که همین الان برای کنسرت کاری کنی
ولی یعنی هیچوقت نمیخوای انجامش بدی؟ قبلاً که خیلی علاقه داشتی
یه کم بوداره
قرار بود یه کم سوجو روش بپاشی
فکر کنم همینطوری ساده پختنش
اولش نمیخوردی، ولی حالا ببین چه با ولع میخوری. طعمش که عالیه
چند سال پیش از اینا میفروختم
هرچند مجبور شدم سریع ولش کنم
بعد از تموم کردن دبیرستان و رفتن به سربازی، کار زیادی برای انجام دادن نداشتم
اون موقع که اینور اونور میزدم، با خودم میگفتم: "دنیا، من برای هر چیزی آمادهام"
ولی بحث پول که میشه؟
انگار اصلاً بزرگ نشدم
حتی بعد از اون همه دردسر برای پلیس شدن، باز دسته گل به آب دادم و تعلیق شدم
وقتی منتظر رئیس پلیس بودم، فقط به همین فکر میکردم
بیا دیگه هیچوقت این کارو نکنیم
کنسرت؟
به دردم نمیخوره
بیا فقط معمولی زندگی کنیم
رهبری؟
رهبری عالیه
فقط فکر کردن بهش باعث میشه قلبم تند بزنه
ولی هر چیزی زمان خودش رو داره
کلی آدم هستن که خارج درس خوندن، مدرک گرفتن و الان هم جا افتادن
کی یکی مثل من رو که حتی مدرسه موسیقی هم نرفته، استخدام میکنه؟
ولی ارزش امتحان کردن رو داره
رویاهای من اونقدرها هم بزرگ نیستن
فقط میخوام بعداً با زن و بچهم زندگی کنم
توی یه آپارتمان حدوداً هشتاد متری، خوش و خرم کنار هم باشیم
فکر کنم این بزرگترین رویای من باشه
فکر میکنی آسون به نظر میرسه؟
نه برای من
حتی همین هم برام خیلی بزرگ به نظر میرسه
چرا داری خودت رو عذاب میدی؟
آه... اصلاً نمیخواستم اینطوری حرف بزنم، حداقل نه با تو
فقط دارم صادقانه حرف مینم
چون فکر میکنم باید این کارو بکنم
برو خونه
بله، یه ترومپته
ببخشید ولی من عجله دارم، شما فقط باید چند تا قطعه بزنید
سونبه، مرخصیت امروز تموم میشه، نه؟ واقعاً خسته نباشی
از فردا، فقط شبها بیا و حسابی تمرین کن، باشه؟
شرکتمون پسفردا داره جابهجا میشه
جدی؟ پس حسابی سرت شلوغ میشه. بله؟
بله، خیلی ممنون. خداحافظ
آخ... سرم درد میکنه
سونبه، آسپرین داری؟
همگی، فردا تمرینمون یک ساعت زودتر شروع میشه. پسفردا چی؟
لطفاً زود بیاید. روز کنسرت چی؟
باشه. آره
خب، بعدش؟
نمیتونم بیام، منظورم کنسرته
دنبال یه نوازنده کنترباس دیگه بگردید
آخه فقط دو روز تا کنسرت مونده. چطوری میخوایم یه نوازنده دیگه پیدا کنیم؟
فقط یه جابهجاییه دیگه، نه؟ چیز دیگهای که نیست؟
نمیشه بذاری کارگرا جابهجایی رو انجام بدن؟ مگه اونا فقط یکی دو تا مشتری دارن؟
تو تا حالا توی شرکت کار نکردی؟
مگه ذهنیت "هزینهها رو کم کن و همه کارها رو خودمون انجام بدیم" رو نمیشناسی؟
میدونم ولی فقط یه جابهجاییه و... هی، من فقط یه کارمند جزء هستم
از اون کارگرایی که به زیردستاشون فشار میارن و به بالادستیها فقط میگن "چشم"، "چشم"
جلوی مدیرا تظاهر میکنم که حداقل دارم یه میز رو جابهجا میکنم
من هیچ حق انتخابی توی این موضوع ندارم
این نتیجهایه که بعد از کل روز فکر کردن بهش رسیدم
پس حتی سعی نکن منو متقاعد کنی
نظرم عوض نمیشه
بیا بنوش
این کارو میکنم چون بابت اینکه همهچیزت رو نقد میکردم متاسفم
مگه الان با هم رفیق نیستیم؟ رفقای جامونده
مشکلی نیست
عوضی، چقدر هم استرس داری
چیزی برای ترسیدن وجود نداره، بچه
مگه به کشور خیانت کردیم یا یه وطنپرست رو فروختیم؟
مگه همون اول نگفتی که نمیخوای بخشی از ارکستر باشی؟
منم همینطور بودم
بعدش، دیدم خیلی گناه دارن، برای همین کمک کردم
فقط چون یه مشت بچه بودن هوای اونا رو داشتم. مگه نه؟
اگه منطقی نگاه کنی، تو یه بچه داری و یه شغل
اونوقت میخوای اونا رو بندازی کنار و بری کنسرت بدی؟
همچین آدمی یه دیوونهست
استعداد؟ رویا؟
مگه نوجوانی؟ ها؟
این روزا حتی دبیرستانیها هم فقط بر اساس نمراتشون میرن دانشگاه
همونها هم هستن که در نهایت زندگی بهتری دارن
استعدادت کدوم گوریه؟
رویاهات کدوم گوری هستن؟
همین که بتونی شکمت رو سیر کنی و زنده بمونی هم سخته
یه بطری دیگه سفارش بدم؟
نه، نیازی نیست
فردا باید برم سر کار
اگه زیاد بنوشم، فردا حال کار کردن ندارم
آه... باید الان کاملاً مست باشم ولی اصلاً مست نمیشم
اولین باره لباس پلیس میبینم
ای عوضی، خیلی بهت میاد
اولین روز کاریته
حسابی تلاشت رو بکن
ترومپت چی شد؟ نوازنده پیدا کردی؟
آره
مهارتش فوقالعادهست. خیلی از تو بهتره
هی، کفشهای لنگهبهلنگه پوشیدی
آه، الان باید برم خشکشویی، برای همین قاتی کردم
امروز از وقتی بیدار شدم همش استرس دارم
خب، من دیگه برم
واقعاً برای بخش ترومپت نوازنده پیدا کردی؟
مهارتهای آقای بائه یونگگی خیلی بهتر شده و میتونیم سولو ترومپت رو حذف کنیم
ولی جدا از اون، من بیشتر نگران توام
مطمئنی پشیمون نمیشی؟
از امروز تو وضعیت اضطراری هستیم. سرم شلوغ میشه
توی سوپ نذار، میریزه
نذار تو سوپ، بیا
بیا، این سوپ رو بخور. آروم بخور
اینم فلفل دلمهای
با همین قیافه میری سر کار؟ کت و شلوار نمیپوشی؟
بهت که گفتم داریم جابهجا میشیم. نیازی نیست لباسم خاک و خلی بشه
راستی اوپا، سر راه که میری سر کار، میتونی یه سری به خشکشویی بزنی؟
امروز باید برم دکتر زنان و حسابی سرم شلوغه
چیزی دادی خشکشویی؟
اوپا، کت و شلوار کنسرتت
برای رفو
توی کمد دیواریه
چی داری میگی؟ اون قدیمی شده بود، برای همین یه دونه نو خریدم
بهت که گفتم نمیخوام توی کنسرت بنوازم
خب، حتی اگه امروز هم نپوشی، یه وقت دیگه میتونی
وقت دیگهای وجود نداره
دستمزد اجرا دزدیده شده، حتی یه قرون هم گیرم نمیاد
کل توهینهایی که میشد رو شنیدم، حالا بهم میگی دوباره یه همچین کاری بکنم؟
این کنسرت پیشرو... چرا انقدر داری جوش میزنی؟
تویی که داری بیاحساسی میکنی، اونم وقتی من الان انقدر تحت فشارم
از من میخوای چیکار کنم؟
نه... فقط این کت و شلوار رو دیدم و... نمیخوامش
کلوپ، کنسرت و کنترباس؛ همهشون رو میذارم کنار
برام مهم نیست اگه کنترباس رو بفروشی یا بندازیش دور، هر کاری دلت میخواد باهاش بکن
بورا، گریه نکن، گریه نکن
طوری نیست
بابات عصبانی نیست. چیزی نیست
بابات عصبانی نیست. چیزی نیست، طوری نیست
از بابا... بدم میاد. آره عزیزم، حق داری
آره، بابای بد
کجا رفت؟
منظورت مامان جینسوئه، درسته؟
No comments yet. Be the first to leave one.