Le prime 200 righe.
زندگی یه رمانِ آگاتا کریستی نیست خیلی افتضاح تره فورسایت جونز سوم-
من برمیدارم
الو؟
خودشم
میفهمم
ممنونم
عزیزم، چی شده؟
تماس درمورد چی بود؟
...اون
.دانشگاه ییل بود دفتر پذیرش
و چی گفتن؟
...اونا داشتن درمورد جایی که
همین اخیرا توی کلاس 2024شون باز شده بود میگفتن
و بعد از نجدید نظری که روی درخواست نامهام انجام دادن، میخوان من برم
...که یعنی
این جا برای جاگهد بود
...آره، اونا اینو نگفتن ولی
چه حسی درباره این داری؟
....مامان مجبو
اونشب مثل شب های دیگه بود
وقتی که فورسایت پندلتون جونز سوم یا جاگهد
به یه پارتیِ مدرسه توی جنگل رفت
ولی برخلاف بقیه دوستاش اون هیچوقت به خونه برنگشت
چند روز بعد جسدش پایین یه دره پیدا شد
شرایط رمزآلود مربوط به مرگ اون
موضوع این مستند هستن
من آلیس اسمیت هستم
و این برنامهی "قتل در شهر کوچک" هست
بعنوان مسن ترین ساکن این شهر مادربزرگ رز، میشه بهمون بگیر
کی تاریکی روی ریوردیل سایه انداخت؟
...ریوردیل در خون زاده شد
و از همون اول داره توی اون غسل داده میشه
ممنون
دخترعموی عزیزم خیلی خیلی متاسفم
انگار نحسی خونواده بلاسم بالاخره بهت رسید
و حالا بعنوان ملکهی تراژدی رقیب دارم
خوش بحالم
قول بده انجامش نمیدی
چیو؟
خودکشی
هممون میدونیم تو و جاگهد هملت و اوفلیای ریوردیل بودید
و من خوب میدونم از دست دادن اون یکی نیمه چطوریه
فکرای منفی خیلی راحت میتونن جاری بشن
نزار غرقت کنن
قول میدم اینکارو نکنم
...پس
از الان به بعد زیر نظر مراقب تیم خودکشی هستی
من همیشه پیشتم
نه
لطفا نه
نه، مامانم همینجوریش با مستندش روی مخه
...من واقعا
نمیتونیم الان کس دیگه رو توی حریم خصوصیم تحمل کنم
اولین کار امروزت چیه؟
قراره برم استونوال
تا بقیهی وسایل جاگهد رو جمع کنم
ماشین همین بیرونه
میرسونمت
باشه...فقط تو توی ماشین میمونیا
نمیخواد اشک بریزی
کسی نگاه نمیکنه
برت
به آرزوت رسیدی
فورسایت دیگه به ییل نمیرسه
پس فکر کنم فقط منم و توییم توی نیو هیون
آی، آی! آرچی موهام رفت زیرت
موهام رفت زیرت ببخشید-
اشکالی نداره
خوبم
نمیخوام زیادی وسط این
...حسمون فکر کنم ولی
تو هم به چیزی که دارم فکر میکنم فکر میکنی
منظورت همین نقشهی مشکل درست کردن بتی علیه استونواله؟
آره
هرموسا تاحالا اسم "در زدن" به گوشت خورده؟
واسه مدرسه دیرت میشه
هرچند میفهمم خوابیدن بغل اون همه عضله چه حسی داره
فکر نکنم با هم آشنا شده باشیم
این کارش عمدی بوده
هرموسا، یا بهم بگو چی میخوای یا برو بیرون
بعد از اینکه گفتی نمیخوای بری بارنارد
من بهشون زنگ زدم
خب، درواقع هرماینی لاج زنگ زد
قراره درموردت تحقیق کنن
یعنی درمورد چی میتونه باشه؟
وای، نمیتونم صبر کنم تا بفهمم چیه و به بابا بگم
راستی پاشو صبح شده
اسپرسو داره سرد میشه
کلانتر جونز
میتونید بهمون بگید تحقیقات در چه مرحله ای پیش میره؟
آه، آره
چند شب پیش جسدی در درهی یک جنگل پیدا شد
با موفقیت شناسایی شد که پسر من بود
دکتر کردل جونیور کالبد شکافی رو انجام داد و مشخص شد
که علت مرگ ضربه به سر بوده
چند روز قبلش هم تماسی از یه کوهنورد
دریافت کردیم که یه سنگ خونی در جنگ پیدا کرده
اونم نزدیک جایی که جسد جاگهد پیدا شده
بعنوان مدرک اون سنگ رو جمع کردیم
و برای آزمایش فرستادیم بزودی جزئیات بیشتری دریافت میکنیم
پس فکر میکنید قتل باشه؟
هنوز هیچ چیز از لیستمون خط نخورده
یکم پیش شنیدم یه سرنخی دارید درسته؟
آره، منتظر حکم هستم تا عمل کنم
برت چه مرگته؟
باباش تو اتاقته
شما نمیتونید اینجا باشید
مدیر مدرستون و این حکم چیز دیگه ای میگن
اداره یه پیغام ناشناس دریافت کرد
که میگفت یه چیز شخصی از پسرم توی اتاقت هست
ببینید، من بهتون اطمینان میدم که چیزی از پسرتون پیش من نیست
پس این سنجاق چیه؟
مال اونه
نیست؟
وقتی فورسایت اخراج شد این سنجاق رو پرت کرد سمتمون
فکر کنم یادم رفته بود پیشمه فکر کنی؟-
این که نشد بهونه بچه
ببینید من متاسفم متاسفی؟-
واسه چی؟
متاسفم که کاری نکردیم چ...چون میترسیدیم
باید خیلی واضح تر از اینا حرف بزنی
ما از اون میترسیدیم
میترسیدیم کاریو که با فورسایت کرد با ما هم بکنه
کی؟ بتی-
شبِ پارتی
برت و من تصمیم گرفتیم بریم توی جنگل و کاری که نوجوونا میکنن رو بکنیم
...تا اینکه بتی رو دیدیم
که با یه سنگ توی دستش بالای سر جاگهد بود
و بعد دیدیم که اون تنها نبود
با دوستاش بود
ورونیکا
.و آرچی درسته؟
کسی هست بتونه این داستان رو تایید کنه؟
برت میتونه
اون با من بود
کل شب با من بود
آرچی اندروز، بتی کوپر و ورونیکا لاج
شما به جرم قتل بیرحمانهی پسر من جاگهد جونز بازداشتید
این حرکت بعدی استونوالیا بود
میدونستیم اینکارو میکنن
امیدوارم حق با تو باشه بتی
مشکلی نیست باشه؟ همه چیز خوبه، اینجاس که دارن اشتباه میکنن
جواب میده باید بده
خانوادهی من چندین نسله
داره برای مردم ریوردیل میلک شیک درست میکنه
توی خونمه من عاشق این شهرم
پس این اتفاقات بد که هرساله دارن میوفتن
باید براتون سخت باشه
.نمیخوام دروغ بگم ...خیلی دردناکه
اینکه ببینم خونهام جایی که زندگی میکنم
انقدر رنج و سختی و کلی خشونت میبینه
همینجا بمونید
دونه دونه میبرمتون برای سوال پرسیدن
بالاخره میفهمیم اونشب واقعا چی شده
فهمیدید؟
نوبت به بازجویی رسید
من اجازه ندارم برم داخل
ولی یه رابط توی اداره کلانتری
بهم قول دسترسی داد
آخرین بار کی دیدیش؟
دقیقا یادم نیست
دانش آموزای استونوال میگن جاگ رو دیدی روی زمین بوده
و از سر خونریزی داشته چیزی یادت میاد؟
کافیه افپی
دختر من هیچ ارتباطی با این اتفاق نداره
شب پارتی با جاگهد حرفی زدی؟
مجبور نیستی جواب بدی آرچی
واسه 20 سوال قبلی که پرسیدم هم
همینو گفتی مری
اینکه میخوای از پسرت محافظت کنی رو ستایش میکنم ولی منم به جواب نیاز دارم
باید یه چیزی بگه
از نظر قانونی بایدی در کار نیست
و بعنوان وکیل من باید مطمئن شم
که موکلم از حقوقش مطلع هست
زیاد وقت نداریم
افپی فقط چند دقیقه گذاشته دوربین خاموش و تنها
باهات حرف بزنم
بتی، عزیزم میدونم کار تو بوده
چی...مامان جدی هستی الان؟
خب عمدی نه از قصد که نبوده
...ولی
میدونم اینکه خشم و لذت کنترلت کنن چطوریه
و بعضی وقتا یچیزایی از کنترل خارج میشن
بهت که گفتم، کار من نبوده کار استونوالیاس
بتی، افپی مدرک داره
...و
راستش انتظار این رو داشتم
ولی اگه حقیقت رو نگی نمیتونم کمکی بکنم
...مامان
نتیجهی آزمایش اومد
وای نه
و؟
معلوم شد خون نبوده
شربت ذرته
یچیزیه که برای ساختن خون الکی استفاده میشه
باشه، این یعنی چی؟
بتی
تو و دوستات آزادید که برید
دسته رو بنداز
مشکل داریم برت
No comments yet. Be the first to leave one.