Le prime 200 righe.
منو ببخش پدر واسه گناهی که کردم
یه مصیبت گناه
من شاهد یه قدرت ضعیف بودم
اونی که تو این دنیا فهمیدم
درد و رنج واسه خواهرام اورده
و من میترسم هیچ راهی نباشه واسه متوقف کردنش
بلند شو جادوگر
از سر راه برو کنار
ادامه بده
یالا برو
بیرون راه
برو تو جادوگرو میبینی برو
یالا از سر راه برو کنار
این طرف
یه غیب گوی دیگه؟
بله
مرسی
چی داری واسه خودت بگی؟
هممم؟
خب؟
ما لازم نیست دیگه جلوتر از این بریم
این دادگاه میتونه بدون قضاوت کارو راه بندازه
یه مجازات مرگ
با اینکه من اینجا وایسادم
میتونم بهت اطمینان بدم اون صداشو پیدا میکنه
وقتی بیاد بیرون
و یه کاری بکنه
چه صدای اون باشه چه صدای مخلوقش
دیده میشه
کی از این زن دفاع میکنه؟
کی کمکش میکنه؟
و کی تونسته دفاع بکنه؟
فقط پیلات ها بودن
تو واسه نگرانی های من کوری
و همینطور کار من
تنها کوری من خانوم هویت شماست
شاید بتونی کمکم کنی که با چشمای خودم ببینم؟
من خواهر مارگارت اکویینام
مسئول بقیه ی خواهرا
چطوری اینا نگرانی توئن هاه؟
من یه هدفی رو در نظر گرفتم
مثل اون کسی که منتظرت موند
من به خواسته ی مردم خدمت میکنم
و اونا
پیشنهاد تحریم این چیزا رو میدن
این مساله غیر طبیعی
ما یه هدف به اشتراک میزاریم
ولی بقیه هم هستن
اون باید منو ازاد کنه
بطور دائمی
یه روح ارزش های بیشتری تو خودش نگه میداره
خب این یه دادگاهه
ما به قانون خدمت میکنیم اگه...
اون درست باشه
بعد تو و هر کس دیگه ای
هیچ تجربه ای تو این چیزا ندارین.
اگه درست باش چی؟
هممم
به کارت رسیدگی میشه
و خجالت زده میشی
اونا یکم شایعه دارن
و منم گوش های زیادی دارم
که میتونن واسه تو خیلی جذاب باشن
که میتونی خودت رو دعوت کنی؟
اوه...
ما لازم نداریم که بریم بیرون
تو ایت موارد
ازادش کن بسپرش به دستای درست
مادر رورند
خواهر لوسیلا
اونو اماده کن واسه ماجراجویی
بیا فرزندم
خدا با این ادامه میده
به خونه خوش اومدی مادر
خواهر ادلا
این پرسپونه
دنبالم بیا
پرسپون؟
این طرف
املین
این پرسپونه
املین
میدونی واسه این چیزا ممنوعیم
بهتره زیاد به دیدگاه بقیه اهمیت ندی
مادر بقیه کارارو میکنه
ولی اون ما رو نجات داد
چیزیه که هست
اون زنا رو از سرتاسر شهر جمع میکنه
و بهمون یه شروع جدید رو پیشنهاد میده
بیا
من دعا میکنم از مهمون نوازی لذت ببری
سریع باش
گشنته؟
خوب خوابیدی؟
اولین شب تو یه جای جدید میتونه سخت باشه
من کاترینم
اسم تو چیه؟
پرسپون
پرسپون؟
خیلی قشنگه
من از اون با خبر نیستم
هیچی نیست
یه اسم خوبه
یکی که هیچ جایی اینجا نداره
دوست جدیدمون باید یاد بگیره کمتر دست و پا چلفتی باشه
من زیاد باهاش سر و کله نمیزنم
برگردیم باهات سر کار
اره حتما مادر
اونو بردار و برش گردون به اشپزخونه
خواهر انا فرنسیس راه رو نشونت میده
بلند شو
ما الان با یه روح دیگه جور شدیم
پرسپون
اشپزخونه این طرفه
باید بیشتر
مراقبش باشیم کاترین اون جای خودش رو میشناسه
یاد میگیره
بچه احمق
خودت رو با زمین اشنا کن
بی اهمیتی تو محدودیت هم داره؟
میدونی چرا اینجایی؟
که خدمت کنی
مادر رورند
مثل بیکن میمونه واسه ماها
مثل تو
جایی که بقیه هستن
اونم هست
جایی که بقیه هستن
اون بخشش رو پیشنهاد میده
فهمیدن رو
اون بیرون دیوارا گرفتنت
ما میگیریمت
اون از فراتر از این دیوار ها که ممنوعن ارتباط برقرار میکنه
و این قانون عملا هستش
خواهری که باهاش حرف زدی خواهر برنادین بود
اون مسئولیت بیماریمون رو داره
ولی یه روح شکسته اونو گرفته
واسه شکستش
خواهرانمون
سقوطمون
جمع میشن پیش خدا به زودی
با این همه تو باید یه کاری کنی
غذا کمه
تو باید تا اونجایی که میتونی به خودت برسی
که واسه هممون در نظر بگیری
سلام
میخواستم ببینم میتونی کمکم کنی؟
من اجازه ندارم باهات حرف بزنم
صبر کن
چه اتفاقی واسه کاترین افتاد؟
دخری که قبل از تو اومد؟
من باهاش حرف میزنم و لذت میبمر
ما اینجا میبندیم قبل از اینکه... هی
صبر کن فقط میخواستم حرف بزنم...
تو زیاد تاثیر میزاری مگه نه؟
قبلا بهت هشدار داده شد
ما رو ول کن
زبونت رو نگه دار
چی شد؟
اون با یه مرد جوون نامزد کرد
بردش تو سلول خودش
خواهر انا فرنسیس
با دو ظرف اب
تو عواقب رو یادت رفته
در مورد اونطوری سر و کله زدن؟
اول به اتیش غذا میدی
و الان با شهوت
ممکنه فکر کنی من اینطوری میکنم همش.
ولی تو گمراه شدی
ممکنه بسوزی پرسپون
مگه اینکه یه مسیر متفاوت دیگه رو انتخاب کنی
مسیر ما
لوسیلا
نه
همینجا بمون
ببخشید؟
اونا زیاد دووم نمیارن
کی؟؟
یه تاثیر عالی تر از ایمانشون که نزدیک میشه
منظورت چیه
چیزی نیست که هر روحی باید شاهدش باشه
پس لطفا با خبر باش
اتاق شستشو رو نشون پرسپون بده
اسمش الیسه
ما با هم حرف زدیم
من گفتم که تشویقش میردم
و همینطور خودم رو به گناه
و همون موقعی بود که مادر رورند
وظیفه لباس ها رو به من داد
اون میخواست منو از اینجا دور کنه
اون ...
این افسانه ها رو بهم میگفت
یه چیز وحشتناکی خیلی سال پیش اینجا اتفاق اتفاده
که اینجا نفرین شده
چیزی اینجا دیدی تاحالا؟
چی؟
نه معلومه که نه
اینجا یه مکان مقدسه
افسانه هاش فقط منو از راه بدر میکردن
پرسپون
No comments yet. Be the first to leave one.