Le prime 200 righe.
❤ بگو که دوستم داری ❤
"شخصیت ها، مکان ها و سازمان ها در این سریال ساختگی میباشند"
تنهایی اینجا چیکار میکنی؟
همه توی سالن اصلیان مگه اطلاعیه رو نشنیدی؟
جین وو، با دوستهای معمولیتون فرق میکنه
واسه همین به توجه و کمک محبت آمیز همکلاسیهاش نیاز داره
همگی، متوجه شدین؟
!بله، خانوم
حالا، برو سر جات
...بعد از اینکه ناشنوا شدم
...دنیا
دیگه باهام مثل یه آدم "معمولی" رفتار نکرد
برای زندگی کردن بین کسایی که ...میتونن حرف بزنن
...من چارهای نداشتم به جز اینکه
"مرکز حمایت از دانشجویان"
...آدمی باشم که محتاج توجه
و کمک محبت آمیز بقیهاست
سلام
اوه، شما چان جین وو هستی؟
سال اولی هستی، درسته؟
دانشجوی سال اول هستی، مگه نه؟
باشه، یه لحظه صبر کن
سلام
سلام کنین، ایشون چا جین و هستش
و ایشون مددکارتن که توی کلاس برات یادداشت برداری میکنن
اسمش سونگ سو کیونگ ئه
میسپارمش به تو
سلام، من سونگ سو کیونگام
نمیخواد خودت رو نگران کنی
بابای منم ناشنواست
من صدای تو میشم
ممنونم، روت حساب میکنم
میدونی چند ساله که من دارم برای بابام زبان اشاره رو ترجمه میکنم؟
آشنا شدن با متجرم کهنه کاری مثل من کار آسونی نیستش
خودت رو خوششانس بدون
اگه میخوای ازم تشکر کنی شام مهمونم کن
ای خدا
چرا جوابم رو نمیدی؟
پول نداری؟
حدس میزنم که نداری
منم ندارم
...پس
بیا فقط دنگی حساب کنیم، بیا بریم
...از همون لحظهی اولی که باهم آشنا شدیم
اون نسبت بهم بیش از حد توجه و حساسیت به خرج نمیداد
سعی نمیکرد که بیش از حد ...باهام مهربون باشه
یا تحقیرم کنه
یه جورایی انگار ناشنوا بودن اصلا مسئله مهمی براش نبود
خوبه، نه؟
جوری که دلش میخواست رفتار میکرد و باهام خودمونی صحبت میکرد
...یه جور بیادبی دوستانه بود
که تا اون موقع هیچوقت به اون شکل تجربهاش نکرده بودم
خسه نباشید
شرمنده
واقعا خیلی تلاش کردم که امروز هم ...دوباره دیر نکنم، ولی
اگه دلت نمیخواد اینکار رو کنی همین الان بهم بگو
ازشون میخوام که یه مددکار دیگه برام پیدا کنن
!نه بابا
من نمیخوام کارم رو ول کنم
میتونم حقوقم رو بگیرم و تموم مدت کنارت باشم
واسه تسلیم شدن زیادی خوبه
میخوام که 4 سال تموم اینکار رو بکنم
...پس از ترم آینده
کلاس ساعت اول رو برندار
باشه؟
گرسنهت نیست؟ ناهار مهمونت میکنم
بعد از اینکه باهاش آشنا شدم ...یه جورایی انگار
روزهام دوباره مثل قبل عادی شدن
و بعد از مدتها دوباره ...دلم هوای اون زمانهای خاصی
که در خاطرات گذشتهام گم شده بودن رو کرد
این مدت، حالت چطور بوده؟
خیلی وقته ندیدمت
اینجا چیکار میکنی؟
حالا دیگه اینجا کار میکنم
از دوشنبه آینده کارم رو شروع میکنم
بابت یکم پیش ممنونم
خواهش میکنم
...اولین باره که میام اینجا
واسه همین وقتی داشتم دنبال دفترم میگشم راهم رو گم کردم
بعدش همین جا به هم برخورد کردیم
زبان اشاره رو خوب بلدین
راستی
...شما
از کجا همدیگه رو میشناسین؟
باهم دوستیم
دوست
"قسمت ششم، مونس"
❤ بگو که دوستم داری ❤
میری خونه؟
منم میرم
قراره با دوستهام توی خونه شام بخورم
لعنتی، مشکلت چیه؟
!لعنتی
!لعنت بهش
!ای لعنت
تيم ترجمه مجله آفتابگردان، تقديم میکند @sunflowermagg :کانال تلگرام @sunflowermag :اينستاگرام
زدم بهش؟
شرمنده- لعنتی-
شرمنده- لعنت بهش-
!یعنی چی؟ هوی
!هی! هی
الان من رو زدی؟
زده به سرت؟
هی، چطور جرات میکنی اینطوری من رو بزنی؟
مشکلت چیه تو؟
چرا هیچی نمیگی، عوضی؟
چطور جرات میکنی من رو بزنی، حرومی؟
مشکلت چیه، ها؟ آخه واسه چی هیچی نمیگی؟
ای عوضی، بیا اینجا ببینم
!بیا بریم پیش پلیس
!هی، بیا مثل دوتا مرد باهم صحبت کنیم
خواهشا آروم باشین
لطفا، جناب- آخه چطور میتونم آروم باشم، سرکار؟-
به نظرتون نباید اون اول از من معذرت خواهی کنه؟
معذرت خواهی میکنه، باشه؟
ولی چرا هیچی نمیگه؟ چرا؟
لطفا تمومش کنین- !آهای-
با تحقیر نگاهم میکنی؟ یه لحظه وایستا
یه لحظه
!درد میکنه خب- لطفا بشینید، خیلی خب-
بیاین یکم حرف بزنیم و برسونیمتون خونه- ...اگه ازم معذرت خواهی کنه-
و برام جبران کنه، اونوقت میشینم- من به خاطر اون اینجام-
باهاش توافق میکنم
باشه پس، باهاش توافق کن- جین وو-
چی شده؟
من رو زد، و خودش رو زده به کوچه علی چپ؟- نگران نباش-
سلام، من دوستشم- سلام-
میشه بهم بگین که چی شده؟
...خیلی مست بود کهـ
تازه رسیدیم خونهش
قضیه فیصله پیدا کرد، نگران نباش
خداروشکر
بعد از اینکه یکم باهاش صحبت کردم، میام
عجله نکن و به سلامت بیا خونه
سول چی؟
خوابه
ای دختر خوب
نباید از جین وو متنفر بشی، باشه؟
اگه به خاطر اون نبود ما باهم آشنا نمیشدیم
باشه
شرمنده
هی
نمیخواد از من معذرت خواهی کنی
...تو
میخوای شبها روی دیوار نقاشی بکشی؟
نمیدونم
اگه تو نمیدونی، پس کی میدونه؟
چیه؟ خوابگردیه؟
شاید
تو نمیتونی بشنوی
تو تاریکی شب بیرون بودن خیلی خطرناکه
اگه مثل امروز توی خیابون ...به یه آدم مست بربخوری
توی بد دردسری میفتی ها
نمیتونستم بذارم بمیره که
بزرگترین مشکلت اینه که زیادی نگران بقیه هستی
از این به بعد سعی میکنم که ندید بگیرم
ای خدا، درکت نمیکنم
هیچوقت نمیگی که انجامش نمیدی
هی
...درباره اون
همون زنی که باهاش آشنا شدی
خانم بازیگره
ببین
...اگه کسی مثل اون کنارت باشه
کاری که امروز کردی رو دیگه انجام نمیدی
...آیگو
توی ساحل جنوبی گوش ماهی میفروشه
دلم میخواد برم دریا رو ببینم
...گوش ماهی میفروشه
ها؟
اوه... چه بلایی سر صورتت اومده؟
چیزی نیست
به یه چیزی خوردم، همین
دعوا کردی؟
میگه که به یه چیزی خورده
باید مراقب باشی
خوبم، فقط یه خراشه
یه راه آسون واسه به خاطر سپردنش اینه
"یه دونه ضربه با مُشت یعنی "برخورد کردن
دوتا ضربه یعنی "دعوا کردن" ، رد و بدل کردن ضربات
آها، "برخورد کردن" و "دعوا کردن"؟
آها
هر وقت که خواستین میتونین راجع به زبان اشاره ازم بپرسین
حتما
خب، دیگه باید برگردم به کافه
بیا گهگاهی باهم چای بخوریم
...اگه حرفی برای گفتن نداری
میتونیم فقط راجع به آبوهوا حرف بزنیم
هر چقدر هم که معذب کننده باشه باید به دیدن همدیگه ادامه بدیم
درسته، میفهمم که منظورت چیه
خانوم؟
چیه؟
خانوم اوه جی یو
بله؟
بیشتر از 20 دقیقه ورزش هوازی انجام دادین؟
بله
از صداتون معلومه که اینکار رو کردین
و یادتون نره بهم بگین که توی هر وعده غذایی چی میخورین
پس، خداحافظ
جی یو
No comments yet. Be the first to leave one.