Le prime 200 righe.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـــيـــم تــرجــمـــه قـــقـــنـــوس
بيا، چودا گودا اومده- کدوم چوتا گودا؟-
تمام شهر، به دست اون اداره ميشه
حتي بادا گودا هم اومده- بادا گودا؟- آره-
اين اتفاق داره توي پنجاب ميفته؟ اما اين اتفاق توي پنجاب نميفته
توي پنجاب هيچکس نميتونه خودکشي کنه
چرا؟ چون پنجاب اقيانوس نداره
اين جواهرات، مال خواهرتند مگه نه؟
اينها روميشناسي؟ کنار جسد پيداشون کرديم
بله
کاراگاه، مثل سگ مغز منو ليس نزن
جسد اين دخترو برداريد و توي ماشين بگذاريدش
جسد اين دخترو برداريم؟- آره-
جسدها مثل دو بدن در يک روح باهم يکي شدند
انگار به هم قول داده بودند که تا ابد باهم بمونند
طوري با هم يکي شدند که انگار هيچوقت از هم جدا نميشند
توي پنجاب من، سوني ماه ايوا و هير رانجا هم اينطوري باهم نبودند
من ميگم اين دوتا عاشقو باهم بسوزونيم
!نه اين زندگيو فراموش کن
من نميگذارم اونها توي هيچ زندگياي، باهم باشند
بسه ديگه! حالا اره رو بردار و اونها رو از همديگه جدا کن
تو برادري يا قصابي؟ هان
هرچي که باشه، اون خواهرمه خواهر توئه
ننگ بر چنين خواهري که فرار کرد و ما رو بدنام کرد
ببر و اونها رو از همديگه جدا کن اونها رو به مردهشورخونه بفرست
زود باش
اين اتفاق توي پنجاب ميفته؟ اين اتفاق توي پنجاب نميفته
اين اتفاق توي پنجاب ميفته؟ اين اتفاق توي پنجاب نميفته
چه متوفي معروف باشه، چه نباشه همه گريه ميکنند
خيلي متأسفم
ايشون ويشواره مرد شماره دو
اون هم چوريباي حيدرآباديه پول ميگيره و آدم ميکشه
من واقعاً متأسفم
من متأسف نيستم دقيقاً براي انجام همين کار، اومدم
پدرش، اهل پنجابه داره براي دخترش، سوگواري ميکنه
و ويشار شايد توي اين قضيه، دستي داشته باشه
اون کلاهبردار خيلي بزرگيه
داره بغلش ميکنه چه شياديه
چطور جرأت کردي عکس بگيري؟
از اينجا برم؟ اينجا عروسيه؟
ديگه بسه برو بيرون
من دنبال دردسر نميگردم گريه نکنيد
اين اتفاق توي پنجاب ميفته؟ اين اتفاق توي پنجاب نميفته
چرا اونها رو زدي؟- ساکت باش و به کار خودت برس-
گريه نکن
اون بايد يک نفرو داشته باشه- آره، يک برادر داره-
که توي روستاي شانتيپور زندگي ميکنه
چي شده؟ اونها اومدند تا محصولاتمونو به آتش بکشند؟
اين تنها غذاي تمام سال آيندمونه
نه خواهش ميکنم دست نگه دار! پسرم
خواهش ميکنم دست نگه دار تو چه آدمي شدي؟
تا حالا خونه خودتو به آتيش کشيدي؟
از سر راهم برو کنار- نه، پسرم-
قبل از سوزوندن محصولات بايد منو بسوزني
برو کنار تو هم با اين محصولات، ميسوزي
آتش بزنيد همهچيزو بسوزونيد
بکشيدش بهش شليک کنيد
!صبر کنيد
با کشتن يک نفر ميخوايد چيکار کنيد؟
...ميخوام ارواح خبيثو به خواب ببرم
اونهايي که قتل ميکنند
شماها چي ميخوايد؟ داريد چيکار ميکنيد؟
کيو داريد ميکشيد؟ انسانها رو؟
بهم بگيد شماها کي هستيد؟
حيوونيد؟ يک شير هم يک شير ديگه رو شکار نميکنه
يک خوک، هيچوقت يک خوک ديگه رو نميکشه
پس شماها چي هستيد؟
که ميخوايد آدمهاي ديگه رو بکشيد؟
!کارشونو تمام کنيد
چرا من پا توي اين مسير ...گذاشتم
مسيري که توش فقط هيزمهاي آدمسوزي ميسوزند؟
اين آشوبها رو تمام کنيد
به ايستگاه پليس بريد و خودتونو معرفي کنيد
تبديل به آدمهاي خوبي بشيد
زندگي کنيد و بگذاريد بقيه هم زندگي کنند
تا دنيا بتونه به کار خودش ادامه بده
تا همه بتونند به راحتي زندگي کنند و نفس بکشند
بازرس، من يک درخواست دارم
اونها خودشونو به مراجع قانوني معرفي کردند
توي زندان، اونها رو به دردسر نندازيد
...خيلي خوب... و بله آقاي ويشار
...اين تلگرام از طرف مرکز پليس بمبئيه
نه
گريه نکن لطفاً ساکت باش
خوب، اگه والدينت توي اين سيلاب، غرق شده باشند چي؟
من بزرگت ميکنم ...مجبورت ميکنم که درس بخوني
به شهر ميفرستمت گريه نکن، اينو بخور
من قبول شدم
برادرم قبول شده
من ثمره تلاشهامو گرفتم
حالا ميبيني که براي درس خوندن، کجا ميفرستمت
به روستاي کناريمون؟- نه، به بمبئی-
...تو هميشه به من گفتي که
اونجا بهترين جا براي درست خوندنه
مکان مورد علاقه الهه شيوا کاشي
چرا بايد از کاشي برم و توي يک شهر ديگه درس بخونم؟
اگه باهام بحث کني محکم ميزنمت
ميندازمت روي زمين و تا ميخوري، ميزنمت
خيلي خوب، تو بزرگتري، منو بزن
من هزار بار، کتکتو قبول ميکنم
اما تو رو ترک نميکنم و نميرم
چيزي که ميخواستم بگمو گفتم
و کاري که گفتمو انجام ميدم
ترکت نميکنم و نميرم اين چيزي بود که گفتم
اين پشه داره توي گوشم وز وز ميکنه
من دزد نيستم برادر کوچيکترتم
تو ديگه بچه نيستي بزرگ شدي
برو و توي تخت خواب خودت بخواب- من بخاطر تمام دنيا، بزرگ شدم-
من بچه کوچيکتم شونهت، مثل بالشتمه
براي من، مثل آغوش مادرمه
بدون اون، خوابم نميبره
فکر میکردم بزرگ شدي
اما هنوز بچهاي بيا بخواب
ازدواج دخترم با برادر تو؟ !هرگز
عمو، فقط بهش فکر کن خيلي از اين قضيه، نفع ميبري
مراسم نامزدي و عروسي توي يک روز برگزار ميشند
چقدر بايد پس انداز کرده باشم
نه، بعدش برادرت دستور ميده گردنمو بشکنند
گردنم ميشکنه و بايد با شمشير خودم، ببرمش؟
نه، هرگز- !هرگز-
اين اتفاق براي دختر من افتاده اون نميتونه ازدواج کنه
شوهري مثل برادر من ديگه گير دخترت نمياد
تو مياي اين يعني با اين ازدواج، موافقي
اين خبر خيلي خوبيه
تاييد شد
اون لکنت داره اما مرد خوبيه
شايد براي اينکه کاري ميکنم برادرم ازدواج کنه به دردسر بيفتم
سلام- سر و کله مهمون شماره دو ديگه از کجا پيدا شد؟-
پسرم- چيه؟-
داشتم فکر ميکردم که چقدر ميتونم روي زندگيم، حساب کنم
حتي وقتي بيچارهام
امروز زندهام، ممکنه فردا مرده باشم
بهتره قبل از مرگم با دخترم ازدواج کني
بخاطر همينه که با اون، به اينجا اومدم
توي دردسر افتادم
...خيلي خوب پس حالا که اومدي
اونجا نشين بيا داخل
چرا اينجا نشينم؟- مگه اون گاوه رو نميبيني؟-
آره- اون عصبانيه-
اگر اين رنگ قرمزو ببينه و ...بياد تا بهت حمله کنه
...اون موقع من توي دردسر ميفتم- ...پس چرا تو بايد-
اون گاو عصبانيو توي حياط خونت، ببندي؟
اگر کسي به زور وارد خونم بشه چيکار ميتونم بکنم؟
وقتي تو اومدي داخل تونستم کاري کنم؟
تونستم؟- نه، به هيچ وجه-
منظورت چيه؟- هيچي، فقط برو داخل-
يک کاري کن اصلاً بيرون نيا
برو داخل اتاق
خدايا، لطفاً کمکم کن
وگرنه آبروم جلوي برادرم ميره
سلام- لطفاً بيا داخل-
لطفاً بيا ...ميدونستم که
...اگه خروس به کلاغ تبديل ميشد هم
...مطمئن بودم که به خونم مياي
...من- نگران دخترت بودم-
...در مورد- در مورد ازدواجش-
بهم بگو دخترت هم اخلاقهاي تو رو به ارث برده؟
اون... اخلاقهاي تو رو به ارث نبرده
اون دخترته؟- چي؟-
منظورم اينه که خيلي خوبه که اون مثل تو نيست
برادرت کجاست؟- خيلي شخصيت بدي داره-
مياد- کي مياد؟-
چي ميخواي بپرسي؟- ساکت باش-
ميشينيم- ميتونم برم داخل؟-
نه، داخل يک مشکلي هست
اينجا ميشينيم خواهش ميکنم بيايد
برادرم اومد
سلام- سلام-
جريان چيه؟- ...راستش برادر-
من براي درس خوندن به شهر ميرم- خوب؟-
اونها تو رو فرستادند؟- نه، برادر-
راستش، بعد از رفتن من تو تنهاي تنها ميشي
...پس فکر کردم که
چه فکري کردي؟- سلام-
اوه خداي من- سلام آقاي ويشار-
اون خجالت ميکشه که بهت بگه پس من بهت ميگم
...ازدواج دخترم- ساکت باش-
...دخترم- ساکت-
داداش... چه خبر شده؟
من ميرم و با دخترم داخل ميشينم
من بيرون نشسته بودم- ساکت باش-
ما حق داريم- ساکت باش-
اين ديگه چه مشکليه؟- مشکلي نيست-
داريم سور و سات يک عروسيو فراهم ميکنيم
سور و سات عروسي؟- ...با- دختر اين-
نه، با دختر من- ساکت باش-
کي داره با دخترت عروسي ميکنه؟
...قبلاً بهشون توضيح دادم که امکان نداره
برادرم موافقت نميکنه اما گوش نميدند
ميگند بعد از رفتن من تنها ميشي
و پس، ترتيب عروسي اونو ميديم
چي داري ميگي؟
من چيکار کردم؟
...و اون گفت که
بعد از اينکه تو به شهر ميري
و همه حرفشون اينه که اون از نظر عاطفي منو تضعيف کرده
و گفتند که دخترتو براي برادرم بگيرم
فکر خوبيه انجامش بده
بيايد داخل
No comments yet. Be the first to leave one.