Le prime 200 righe.
.بهتره خودتُ آماده کنی
.دارم میام. بیا جلو. بیا جلو
.روح های زیادی احاطه ات کردن
.اینجا هم روح های زیادی داره
روح کجا بوده؟
خدای من، این سگ مزاحم
کی اونجاست؟
.اونُ نگیرید طرفم کور شدم
نا بونگ سون؟
تو اینجا چه غلطی میکنی؟
چی؟
اوه روح من قسمت چهارم
پس می خواستی دزدکی بیای داخل و اینجا بخوابی؟
.عبارت دزدکی اومدن درست نیست
.فقط برای یه شب بود
.اگه مچتُ نگرفته بودم، دو روز، سه روز یا بیشترم می موندی
...خب، مساله اینه که
...من واقعا توی شرایط سختیم
.همش مساله پوله
.و من توی وضعیتی نیستم که در مورد جا تصمیم بگیرم
نمی تونیم با هم حلش کنیم؟- .نه نمی تونیم-
چرا؟...چرا نه؟
.ساکت اینجا می خوابم و وقتی بقیه اومدن می رم
.بازم، نمی تونی
خودت خوشت میاد کسی روی میزی بخوابه که تو روش غذا می خوری؟
.و اینجا رستورانه، نه مهمونخونه
...ممکنه درست باشه اما
.اما، این یعنی تنها جایی که می تونم برم ایستگاه متروئه
.خونه ی یکی از دوستات بخواب
.من هیچ دوستی ندارم
.پس، توی متل بخواب
من باید با یه مرد برم اونجا. چرا باید تنها برم؟
...واای، تو واقعا
بنابراین چیزی که دارم می گم اینه .که...بذار همین یه بارُ بمونم
بهش به عنوان کمک به یه بی خانمان نگاه کن. باشه؟
.زود باش سرآشپز
هوم؟- .خدای من-
.فقط همین یه بار
نمی شه؟ می شه؟
فقط چون با مزه بازی در آوردم باید اینقدر عصبانی می شد؟
.حالا کجا باید برم؟ خیلی بیچاره ام
...وقتی این اتفاق می افته
.کدوم طرفی باید برم؟ سعی کن حدس بزنی
...دینگ دونگ دنگ، کمکم کن پروفسور
!اوه، از این طرف
.اوه نه، بابا دوباره داره نوشیدنی می خوره
.خوب نیست اگه همینطور ادامه بده
.البته، توی سونا تخم مرغ آب پز بهترینه
.آه، خوب به نظر می رسه
.اون دقیقا استایل محبوب منُ داره
اومدی؟
.سونا خیلی جای خوبیه
!عزیزم
.عزیزم، بیا بریم یه جای دیگه
.لعنتی، تازه داشت خوب می شد
چه خبره؟ این دختره خودش تنهایی همه ی اینها رو خورده؟
.تا الان دو شونه خورده، حتما دیوونه است
همه ی اینها تو شکمش جا شد؟
.شاید شکمش سوراخه
.خانم، باید تمومش کنی
.آدم نباید اینقدر بخوره
تو نبودی که منُ به خاطر تسخیر بقیه سرزنش می کردی؟
پس خودت چی؟
هی، فکر می کنی این روزها غذای خیراتی گیر آوردن آسونه؟
جمعیت روح ها داره بیشتر می شه، در عوض .مراسم خیرات واسه امواتم داره کمتر می شه
.به این فکر کن که چقدر بیچاره بودم
.که یه لاغر مردنی مثل اینُ تسخیر کردم که شکممُ پر کنم
.و خودت هم به نظر نمی رسه توی وضعیت بهتری باشی
.هی، حتی حرفش هم نزن
.راستشُ بخوای من گیر افتادم
گیر افتادی؟
اوه خدای من. توی یه بدن با فرکانس مشابه گیر افتادی؟
.آره- حالا می خوای چی کار کنی؟-
.شنیدم که در بدترین حالت تا ابد طول می کشه
!می دونم
.واسه همین الان گیر کردم و یه دستیار آشپز شدم
.اما، اونقدرها هم بد نیست
.خب، باحاله، بعد از مدت ها روح بودن مثل آدم زندگی کنی
.راستش من بابامُ دیدم
.و دارم بیشتر خاطراتمُ به یاد میارم
اگه آخرش بخوای همیشه همینطوری بمونی چی؟
شک دارم. چرا باید اینُ بخوام؟
وقتی می دونم بعد از سه سال شبح شیطانی می شم؟
.منم همینُ می گم. نباید اشباح شیطانی رو دست کم بگیری
...اتفاقات اخیر توی جامعه
...مثل فساد، جنایات، آدم ربایی ها و قطع عضوها
.همشون کار اشباح شیطانیه
.اونهان که می رن این طرف اون طرف و آدم ها رو تسخیر می کنن
.منم می دونم. واسه همین نگرانم
،دیدن بابام خیلی خوب بود
اما من باید این کینه ی بکارتم رو .رفع کنم و از این حسرت ها خلاص شم
.تا بتونم برم بالا- .آره-
و لعنت بهش. پیدا کردن مردی از .انرژی حیات مثل خواستن ماه می مونه
هی، تو تا حالا مردی از انرژی حیات دیدی؟
.اون دیوونه به نظر می رسه مگه نه؟ دو ساعته اینطوری اون داخله
چرا اینجا اینقدر دیوونه هست؟
.اوه خدای من، خدای من. اون باید قاطی داشته باشه
اون داخل گرمش نیست؟
.خدای من، خیلی سنگینه
.به لطف اون زوج های کنارم حتی نتونستم یه خواب درست برم
اونها نباید برن متل یا یه جای دیگه؟
.بچه های این دوره زمونه یه ذره محجوبیت ندارن
...افسر چویی
.زود دارید می رید سر کار- .بله-
وای، اون چیه؟- چی؟-
.اوه، می دونید...از اون بازیهای ماشینی که جایزه دارن
.اینُ بردم- .آه، فهمیدم. از بازی ماشینی-
.خیلی بزرگه، مگه نه؟ اوه، ممنونم
.من براتون میارمش- باشه، اما کجا دارید می رید؟-
.ممنون که رفیق نودل خوری من شدید .اگه شما نبودید باید تنها می خوردم
نباید برید خونه و به جاش برنج بخورید؟
.بعد از شیفت شب دلم نودل می کشه
.اما اون هی خوشش نمیاد نودل بخورم
واسه همین، بعضی وقتا قبل از اینکه .برم خونه یواشکی نودل می خورم
.شما حتما خیلی دوسش دارید
کی؟ اون هی رو؟
.شاید...خب، به نظر می رسه همینطوره
راستی، کی ازدواج کردید؟
همون موقع فهمیدید که ایشون همونیه که باید باشه؟
و اونهی اول از شما خوشش اومد یا شما افتادید دنبالش؟
.البته، من اول رفتم سراغش
.حتما خیلی به رابطه ی من و همسرم علاقه دارید
.آه، یه کم
.همین که خوشحال باشید کافیه
...آه
چیزی رومه؟- ...نه، نه-
.آه، ممنونم
چرا اینقدر با فکره؟
.واسه من سخت می شه که ولش کنم
نمی خواید؟- چی؟
.نه، نه...دارم می خورم
!صبر کنید! داغه
!آره، خیلی داغه
.متاسفم- .یکم صبر کنید-
.بله
.بونگ سون، امروز یکم دیر کردی
.اوه این؟ توی راهم به اینجا توی یه بازی ماشینی بردمش
چیه؟ چیز دیگه ای هم هست که بخواید بدونید؟
.اوه نه. برو داخل و لباستُ عوض کن
مگه نودل چشه؟
چی؟
.منظورم اینه که نودل هم غذاست
.اینجوری نیست که هر روز نودل بخوری که
.و قرار نیست 1000 سال زندگی کنی
و انگار اونهایی که غذاهای ارگانیک دوست دارن
.بیشتر مریض می شن و زودتر سرما می خورن
.فقط دارم می گم
.پسر، حتما دیشب زیاده روی کردم
.دهنم مزه فاضلاب می ده
هی بچه ها امروز حق ندارید از خامه .استفاده کنید، حتی اسم خامه رو هم نبرید
.بیا، بیا، سطل آشغال، سطل آشغال
.باشه، بیا، بیا
خدای من، خوبی؟
.دیشب خیلی زیاده روی کردی
یکم آب می خوای؟
.آب هم حالمُ بد می کنه
،اگه یه بار دیگه نوشیدنی ها رو قاطی کردم از این به بعد برادر کوچیکترتم، باشه؟
.متاسفم! یه کم دیر کردم
یه کم؟ آره؟
تو خیلی بی نظمی. تو تنها کسی هستی که دیشب نوشیدنی خورده؟
بی خیال، اونقدر هم دیگه دیر نکردم. حالا چی شده مگه اوپا؟
اوپا؟ اوپا؟ چرا من اوپای توئم؟
مامان من تو رو به دنبا آورده؟ چرا من اوپای توئم؟
.منظورم اینه که خودت دیشب گفتی اوپا صدات کنم. اوپا
من گفتم اوپا صدام کنی؟ دیروز؟
.آره- .واقعا مسخره است-
هی، می دونی من چقدر ازت بدم میاد؟
تو نباید هیچ کدوم از کارهای عجیب و غریب مستی رو به یاد بیاری. این یه جور ادبه، درسته؟
.بله، بله، البته
!صبح بخیر
اومدی؟- بله؟-
مین سو؟- .بله-
دیشب چقدر نوشیدنی خوردی؟
.یه کم
.لعنتی
بهت گفته بودم خودتُ بیشتر کنترل کنی. نگفته بودم؟
.سس...هی، مسئولیت سس با تو- .بله سرآشپز-
.تو می تونی مسئول مواد اولیه باشی
چیه؟
.خیلی قشنگه، مگه نه؟ بچه ی دوستم
.بچه تازه یه سالش شده، اما داره این طرف اون طرف می ره
.خیلی خوشکله- .اونقدرها هم خوشکل نیست-
.من واقعا از بچه ها و حیوون ها بدم میاد .نمی شه باهاشون ارتباط برقرار کنی
.مطمئنم برای خواهرزاده های خودت از همه عزیزتر می شی
دوست داری یکی داشته باشی؟- هاه؟-
.البته که بچه می خوام
...اما اخیرا یه فکرایی مثل این به سرم زده که
.چون اینقدر بدجور دلم یکی می خواد، نمی ذارن داشته باشم
یکم قهوه می خوای؟
.من میارم. تو بمون
بله، چیه؟- .تو همیشه تلفنتُ اینطوری جواب می دی-
.بله، چیه؟" واقعا همه انرژیُ از آدم می گیره"
بی خیال...چرا اول صبحی می خوای کتک بزنی؟
شبُ تا صبح بیدار بودی، آره؟- .تو مثل روح می مونی-
می تونی امروز یه کم بیای اینجا؟
استودیو؟ چرا؟
.فکر کنم برای پیش نمایش به صحنه های بیشتری نیاز داریم
.اوه، و بونگ سونُ هم بیار
نا بونگ سون؟
نمی شه فقط خودم بیام؟
No comments yet. Be the first to leave one.