Le prime 200 righe.
اژدها دوباره متولد
شده، و اون یکی از شماهاست
تنها شانسمون اینه که به برج سفید
و پیش بقیه خواهران آیزسدای برسیم
این قدرت
مخصوص زنهاست
محض رضای خدا؟ برو
پیدات میکنم
در مورد پیوند
آیزسدای و نگهبانش شنیدم
حتماً اسم "سرهم بند کن ها" رو شنیدی
افرادی که طلاها
و بچههاتون رو میدزدن- من تو رو میبینم-
تو رؤیاهام...هر پنج نفرتون رو میبینم
ولی فقط یکی از شماها مهم هستین
فقط یکی از شماها میتونین اون باشین- پنج؟-
چی باشیم؟- اژدها-
نمیتونین از دست یه شبح فرار کنین
اون از افراد اهریمنه، پسر
مورین سدای
لیاندرین سدای
ما مردی رو اسیر کردیم که خودش رو
اژدهای دوباره متولد شده میدونه
اون دروازهها رو خراب کرده
ارتشش همه جا هستن
پادشاه من، باید شما رو از این جا دور کنیم
نه. با من بیاین- برو-
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
:مترجم ♠elius7♠
تو هیچوقت تاج نقرهای رو بر سر نخواهی گذاشت
تاج؟
برای یه اژدهای دوباره متولد شده، تاج چه ارزشی داره؟
تو
واقعاً به این حرفت باور داری، مگه نه؟
تمومش کن، لوگین
من این خبر رو برای برج سفید فرستادم
آیزسدای میاد سراغت
اون زنها
باید از من پیروی کنن
نه که باهام بجنگن
ولی اونا میترسن
میترسن که اژدها دوباره دنیا رو در هم بشکنه
ما رو هزار سال به عقب برگردونه
درست مثل کاری که اژدهای قبلی کرد
اونا فراموش کردن همونقدر که احتمالش هست
اژدها دنیا رو نابود کنه
احتمالش هم هست که دنیا رو نجات بده
لازم نیست این مرد رو واسه چیزی متقاعد کنی
برات کسر شأنه
بکشش
تو از این کار خوشت میاد
تو از قبل دیوونه شدی
اون بهت خیانت میکنه
درست مثل پدر و مادرت
درست مثل خواهرت
هیچ کدوم از اونا درک نمیکنن که تو کی هستی
و این که میخوای کی باشی
برای هر کسی جایی در کنار من هست
حتی دشمنانم
اژدهای قبلی دنیا رو در هم شکست
ولی من میخوام پیوندش بدم
ممنون کرنی
تو ارتش رو متوقف کردی
درمان یه زخم نباید خیلی بهت فشار بیاره
درمان فشار نیاورد
اون فشار آورد
میخوام این اژدهای تقلبی رو ببینم
شاید تقلبی باشه
ولی هزاران نفر ازش پیروی میکنن، پیروان حقیقی داره
ولی تو باورش نداری، مگه نه؟
فقط لیاندرین، آلانا و من اونقدر قوی هستیم
تا براش پوشش محافظ ایجاد کنیم که نتونه از قدرت یگانه استفاده نکنه
با این وجود باید دو تایی کار کنیم
میتونه صدامون رو بشنوه؟
سلامعلیکم
گوشهاش رو با بافتهای هوا گرفتیم
من شنیدم نصف گیلدان رو فتح کرد
و خود پادشاه هم ازش حمایت کرد
چطور گرفتینش؟
با نقشهای مطابق با سلیقۀ تو
مخفیانه رفتیم به اردوگاهش و وقتی خواب بود براش پوشش محافظ ایجاد کردیم
یه کم رعد و برق ایجاد کردیم
و کل ارتشش رفتن خونه پیش مامانشون
بیاید امیدوار باشیم همینطور باشه
نگهبانهایی قرار دادم
اگه کسی نزدیک بشه اونا بهمون خبر میدن
و دیوانگیش
تا کجا پیش رفته؟
اون مثل هر کسیه که بتونه دالان بزنه، شاید هم بدتر
اون واقعاً خودش رو اژدها معرفی کرده
و سعی کرد به سمت برج بره
حتی به محاکمه هم برای دادن مجازات مناسبش نیازی نیست
مقر آمرلین بهمون دستور دادن که
اونو برای محاکمه به برج ببریم
اون تصمیم میگیره که این مرد مستحق چی هست، نه ما
من به اندازه کافی نیرو به دست آوردم
بیاین مسئولیت رو تقسیم کنیم
همون مورین همیشگی بیش از اندازه فداکار
هوم
نباید هیچ شکافی در پوشش محافظ به وجود بیاد
لیاندرین برای برداشتن پوشش محافظ خودش تا قرار گرفتن مال تو، منتظر میمونه
حالا حسش میکنی؟ این نصف قدرتشه
هنوز شونهت رو پایین میاری
هنوز خیلی زوده که خسته بشی
زندگی در برج چطوره؟
مشکلات بیشتره
و تعداد آیزسدایهای کمتری اینجاست برای حلشون
و مقر آمرلین چطور؟
هنوز در جایگاهش باقیه
ولی هیچ اشتیاقی نسبت به مورین به وجود نیومده
شنیدم تهدید کرده شما دو تا رو شخصاً به خونه بیاره
میدونی، هیچ وقت سلیقهت در
شریکهای سفر رو درک نکردم
اون یه شریک نیست- عه-
اون به ندرت با من همبستری میکنه
احتمالاً مثل یه قاطر هم سرسخته
حیله سطح پایینی بود
فکر کردم شیفت بعدی نوبت توئه
مورین جای تو وایستاد؟
اگه مراقب نباشه میتونه محبتت رو جلب کنه
من چیزی جز احترام برای مورین سدای ندارم
خب، پس مطمئنم شیفتتون با هم دیگه زودتر تموم میشه
حتی اگر چیز مشترکی داشته باشیم، هیچوقت متوجهش نمیشم
گفتگو با کسی که چیزی نمیگه خیلی سخته
لن هم همونقدری که بخواد میتونه بد باشه
فکر میکنی ناهار چی میخورن؟
لیاندرین داره توجه بقیه رو جلب میکنه
ما لوگین رو بدون محاکمه رام نمیکنیم
شایعه شده که قرمزها دقیقاً همین کار رو
در حومه شهر انجام میدن
حتی لیاندرین هم با مقر آمرلین مخالفت نمیکنه
آمرلین اینجا نیست
و تو باید
و من قول دادم که استراحت کنم
بیش از قبل نگرانی
کمتر میخوابم پس وقت برای نگران بودن دارم
چطور خوابیدی؟
نخوابیدم
ببین، من به این آدمها اعتماد ندارم
یه چیزی در مورد اوناست که
اگه یکی از ما فکر کنه لازمه که بریم، میریم
بی هیچ چون و چرایی، خیلی خب؟
داریم میریم سمت شرق، به تاروالون
میتونین به ما ملحق بشین
برای هر مدت زمانی که بتونین ما رو تحمل کنین
از کجا میدونین ما راهزن یا چیزی بدتر اونا نیستیم؟
شما با لباسهای کهنه و پاره، بدون غذا و طلا تو دشت کارالین سرگردان بودین
اگه راهزن باشین، راهزنهای خیلی خوبی نیستین
خیلی پیش نمیاد که روستائیان از کوههای مهآلود بیان پایین
عه، ما اهل پل سفید هستیم
ما از یه کاروان تجاری جدا شدیم
واقعاً؟
میاین؟
ادامه بدین
فکر کنم جلوتر یه مزرعه میبینم
هی، دختر، آروم باش
چهت شده، هان؟
این نغمهسرا با ما چه کار داره؟
دفعه اول که دیدیمش پولمون رو دزدید
اون قضیه رو حل و فصل کردیم
اگه به خاطر بیاری، اون جونمون رو نجات داد
واقعاً؟ دینا گفت افراد اهریمن همه جا هستن
و این که یه شبح داره میاد سراغمون
اگه اونو کشت تا اعتمادمون رو جلب کنه چی؟
خب، این حرف هوشمندانهست
شاید بالاخره یه امیدی بهت باشه
اون یه چیز دیگه هم گفت
گفت اژدها ممکنه یکی از ما پنج نفر باشه
من، تو، پرین، اگوین
دیگه کی؟
بهش عادت میکنی
به نظر میاد راحت اونجا نشسته
یعنی، همیشه میدونستم زنها نمیتونن بافتهای مردها رو ببینن
ولی تجربه کردنش، مثل
مثل نگه داشتن یه گربه تو حمام میمونه
آره
اون سگی که داشتی رو یادته
وقتی که هنوز تازهکار بودیم
اسمش چی بود؟
مال من نبود تازهکارها اجازه داشتن حیوون خونگی رو نداشتن
ولی هر شب تو تخت تو میخوابید
به نظرم کرنی ازت خواسته تا
از دوستیمون استفاده کنی تا ازم اطلاعات بگیری
نه تا یکی دو روز اول
نه وقتی که انتظارش رو داری
زیرکانه بود
به راحتی میتونی آجاه آبی بشی
بیخیال
یک نگهبان کافی نخواهد بود
وقتی که من سبز رو انتخاب کردم
فکر کردم خیلی قهرمانانهست
جنگ آجاه
جنگجوها آموزش دیدند برای دفاع از انسانیت
در مقابل اهریمن، در آخرین جنگ
ولی هیچوقت فکر نمیکردم خودم ببینمش
قبلاً هم اژدهاهای تقلبی وجود داشته
مردان و زنانی که مدعی اژدها بودن شدن
برای قدرت یا منافع شخصی
تقلبی یا غیر تقلبی
قدرتش بیشتر از هر چیزیه که من تا به حال دیدم
No comments yet. Be the first to leave one.