Le prime 200 righe.
ای خدا ، پونگ کی
باید بذارم بره؟
باید جلوشو بگیرم؟
بذارم بره ، جلوش بگیرم؟
بذارم بره؟
ای خدا پونگ کی
وقتی یک زندگی راحت در انتظارشه
چطوری ازش بخوام کنار من بمونه و رنج ببره؟
بخاطر آینده اتاق ششی
من باید بدون هیچ تردیدی بذارم بره
این همون کاریه که یک مرد باید بکنه
کار درست همینه پونگ کی
من نمی خواهم
مثل باد زندگی کنم
و مثل شبنم ناپدید شوم
گو بوک خوابیدی؟ - نه بیا تو -
باشه ، خیلی خب
به زودی می بینمت
باشه خدا نگهدار
پسرت بود ؟ - آره -
همیشه همین وقت حرف میزنیم
اوهوم
وقتی کارت تموم شد بر میگردی امریکا؟
هوم؟
پشت تلفن گفتی به زودی می بینیش
اگه تو بگی بمون من می مونم
دیوونه
جدی میگم
...تا وقتی تو بخوای
من می تونم کنارت بمونم
تو خودت خونه زندگی داری
واسه چی تو یک مسافرخونه تو اتاق اجاره ای بمونی
راست میگی من خودم خونه دارم
...مسخره است
اگه تو مسافرخونه بمونم
بهتره دیگه تمومش کنم
اینو واسه چی می بری مگه مال من نبود؟
نه مال خودمه
...منظورم این بود که
دیگه نمی خوام اتاق اجاره کنم
من می خوام تو اتاق تو باهات زندگی کنم
چی داری میگی؟
دیگه نمی خوام تو مسافرخونه ات مستاجر باشم
می خوام شوهرت باشم
باز دوباره شروع کردی مزخرف گویی زود باش بگیر بخواب
مگه حرف بدی زدم؟
می دونم تو هم دلت می خواد فقط خجالت می کشی
از امروز من
می خوام یک دفتر خاطرات ویدیویی داشته باشم
حتی وقتی بدتر شدم و همه چی رو فراموش کردم
این فیلم بهم کمک می کنه همه چی رو به یاد بیارم
اسمم یانگ گوم هی ـه
یانگ گوم هی
این مرد چون مان هو
شوهرمه
...حتی اگه قیافه شو فراموش کنم
یا طرز نگاه کرنش یا اسمش
هرگز نباید یادت بره اون شوهرته
چوی مان هو
...اون دوستت داره
بیشتر از خودت
تو دنیا بیشتر از هر کسی مدیون اونی
حتی اگه همه دنیارو فراموش کنی
هرگز نباید شوهرت فراموش کنی
باید هر کاری که ازت میخواد انجام بدی
...هر چقدرم از کاری که میگه بدت میاد
بازم باید اونطور که اون میخواد انجامش بدی
اوضاع برا شوهرت سخت نکن
گوم هی
فهمیدی؟
چت شده؟
به نظر میاد می خوای بری؟
هه جون
جایی میخوای بری؟
...آژانس مسکن طبقه اول گفت
طبقه سوم یک جای خالی داره
می تونیم فردا ظهر قرارداد ببندیم
می بینمت
باک ها
اینجا چیکار میکنی؟
همینطوری ، چرا هنوز بیداری؟
...همینطوری
احساس عجیبی دارم
منظورت چیه؟
مادرت
وقتی با تلفن حرف میزد
یک جورایی صداش بی انرژی بود
صداش یک طوری غمگین بود
این اون خانم اوهی که من می شناختم نبود
...برام عجیب بود که ازم خواست
مراقب تو باشم
حتما ناراحت بوده خودت نگران نکن
متاسفم - برا چی؟ -
بخاطر من
از خونه مادرت اومدی بیرون
این حرفها کدومه
این منم که باید عذر خواهی کنم
بعدا در موردش حرف میزنیم الان واقعا خسته ام
باشه
شب بخیر
وایسا
چی شده؟
چیزی روی صورتمه؟
نه
پس چی؟
خیلی خوشگلی
ای بابا ، از دست تو
اینقدر خوشگلی که نمی تونم ازت چشم بردارم
ای بابا
باید خسته باشی برو بخواب
منم باید برم
خوب بخوابی
تلفن مشترک مورد نظر خاموش است لطفا پیام بگذارید
به عنوان یک مادر می گم
لطفا مراقب هه جون باش
احساس بدی در موردش دارم
کیه این وقت شب؟
الو؟
فکر کنم بیدارت کردم ببخشید
شما؟
منم باک ها
باک ها؟ چی شده؟
چرا این وقت شب زنگ زدی؟ چیزی شده؟
نه چیزی نشده
احتمالا خانم اوه امروز اومده خونه؟
آره
مست اومد خونه
چطور؟
...امروز تلفنی حرف زدیم
یک حرفهای عجیب و غریب میزد
یک حس عجیبی بهم دست داد
چه حسی؟
ازت خواهش کنم می تونی چک کنی ببینی خوابه یا نه؟
خواهش میکنم
بازم ببخشید که بیدارت کردم
باشه حتما
خانم اوه
خانم اوه خوابی؟
خوابیده؟
خانم اوه خوابی؟
خانم اوه
...خانم اوه
"...پدر لطفا منو ببخش"
خانم اوه لطفا بیدار شو
چشمات باز کن
صدامو می شنوی
...نه
اوپا ، اوپا
!اوپا
اوپا بیچاره شدیم
لطفا بیا بیرون - چی شده؟ -
این سرو صداها برا چیه؟
....خب خانم اوه
چی داری میگی؟ این سوک چی شده؟
لطفا سریع برید اتاقش
زود باشین لطفا
وای خدای من
وای نه
این سوک؟
این سوک صدای منو می شنوی؟
چرا بدنش بی حال شده؟
این سوک مریضی؟
حتما قرص خورده
این سوک به خودت بیا
این سوک ...این سوک
چند ساعته قرص خورده؟
من دقیقا مطمئن نیستم
...من حدود
اواخر شب رفتم دیدنش
بنابر این باید دو سه ساعتی باشه
لطفا نجاتش بدید
نباید اینطوری زندگیش تموم بشه
خدای من
چه بلایی سرش میاد؟
مطمئنم خوب میشه آروم باش
هه جون
صبح به این زودی کجا داری میری؟
وقتی برگشتم بهت میگم - مشکلی پیش اومده؟ -
باید برم
یعنی چی شده؟
بله اونی
اینقدر همه چی به هم پیچید که یادم رفت بهت زنگ بزنم
اتفاقی برای خانم اوه افتاده؟
هه جون الان مثل برق و باد رفت بیرون
یک عالم قرص خواب خورده
چی؟ - کل شیشه رو خورده -
بعدش یک نامه خودکشی گذاشته
نمی خواسته دیگه بهوش بیاد
هه جون اومدی
چی شده؟
مامانت یک شیشه قرص خواب خورده
باتوجه به نامه ای که نوشته قصد نداشته دیگه بیدار بشه
دکتر چی گفت؟
به محض فهمیدن تمام تلاش شون رو کردن
دکتر گفت باید منتظر بمونیم ببینیم چی میشه
به لطف یون جی تونستیم بموقع بهش برسیم
...اگه نفهمیده بودیم
معلوم نیست چه بلایی سرمون میومد
منم چون باک ها بهم زنگ زده بود رفتم سراغش
منشی گوم بهت گفته بود؟ - آره -
No comments yet. Be the first to leave one.