Le prime 200 righe.
.فکر نمیکردم که اینجا باشی
!...لیگ شروران... دابی
.شنیدم که اسنچ رو کشتی
اسن"؟ اون کی بود؟"
، از اینها مهمتر، اینه که حرف بزنیم
.حالا که فرصتش رو داریم
!سختبنیاد
.لطفاً استراحت کنین
.این کارو میکنم
، من فقط بالهایِ کوچیکم موندن --ولی باید قادر باشم که
.بهم استراحت بده
.من فقط اومدم که نمو رو بگیرم
-امکان نداره که بتونم برنده شم
نه در مقابل دو قهرمان برتر که .بدنشون پر از زخمه
!اخبار رو دیدم و سریع اومدم اینجا
تو عضوی از لیگی، درسته؟
!دهنتو سرویس میکنم
.مرد، اون هم تازه داشت خوب میشد
.اوجیکو
.بعداً میبینمت، شماره یک
.مطمئنم که یه روزی باید حرف بزنیم
...تا اون موقع
.بهترین عملکرد رو داشته باش...
!نمیر، انجی تودوروکی
:قهرمان حرفه ای
میرکو
...این مثل همون
که تویِ کمینو بود، نیست؟
به هرحال، بهنظر میرسه که .فعلا پرندش بستس
...نه
...این
...تازه شروعه...
.::ترجمه و زیرنویس از محمد آلفا::. .::Mohammad Alpha::.
، خیلی چیزها نسبت به یچزی که بهم گفتی .متفاوت بودن
واقعاً؟
:قهرمان حرفه ای
هاوکس
:کوسه
بال های درنده
میتونیم بهتر با همدیگه بسازیم، دابی؟
فکر میکردم فقط بالهای کوچیک .برات مونده باشه
.نمیتونم غیرمسلح با یه دروغگو دیدار کنم
، نقشه برای دیروز بود .تویِ یه انباری نزدیک ساحل
، اون تبدیل شد به وسط شهر ...و اون نموئه
قطعاً تویِ سطح متفاوتی .با اونهایی که قبلآً دیدیم، بودن
کاش اینها رو .از قبل بهم میگفتی
ابرشرور
دابی
.من نظرم رو عوض کردم
از قبل بهت نگفتم که قراره یه آزمایش عملکرد نمو باشه؟
.ولی این برای تو هم صدق میکنه
.تو گفتی که یه فرد قوی معمولی میآری
.قهرمان شماره یک، آزمون خوبی نیست
.به سطح فکر کن
.اسیب بزرگی به قهرمان شماره یک رسید
.فکر کردم که این خوشحالت میکنه
.من قولم رو نشکوندم
تو اونی هستی که .دبه در آوردی
اینکه ازم انتظار داشته باشی انقدر ناگهانی .به قهرمان شماره یک اعتماد کنم، نامعقوله
چطور هیچکس نمرد؟
اینکه باور کنم اونها کارهایِ مردی بود که
جانبداریمون رو کرد .و ازمون درخواست کمک کرد، بوده باشه
من نمیتونم اعتمادی که مردم بهم .به عنوان یه قهرمان دارم هم از دست بدم
، هرچقدر که بیشتر مورد اعتماد باشم .اطلاعات بهتری هم میگیرم
نمیتنم به بلند مدت فکر کنی؟
من دارم این کار رو بهخاطر اینکه .به لیگ فکر میکنم، انجام میدم، دابی
، خب، به هرحال .هنوز نمیتونم بزارم رئیس رو ببینی
.در دسترس خواهم بود، هاوکس
توسط لیگ شروران .مورد قبول قرار بگیر
.ها؟ یه دقیقه صبر کن. متوجه نمیشم
داری یه تیم جستجو آماده میکنی، درسته؟ با گرن تورینو و بقیه؟
این رو از کجا شنیدی؟
.دقیقاً برای همینه که تو رو میخوایم، هاوکس
.تو چشم و گوش تیزی داری
تویِ نبرد کینو، ما باید ، نگران امنیت قربانی روبوده شده میبودیم
.برای همین باید عجله میکردیم
در پایان، اطلاعات کافی نداشتیم .و مقدار قدرت دشمن رو اشتباه تصور کردیم
، برای اینکه بتونیم سازمانهایِ شرور رو سرکوب کنیم .به اطلاعات زیادی نیاز داریم
...مخصوصاً راجب او انسان طراحی زیستی شده
این چیزیه که میشه فقط ب قدرت همه برای یکی درست کرد؟
اگه هرچیزی که میتونیم رو ، راجب لیگ نفهمیم
.هی همون اشتباهات قبل رو تکرار میکنیم
پس تا وقتی که من با اونهام ازم میخوای که صدمهای که وارد میکنن رو نادیده بگیرم؟
از تو این درخواست رو میکنیم .چون فکر میکنیم تو بتونی نادیده بگیری
، تو به اعتبار و مشهوریت علاقه نداری
.و چشمت دنبال اهداف بلند مدته
فکر میکنیم که .کسی مناسبتر از تو نیست
قهرمان حرفه ای
سخت بنیاد
:کوسه
شعله حهنمی
...متاسفم، سختبنیاد. من
!اوه، اون فرد. سنچ
تا حالا به احساسات کسایی که اونها ول کردن، فکر کردین؟
من انقدری بهشون فکر کردم که .دیگه دیوونه شدم
"نشونهها"
این عالی نیست؟
.تو فقط باید دو روز میموندی
و خوبه که هنوز .چشم چپت رو هم داری
.تقصیر من بود. من خیلی متاسفم
.انقدر خودت رو دست بالا نگیر
.آسیبدیدگیهایِ من مسئولیت خودمه
، وقتی که منم صدمه میبینم میتونم از این جمله استفاده کنم؟
از اینها مهمتر، اون شبی که نمو اومد دنبالمون
...دقیقاً تویِ اون روزی که ما رسیدیم
این یه تصادف بود؟
...اوه
راه رفتن دو قهرمان برتر جدید ، جلوی اداره، توجهشون رو جلب کرد
پس شاید دشمن فکر کرد که .این تنها فرصتشه که ما رو باهم بگیره
.باعث میشه ناراحت شم
به هحال، من همه اینها رو ، وقتی داشتم تویی شهر قدم میزدم، انجام دادم
...میتونم این بهونه رو بیارم
خب، احتمالش هست که نموها شایعه راه بندازن .و از خودشون به عنوان دام برای گرفتن قهرمانها استفاده کنن
ما باید با تیمی که .دنبال لیگ میگرده تماس بگیریم
.مراقب باش
، اگه قصد دارین که به تحقیقات راجب این ادامه بدین
باید کمک کافیی برای مقابه کردن .با مشکلی به این رده، بگیری
ارچه تو انقدر باملاحظه نیستی، درسته؟
!من تو رو میسوزونم، حرومزاده
، وقتی که بالهام دوباره رشد کنن .به خدمت تمام وقت برمیگردم
.احتمالاً یه روز دیگه طول بکشه
سختبنیاد، تو هم استراحت میکنی؟
.درسته، خوایم دید
!بعداً میبینمت پس
این واقعاً ضروریه؟
.این یه پیشنهاده
، با رفتن دنبال لیگ، از درون و از بیرون
میتونیم عقبنشینیشون رو .برای همیشه قطع کنیم
!پیشنهاد
تو داری این رو همچین چیزی خطاب میکنه .وقتی که میدونی که نمیتونم ردش کنم
.این بدجنسانست
.من اینو نادیده نمیگیرم، هاوکس
خوشبختانه، تو قادر نبودی که .موفق به رسیدن به کمینو شی
یه بچه؟ یه بچه نجاتشون داد؟
همه رو؟ از اون حادثه بزرگ؟
.باورم نمیشه
.لطفاً این بچه رو پیدا کنین
.فوراً
.این بچه یه قدرت طبیعی داره
.اون باید تبدیل به یه قهرمان بشه
لطفاً بهمون اجازه بدین که .از تمام خانوادتون حمایت کنیم
...تحقیقات مخفی درون لیگ شروران
اگه کثیف شدن دستم ، کمک میکنه بقیه با آسودگی استراحت کنن
.با خوشحالی قبولش میکنم
...من هاوکسم
.یه مرد که برای نفع خودم خیلی سریعم
دنیایی که قهرمانها ...وقت خالی زیادی رویِ دستشون مونده
...من با بیشترین سرعتی که میتونم
.اون رو بهدست میآرم...
هاوکس
:کوسه
بالهای درنده
میتونه بالهایِ کمرش رو.با اراده تغییر بده. میتونه شلیک یا تغییرشون بده
وابستگی: قهرمان حرفه ای
تولد: 12/28
قد: 172 سانتی متر
گروه خونی: ب
علایق: یاکیتوری
سخت بنیاد
:کوسه
شعله جنمی
اون میتونه با بدنش شعلههایی با دما بالا تولید کنه
وابستگی: قهرمان حرفه ای
تولد: 8/8
قد: 195 سانتی متر
گروه خونی: آ ب
علایق: کادزو موچی
!خوش برگشتی
.یه مدتی گذشته
شوتو مجوز ترک کردن کمپ رو .بهخاطر این گرفت
من از معلمش هم خواستم که .بیاد، ولی اون نمیخواست
قهرمان حرفه ای
آیزوا شوتا
:کوسه
پاک سازی
فیومی تودوروکی
به هرحال، بیا اینکه تو اون کار بزرگ رو تموم کردی رو جشن بگیریم! حله؟
شوتو تودوروکی
:کوسه
نصف سرما - نصف گرما
.این زخم بدیه
"ناتسو تودوروکی"
هی، شما دوتا! قول دادین که امروز رو جشن میگیرین، یادتونه؟
بابا بالاخره داره سعی میکنه که !به خانواده خودش و این چیزا فکر کنه
حتی اگه ازش متنفری، نزار که !انقدر رویِ صورتت نمایش داده بشه
.میتونم صدات رو بشنوم
.متاسفم، خواهر
.فکر نمیکنم که بتونم این کار رو کنم
!ناتسو
، ناتسو
.اگه چیزی برای گفتن داری، بگو
.بگم"؟ بهم استراحت بده"
میدونی، من تازه امروز فهمیدم که .شوتو هم سوبا دوست داره
چون تو نمیخواستی که .اون با ما شکستخوردهها کاری داشته باشه
.به اون نگاه نکن، شوتو
.اونها دنیاشون با تو فرق داره
به دلایلی، بهنظر میرسه که ، مامان و آجی آمادن که ببخشنت
، ولی تویِ سر من .تو هنوز یه حرومزاده روانیی
، انگار که تغییر کردی .ولی اصلاً تغییری نکردی
.ما رو نادیده میگیری
No comments yet. Be the first to leave one.