Le prime 200 righe.
تو بابای منو میشناسی؟
میشناسی؟
آره میشناسم
از کجا؟
چون زیاد میرفتم اونجا
واقعا؟
چقدر زیاد مثلا؟
زیاد. اونم برای یه مدت طولانی
اولا فکر میکردم فقط یه رستوران داره سادست
بعدا فهمیدم که
نویسنده ی کتاب بچه هام هست
.. که یه کتاب نوشته راجع به
دخترش که وقتی خیلی بچه بود از هم جدا شدن
از کی فهمیدی
که اون بابای منه؟
از همون اول
چرا زودتر
بهم نگفتی؟
چجوری توضیح میدادم
که همش اتفاقی نبوده؟
اینکه
پدرت منو نگه داشت
یا اینکه من قطب نماتو گرفتم
دخترمه خوشگل نیست؟
بین اینهمه اتفاق
قطعا یه انرژی گرانشی وجود داشته
و اون انرژی
مارو به سمت همکشونده
ولی نمیدونم
چقدر ازینارو تو باور میکنی
پرسیدم چرا زودتر نگفتی
نمیخواستم یجوری باشم که میدونم
اصلا قصد نداشتم زیاد اینجا مشغول به کار باشم
...و - و چی؟ -
مطمئن نبودم این حرفا رو بشنوی
چه حالی میشی
کدوم دختریه که دوست نداشته باشه از پدرش بشنوه؟
شنیدم وقتی بچه بودی طلاق گرفتن
بعدشم دیگه نیومده ببینتت
برای همین همچین احتمالی دادم
اینو میبینی؟
تولد 9 سالگیم
بابام اینو داد بهم
من خیلی گم میشم
برای همین بهم گفت اشکال نداره اگه گم شم
نباید خودمونگران کنم
آخه کدوم دختری از همچین پدری بدش میاد؟
پدرت
اگه این حرفارو میشنید خیلی خوشحال میشد
میشه بازم
از پدرم بگی؟
یدفعه دیگه
کم کم سر فرصت بیشتر ازش برات میگم
الان باید بری خونه
واقعا باید برم؟
آره بری بهتره
تو اینجا چکار میکنی؟
سلام هان یوروم هستم هم اتاقی جدیدت
چی؟ - از امروز قراره اینجا زندگی کنم -
خیلی خوشحالم که قراره پیش تو باشم یونگ جو
اونجا اتاق منه
آها
اونم سرویس بهداشتیه
آها
الو؟
سلامت رسیدی؟
تازه اتاقمو پیدا کردم
خوبه. استراحت کن
حتما خیلی خسته ای
چیزه سویون
بله؟ - خب -
ممنون
ممنون که راجع به پدرم باهام حرف زدی
شب بخیر
ممنون
سلام
به غذاهام دست نزن
به نوشیدنی هامم دست نزن
دو طبقه ی بالا مال من
پایینی هام مال من
چون من اول اومدم حق انتخابمم بیشتر بوده درسته؟
بله قطعا
همه ی کابینتام تقسیم بندی کردم
خالیا مال تو
حواست باشه چیزمیزات با مال من قاتی نشه
خیلی بدم میاد وقتی با کسی زندگی میکنم
وسایلم باهاش قاتی بشه
باشه. ولی میشه یکم آب بخورم؟
سمت راستمون یه فروشگاه هست
اگه از اول بخوای وسایل دیگرانو هی بگیری
عادتت میشه اونجوری آخرش کلامون میره تو هم
میدونم سخته. ولی لطفا خودت بخر
باشه
لزوما چون باهم زندگی میکنیم قرار نیست دوست همم باشیم
و امیدوارم فکر نکنی
نزدیکیم و میتونی ازم سوالای شخصی بپرسی
فقط تو یه خونه زندگی میکنیم
دوست نیستیم
چیز دیگه ایم هست؟
نه دیگه هیچی نیست فعلا
اگه باز چیزی به ذهنم رسید بهت میگم
خوبه؟ - آره -
پس فعلا
چقدر سخته
نمیتونه یکم خوش برخورد باشه؟؟
حالا چی میشد یکم از آبش میخوردم؟
بعدا یکی براش میخریدم دیگه
بد میگم؟
خودش شعورش میرسید من
هیچی ندارم بخورم دیگه
اگه بودم قبل اینکه
خودش بگه اصلا بهش میدادم
آخه طرف چقدر میتونه سنگدل باشه؟ بد میگم؟
کی سنگدله؟
اون سوب
کی باهات بد رفتاری کرده ها؟
این ساعت اینجا چکار میکنی؟
منتظر تو بودم
میخواستم ببینم خونه جدیدت خوبه یا نه
گفتم باهم بریم سر کار
سلام. تو لی سویونی درسته؟
شما؟
...اون - کو اون سوب هستم -
توی رمپ کار میکنم
هم دوره ی یوروم ام
وقتی داشتم برای مصاحبه آماده میشدم باهاش آشنا شدم
آشنای ساده که نه من بهترین دوستشم
و همه ی رازاشو میدونم
از آشناییت خوشبختم
اتوبوس اومد بدو - چی؟ -
ای بابا، کی آخه اینجوری کرده؟
موندم چجوری شکستتش آخه
کلا له شده
آقای چویی - بله -
تیم امنیتی الان بهم زنگ زد
گویا یه مرد قفقازی حاضر به بازرسی نشده
میگن انگاری یکم مشکوکه
شما نمیتونید قبل از بازرسی سوار هواپیما بشید
لطفا کیفتونو بزارید اینجا و کلاهتونو در بیارید
شرمنده ولی من خیلی حالم خوب نیست
بدنم درد داره
فکر نکنم بتونم بازرسی رو انجام بدم
من فوبیای فضاهای تنگ و باریکو دارم
نمیتونم. شرمنده واقعا نمیتونم
...و
مگه نباید ترمینال 1 پیاده شی؟
شیفت عصرم امروز یکم وقت خالی دارم
مشکوک میزنیا - منظورت چیه؟ -
یکارایی میکنی که قبلا نمیکردی
بابا جوونیما باید هر روز یجور عشق زندگی رو ببریم
گاهی اوقات لازمه یکارایی رو بکنیم که معمولا نمیکنیم
مگه نه؟ خوبه، نه؟
مطمئنی خوبی؟ - معلومه -
خیلی خب برو سر کارت - روز خوبی داشته باشی -
فایتینگ
باز میبینمت
راستی فکر کنم تو جشن خونه نویی خونه جدیدم ببینمت
پس فعلا
جشن خونه نویی خونه جدید؟
چی؟ جشن خونه نویی واسه خونه؟ - آره دیگه -
چون اومدی جای جدید باید سور بدی
همسایه ها رو ندیدی؟ کیم سونبه و پارک سونبه ان
معلومه که مال اونارم دیدم
ولی مال تورو نه
جشن خونه نویی میگیری دیگه نه؟
جشن خونه نویی - جشن خونه نویی -
جشن خونه نویی - جشن خونه نویی -
جشن خونه نویی - نمیگیرم -
نه؟ - نخیر عمرا -
نا یونگ جو اوه دِگی کارت داره
برو بازرسی خروجی 3
باشه
عجیبه. چرا نیومد پس؟
عجب داستانی داریما
ببخشید
بله؟
میخوای جشن خونه نویی بگیری واسه خونه جدیدت؟
جشن خونه نویی؟
چطور مگه؟
هم پر سر و صداست هم پر دردسر. خوشم نمیاد
پس بیا جشن خونه نویی نگیریم عزت زیاد
اینم که از همه چی بدش میاد
صبح بخیر
حتما خیلی خوشحالی
چون صبح دلپذیریه برات - چی؟ -
منکه صبح افتضاحیو دارم
پس یعنی بهتره حرف نزنی که حوصله ندارم
آها
هی لی سویون! سلام بلد نیستی؟
خودت گفتی حوصله ی حرف شنیدن نداری
منم فکر کردم بهتره چیزی نگم
باید برید گیت خروجی
انگار کلی از مسافرا معطل شدن
یه خارجیس که نمیزاره بازرسی شه
یه خانمیم کیمچی میخواد ببره
دارم میبرش برای دخترم
چرا نمیزاری ببرم ها؟؟
نمیتونید اینو بزارید تو چمدونتون
دخترم حاملس میخواد کیمچیه خودمو بخوره
باید میپرسیدید خب نمیتونید اینو با خودتون ببرید
No comments yet. Be the first to leave one.