エ・キ・ス・ト・ラ!!!

エ・キ・ス・ト・ラ!!!

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Stagione 1

Informazioni sulla release

This Is Going to Hurt S01E04 1080p iP WEBRip GalaxyTV
This Is Going to Hurt S01E04 720p iP WEBRip GalaxyTV
This Is Going to Hurt S01E04 1080p iP WEB-DL playWEB
This Is Going to Hurt S01E04 720p iP WEB-DL playWEB
This Is Going to Hurt S01E04 1080p WEB-DL-RTN
This Is Going to Hurt S01E04 720p WEB-DL-RTN
Un commento di thetrueali
🌕 Sub by: thetrueali 🌕 Telegram: @thetrueali

Tag

other
Pubblicato il: 2022-09-11
Download: 25
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

‫- میشه بپرسم اینجا چیکار می‌کنید؟ ‫- من دکتری‌ام که خواهرزاده‌تونو به دنیا آورد

‫واسه همین می‌پرسم که به نظرتون درسته...

‫که اینجا پیش خواهر من باشید؟

‫مادر بچه یه شکایت تنظیم کرده

‫این توضیحاتته؟ من هنوز شروع نکردم

‫فقط تونستم هفت‌تا کلمه بنویسم ‫و قهوه بریزم روش

‫بنویس که پشت تلفن با من مشورت کردی...

‫منم بهت توصیه کردم که بفرستیش خونه

‫می‌دونم که امیدوار بودی ‫با هلن ازدواج کنم، مامان

‫توی 5 سال هر 40 دقیقه یه بار ‫بهش اشاره کردی

‫- دوستت شکلات می‌خوره؟ ‫- راستش دوست‌پسرمه

‫خیلی خوشحالم، ما هم همدیگه رو ‫دوست داریم و گی هستیم

‫جفتتون؟

‫- با من ازدواج می‌کنی؟ ‫- البته

‫ترجمه: ‫thetrueali

‫Telegram: @Thetrueali

‫خداحافظ. ناهارشو یادت نره بدی

‫آره، می‌دونم عزیزم

‫ آهنگ Toothpaste Kisses ‫ از The Maccabees

‫یالا

‫چاقال خوابالو

‫شرمنده

‫باشه دیگه

‫خب، امشب برنامه‌ی جالبی داری؟

‫راستش آره. تو فکر این بودم که ‫سه ساعت دیرتر برم خونه...

‫داد و بیداد بشنوم و توی توالت خوابم ببره

‫باید یه جور فرم حقوقی باشه...

‫که آدما قبل از قرار گذاشتن با دکترا ‫مجبور باشن امضا کنن

‫- یعنی مثل متجاوزا؟ ‫- آره، دقیقاً

‫ولی حتماً دوست‌دخترت تا الان ‫به دیر کردنت عادت کرده، نه؟

‫راستش نامزدمه

‫عه، تبریک میگم

‫اینطوری هم نوشته میشه. نون الف میم ر د

‫نامرد؟

‫نه، منظورم این بود که... مرد داخلشه

‫نسخه‌ی مردونه

‫من همجنسگرام

‫ای وای. شرمنده

‫- نمی‌خواستم... ‫- اشکالی نداره

‫مشخصه که رفتار نر آلفای من گمراهت کرد

‫خب حالا کی خواستگاری کرد؟

‫راستش یه جورایی جفتمون

‫توی یه قبرستون مسلماً

‫راستش امشب قراره حلقه‌هامونو به هم بدیم

‫چه قشنگ

‫تو هم آدم خاصی رو داری که ازش عذرخواهی کنی؟

‫آره بابا، چه جورم

‫راستش من در حال حاضر توی...

‫یه رابطه‌ی سه‌نفره‌ام. منم و...

‫کتاب علوم زنان و یه ظرف خوراک چامین ارزون

‫صحیح. سکست با اون دوتا چطور پیش میره؟

‫چه بحث جذابی!

‫صحیح. ماجرای این شکایت

‫من همین الان توضیحاتم رو تحویل دادم...

‫شما هم وقتی که این کار رو کردید، ‫مسلماً میگید که...

‫توی اون شب مورد بحث چه اتفاقی افتاد

‫آره، البته

‫اینکه شما بهمون گفتید که ‫بیمار رو بفرستیم خونه

‫آره، ولی اون قضیه قبل از این بود که ‫پای شکایت بیاد وسط

‫حالا فکر می‌کنم باید...

‫یه مقدار توی بیان حقایق وسواسی‌تر باشیم

‫ریدم توش. داره حرفشو پس می‌گیره. حرومزاده

‫حرفشو پس می‌گیره ‫عین یه کیر بدون کاندوم...

‫و همه‌شو می‌پاشه رو صورتمون

‫بدون اینکه نظر منو بپرسی فرستادیش خونه

‫حقیقت همینه و منم قویاً توصیه می‌کنم...

‫که همینو توی توضیحاتتون بنویسید

‫دستکاری کردن حقایق در درازمدت ‫مشکل ایجاد می‌کنه

‫البته، آقای لاکهارت

‫همیشه برام سوال بود ‫که زیر یه اتوبوس چه شکلیه

‫خب برید دیگه

‫در رو هم ببند

‫فکر کردم گفتی این فاجعه نیست

‫گفتی: "کار به شورای پزشکی نمی‌کشه"

‫"از کار بیکار نمیشیم"

‫دقیقاً یه فاجعه‌ست

‫ولی نمی‌تونیم فقط حقیقت رو توی فرم‌هامون ‫بنویسیم و قضیه رو پشت سر بذاریم؟

‫خب مسلماً منم دلم می‌خواست ‫همین کارو کنم...

‫ولی قبلاً توضیحاتم رو تحویل دادم

‫بعد نوشتی که...

‫نوشتم اون گفت بیمار رو بفرستم خونه

‫آخه چی باید بهش می‌گفتم؟

‫می‌گفتی: "خیلی لطف دارید، ولی نه ممنون"

‫گوش کن. مشکلی نیست. درستش می‌کنم

‫- چطوری؟ ‫- یه فکری دارم. مشکلی نیست

‫بهتره که همینطور باشه

‫هیچ فکری ندارم، خیلی هم مشکله

‫آره، هنوز خیلی داره بهم خوش می‌گذره

‫الان شده نه‌تا بچه

‫آره، خیلی خوب پیش رفت

‫آره، پدر و مادراشون همه ‫اسم بچه‌هاشونو گذاشتن شروتی...

‫نه، مامان. داشتم شوخی می‌کردم

‫مشخصه که شوخی می‌کردم. ‫نمیان واقعاً چنین کاری بکنن

‫نه، هفته‌ی بعد نمی‌تونم. ‫شیفت کاری‌مون اینطوری نیست

‫آره، البته که غذا می‌خورم

‫دستگاه آلارمم روشن شد

‫آره، بهتره برم سراغش

‫آها، حتماً

‫باشه

‫آره، به بابا سلام برسون

‫خیلی‌خب، خداحافظ

‫خوبی؟

‫بیا. از این استفاده کن

‫اونا صورتتو داغون می‌کنن

‫ممنون

‫- وای، خدا رو شکر که اومدی ‫- بگو

‫من به کل رها شدم. اینجا خودم تنهام

‫تریسی و ریا رو فرستادن...

‫به یه دوره‌ی احمقانه. یه سه‌قلو هم باید ‫به دنیا بیاریم

‫- سه‌قلو؟ ‫- دقیقاً

‫سه برابر احتمالش هست که یه جای کار ‫خراب بشه

‫سه‌قلوها توی هر 6500 زایمان رخ میدن

‫توی بخش زایمان احتمالش خیلی کمه...

‫که کاری رو بکنی که تا حالا انجام ندادی

‫اونم اصل امروز

‫- مگه احتمالش چقدره؟ ‫- بگو ببینم، احتمالش چقدره؟ سه‌قلو رو میگم

‫یک در 4000؟

‫- راستش اشتباه گفتی ‫- اگه لقاح مصنوعی رو هم حساب کنی...

‫خیلی‌خب، خانم انیشتین خرخون

‫امروز پزشک مشاور کیه؟

‫فکر کنم خانم هاتن باشه

‫توی توالت دیدمش

‫میشه یه صحبتی باهات کنم؟

‫- آره ‫- نه ماما داریم، نه کارکنان بخش هستن...

‫حالا دکترا هم دارن میرن

‫خیلی‌خب، این قضیه‌ی توضیحاتت. راحته

‫تنها کاری که باید بکنی، ‫اینه که یه دونه دیگه بفرستی

‫صحیح؟ مثلاً بگو که اشتباه تایپی داشتی ‫یا همچین چیزی

‫صحیح. از اون اشتباهات تایپی که...

‫اتفاقی کل داستانمو تحریف کردم

‫خب باید یه کاری بکنی دیگه، باشه؟ ‫پای شغل منم وسطه

‫فکر نکنم امروز کسی اینجا...

‫- کار کنه، نه؟ ‫- شرمنده خانم هاتن

‫- ما داشتیم... ‫- خیلی‌خب

‫امیدوارم پاشنه‌ی کفشات فولادی باشه

‫امروز قراره حسابی جر بدیم

‫- خیلی‌خب ‫- می‌خوای کاری کنی یا می‌خوای عین...

‫یه بطری سس مایونز وایستی اونجا؟

‫چطوره چندتا قهوه بگیری؟

‫میگم چیکار کنی. یکی هم واسه خودت بگیر

‫شرمنده عزیزم. اتوبوس خراب شد

‫مشکلی نیست. فقط یه نشان اسم بردار ‫و یه جا بشین

‫خب، همونطور که گفتم، حالا دیگه ‫به جای پیرپزشکی باید بگیم...

‫مراقب از سالمندان

‫مراقبت از سالمندان؟ یه طوری میگه ‫که انگار طرف اومده چشمه‌ی آب گرم

‫موندم چرا تا ته قضیه نمیرن...

‫اسمشو نمی‌ذارن مراقبت از واقعه‌ی ناگزیر

‫مطمئنم که توی سه‌تا بخشنامه قبل‌تر ‫اسمش همین بوده

‫کمکی از من ساخته‌ست خانما؟

‫فقط داشتیم می‌گفتیم عالیه که...

‫بیماران مسن‌تر دیگه از این به بعد ‫با زبان سنتی...

‫- عاجز و زمین‌گیر نمیشن ‫- ما...

‫ما نمیگیم زمین‌گیر

‫ببخشید

‫چاقال

‫از این به بعد باید به جای بیمار ‫بگیم مراجعه‌کننده

‫به خاطر اینکه کلمه‌ی بیمار...

‫درواقع از کلمه‌ای لاتین ‫به معنای زجر ریشه گرفته...

‫اگه اونا مراجعه‌کننده‌ان، پس ما چی هستیم؟

‫- فاحشه‌ایم؟ ‫- خب حداقل اگه فاحشه بودم...

‫مجبور نبودم این لاشی رو تحمل کنم

‫بعید می‌دونم

‫فقط دارم شما رو...

‫به زبان درست مجهز می‌کنم ‫که کارتونو درست انجام بدید

‫مطمئنم که بیمارانم کلی هیجان‌زده میشن

‫مراجعه‌کننده

‫مراجعه‌کننده!

‫رفتی از برزیل قهوه گرفتی؟

‫شرمنده، فقط یه نفر توی کافی‌شاپ کار می‌کرد

‫فقط یه نفر... همه‌اش چرت و پرت

‫بقیه‌شو نگه می‌داری یا چی؟

‫- آره ‫- خانم هاتن

‫خیلی به سه‌قلوها فکر کردم

‫کسی نمی‌خواد راجع به ‫سوژه‌های جقت چیزی بشنوه

‫چقدر پر معنا

‫خب، منظورم این بود که...

‫با مد نظر قرار دادن زایمان با عمل ‫در شرف وقوع...

‫- سه‌قلوها... ‫- چقدر محتمل‌نمایی می‌کنی دکتر کی

‫نمی‌دونم معنیش چیه

‫فقط حس کردم باید منم کلمات شیک بگم

‫در رابطه با سه‌قلوها...

‫خواستم بدونم امکانش هست اجازه بدید ‫من عمل سزارین رو انجام بدم؟

‫مسلماً چندین مورد دوقلو به دنیا آوردم...

‫به پیشرفت حرفه‌ایم سرعت زیادی میده...

‫که فرصتی داشته باشم که...

‫تکنیکتون رو یاد بگیرم

‫فکر کردی تکنیکش چه کوفتیه؟

‫بچه‌ها رو می‌کشی بیرون...

‫تا دیگه بچه نباشه که بکشی بیرون

‫صحیح، بریم پدر و مادرشو ببینیم؟

‫شرمنده. باید می‌گفتم ‫با پیشینیانش مواجهه به عمل بیاریم

‫به نظرم خیلی خوب داره پیش میره

‫سلام. من آدام هستم

‫یکی از دکترها، ایشون هم خانم هاتن، ‫پزشک مشاور هستن

‫خوبه، نه؟

‫مثل اینه که یه جارچی داشته باشی

‫اسم من ویکی‌ـه. شما؟

‫من جازمین هستم، ایشون هم دیو‌ـه

‫عالیه. شنیدم یه چیز کوچولویی برام دارید

エ・キ・ス・ト・ラ!!! subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for エ・キ・ス・ト・ラ!!!

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left