Le prime 200 righe.
!هی! هی
یهخرده واسه انجام اون کار زوده، نیست؟
ببخشید! ببخشید. دیگه تمومه
...چیزه
ساعت دوازدهوْنیمـه
گُه بگیرن، واقعاً؟
آره
شرت قشنگـیه
...اوه. آم
مال مامانمه - اوه -
اعلاست
سلیقهش فوقالعادهست
خوشخریده
!سمی! اینجا
بگیر بشین - سلام -
سلام. ببخشید دیر کردم - عیب نداره -
بهمون ملحق شو
خیلیخب. چی میخورید؟
من تخممرغ سفارش میدم، ولی بهتون هشدار - داده باشم، چشمم پیش برگر میمونه - آره؟
میدونی، این رو میتونی بدون پنیر بگیری
باشه - بهخاطر شیکمت -
واقعاً گفتی «شیکم»؟
مگه چی میگن؟ - !معده -
نه، ولی دوستتون دارم. تو چی میخوری، سمی؟
خیلیخب. خب، شاید با یهخرده قهوه شروع کنم
خب پس اون یعنی «بلادی مری»؟
میتونی «بلادی مری» بگیری. همه با همایم. جمعمون جمعـه
خب، تمرین بعدی گروه سرود چی میخوای بخونی؟
میدونی، نمیدونم. توی قبلی اون من رو گول زد که انجامش بدم، پس نمی... نمیدونم. باید بهش فکر کنم
اوضاعاحوال؟ - خیلی خوب -
ممنون، قربان. خانم
هی، اولش درست گفتی. خیلیخب، فلنگ رو ببند
آیآیآی. خیلیخب
گفتم به حساب من، و دارید جیبم رو خالی میکنید
ولی چشمم کور، دندهم نرم
کس دیگهای نمیره؟
چرا
من میمونم قهوهم رو تموم کنم
من هم - اوه -
از دیدنت خوشحال شدم، سم - آره، از دیدنت خوشحال شدم، مایک -
میدونی، نمیدونستم این قراره شلوغپلوغ باشه
چی، چاشت؟ - آره، یهجورایی انگار یه فعالیت گروهی غیرمجازه -
چهار نفر بیشتر نیستیم
من... کارم چطور بود؟
بهنظرم کارـت خوب بود
اوه، خواهر واموندهم
سلام
وقتی برسم اونجا
خیلیخب
میدونی چیه؟ من... من باید یه سر برم مغازۀ خواهرم
اوه، میخوای باهام قدم بزنی؟ - البته -
خیلیخب. اوه، فرد خیلی انعام گذاشت. لوتیـه، هان؟
آره، بهخصوص واسه پیشخدمتهایی که معذبان
اصلاً چی یاد میده؟
خیلی توی نخ چیزهای مزرعهایه
...سرپرست کُل
میخوام بگم «ادارۀ خاک»ـه؟
هه
خب، مقصد من اینجاست
اوه. میای داخل؟ - !البته -
باشه، خب، اگه زلمزیمبو و خرتوْپرت دوست داری، عاشق اینجا میشی
من هیچوقت نفهمیدم کی این پُخ رو میخره
اوه، کاملاً
!جوئل! سلام
سلام، تریشا - نمیدونستم شما دو تا دوستاید -
چه ناز. اوه، هِل
جفتمون گفتیم که عاشق اونیکی میشی - آهان -
اوه. ممنون، چریتی. خوب من رو میشناسی
اینجا حساب خونگی داری؟ - ...نه -
خوبه
دوشنبه شب لازمت دارم
دستخطت رو لازم دارم
.رویدادمون واسه «روزهای دیوانهوار» در راهه واقعاً مهمه، و واقعاً واسه دعوتنامهها لازمت دارم
راستی، کی فکرش رو میکرد اینیکی دستخط قشنگی داشته باشه؟
من - آره؟ -
میتونی؟ - البته -
عالی. لطفاً دقیقاً همون روحیه رو بیار
!و ممنون - آهان -
خیلیخب، آمادهای؟
این رو لازم ندارم
همیشه اون کار رو میکنم. همیشه تن به خواستههاش میدم
اوه، سلام، ریک
سلام، سم - چطوری؟ -
!اوه خدای من. داشت یادم میرفت که توی تمرین گروه سرود دیدمش
اوه آره. قبلاً هم اونجا دیدهامش
وایسا، چی؟
چیه؟
اوه خدای من! ریک همجنسگراست؟
نه، لزومی نداره همجنسگرا باشی تا بیای - ...میدونم، ولی -
یه خبرهایی هست
هی! شلوارت رو پیدا کردی
اوه
آره، دارم... تنوع به خرج میدم
چطوری؟
یک سالی میشه که میبینم میای و میری، و تا امروز صبح سلام نداده بودی
...آره، آم
خب، بهگمونم دارم مردمیبودن رو امتحان میکنم
چه نتیجهای برات داشته؟ - مطمئن نیستم -
داربستت رو دوست دارم
اوه. ممنون
،میخواستم واسه گُل کاغذی داربست بزنم ولی توی سرما ریده میشه توـشون
آم... خب، اگه علاقهمندی، من یه کپه خاک و ترکه دارم
یهجورایی توی مراحل برنامهریزیام
اوه، ایول
شوخی میکنم. من نمیتونم اینجا چیزی رو زنده نگه دارم
مثل هالی
!اوه خدای من - تُف. زیادهروی بود -
...اون حس شوخطبعی تاریکی داشت، بنابراین گفتم - نه، داشت. نه، عیب نداره -
طوری نیست، فقط انتظارش رو نداشتم - مطمئنای؟ -
آره
واقعاً... واقعاً ازش خوشم میومد
آره. خیلی فوقالعاده بود - آره -
...آم... خب
اسم من سمـه
اسم من دروئه
دی-آر-ای-دابلیو درو؟
واژۀ چهارحرفی
Fuck چهارحرفی (رکیک). مثل - آره -
اوه خدای من. میدونی، صحبت با تو واقعاً خوشایند بوده
صحبت باهات خوشایند بوده - ...احتمالاً دیگه تکرار نمیشه، ولی -
خیلیخب، زندگی خوبی داشته باشی - آره -
همچنین
من میرم واسه خودم یه ساندویچ درست کنم - نوش جان -
تهمونده، یا بزنیم به سیم آخر و پای ظرفی مرغ از فریزر رو باز کنیم؟
آ... پای ظرفی خوب به نظر میرسه - باشه. باشد -
« هــمــهچــیــز مــمــکــن اســت »
« هیچکس بدون تلاش به موفقیت نمیرسد »
« در حین نمرهدهی استفاده از تلفنهمراه ممنوع »
چی نگاه میکنی؟
اوه، هیچی
اصلاً میدونی حدنصاب روزانهت برای نمرهدادن به انشاها چندتاست؟
آ... نمیدونم
و امروز چندتا انشا نمره دادی؟ - ...آم -
...میدونی، تعداد دقیقش رو یادم نمیاد
اصلاً لای پوشهش رو باز نکرد
منتقلت میکنم به تیم مانیکا
مانـ... تیم؟
چی، تو ناظری؟
فقط، مثلاً، به چشم یه مسئلۀ شاگرد-مربی بهش نگاه کن
...میدونم که
اجازه هست...؟ - بفرما. تماموْکمال در اختیار خودت -
من هم توی اون موقعیت بودهام
«شرایط مشابه تو رو داشتهام، و پیش خودم گفتم: «همینه؟
و، مثلاً... خیلیخب، یه آهنگه بود که ،وقتی من مثلاً راهنمایی بودم منتشر شد
و اینجوری شروع میشه: «تابهحال حس «...کردی که کیسۀ پلاستیکی هستی
اقلاً وقتی مِیخونهچی بودم، یهخرده پول در میاوردم، سر کار الکل میخوردم
کسی مزاحمم نمیشد
!این کار اهمیتی برام نداره
!دلم نمیخواد به این کار اهمیت بدم
!و مانیکای وامونده
...جوئل، ببخشید
قسمتهای کلوچهایش رو چیکار میکنی؟
اوه
!اوه
!ایول - بیا. خیلی ارضاکنندهست. امتحانش کن -
!اوه
!چه دستهای تنومندی - خیلی ممنون -
یهدونه دیگه، درسته؟ - !آره. اوه -
وایسا، بذار ببینم میتونم بندازم توی حفره
...سلام - سلام -
نشنیدم بیای داخل
اوه، ببخشید - چیکار میکنی؟ -
آم... فقط داشتم دنبال چندتا کتاب آواز قدیمی میگشتم - آه -
چه سورپرایز خوشایندی - آره -
چی پیدا کردی؟ - اوه، کُلی چیز خوب -
این کلاسیکهای آمریکایی رو
اوه آره
خیلیخب، خب، همهش رو برمیدارم. اشکال نداره؟
تماموْکمال مال خودتان
بابا کو؟
اوه، بابا کو؟
یه جایی اون بیرون داره یه کاری میکنه
!بابا
!بابا
!بابا
!سم
!سم - ...بابا -
یا پیغمبر - !من اینتوئم -
!بابا... بابا
اوه خدای من، چی شد؟ حالت خوبه؟
آره، خوبام. خوبام
باد زد این در لعنتی رو بست
دستگیره رو ببین
یا پیغمبر - ...کنده شد افتاد -
چرا مامان رو صدا نکردی؟
میدونم
!اونجا روی صندلی لمیدنی از هوش رفته، بابا
تقصیر منه، نه اون
!ببین، حواسم به در لعنتی نبود
خیلیخب، بیا ببریمت داخل و یه چیزی بیاریم بخوری
هوم - حتماً خیلی تشنهته -
آره، تشنهمه
...اوه
با تو چیکار کنیم؟ - نمیدونم، عزیزدلم -
منظورم اینه، با توقع یهجور تشکر که انجامش نمیدم
عرفه دیگه، درسته؟
...و دوست کلیساییمونه، پس - خب، باز هم، یه تشکر خشکوْخالی که به جایی برنمیخوره -
هنوز... هنوز دعوتنامۀ رشما رو ننوشتی؟
آم... فکر نکنم - وقتی رسیدی بهش، دست - نگه دار، چون میخوام یه نوشتۀ شخصی بذارم داخلش
چون اون کسیه که باید واسه «کسبوْکار مرکز شهر سال» باهاش طرح رفاقت بریزیم
No comments yet. Be the first to leave one.