Le prime 200 righe.
آنچه گذشت
من وکیلشم و صرفا چون طرف یا خانوادهش مُردهن
دست از کار کردن برای طرف نمیکشم
یوجین؟
زنگ میزنم آمبولانس
نه، نمیتونم برم بیمارستان
میکُشنم
یه قربانی تیرخورده دارم
تازه رسیده - بهشون نگو -
پلیس این کار رو باهاش کرده
واسه یه مسئله دیگه به کمکت نیاز دارم
من رو برگردون زندان ولی من کارم باهات تموم شده
کارت زمانی تموم میشه که من بگم
دیگه بسمه
دیگه نمیتونم ببینمت
بهخاطر بابام؟
حضور من توی زندگیت
برات آسونترش نمیکنه
باید یه راهی واسه آب کردنش پیدا کنیم
اگه ملت روی فازش بمیرن واسه محله بد میشه
.پخشش کنید اینجوری اگه کسی بمیره
ردش به ما برنمیگرده
برادر کوچیکهم، یکی از بادکنکها رو برداشت
مُرده
باید وقتی فرصتش رو داشتم بیشتر تلاش میکردم
و این عن رو مینداختم دور
.تقصیر مو گندهست اون کلاب تخمی
بیشتر از مردم خودش براش اهمیت داره
نمیتونه تا ابد قسر در بره
ایکاش از ما هم به اندازه اون جنده مواد فروش
توی لوور ناینث
حمایت میکردی
نمیشه بیخیالش بشی؟
نمیخوام اونور خیابون
رو به روی هتلم باشه
جویی اومد هتل
و یوجین جونز رو دیده بود
مگه نکشته بودنش؟
یوجین جونز زندهست
چارلی! به گای سگ رفتیم
رفتیم؟
بهش دستبند میزنم
بیهوشهها
یه مظنون تیراندازیه
من وکیل این پسرهم
همین الان دستش رو باز کن
!یوجین جونز اسمم یوجین جونزه
این خانوادهی ما چه مرگشه آخه؟
دیگه با هیچکدومتون کاری ندارم
تا وقتی فیا نیومده خونه
پات روی توی خونه نمیذاری
یه مادر 17 ساله مجردم
چی کار کنم آخه؟
کاشف به عمل اومد
رابین بهخاطر اینکه داشته درباره پلیسهای فاسد
تحقیق میکرده، کشته شده
سعی داشتم بهش کمک کنم
...اصلا نمیدونستم
دودوتا چهارتا نکردی؟
متاسفم مایکل
من هم همینطور
اگه به آدمهایی که توی زندگیت هستن نگاه کنی
شاید جایی رو پیدا کنی که بهش تعلق داشته باشی
حتی اگه جایی نباشه که همیشه میرفتی
آره
خوش اشتهایی. آره
میشه باز هم بخوری؟
آفرین راکو - وای، ممنون -
که داری سیرش میکنی - اختیار داری -
موبایلم کجاست؟
توی دستته، مامانش
دارم دیوونه میشم
...نه، صرفا بیا
صرفا یهکم مضطربی
یه لحظه بشین و نفس بکش. باشه؟
باید قبل از امتحانت
یه چیزی بخوری
استیسی دیرش شده
امروز همهچیز ریده
میدونی، وقتی رفتم امتحان وکالت بدم
تا خود جایگاه آزمون بالا آوردم
شرمنده
بد موقع گفتم - آره -
ولی همهش
تخم مرغ و نون تست فرانسویای بود
که رابین، اون روز صبح برام درست کرد
یهکمش هم ریخت روی کفشم
و کل مدت
که داشتم امتحان میدادم
نمیتونستم چشم از کفشم بردارم
هدف از تعریف این داستانت چی بود؟
خواستم بگم همچنان قبول شدم
آره، من نگران قبول شدن نیستم
من نگران زندگیام
یعنی سال اول
مشاورمون، نشوندمون
و گفت 5تا برنامه برای آینده بچینید
ترک تحصیل، بچهدار شدن
آزمون دیپلم دادن
و زندگی با پدر شوهرم جزو برنامههام نبود
زندگی واقعی با پنجتا برنامه، جور در نمیاد
و مادرِ مادربزرگ بچهت بهم دستور داده
که نذارم آفتابی بشی
شما دوتا بار روی دوشمون نیستید
نعمت زندگیمونید
ممنون
دم رفتنی یه قهوه برات درست میکنم
ممنون. راکو
نگاهش کن
لعنتی، استیسی بیست دقیقه دیگه میرسه
.مشکلی نداره من حواسم بهش هست
واقعا؟ مطمئنی؟ - آره -
برو - ممنون -
ممنون - بترکون. نگران نباش -
همهچیز تحت کنترله
کی این کار رو باهات کرده؟
دلت برام تنگ شده بود؟
بیا عزیزم
هی
بچه بامزهایه
چی میخوای؟
شنیدم با نانسی، تجربه دلخراشی داشتید
.تموم شد رفت دیگه فقط همین مهمه
خوبه
پس میتونیم برگردیم سرکارمون
وقتی گفتم دیگه کاری باهات ندارم از ته دل بهت گفتم
اینجا زندگی خوبی برای خودت ساختی، نه؟
خانواده داری، پدربزرگ شدی
و من هم واقعا برات خوشحالم
ولی کارمون تموم نشده
یه شاهد میخوام، مایکل
یکی رو میخوام که من رو با خانواده بکستر آشنا کنه
یکی که به اندازه کافی ازشون اطلاعات
و بهشون دسترسی داشته باشه
کمک کن فیا بکستر رو بکشونم سمت خودم
وای خدا
دوست فیا اومده
قراره از راکو پرستاری کنه
باید بری - مایکل -
فیا، تنها عضو اون خانوادهست
که مجرم نیست
برو بیرون
مایکل، گوش کن ببین چی میگم
نه - لطفا گوش کن -
.بهت اعتماد داره قول میدم
این آخرین کاریه که میگم بکنی
و این آخرین حرفیه
که بهت میزنم
برو درت رو بذار
کانال زیرنویسهای ما @NightMovieTT
« ما را در تلگرام، اینستاگرام و توییتر دنبال کنید » @NightMovie_Co
چه جذاب شد
افتتاحیه بزرگ، امشب با حضور جانل ویلیامز
.فقط ادعاست تخم این کارها رو نداره
نه
اون جنده خیلی هم تخم داره
« عالیجناب »
« مترجم: علیرضا نورزاده » ::. MrLightborn11 .::
ملاقاتی داری
چطوری؟
برات کاغذ آوردم
.نذاشتن مداد بیارم چون تیزه
ممنون
ازشون خواستم
که به زندان نوجوانان منتقلت کنن
ولی قاضیه زیاد راضی به این کار نیست
توی زندان، حواسشون بهت هست دیگه؟
خیلیخب، با دادگستری تماس میگیرم
و ببینم چه توقعاتی
پیش خودشون دارن
منظورت چیه؟
با بازپرس صحبت میکنم تا ازش اطلاعات بگیرم
حدس میزنم بهجای محاکمه کردنت
باهات معامله میکنن
یعنی میخوای باهاشون همکاری کنم؟
میخوام خیلی خوب به یه عدد فکر کنی
حاضری چهقدر حبس بخوری؟
جرک
.داخل میبینمت لی
بالاخره قرار بر صحبت شد؟
گفتم بهتره مکامله رو شروع کنیم
خوبه. نظرت چیه جلسه بذاریم؟
من نه دفتر ندارم، نه دوست دارم بیام دفتر تو
پس بیا گپ بزنیم
موکلت آمادهی همکاری هست؟
بستگی داره
نظرت چیه اول پیشنهاد تخمیت رو بگی
تا ببینیم چی میشه؟
پیشنهاد تخمیای درکار نیست
موکلت، حبس ابدِ بدون عفو مشروط در انتظارشه
و اگه محاکمه بشه همین حکم رو براش میبرن
اگه به قتل غیرعمد اعتراف کنه سی سال حبس میخوره
اون یه بچهست
همونطور بچهای که کشته - احتمالا -
باشه، احتمالا
ولی خودت میدونی که کُشته
من که نمیدونم
فقط میدونم تو میگی یکی رو کشته
چون پلیسها همچین حرفی زدن
همون پلیسهایی که گفتن
No comments yet. Be the first to leave one.