冒険者になりたいと都に出て行った娘がSランクになってた
Le prime 157 righe.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
برگشت رنک اس از خونه رفت و به عنوان یک ماجراجوی دخترم
"غم آنجلین" قسمت 1
قسمت بعد
"بلگریو غول سرخ"
ارباب
درد دارم
کمکم کن
خیلی تنهام
چرا... چرا...
هشت سالی میگذره
ولی هنوزم اون حادثه رو به یاد میارم
آهای، بل!
صبح بخیر
صبح بخیر، کری
داریم پیاز میکاریم
یه کمکی میرسونی؟
اشکال نداره فردا بیام؟
دارم میرم یکم گیاه دارویی بچینم همچین چیزی ازم خواستن
مثل اینکه تو هم سرت شلوغه
خب، فردا میبینمت!
حتما
صدای گریه بچه؟
کلک پیکسی ئه؟
باورم نمیشه
یه بچه اینجا چیکار میکنه؟
علوفه برای دور کردن ارواح شیطانی...
به نظر نمیرسه رهاش کرده باشن یا بچه رو یادشون رفته باشه
مثل اینکه چاره ای دیگه ای ندارم، دارم؟
آنجلین، همچین گارد باز ضایعی گولت نزنه
باید حرکات دشمنت رو پیش بینی کنی
تو منو زدی
هان؟
واقعا منو زدی، بابا!
ولی خودت گفتی بهت آسون نگیرم
بلندم کن
چی؟
بغلم کن!
آنجه، با اینکه دوازده سالته ولی بازم مثل بچه ها رفتار میکنی
بوی خوبی میدی، بابا
خیلی خب، بیا برای شام آماده بشیم
باشه!
بیا امروز یکم ولخرجی کنیم
من عاشق ذغال اخته ام!
حالا بیا بابت این برکت های مزرعه شکرگذاری کنیم
وقتشه غذا بخوریم!
من انجامش میدم
مشکلی نیست. بابات از پسش برمیاد
فردا میرم شهر
دیگه نمیتونم کمکت کنم
پس شاید بذارم تو انجامش بدی
باشه!
دوازده سال میگذره
فکرشم نمیکردم که بخواد جا پای من بذاره و ماجراجو بشه
بابا، تمومش کردم!
خدای من... دستات هنوز خیسه
منو محکم تو بغلت بگیر
میخوام سخت کار کنم
میخوام سخت کار کنم و روی پای خودم وایسم تا یه ماجراجوی بزرگ بشم که به ضعیفا کمک میکنه
اوهوم
آنجه
برای یه ماجراجو هیچی مهم تر از جون خودش نیست
نباید به خودت خیلی فشار بیاری
باشه
خیلی خب، برو دیگه
رفتم!
Mahdi :مترجم
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
@AioSub | @AioFilmcom
نیروی کمکیمون کجاست؟
نذار فرار کنه! برو دنبالش!
میری، پاین نگهش دار!
حله
عالیه، با یه تیر، اژدهایی که حتی "سطح دبل ای" ها هم از پسش برنمیان رو از پا درآورد
این دختره همون سطح اس معروفه!
والکیری سیاه مو... آنجلین!
آنجه، امروز روحیه ات بالاست ها
مرخصی پیش روت انقدر مهمه؟
معلومه که هست!
واسه اولین بار بعد از پنج سال قراره بابامو ببینم!
حالا، بهتره زودی برگردم اورفن تا وسایلمو جمع کنم!
پسر، گرمه
چیکار داری میکنی، آقای بل؟
چیکار میکنم؟ دارم وجین میکنم
اینجوری که کاری برای من نمیمونه
خب، شاید، ولی...
مهم تر از اون، بابام کارت داره
چی؟
یه تاجر دوره گرد این نامه رو از طرف آنجه برات آورده
ممنون
حتما داشتی زمین مارو وجین میکردی، آره؟
همینجویشم هیولاها رو نابود کردی، به جنگل رسیدگی کردی، و به بچه هام آموزش دادی
ما همگی قدردان...
باشه، باشه. برو بخونش
حتما
انجه چطوره؟
یه مرخصی طولانی گرفته تا بیاد بهم سر بزنه
چه خبر خوبی
باید ازش شاهانه پذیرایی کنیم
آنجه حالا سطح اس ئه، مگه نه؟ همچین چیزی خیلی عالیه، درست میگم؟
آره. بالاترین رده ایه که به انجمن ماجراجوهای اورفن میدن
خیلی به دخترم افتخار میکنم
پنج سالی میگذره، آره؟
بی صبرانه منتظرم
دارم میرم خونه! دارم میرم خونه!
قراره بابای عزیزمو ببینم!
میبینی چقدر باباشو دوست داره؟
آره. یجورایی شگفت زده شدم
شما دوتا نمیایید؟
ما باید با یه گروه دیگه کار کنیم تا نبودت رو جبران کنیم
ولی واقعا کنجکاوم بدونم بابات چجوریه؟
مهربونه، قویه، و به شدت باحاله
خیلی افتخار میکنم که اون بابامه
قویه؟ اونم ماجراجوئه؟
آره، البته، سابقا ماجراجو بود
اون بهم استفاه از شمشیر و هرچیزی که مربوط به ماجراجو شدن میشه رو یادم داده
هنوز نتوستم بهش با شمشیر ضربه بزنم
چی؟ نتونستی؟
پس باید خیلی کاردرست باشه!
همینطوره! بابای من بهترینه!
س-سلام، خانوم آنجه...
آقای لایونل
چی استاد انجمن رو به اتاق من کشونده؟
خ-خب، میدونی، یه گروه از مورچه های بزرگ به همراه ملکهشون توی آسترینوس سر و کلهشون پیدا شده...
من دیگه درخواستمو واسه مرخصی فرستادم!
دارم میرم خونهمون توی تورنرا!
نمیشه تجدید نظر کنی؟
یه تعدادی کشته شدن... لطفا به مردمشون کمک کن!
اگه نریم، کار استرینوس تمومه
خیلی بد میشه که نری، ولی... میگیری چی میگم؟
حشره های مزاحم...
تک تکتون رو میکشم!
آنجه!
اینجا منزل آقای بلگریو هست؟
بله، خودمم
یه نامه از طرف خانوم آنجلین براتون دارم
متشکرم
که اینطور، پس کار ضروره، آره؟
امیدوارم به زودی ببینمش
آنجه خیلی عصبیه، مگه نه؟
کاریش نمیشه کرد مرخصیش باز دوباره عقب افتاد
امیدوارم به زودی بابامو ببینم...
چه سرعت خارق العاده ای...
باورم نمیشه این همه ماموریت رو به اتمام رسونده
خانوم آنجلین حتما برای خونه رفتن خیلی عجله داره
مثل اینکه حالت خوبه
از وسایلت مشخصه داری میری خونه، درسته؟
آره، بالاخره
یه هفته ای میشه که اورفن رو ترک کردم
دیگه نزدیکم
ببخشید که توی دوره مرخصیت ازت خواستم مراقب وسایلم باشی
اشکالی نداره. سفر من به خاطر یه ماموریت ضروری به عقب افتاده بود
ولی بالاخره میتونم بابامو ببینم
مطمئنم پدرت خیلی خوشحال میشه
میگم، بابای من رو به اسم بلگرین، غول قرمز میشناسن
تا حالا اسمشو شنیدی؟
No comments yet. Be the first to leave one.