My Daughter Left the Nest and Returned an S-Rank Adventurer

My Daughter Left the Nest and Returned an S-Rank Adventurer

冒険者になりたいと都に出て行った娘がSランクになってた

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Informazioni sulla release

S-RankMusume-01-13 [AioFilm click]
Un commento di AioFilm

Tag

other
Pubblicato il: 2024-01-13
Download: 22
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 157 righe.

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

‫‫‫برگشت رنک اس از خونه رفت و به عنوان یک ماجراجوی دخترم

‫‫‫"غم آنجلین" قسمت 1

‫‫‫قسمت بعد

‫‫‫"بلگریو غول سرخ"

‫‫ارباب

‫‫درد دارم

‫‫کمکم کن

‫‫خیلی تنهام

‫‫چرا... چرا...

‫‫هشت سالی میگذره

‫‫ولی هنوزم اون حادثه رو به یاد میارم

‫‫آهای، بل!

‫‫صبح بخیر

‫‫صبح بخیر، کری

‫‫داریم پیاز می‌کاریم

‫‫یه کمکی می‌رسونی؟

‫‫اشکال نداره فردا بیام؟

‫‫دارم میرم یکم گیاه دارویی بچینم ‫‫‫‫همچین چیزی ازم خواستن

‫‫مثل اینکه تو هم سرت شلوغه

‫‫خب، فردا می‌بینمت!

‫‫حتما

‫‫صدای گریه بچه؟

‫‫کلک پیکسی ئه؟

‫‫باورم نمیشه

‫‫یه بچه اینجا چیکار می‌کنه؟

‫‫علوفه برای دور کردن ارواح شیطانی...

‫‫به نظر نمی‌رسه رهاش کرده باشن یا بچه رو یادشون رفته باشه

‫‫مثل اینکه چاره ای دیگه ای ندارم، دارم؟

‫‫آنجلین، همچین گارد باز ضایعی گولت نزنه

‫‫باید حرکات دشمنت رو پیش بینی کنی

‫‫تو منو زدی

‫‫هان؟

‫‫واقعا منو زدی، بابا!

‫‫ولی خودت گفتی بهت آسون نگیرم

‫‫بلندم کن

‫‫چی؟

‫‫بغلم کن!

‫‫آنجه، با اینکه دوازده سالته ولی بازم مثل بچه ها رفتار می‌کنی

‫‫بوی خوبی میدی، بابا

‫‫خیلی خب، بیا برای شام آماده بشیم

‫‫باشه!

‫‫بیا امروز یکم ولخرجی کنیم

‫‫من عاشق ذغال اخته ام!

‫‫حالا بیا بابت این برکت های مزرعه شکرگذاری کنیم

‫‫وقتشه غذا بخوریم!

‫‫من انجامش میدم

‫‫‫مشکلی نیست. بابات از پسش برمیاد

‫‫فردا میرم شهر

‫‫دیگه نمی‌تونم کمکت کنم

‫‫پس شاید بذارم تو انجامش بدی

‫‫باشه!

‫‫دوازده سال میگذره

‫‫فکرشم نمی‌کردم که بخواد جا پای من بذاره و ماجراجو بشه

‫‫بابا، تمومش کردم!

‫‫خدای من... ‫‫‫‫دستات هنوز خیسه

‫‫منو محکم تو بغلت بگیر

‫‫می‌خوام سخت کار کنم

‫‫می‌خوام سخت کار کنم و روی پای خودم وایسم ‫‫‫‫ تا یه ماجراجوی بزرگ بشم که به ضعیفا کمک می‌کنه

‫‫اوهوم

‫‫آنجه

‫‫برای یه ماجراجو هیچی مهم تر از جون خودش نیست

‫‫نباید به خودت خیلی فشار بیاری

‫‫باشه

‫‫خیلی خب، برو دیگه

‫‫رفتم!

Mahdi :مترجم

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

@AioSub | @AioFilmcom

‫‫نیروی کمکی‌مون کجاست؟

‫‫نذار فرار کنه! برو دنبالش!

‫‫میری، پاین نگهش دار!

‫‫حله

‫‫عالیه، با یه تیر، اژدهایی که حتی "سطح دبل ای" ها ‫‫‫‫ هم از پسش برنمیان رو از پا درآورد

‫‫این دختره همون سطح اس معروفه!

‫‫والکیری سیاه مو... آنجلین!

‫‫آنجه، امروز روحیه ات بالاست ها

‫‫مرخصی پیش روت انقدر مهمه؟

‫‫معلومه که هست!

‫‫واسه اولین بار بعد از پنج سال قراره بابامو ببینم!

‫‫حالا، بهتره زودی برگردم اورفن تا وسایلمو جمع کنم!

‫‫پسر، گرمه

‫‫چیکار داری می‌کنی، آقای بل؟

‫‫چیکار می‌کنم؟ دارم وجین می‌کنم

‫‫اینجوری که کاری برای من نمی‌مونه

‫‫خب، شاید، ولی...

‫‫مهم تر از اون، بابام کارت داره

‫‫چی؟

‫‫یه تاجر دوره گرد این نامه رو از طرف آنجه برات آورده

‫‫ممنون

‫‫حتما داشتی زمین مارو وجین می‌کردی، آره؟

‫‫همینجویشم هیولاها رو نابود کردی، به جنگل رسیدگی کردی، و به بچه هام آموزش دادی

‫‫‫ما همگی قدردان...

‫‫باشه، باشه. برو بخونش

‫‫حتما

‫‫انجه چطوره؟

‫‫یه مرخصی طولانی گرفته تا بیاد بهم سر بزنه

‫‫چه خبر خوبی

‫‫باید ازش شاهانه پذیرایی کنیم

‫‫آنجه حالا سطح اس ئه، مگه نه؟ ‫‫‫‫همچین چیزی خیلی عالیه، درست میگم؟

‫‫آره. بالاترین رده ایه که به انجمن ماجراجوهای اورفن میدن

‫‫خیلی به دخترم افتخار می‌کنم

‫‫پنج سالی میگذره، آره؟

‫‫بی صبرانه منتظرم

‫‫دارم میرم خونه! دارم میرم خونه!

‫‫قراره بابای عزیزمو ببینم!

‫‫می‌بینی چقدر باباشو دوست داره؟

‫‫آره. یجورایی شگفت زده شدم

‫‫شما دوتا نمیایید؟

‫‫ما باید با یه گروه دیگه کار کنیم تا نبودت رو جبران کنیم

‫‫ولی واقعا کنجکاوم بدونم بابات چجوریه؟

‫‫مهربونه، قویه، و به شدت باحاله

‫‫‫خیلی افتخار می‌کنم که اون بابامه

‫‫قویه؟ اونم ماجراجوئه؟

‫‫آره، البته، سابقا ماجراجو بود

‫‫اون بهم استفاه از شمشیر و هرچیزی که ‫‫‫‫مربوط به ماجراجو شدن میشه رو یادم داده

‫‫

‫‫هنوز نتوستم بهش با شمشیر ضربه بزنم

‫‫چی؟ نتونستی؟

‫‫پس باید خیلی کاردرست باشه!

‫‫همینطوره! بابای من بهترینه!

‫‫س-سلام، خانوم آنجه...

‫‫آقای لایونل

‫‫چی استاد انجمن رو به اتاق من کشونده؟

‫‫خ-خب، می‌دونی، یه گروه از مورچه های بزرگ ‫‫‫‫ به همراه ملکه‌شون توی آسترینوس سر و کله‌شون پیدا شده...

‫‫من دیگه درخواستمو واسه مرخصی فرستادم!

‫‫دارم میرم خونه‌مون توی تورنرا!

‫‫نمیشه تجدید نظر کنی؟

‫‫یه تعدادی کشته شدن... لطفا به مردمشون کمک کن!

‫‫اگه نریم، کار استرینوس تمومه

‫‫خیلی بد میشه که نری، ولی... می‌گیری چی میگم؟

‫‫حشره های مزاحم...

‫‫تک تکتون رو می‌کشم!

‫‫آنجه!

‫‫اینجا منزل آقای بلگریو هست؟

‫‫بله، خودمم

‫‫یه نامه از طرف خانوم آنجلین براتون دارم

‫‫متشکرم

‫‫که اینطور، پس کار ضروره، آره؟

‫‫امیدوارم به زودی ببینمش

‫‫آنجه خیلی عصبیه، مگه نه؟

‫‫‫کاریش نمیشه کرد ‫‫‫‫مرخصیش باز دوباره عقب افتاد

‫‫‫امیدوارم به زودی بابامو ببینم...

‫‫‫چه سرعت خارق العاده ای...

‫‫باورم نمیشه این همه ماموریت رو به اتمام رسونده

‫‫خانوم آنجلین حتما برای خونه رفتن خیلی عجله داره

‫‫مثل اینکه حالت خوبه

‫‫از وسایلت مشخصه داری میری خونه، درسته؟

‫‫آره، بالاخره

‫‫یه هفته ای میشه که اورفن رو ترک کردم

‫‫دیگه نزدیکم

‫‫ببخشید که توی دوره مرخصیت ازت خواستم مراقب وسایلم باشی

‫‫اشکالی نداره. سفر من به خاطر یه ماموریت ضروری ‫‫‫‫ به عقب افتاده بود

‫‫ولی بالاخره می‌تونم بابامو ببینم

‫‫مطمئنم پدرت خیلی خوشحال میشه

‫‫میگم، بابای من رو به اسم بلگرین، غول قرمز می‌شناسن

‫‫تا حالا اسمشو شنیدی؟

My Daughter Left the Nest and Returned an S-Rank Adventurer subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for My Daughter Left the Nest and Returned an S-Rank Adventurer

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left