Le prime 200 righe.
سِلت های باستان معتقد بودند که
اوسی" روح جهان هست"
بابا - اوضاع از تعادل خارج شده -
اتفاقات بدی افتاده
آن چه در "روز سوم" گذشت
نه ماه پیش، سم از اون در بیرون رفت .پولمون رو بُرد
درگیر همه جور کار عجیب و غریب و غیرقانونیای شد
!نه،نه،نه
چی باعث شده فکر کنی که ممکنه اینجا باشه؟
.اونروز سم نزدیک اینجا بود
.جزیرهی اوسی
.اون با یک زن دیگه بود
.این بچه خیلی خاصه
پس، جیسون خوشحال میشه که یه دختر داره؟
.اسم پدر "سم" هست
اون اینجاست؟
.آره، توی "خانهی بزرگ" هست
میشه برام اونو بیاری اینجا؟
خانه بزرگ" کجاست؟"
همینجا بمون و مطمئن شو که حالش خوبه
،اگه مشکلی بود .به مامان زنگ بزن
الان ازت میخوام که بشینی
«روز ســــوم»
مترجم : علی نصرآبادی « Ali EmJay »
سم؟
تو اینجا چیکار میکنی؟
کجا بودی؟
.اونجا
چرا نیومدی خونه؟
...تو همینجور
! نیومدی خونه، سم چرا نیومدی خونه؟
.اون اینجاست، کَس
کی اینجاست؟ - نیتن -
پسرمون اینجاست - شروع نکن، سم -
اینکارو نکن. باشه؟ - .میدونم ممکنه عجیب به نظر بیاد -
اون زندهست
اون تمام این مدت اینجا بوده
نیتن مُرده، سم
نه
نه
اونا بُردنش
مردم اینجا اونو بُردن
چرا باید اینکارو کنن؟ - چونکه پسرم هست -
پدربزرگم توی "اوسی" به دنیا اومده بود .من نمیدونستم
من نوادهی مردی هستم که این مکان رو ساخته
اونا به نیتن نیاز داشتن چونکه اونم از نوادگانش هست
.اما الان منو گذاشتن
.من "پـدر" هستم
.رهـبـر اوسی
داری میگی پسرمون رو بُردن؟
.الان دلیلشو میفهمم
...این مکان
...کَس
.این مکان فوقالعادهست
و اون اینجاست؟
توی این جزیره؟
.اوه
! گه تو این شانس
.بهت گفتم نذاری بیاد بیرون
! من که پرستارش نیستم
هنوز از مستی در نیومدی؟
بالاخره قراره امروز به یک دردی بخوری؟
گوش کن
اوضاع داره سریع پیش میره
جس یک دختر به دنیا آورده
یک دختر؟
...اون فرزند الان چالشی برای
...برای قدرت تو - .گفت که پسرمو بُردین -
الان وقت خوبی نیست - اون کجاست؟ -
نیتن کجاست؟
.اون تو هست
تو رو بهش نشون میدم - ...خواهش میکنم، سم -
.باید اونو ببینه
! ای خدا
.بیا
.بیا
.نیتن
میدونی این کیه؟
.آره. مامانمه
اومدی اینجا تا منو ببینی؟
آره
آره، اومدم اینجا تا تو رو ببینم
پیرتر شدی
پیرترم
کی مراقبته؟
و قبل از اون؟ - خیلی ها -
چی؟ مردم اینجا، اهل جزیره؟
ناامید شدی؟
نه
.نه، اصلاً
.خیلی خوبه که میبینمت
من نقاشی میکشیدم میخوای ببینی؟
آره، میخوام .واقعاً میخوام
نظرت چیه؟
.به نظرم خیلی خوبن
قراره بمونی؟
.خب، اول باید حرف بزنیم
...خدای من
.یا خدا
میبینی؟
کَس؟ میبینی؟ - ...چی -
تو چته؟
...چه مرگته، روانی
...کس
! اون پسرمون نیست
چی؟ نه، اون نیتن ـه
! اون نیتن نیست، سم
...اون...چی چی
! اون کلاً یه پسر دیگهست
چطور میتونی بهم بگی که اون پسر بچهمونه؟
.هست، کَس
هست - ...نیتن -
.ده سال پیش از ما گرفته شد
شش سالش بود .باید الان 16 سالش میشد
چطور اون پسرمونه، سم؟ ! اصلاً نمیشه نمیخوره لامصب
خدای من، حتی رنگپوستش هم درست نیست
چطور میتونی بهم بگی که اون پسر بچهمونه؟
تمام این مدت اینجا بودی؟
با اون بچه؟ - نه -
...باید بفهمی که این مکان مثل جاهای دیگه
.خاصه
.خاصه. در اینجا اتفاقاتی میفته - واقعاً؟ -
اتفاقاتی که قوانین زمان و فضا رو نقض میکنه، لامصب؟
...مثل بزرگ نشدن یک بچه
مثل تغییرکردن رنگ پوستش ...مثل چشماش
نه، موهاش. موهاش چی؟
چی؟
موهاش؟ - ...اون نقاشیهارو دیدی. میدونم -
موهاش، لعنتی؟ - .میدونم که مسخره به نظر میاد -
...اما من باهاش وقت گذروندم
.و اون پسرمونه
...میدونی
،وقتی قبلاً این اتفاق میفتاد .احساس ترحم میکردم
...با خودم میگفتم
".دردش.دردش رو ببین"
وقتی پلیس رو متهم به لاپوشونی کردی
...وقتی قسم خوردی که نیتن زنده بود
...و هر نظریه مسخرهای که از اون
نامههای عجیب و غریب به ذهنت میومد .رو ادامه میدادی
! وقتی به اون یارو حمله کردی
اون رومانیایی بیچاره که هیچ ربطی به قضیه نداشت
حتی وقتی پدرم رو متهم کردی، ازت دفاع کردم
میگفتم "دردش رو ببین"
اما میدونی چیه، سم؟
...بحث "درد" نیست
یا غم یا حتی نیتن
بحث تو هست
بحث احساس گناه تو هست
،اینکه تو میخوای خودتو بابت کاری که کردی
تبرئه کنی - چی؟ -
من چیکار کردم؟
.پسرم رو گم کردی
...اون
اون خودش گم شد، کَس - نه -
! تو گمش کردی
گفتن 23 دقیقه و 17 ثانیه پای تلفن بودی
...به مدت 23 دقیقه و 17 ثانیه
فراموش کرده بودی که بچه 6 سالمون اونجاست
و چرا؟
چونکه داشتی با یکی از دوستدخترهات ! صحبت میکردی
من...نه، کس...بهت گفتم
داشتم تمومش میکردم - چی گفتی؟؟ -
چی؟ فکر میکنی من به این اهمیتی میدم؟
.من گند زدم
.من...من تو رو میخوام
.بچههامون
.میخوام یه خانواده باشیم
...نه
! ما یه خانواده نیستیم
ما سه تا آدمیم و یک انگل
میخوام بری
میخوام از زندگیمون بری، روانی
...تنها دلیلی که هنوز زن و شوهریم
اینه که اون کاغذهای لعنتیو امضا نمیکنی
پس...پس چرا اینجایی؟
.برای پول اینجام، سم
اون پولی که برای رشوهدادن به اون مرد بُردی ! و بعد در رفتی
...وامهایی گرفتی که
! نتونستم پرداختشون کنم
...برنامه احمقانهات برای گسترش بیزنس
وقتی که تنها چیزی که میخواستم این بود که بفروشم و ازش بیرون بیام لامصب
...خب الان قراره خونهمون رو از دست بدیم
چون پول نداشتهمون رو بُردی
بحث آیندهی دخترامه
.برای همین اینجام
.من پول رو میخوام، سم
! فقط همین
.کَس، من هنوز عاشقتم
! خدای من
دختره؟
آره
.قراره ما رو هدایت کنه
.اسمش "اپونا" هست
.اوضاع الان قراره متفاوت باشه
.خیلی خیلی متفاوت
.به کمکت نیاز دارم، سم
اوسی" فقط میتونه یک رهبر داشته باشه"
،تا موقعی که از این بابت مطمئن نشیم .جاش امن نیست
.میانگذر رو ببند
.هیچکس از "اوسی" بیرون نمیره
No comments yet. Be the first to leave one.