Le prime 200 righe.
فکر کنم چیزی پیدا کردم.
چی؟
خب،راندال اشاره كرد كه محل
حفاري در سان كريستوبال بوده.
پس من ازش استفاده کردم تا مکان دقیق رو پیدا کنم
البته که کردی
معدن نقره اورورا.
پس از سانحه معدن برای همیشه تعطیل شد.
این سانحه دو قربانی داشته ادوارد بلانت
یک کاوشگر انگلیسی و جمع کنندهِ گنجینه بین المللی.
آخرین باری که دیده شد درحالِ رفتن به سمت اون یکی قربانی درون معدن
یه مرد چینی به اسم "لی جیانگ"
-ادامه بده -معلوم شد که سانحه معدن
تصادفی نبود
یه نفر عمداً معدن رو از بین برده
من به چی نگاه میکنم؟
لی جیانگ پروفسور چائو در مورد جیانگ ها نوشته.
اون یه فرضیه داشت که میگفت اونا یکی از خانواده های نگهبان ان
اون یه نامه به یکی از آشناهاش زد و
گفت که مردُم دارن میان سراغش
که اونا دنبال یه چیزی ان
که اون برای محافظت ازش متوقف نمیشه
بنابراین ، بلانت دنبال خنجر بود و...؟
لی جیانگ برای محافظت از اون درگذشت.
و کارش جواب هم داد.
خنجر بیش از 150 سال بدون هیچ مزاحمتی زیرخاک باقی موند.
تا الان
تاحالا حسِ نوچه های بابانوئل رو داشتی
که کادوها رو کادوپیچ میکنن و
میفرستن واسه بچه پولدارای جهان؟
کارمون همینِ
آره مرد سرگرمی ـه
شمعدونی های خاص یا کوزه ها رو جعبه بندی کنیم
تا توی بعضی خونه ها یا موزه ها به نمایش گذاشته بشن.
باید دو دستی میچسبیدم به اون شغلِ
حفاری کائلو که توی بلیزو داشتم..
حداقلش اونا دارن چیزای باارزش پیدا میکنن
آره
خوبه
یه نوشیدنی نیاز دارم
یه لحظه دیگه میام پیشت تیکه آخرش ـه
دیدیش؟
این یکی از 8 سلاح ـه.
لی جیانگ برای محافظت از خنجر درگذشت.
باید اونُ متوقف کنی
ژیلان رو متوقف کن
ترجمه و تنظیم Matin78124 Instagram,Telegram
سلام
همین حالا با رندل صحبت کردم باورت نمیشه .
چیو؟
خنجر داره میاد به سانفرانسیسکو
ترجمه و تنظیم Matin78124 Instagram,Telegram
قسمت 6 "خشم"
نیکی
اوه ، سلام مامان
اومدی کمک کنی؟
آره قبل ناهار وقت دارم
امروز سرِ حالی
عالیِ
فهمیدم که وقتِ زیادی رو با
رفیقِ رایان میگذرونی
هنری؟
چقدر میشناسیش؟
مامان
ببین مدتی میشه که اومدی خونه
فقط میخوام ببینم دخترم چه کاره اس...
با کی وقتش رو میگذرونه
برنامه اش چیه
من و هنری... فقط دوستیم.
و برنامه هم دارم بهت که گفتم ناهارِ!
خداحافظ مامان
خداحافظ.
نیکی رفت؟
آره! پیشِ پای تو رفت
خوبه
میخوام باهات تنهایی صحبت کنم
واست یه سوپرایز دارم
"لاوگونگ"میدونی که من نسبت به سوپرایز چه حسی دارم
خب،آره دارم میبرمت سرِ قرار
قرار؟؟
-کِی؟؟ -شنبه
خب!رستوران...
"لن" میتونه فضای جلورو پوشش بده
واسه رستوران مشکلی پیش نمیاد
اینُ واسه این میگم که بتونی
اون لباس رو از انباری در بیاری
میدونی منظورم کدومِ
اون لباس رو دهه هاس که نپوشیدم
خب،تو دقیقاً به اندازه
روز اولی که اونُ پوشیدی خوشگلی
خودشه
دکتر چان...
ساعتم خوابیده یا...
کارِ اشتباهی کردم یا..؟
قضیه تو نیست رایان
ما در حال کاهش
ساعت درمانگاه هستیم
از هفته آینده شروع میشه
چرا؟؟ زمانِ انتظار داره بیشتر میشه
همین الانش هم به اندازه کافی به جامعه خدمات نمیدیم
بودجه ما ترکیبی از کمکهای مالی
خصوصی و کمکهای شهری ـه.
و شهردار بخش بزرگی
از بودجه ما را پس گرفت.
حقیقتش توی این موقعیت
خوش شانسیم که بتونیم یه ماه دیگه دوام بیاریم
ممکنه تعطیل کنیم؟؟ پس بیمارامون چی؟
خیلیاشون جای دیگه ای واسه رفتن ندارن
سالهاس دارم توی این نبرد مبارزه میکنم
کاری که از دستم بر بیاد رو میکنم
ولی باید واسه بدترین شرایط هم آمادگیش رو داشته باشی
دنیس این مدلِ شرابی دقیقاً همونیِ که
"جان لجند" توی مراسم "مت گالا" پوشیده بود
چطور ممکنه همچین کُتی رو واست نگیرم؟؟
مهم نیست چی بپوشم تهش چشم همه روی من ـه.
باشه میینمت
آلثیا شن
شما؟
من وکیلِ "کلودراش کپیتال"هستم
ما نماینده کارفرمای سابق شما
"چیس ماتسون" هستیم
آگاهیم که یه گزارشگر داره شمارو اغوا میکنه تا
داره یه جور کمپین ضدِ موکل ما راه میاندازه.
خب،تکذیب میکنم پس دیگه حرفی نمیمونه
ما میدونیم
از تصمیمی که تا الان گرفتید قدردانی میکنیم
درواقع به قدری قدردان هستیم که
میخوایم قانون وضع کنیم
قانون وضع کنی؟؟
یه پیمان نامه عدم افشای اطلاعات
فقط میخوایم از همکاریتون اطمینان داشته باشیم
از نظر تو داستان اینِ
شما بقیه خانوم هارو میترسونید و
آزارشون میدید تا ساکت بشن
بترسونیم؟؟ نه
ما به صلاحدید خودشون،واسشون جبران میکنیم.
ما آماده ارائه یک پیشنهاد بسیار سخاوتمندانه هستیم
تمامِ کاری که باید بکنی اینِ که امضا کنی
نه من به پولتون نیازی ندارم
آرامش خاطر چطور؟
واسه آرامش خاطر من نیست که
اومدی و چونه میزنی
اگه رد کنید
ما امیدواریم که شما عواقب صحبت کردن
و نتیجه اش رو درک کنید و نه فقط برای شما
برای همه آدمای اطرافتون
خانوادتون،نامزدتون خانوادهِ اون
منظورت چیه؟
همونطور که میدونید خانواده سونگ سرمایه گذارانِ خیلی خوبی
برای شروع کار "چیس"بودن
میگم که بدونی اگه اون سقوط کنه،اونا هم سقوط میکنن
بهش فکر کن
روز بخیر خانم شن.
ضروریِ که خنجر به صورت مخفیانه
از یک کشتی خارج بشه...
فرستاده بشه به موزه شهرمون"اونرید"
قرارِ که فردا برسه
شما اونُ ندارید؟
-چجوری گیرش بیاریم؟ -درش میاریم
توی موزه آشنا داری؟
- چه زمانی؟ - به موقع
چرا صبر کنیم؟
واسه اینقدر پیگیرشی؟
هنری میگه که شما در تلاشی تا
صنایع دستی رو توی جایگاه مناسبش قرار بدید
نمیدونم این خنجر متعلق به کجاس
ولی یکی اون بیرون دنبالِ این خنجرـه
یکی که نباید اونو داشته باشه نمیتونه اونو داشته باشه.
باید از دستِ اون دور نگه دارم
این چیزیِ که آماده کرده بودی بهم بگی؟؟
آره. چرا؟
قرار نیست خنجرُ بدی به ما
یه دلیل واسم نیاوردی که بهت بدمش
صبر کن.
قرارمون این نبود
در مورد یه شیء بهم یه راهنمایی کردی
من از منابع خودم استفاده میکنم تا پیداش کنم
و از منابع خودم واسه بدست آوردنش استفاده میکنم.
بدونِ ما تو حتی از وجودِ
این سلاح خبر نداشتی.
و بدونِ من،شما همین جایی که هستی،بودی
چیزی از دست ندادی
پس این همه ماموریت نیکوکاری و بازگرداندن اشیاء گمشده...
تو یه دزدی بیش نیستی
از بعضی از آدمای پولدار میدزدم
به بعضی هاشون میفروشم
من درمورد این سلاح ها تحقیق کردم
یه سری گردآورنده خرپول هستن که
واسه همچین چیزایی سرشون رو میدن
فقط کافیه بهشون بگی اینا "افسانه ای"هستن اونوقت واسش هرکاری میکنن
پس همینجوری میفروشیش
به یه حرومزادهِ پولدار؟؟
من تاریخ واقعی رو حفظ میکنم و بازمیگردونم.
گیگوهای عرفای..
فروششون به چندتا احمقِ پولدار
میتونه بودجه عملیات های نیکوکاری ام رو واسه مدت زیادی تامین کنه.
هی اگه این خنجر رو ببری توی بازار سیاه
اون میگیرتش
آره اون
خب،هرکی که هست،اگه بالاترین قیمت رو بده
No comments yet. Be the first to leave one.